[ﻗــــــــﺎف کافه]
Статистикаقافکافه ،کانالیکاملاتخصصیدرعرفان ( #Full_specialized_mystical_channel ) درکلیهءشاخههایمرتبطباعرفانوفرا فیزیک، اعمازفرقههایمختلفعرفاناسلامی،مسیحی، یهودی،زرتشتی...ونیزآشناییباپیامهایخداجویی غیرزمینیان ادمین: https://t.me/Ghaf_cafe
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 22
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
هروقت یکی میگرید، دیگری میخندد. این قانون عالم است، رمز کمال همه جانبهی آن است. اگر غیر از گریه چیزی در میان نباشد، حاصل یکنواختی محض است و اگر جز خنده چیزی نشنوی خستهکننده است. اما توزیع متناسب اشک و دستافشانی، هقهق و نغمهخوانی، روح عالم را از تنوع لازم برخوردار میکند و این روح بدل به توازن حیات میشود. ماشادو دِ آسیس از کتاب " کینکاس بوربا " کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
без подписи
چون شب از نصف گذشت نفس را قدری فراغت حاصل می شود، این وقتِ عروج نفس است به سماوات، و وقت ملاقات اوست با ارواح و ملائڪہ، در این حال آنچه مشاهده می نماید صحیح خواهد بود. و این مشاهده دو نوع است: ۱- نوعی که نفس میرسد به لوح محفوظ و آنچه در آنجاست می بیند، این نوع احتیاج به تعبیر ندارد. ۲- و نوع دیگر آنکه مثال آنچه در لوح است می نماید؛ مثل آنکه می بیند که آب صافی یا شیر می آشامد، در این نوع محتاج تعبیر است.... مرآة الحق صفحه ۵۷۷ حضرت الحاج محمد جعفر کبودرآهنگی (مجذوب علیشاه همدانی) ره -------------- گناه، انگیزه عبادت را می گیرد.. شخصی به ابراهیم بن ادهم رَحِمهُ اللّٰهُ تَعَالَى گفت ڪه نمی توانم برای نماز شب بیدار شوم، برایم دارویی تجویز کنید تا بتوانم بیدار شوم. ابراهیم بن ادهم رَحِ در پاسخ فرمود: اگر در روز مرتکب گناه نشوی، خداوند توفیق می دهد ڪه شب برای عبادت بیدار شوی. زیرا ایستادن در پیشگاه خداوند در شب، شرافتی بزرگ است و کسی ڪه اهل گناه است، شایستهٔ چنین شرافتی نمی باشد. منبــع : إحيَاءُ عُلُومِ الدِّين الإمامُ محمد الغزالی، رحمة الله علیه کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
без подписи
نمونهء یک اجازه نامه خرقه ارشادشیخ صاحب اجازه به مریدش 📜 ترجمه فرمان (اجازه خلافت) شیخ الکبیر نجم الدین کبری به تلمیذش شیخ رضیالدین علی لالا رحمهما الله تعالی 💬 بسم اللّه الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و الصلاه علی سید المرسلین محمد و آله اجمعین و ازواجه الطاهرات و اصحابه المنتجبین ▪️اما بعد ضعیفترین بندگان خدای تعالی، احمد بن عمر بن عبدالله صوفی میگوید: خرقه پوشیدم از شیخ و سیّد خود شیخالوری اسماعیل بن حسن بن عبدالله قصری و او خرقه پوشیده است از شیخ محمد بن مانکیل و او از داود بن محمد معروف به خادمالفقراء و او از شیخ ابیالعباس بن ادریس و او از شیخ ابوالقاسم بن رمضان و او از ابییعقوب طبری و او از ابیعبدالله بن عثمان و او از ابییعقوب نهرجوری و او از ابی یعقوب سوسی و از عبدالواحد بن زید و او در علم شاگرد حسن بصری و خرقه پوشیده است از کمیل بن زیاد و حسن بصری در علم شاگرد علی بن ابی طالب (رضی الله عنه) است و کمیل بن زیاد خرقه پوشیده است از علیبنابیطالب و او از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله). خرقه پوشیده است از من فرزند عزیز و گرامی و پرهیزکار زاهد شیخ رضیالدین ابوالعلاء