گنبد خضرا
Статистикаامیرالمومنین(ع): حکمت را هر کجا که یافتی فراگیر؛ زیرا حکمت گمشده هر مؤمن است. کار بیبنیاد
- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 39
- 1/48двое суток
- 44
- 1/72трое суток
- 48
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ا﷽ا با ارزوی صحت و سلامت در دوران امتحانات یک رسالهای از تصحیح مرحوم مهدی حائری یزدی بهدستم رسید، شرحشان کمی اضافی بود، اما ترجمه بسیار روشنی داشت، خود رساله از مرحوم صدرا است(مسئله تصور و تصدیق) در نظر دارم ترتیب بیان اش را عوض کنم، مطالب اضافی را در جهت فهم بهتر حذف کنم. انشاءالله تا یکشنبه تمام شود، نحوه انتشار هم به جهت امار مانند سابق (رسالهرابط)، در شخصی هست، در همین مسیجر کانال پیام بگذارید. رقوم: فصل سوم از مقاله اول فن اول منطق شفا: همانگونه که هر شیئی از اشیاء را تنها از دو رهگذر می توانیم شناسایی کنیم . ۱.یکی آنکه تصور آن شیء را به ذهن می آوریم: تا آنجا که اگر برای آن شیء نامی باشد هر گاه آن نام را از زبان کسی شنیدیم ، معنی آن شیء در ذهنمان تصور می یابد و این وابسته به صدق یا کذب آن شیء نیست مانند آنکه به گوش ما کلمه انسان را بنوازند یا کسی بگوید چنان و چنین کن در این حال اگر ما به معنی الفاظی که شنیده ایم واقف باشيم قهراً تصور آن را خواهیم نمود. ۲.دوم اینکه همراه با تصور تصدیق باشد همچون هنگامی که به ما می گویند هر سفیدی عرض است و چیزی که از این سخن در ذهن ما پدید می آید تنها معنی قضیه نیست بلکه تصدیق و اعتراف بدان معنی است ولی اگر در معنی قضیه به جای تصدیق و اعتراف شك و تردید داشته باشیم که آیا این سخن درست است یا نیست قضیه را که شنیده ایم تنها تصور کرده ایم ولیکن دیگر تصدیقی به مفاد آن برای ما حاصل نگردیده است و بنابراین هر تصدیقی تصور را در بر دارد ، ولی عکس آن که هر تصوری تصدیقی را همراه داشته باشد، درست نیست. در این مثال هر سفیدی عرض است، تصوراتی که در ذهن ما پدید می آید، یکی این است که صورتی از انسجام و ترکیب این قضیه در ذهن ما حصول می یابد و دیگر صورتهائی است که از اجزاء ترکیبی قضیه همچون سفیدی و عرض در ما ارتسام ذهنی پیدا می کند. اما تصدیق این است که نسبتی از این صورت صورت ترکیبی به سوی اشیاء عینی حاصل گردد که گویای مطابقت این صورت ترکیبی قضیه با خود اشیاء عینی باشد و تكذيب بر خلاف آن است. 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا با ارزوی صحت و سلامت عزیزان دو ماه پیش قرار بود در قالب یک رساله، شرحی بر رساله وجود رابط زنوزی (فکر میکنم جلد دوم صفحه ۴۰ الی ۱۰۰ مجموعه تصنیفات شیخ است) بنویسم، خوشبختانه روزگار مهندسی را بر ما بارکرد و ما را از الفاظ حوزوی و شناختی ازاد کرد؛ قید رساله را زدم، ودر این دو روزی که (ظاهراً) ازاد هستم، انشاءالله مطالب مهم این مسئله را جمع خواهم، و تا حد ممکن سعی میکنم مشی خوانند را در این خصوص باز کنم، و خب طبیعی است که مطالب جنبه آموزشی ندارد. به عنوان رقوم خط زمین از جامعهی علوم انسانی تعریفی را میفرستم که بتوانم طراحی را بر ان مبنا پیاده کنم... بنابر واقعگرایی فلسفی، هرکدام از اجزای قضیه ایجابیه باید مابهازای خارجی داشته باشند تا صدق قضیه حاصل شود. بدین معنا که در هلیه مرکبه (دیوار سفید است) طرفین قضیه (دیوار و سفید) باید تحقق خارجی داشته باشند تا قضیه صادق وحقیقی تلقی شود. اما نکته بر سر عبارت "است" میباشد که حاکی از وحدت موضوع ومحمول بوده و بین طرفین قضیه که هرکدام وجود منحاز ومستقلی دارند ارتباط برقرار میکند. آیا "است" هم مانند طرفین مستقل قضیه، مابه ازای خارجی دارد؟؟ یا صرفا جزء اجزاء ذهنی قضیه میباشد؟؟ این سوال، آغازی است بر طرح مساله "وجود رابط ومستقل" در فلسفه اسلامی. طرفین قضیه که هرکدام بر معنای مستقلی دلالت میکنند و در عالم خارج از ذهن تحقق دارند، وجود مستقل نامیده شده و "است" که معنای مستقلی ندارد و نقش وحدت بخشیدن به طرفین قضیه را دارد، وجود رابط نامیده میشود. گروهی از حکمای مسلمان به تحقق خارجی وجود رابط معتقدند، یعنی همانطور که "دیوار" و"سفید" در خارج موجود هستند، وجود رابطِ "است" نیز ثبوت و وجود خارجی دارد. البته این بدان معنا نیست که در خارج بین موضوع ومحمول، یک وجود سوم و بالضمیمه و مستقلی به نام "است" موجود است، بلکه منظور از تحقق وجودِ رابطِ "است" در خارج این میباشد که، در خارج یک نحوه وجودِ ضعیفی در ضمنِ "دیوار" و "سفید" وجود دارد، که سبب اتحاد وارتباط بین "دیوار" و"سفید" میباشد. "است" امر سوم و زائدی در کنار "دیوار" و"سفید" نیست بلکه مرتبهای از وجود مشکک خارجی است، که در ضمن طرفین قضیه به نحو اندماجی موجود بوده و اثر وحدت واتحاد بخشی بین "دیوار" و "سفید" را برقرار میکند (محسن بهرامی) 1/? 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا به خاطر ماهیت متفاوت ان جلسه از انتشارش بر حذر شده بودم ۹ دی ماه ۱۴۰۴ این جلسات میتواند کمکی کند https://t.me/dghjvjk/47842 شاید محدودیت سنی 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا حرکت (خارج از درسگفتار) #پیادهها 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه شانزدهم) استاد نادر مسیبی ۷ دی ماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه پانزدهم) استاد نادر مسیبی ۲ دی ماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه چهاردهم) استاد نادر مسیبی ۳۰ آذر ماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه سیزدهم) استاد نادر مسیبی ۲۳ آذر ماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه دوازدهم) استاد نادر مسیبی ۱۸ آذر ماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه یازدهم) استاد نادر مسیبی ۱۶ آذر ماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه دهم) استاد نادر مسیبی ۲۷ ابانماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه نهم) استاد نادر مسیبی ۲۰ ابانماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا جنس خیال چیست؟ مادی یا مجرد (خارج از درسگفتار) #پیادهها 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه هشتم) استاد نادر مسیبی ۱۸ ابانماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه هفتم) استاد نادر مسیبی ۱۱ ابانماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه ششم) استاد نادر مسیبی ۶ ابانماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود شماره جلسات قبل: 1، 2، 3، 4، 5 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه پنجم) استاد نادر مسیبی ۴ ابانماه ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود (کیفیت: اصلاحی ساعت ۱۶:۰۷) 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا (جلسه چهارم) استاد نادر مسیبی ۲۹ مهر ۱۴۰۴ مکان: کانون قرآن و عترت پردیس شهید عباسپور دانشگاه شهید بهشتی صوت جلسه پیوست میشود 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا اصاله الماهوي بودنِ شيخ اشراق در ما دونِ نفس است خلقت را غیر صوفی موجود به ایجاد میدانند، نه موجود به وجود اما در ساحت مجردات اختلاف نظر هست: 1.شیخ اشراق اگر عقول در صقع ربوبی قرار داده شود پس موجود به وجود الهی است، همانطور که بیان شد وجود بی نهایت پیدا می کنند و نامتناهی می شوند و حدّی برای آنها نیست. وقتی حدی برای آنها نباشد ماهیتی هم پیدا نمی کنند. همانطور که خداوند ـ تبارک ـ ماهیت ندارد آنها هم ماهیت ندارند. ماهیت آنها، ماهیتِ بالمعنی الاعم می شود که « ما به الشیء هو هو » است یعنی وجود می شود انجایی که میگویند عقول کل بینهایت هستند اشاره به همین مطلب میکنند اشراق مي گويد « النفس و ما فوقها اِنّيّاتٌ محضه و وجوداتٌ صرفه » يعني نفس و آنچه بالاتر از نفس هست انيات محضه و وجود صرف هستند. يعني ماهيت ندارند و به تعبير ديگر ماهيات آنها عين وجودشان است. معروف است كه شيخ اشراق، اصاله الماهوي است و وجود را اعتباري مي داند. در سه موجودِ نفس و عقل و خداوند ـ تبارك ـ نمي تواند بگويد وجود، اعتباري است و ماهيت، اصيل است زيرا در اين سه اصلا قائل به ماهيت نيست بلكه مي گويد اينها وجود صرف و اِنِّ محض هستند پس ماهيت ندارند لذا در اين سه مورد، اصالت را با وجود مي داند. (این مباحث در واقع اتحاد کیف و وجود است، و بالفعل بودن مجردات به این مسئله مربوط است) 2.