بن لالا سعید علی جوینی که خداوند تعالی توفیقاتش را نیکو و انبیاء و اولیاء را در بهشت رفیق او گرداند و حسن اولئک رفیقا: ▪️او را به سه چیز وصیت میکنم چنانکه رسول الله ص ابا هریره را وصیت کرد بر اقامه دو رکعت نماز ضحی و این که سه روز از هر ماه را روزه بگیرد و این که نخوابد مگر بر وتر و وصیت میکنم را به حسن ملازمت و رشاد و استقامت و سکوت از آنچه بر آن فایدهای نباشد و سفارش میکنم به دوام ذکر و قرائت قرآن و اصلاح ذاتالبین و رساندن رحمت و نفع به خلق خدا به تحقیق که نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرموده است بهترین مردم کسی است که مردم را نفع رساند و بدترین مردم کسی است که مردم را زیان رساند و سفارش میکنم که در برخورد با حوادث متابع کتاب خدا و سنت رسولالله ( صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) باشد و از کسی که بر او ستم کند عفو نماید و عطا کند به کسی که او را محروم دارد و نیکی کند به کسی که به او بدی کند زیرا که آن داب صالحان و صدیقان است و نیز سفارش میکنم که به سیره صالحان سلف سیر کرده و در کلام و بدعت بدعتگذاران خوض ننماید و بر اقامه نماز قبل از طلوع فجر که آن داب محبین است و سفارش میکنم به خدمت مردان خدا کسانی که «لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر اللّه و اقام الصلاه و ایتاء الزکاه» و اینکه نفس خود را به عزائم گرفته و به رقص نپردازد و از غنا پرهیز کند که آن خاموشکننده است و از عُجب دوری کند که آن مُهلک است و برگزیند ایثار بر شیخ را که آن خاصه امت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میباشد «و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه» و خلوت بر معاشرت با مردم اختیار کند که در این زمان بر جهت کثرت دوستان و اقران سوء آن به رستگاری نزدیکتراست. و به تحقیق گفته شده است که تنهائی از همنشین بد بهتر است و سفارش میکنم بر این که در ضراء و سراء و شدت و رخا از خداوند راضی بوده، امر خود را بر خداوند تفویض نماید و هرگاه تنگی و شدت بر او روی آورد بگوید الحمد لله علی کل حال، و هرگاه فراخی و رخاء روی آورد بگوید: الحمد لله الذی بنعمه یتم الصالحین که در آن کفایت است. 🥼و به تحقیق که خرقه تبرک پوشیدم از شیخ ابییاسر عمار بن یاسر بن مطر بن سحاب بدلیسی رحمةاللّه و او پوشیده است از شیخالاسلام ابینجیب بن عبدالله البکر سهروردی و او از پدر و عم خود وجیهالدین عمر و هر دو از پدرشان محمد بن عمویه بهواسطه دست اخی فرج زنجانی از احمد بن سیاه از ممشاد دینوری از ابوالقاسم جنید از سری سقطی از معروف کرخی از داود طائی از حبیب عجمی از حسن بصری از امیرالمؤمنین امامالمتقین علیبنابیطالب از رسول خدا 📃و بر کسی که خرقه پوشانیدم اجازه دادم که آن را بر طالبی که در طلب خود صادق و در حال نظیر خودش باشد بپوشاند و وصیت کند به آنچه که من وصیت کردم. 💐مبارک باد در دو سرا برای او و برای کسی که بپوشاند آمین یاربالعالمین. نوشته است این سطور را ضعیفترین خلق خدای تعالی احمد بن عمر صوفی خوارزمی در روز چهارشنبه چهارم شوال سال پانصد و نود و هشت. حامدالله و مصلیا علی نبیه محمد و آله اجمعین . روضات الجنات و جنات الجنان [ج۲.ص۳۰۶] تألیف حافظ حسین کربلائی تبریزی متوفی 997 ه.ق کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
без подписи
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم یا ایّها الـــــــــرّسول بدون دعای تو از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم --------- میشناسیم همــه جود و عطا را به حسن کرم وبخشش واحسان وسخا را به حسن بگذارید بگوینــــــــــــد گدائیم گدا غم نداریم سپردند گدا را به حسن کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
ذکر حلقه اتصال طریقت علوی معروف کرخی (قدس الله سره) رهنمای طریقت علوی، دربان دربار رضوی، جناب معروف کرخی ره، کنیه آنجناب "ابو محفوظ" و نام معروفش همان "معروف" است. موطن پدری و مولدش "کرخ" یکی از محلات مشهور "بغداد" است. پدر وی بنا بر اختلاف اقوال، "فیروز" یا "فیروزان" یا "علی" (ظاهرا فیروز یا فیروزان نام قبل از اسلام وی بوده و نام علی را بعد اسلام برای خود اختیار کرده است)؛ پدر و مادر وی نصرانی بوده اند، از این رو در طفولیت وی را به معلمی ترسا سپردند. معلم، طبق رویه خود وی را به تثلیث خواند و به نام اب و ابن و روح القدوس به وی تسبیح آموخت. وی بر معلم انکار آورد که نی! خدا واحد است. معلم سخت کتکش زد. او از مکتب گریخت ولی به خانه نرفت و مدتها آواره و ناپیدا بود. والدینش از فقدانش متأسف و آرزو می کردند "معروف" برگردد، بر هر دینی می خواهد باشد، حتی می گفتند اگر برگردد بر هر دینی باشد، ما هم با وی موافقت میکنیم. آن جناب پس از آنکه بر دستحضرت "علی بن موسیالرضا" (ع) به اسلام مشرف و تلقین توبه یافت، به خانه پدر برگشت و درب خانه بزد. پدرش پس از ملاقات و استشار از مراجعت وی، گفت: بر چه دینی هستی؟ گفت: بر دین اسلام و پدر و مادرش نیز به اسلام گرویدند. 🔸حضرتش در ابتداء مدتی با شیخ "داود طائی" ره مصاحبت داشت و مشغول ریاضت بود تا به افتخار دربانی خانه "حضرت رضا" ( ع ) مفتخر آمد و تا آخر عمر قرین این افتخار بود و عاقبت هم سر بر در آستانه مبارک جان داد. به این قسم که در سنه ۲۰۰ هجری، عده ای از شیعیان خراسان به قصد زیارت و تشرف حضور حضرت "رضا" (ع) بر در خانه آن حضرت جمع بودند و پس از اخذ اجازه شرفیابی از کثرت شوق و ولع، به حالت هجوم وارد منزل شدند. جناب "شیخ معروف" که در آن زمان پیرمرد و ضعیف و بر باب خانه ایستاده بود بر اثر فشار و ازدحام جمعیت دچار شکستگی استخوان پهلو گردیده و از آن صدمه به زودی رحلت فرمود. مدفن آن حضرت در بغداد است. تولد آن جناب ضبط تواریخ نیست ولی رحلت حضرتش سنه ۲۰۰ یا ۲۰۴ هجری ضبط شده است. از مدت حیات نیز ذکری در جائی نشده است. امام و پیشوا و مولای وی حضرت "علی بن موسی الرضا" (ع) است. جانشین ایشان "شیخ سری سقطی" ره است. از بیانات ایشان است: علامت اولیای خدا آنست که فکر ایشان در خدای و قرار ایشان با خدای و شغل ایشان در راه خدای بود. ------ جوانمردی در سه چیز است: وفای بی خلاف ستایش بی وجود عطای بی سوال -------- از کرامات حضرت معروف کرخی ره: 🔸روزی جناب "معروف کرخی" با جمعی از صحابه از جائی می رفت، به عده ای از جوانان رسیدند که به لهو و لعب و فسق مشغول بودند. چون اصحاب و شیخ گذشته به لب دجله رسیدند اصحاب عرض کردند: یا شیخ؛ دعا کن که خدای این فسّاق را غرقه کند تا شومی منقطع شود. فرمود: دست ها به دعا بردارید. سپس رو به آسمان کرده، عرض کرد: الهی؛ چنانکه در دنیا عیش آنان خوش کردی در آن جهان هم عیش خوش روزیشان کن. اصحاب متعجب شدند که ما سرّ این دعا ندانستیم، فرمود: تأمل کنید تا سرّ آن دریابید. هم در آن وقت جوانان رباب بشکستند و شراب بریختند و با گریه به محضر "شیخ معروف" آمده، بر پایش افتاده و توبه نمودند. شیخ فرمود که دیدید مراد همه بدون غرق حاصل شد. -------- 🔸جناب "شیخ سری سقطی" ره گفت: روز عیدی "شیخ معروف کرخی ره" را دیدم که هسته خرما بر می چیند. گفتم: شیخا؛ اینها را چه می کنی؟ فرمود: کودکی یتیم دیدم که گریه می کرد که یتیمم و چون سایر کودکان جامه نو ندارم. هسته خرما بر می چینم که بفروشم و برایش جوز بخرم که بازی کرده دلش خوش شود، گفتم: اجازه ده من این مهم انجام دهم. اجازه داد، من کودک را به خانه بردم و جامه نو پوشاندم و شاد کردم؛ درآن حال نوری بر دل من پیدا شد و حالم بگردید و بسا سرّ که بر من هویدا گردید. کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
без подписи
без подписи
مروان بن محمد چون خلافت را به دست گرفت، به دنبال مردی فرستاد تا او را به ولایتی بگمارد. چون آمد، پینه بر پیشانی او دید و گفت: «اگر این پینه از عبادت خداست، شایسته نیست تو را از عبادت باز داریم، و اگر از ریا باشد جایز نیست که تو را به کاری بگماریم.» راغب اصفهانی از کتاب " محاضرات الآدباء " کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
جهان چگونه دین خود را از دست میدهد؟ نگاهی به نتایج بزرگترین پیمایش جهانی بر اساس یکی از جامعترین تحقیقات مرکز معتبر Pew Research Center، هویت دینی در بسیاری از کشورهای جهان، بهویژه در جوامع توسعهیافته، در حال محو شدن است. این یک روند تدریجی اما پیوسته است که نقشه دینی و فرهنگی جهان را دگرگون میکند. اما این خروج از دین چگونه و با چه الگویی اتفاق میافتد؟ الگوی سهمرحلهایِ سکولار شدن (P-I-B Sequence) محققان دریافتهاند که خروج نسلها از دین، معمولاً در یک فرآیند سهمرحلهای و قابل پیشبینی رخ میدهد: ۱. کاهش مشارکت (Participation) اولین قدم، کاهش حضور در مراسم دینی است. مردم کمتر به کلیسا، مسجد یا معبد میروند، اما همچنان خود را دیندار میدانند و دین در زندگیشان اهمیت دارد. ۲. کمرنگ شدن اهمیت (Importance) در مرحله بعد، دین اهمیت خود را در زندگی شخصی افراد از دست میدهد. دیگر معیار اصلی تصمیمگیریها و ارزشهای فردی نیست، هرچند فرد هنوز ممکن است خود را به یک دین خاص "متعلق" بداند. ۳. کنار گذاشتن تعلق (Belonging) این مرحله آخر است؛ جایی که افراد به طور کامل هویت و برچسب دینی را کنار میگذارند و خود را "بیدین"، "آگنوستیک" یا "آتئیست" معرفی میکنند. جهان در کدام مرحله قرار دارد؟ * مرحله اول (کاهش مشارکت): بسیاری از کشورهای مسلمان و هندو، مانند سنگال و هند، در این مرحله هستند. جوانان کمتر در مراسم دینی شرکت میکنند، اما تقریباً همه همچنان هویت دینی خود را حفظ کردهاند. * مرحله دوم (بحران همهجانبه): کشورهایی مانند ایالات متحده، شیلی و بخشهایی از آسیا در این مرحله قرار دارند. در این کشورها، هر سه روند (کاهش مشارکت، اهمیت و تعلق) به وضوح دیده میشود و جمعیت «بیدینان» (Nones) به سرعت در حال رشد است. * مرحله سوم (وداع با هویت دینی): اکثر کشورهای اروپای غربی مانند دانمارک و هلند به این مرحله رسیدهاند. مشارکت و اهمیت دین قبلاً به حداقل رسیده و حالا تفاوت اصلی نسلها در این است که جوانان به طور کلی هویت دینی را کنار میگذارند. 