مشاءاما اگر عقول و مجردات در صقع ربوبی قرار داده نشوند و گفته شود افعال الهی اند نه اینکه جزء کارگزاران باشند یعنی مثل قوای ما نسبت به نفس ما نیستند بلکه افعال الهی هستند مثل ما انسانها که فعل خداوند ـ تبارک ـ هستیم ولی ما فعل مادی هستیم و آنها فعل مجرد هستند. اگر به اینصورت بیان شود عقول، محدود می شوند و وقتی محدود شوند صاحبِ حد می شوند و حدّ هم به معنای ماهیت است و ماهیت پیدا می کنند. مشاء مي گويد اگر همه ي موجودات غير از خداوند ـ تبارك ـ را ملاحظه كنيد داراي ماهيت و وجودند و ماهيت آنها با وجودشان فرق مي كند. زيرا ماهيت آنها، ما يقال في جواب ما هو است و وجودشان، اموري است كه اين ماهيت را موجود مي كند. اصاله الماهوی ها معتقدند كه ماهیت(به حیث هی، نه ماهیت موجوده) اعتباری است و می گویند اگر وجود كنار ماهیت نیاید چیزی نیست... همه « حتی اصاله الماهوی ها » معتقدند كه ماهیت اعتباری است و می گویند اگر وجود كنار ماهیت نیاید چیزی نیست بعداً اصاله الوجودی ها به اصاله الماهوی ها می گویند شما ماهیتِ تنها را اعتباری می دانید وجودِ تنها را هم اعتباری می دانید چگونه وقتی این دو با هم شدند و ماهیت، ماهیت موجوده شد ماهیت، اصیل می شود؟ دو امر اعتباری كه كنار هم جمع می شوند اصالت درست نمی كنند اما انها میگویند اگر به جاعل، انتساب و ارتباط داده شود اصاله الماهوی ها می گویند اصیل می شود ولی اصاله الوجودی ها می گویند هنوز اعتباری است و اصالت برای مجاورش است. اصاله الماهوی، اصاله و واقعیت برای وجود قائل نیست و نمی تواند « وجود » را چیزی ببیند تا آن را منضم به ماهیت كند یا متحد با ماهیت كند. به او گفته می شود كه چگونه این ماهیت، حقیقت می شود و واقعیت پیدا می كند؟ جواب می دهد كه با ارتباط پیدا كردن به جاعل، واقعیت پیدا می كند. نمی گوید « با اتحاد با وجود، واقعیت پیدا می كند » چون برای وجود ارزشی قائل نیست بلكه می گوید با ارتباط و انساب به جاعل واقعیت پیدا می كند. پس اگر مرتبط به جاعل شد موجود می شود و اگر ارتباطش با جاعل برقرار نشد موجود نمی شود. پس قبل از ارتباط، بالاتفاق اعتباری است « یعنی هم اصاله الوجودی هم اصاله الماهوی می گوید اعتباری است » اما بعد از ارتباط، اختلاف پیدا می شود ولی حق با كدام است در جای خودش بحث می شود.. در حكمت اشراق ایراداتی هم آورده شده كه اگر وجود برای وجود قائل شوید تكرار و تسلسل می شود « اما وجود برای ماهیت اگر قائل شوید تسلسل نمی شود » بعداً مرحوم صدرا جواب می دهد كه وجود برای وجود قائل می شویم ولی وجودِ وجود، ذاتی است نه عطایی، اما به ماهیت وجود داده می شود مثل اینكه به طعام، نمك داده می شود ولی به نمك، نمك داده نمی شود. 8/8 #ایراد: زمانی که در منطق بینهایت را از جنس و اجناس خارج کردند، چه جوری مجردی(عقولی) که جوهر است بینهایت میشود؟ و چه جوری کیفی که عرض است میتواند در مجردات(عقول) جوهر بشود؟اگر ماهیت با وجود یکی شود، چرا همچنان مجردات(عقول) در ذیل مباحث جواهر اورده میشوند؟ 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra
ا﷽ا ادامه سلسله جلسات خوانش کتاب مبدا و معاد ـ ابن سینا استاد نادر مسیبی یکشنبه و سهشنبه ساعت ۸:۳۰ صبح محل: دفتر کانونقرآنوعترت شهیدعباسپور تاریخ شروع جلسات: سهشنبه ۲۲ مهر 🌿گنبد خضرا @Gonbade_Khazra