📊 آمار کلیدی تغییرات دینی در جهان (۲۰۱۰-۲۰۲۰) * مسلمانان : سریعترین رشد را در میان تمام ادیان داشتهاند (عمدتاً به دلیل نرخ زاد و ولد بالا و جمعیت جوان). سهم آنها از جمعیت جهان ۱.۸ درصد افزایش یافته است. * مسیحیان : همچنان بزرگترین گروه دینی جهان هستند، اما سهمشان از جمعیت جهان ۱.۸ درصد کاهش یافته است. مرکز ثقل مسیحیت از اروپا به آفریقا منتقل شده است. * بیدینان ("Nones") : تنها گروهی که در کنار مسلمانان، سهمش از جمعیت جهان افزایش یافته است. رشد این گروه نه به دلیل زاد و ولد، بلکه عمدتاً به دلیل خروج افراد از ادیان دیگر (خصوصاً مسیحیت) است. * بوداییها : تنها گروه دینی بزرگی هستند که جمعیت مطلق آنها در این دهه کاهش یافته است. چرا این اتفاق میافتد؟ دو عامل اصلی این تغییرات را توضیح میدهند: ۱. ترک دین (Religious Switching): در سطح جهانی، به ازای هر ۱ نفری که به یک دین میپیوندد، ۳.۲ نفر دین خود را ترک کرده و به گروه بیدینان اضافه میشوند. این پدیده بیشترین ضربه را به مسیحیت زده است. ۲. رشد طبیعی (Natural Increase): جمعیت جوان و نرخ باروری بالا باعث رشد سریع جمعیت مسلمانان شده، در حالی که جمعیت مسن و نرخ باروری پایین در کشورهای مسیحی و بودایی، رشد آنها را کند یا منفی کرده است. جمعبندی: تحقیقات نشان میدهد که یک ارتباط قوی میان توسعه اقتصادی و انسانی با کاهش دینداری وجود دارد. هرچه یک کشور امنتر، ثروتمندتر و تحصیلکردهتر میشود، نیاز به دین به عنوان یک منبع آرامش و هویت جمعی کاهش مییابد. این روند، آیندهای را ترسیم میکند که در آن، نقش دین در زندگی عمومی و خصوصی افراد، دستکم در شکل سنتی آن، به شدت کمرنگتر خواهد بود. سوال بزرگ این است: آیا این به معنای پایان دین است یا تحول آن به اشکال جدیدی از معنویت فردی؟ کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
без подписи
🛎 تازه منتشر شده 👇 https://youtu.be/0Fk4jcKYscU کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
کتاب ایوب( در عهد عتیق ) و گوستاو یونگ: کتاب ایوب یکی از عمیقترین و شاعرانهترین متون عهد عتیق (و بخشی از کتب حکمت در کتاب مقدس عبری) است. داستان درباره برگزیده ای از انبیا ومردی درستکار و خداترس به نام ایوب در سرزمین عوص است. او ثروتمند، صاحب خانواده بزرگ و محترم است. در صحنهای آسمانی، شیطان (یا «متهمکننده») ادعا میکند که ایوب فقط به خاطر برکتهای خدا درستکار است. خدا اجازه میدهد شیطان اموال، فرزندان و سپس سلامتی ایوب را بگیرد، اما جانش را نگیرد.( فراهم کردن صحنه آزمایش برای اثبات عدم لیاقت انسان برای عبودیت خدا ) ایوب همه چیز را از دست میدهد، اما خدا را نفرین نمیکند. سه دوستش (الیفاز، بلدد و صوفر) میآیند تا او را تسلی دهند، اما استدلال اصلیشان این است که رنج همیشه نتیجه گناه است و ایوب باید توبه کند. ایوب این را نمیپذیرد و اصرار دارد که بیگناه است. او سؤال میپرسد، اعتراض میکند و حتی خدا را به محاکمه میطلبد. شخصیت چهارمی به نام الیهو هم وارد داستان میشود. در نهایت خدا از میان گردباد سخن میگوید. او به «چرا»ی ایوب پاسخ مستقیم نمیدهد، بلکه عظمت آفرینش، پیچیدگی جهان و محدودیت فهم انسان را نشان میدهد. ایوب فروتن میشود و اعتراف میکند که چیزهایی فراتر از درکش گفته است. در پایان، خدا دوستان ایوب را توبیخ میکند، ایوب را شفا میدهد و دو برابر آنچه از دست داده بود به او بازمیگرداند. موضوع اصلی کتاب، مسئله تئودیسه است: چرا انسان درستکار رنج میکشد؟ چرا جهان همیشه عادلانه به نظر نمیرسد؟ کتاب ایوب پاسخ سادهای نمیدهد. در عوض نشان میدهد که 1- رنج همیشه مجازات نیست، 2-ایمان میتواند همراه با سؤال و اعتراض باشد، و 3-گاهی انسان باید با ناشناختهها و عظمتی فراتر از فهم خود زندگی کند. کارل گوستاو یونگ در کتاب معروفش پاسخ به ایوب (Answer to Job) این داستان را از زاویه روانشناسی عمیق بررسی کرده و آن را نقطه عطفی در تحول تصویر خدا در آگاهی انسان میداند.گاهی سختترین بخش رنج، خودِ رنج نیست؛ این است که نمیدانیم چرا اتفاق افتاده است. «برای ایوب؛ وقتی برای رنج، دلیلی پیدا نمیشود» جهان فرو میریزد، و در این مقام انسان چگونه دوباره خود را مییابد؟ ایوب مردی درستکار بود. اما در زمانی کوتاه، فرزندانش، داراییهایش و سلامتیاش را از دست داد. داستان ایوب، داستان انسانی است که همه چیزهایی را که به زندگیاش معنا و امنیت میداد از دست میدهد؛ خانواده، دارایی، سلامت و تصویری که از نظم جهان داشت. در تروما نیز فقط یک حادثه رخ نمیدهد؛ احساس امنیت، پیشبینیپذیری و اعتمادی که به جهان داشتیم نیز فرو میریزد. گاهی بزرگترین فقدان، از دست دادن این باور است که «دنیا جای امنی است». همه ما دوست داریم باور کنیم اگر انسان خوبی باشیم، اتفاقهای خوب برایمان میافتد. اما کتاب ایوب این باور را به چالش میکشد. اگر جهان همیشه عادلانه نباشد، چه؟ اگر رنج، پاسخی ساده نداشته باشد، چه؟ دوستان ایوب تلاش میکنند برای رنج او توضیحی ساده پیدا کنند؛ میگویند: «حتماً گناهی کردهای.» آنها نمیتوانند بپذیرند که انسان بیگناه هم ممکن است رنج بکشد. گاهی درد دوم، خود تروما نیست؛ قضاوتها، نصیحتها و توضیحهای سادهای است که دیگران برای رنج ما میسازند. اما چیزی که ایوب را به شخصیتی ماندگار تبدیل میکند، فقط رنج او نیست؛ نحوه مواجهه او با رنج است. او وانمود نمیکند که خوب است. دردش را انکار نمیکند. سؤال میپرسد، اعتراض میکند و تلاش میکند معنایی برای تجربهاش پیدا کند. ایوب سکوت نمیکند. او سؤال میپرسد، و با خدا گفتوگو میکند. کتاب ایوب به ما نشان میدهد که سلامت روان، به معنای سرکوب خشم و اندوه نیست. گاهی آغاز ترمیم، پیدا کردن صدایی است که بتواند حقیقت رنج را بیان کند. از نگاه تروما، یکی از عمیقترین زخمها زمانی اتفاق میافتد که جهان دیگر مثل قبل امن به نظر نمیرسد. چیزی درون انسان فرو میریزد؛ اعتماد، پیشبینی پذیری و احساس تعلق. وبدن نیز این فروپاشی رابه یادمیسپارد. ایوب فقط سوگوار نبود؛ بدنش نیز بیمار و پر از زخم شد. در تروما نیز رنج فقط در ذهن باقی نمیماند. بدن، خاطره ترس، فقدان و درماندگی را با خود حمل میکند؛ گاهی به شکل درد، انقباض، خستگی یا بیحسی. اگر از نگاه تروما بخوانیم... تروما همیشه این پرسش را با خود میآورد: «چرا این اتفاق برای من افتاد؟» کتاب ایوب شاید پاسخ این سؤال را ندهد، اما پرسش مهمتری مطرح میکند: اگر پاسخی وجود نداشته باشد، چگونه به زندگی ادامه دهیم؟ وقتی خدا سخن میگوید، پاسخ مستقیمی به «چرا؟» نمیدهد. او ایوب را با عظمت جهان روبهرو میکند. شاید همه رنجها توضیحی نداشته باشند؛ اما میتوانند نگاه ما را به زندگی تغییر دهند. 📃 هنرکاو کانال تخصصی عرفان و متافیزیک در تلگرام و یوتیوب @Ghafcafe181 قاف کافه
ایوب نبی و دوستان قضاوتگر کوته نگر