tgindex
Grief chapter
@Griefuruперсидский

He/they - Queer | 22 سوگ - ورو می‌تونید فیا صدام بزنید. https://t.me/harfmanrobot?start=434326577 Spam: @Queerencyclopedia Pfp: Heneryque on twitter

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
20
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
252
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
89
20 постов
Вовлечённость
35,3%
к подписчикам
Постов в день
2,9
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
76
1/48двое суток
87
1/72трое суток
93

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • بهترین پرزنتیشن دنیا ۳>

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • تولد عشق زندگیم که کل گوشی‌م سلفی‌هاش و عکس‌های چت فیسیشه مبارک. ایبج بجوج🥺

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 12 авг.962из theflowerbeds

    —Orlando (1992)

  • 12 авг.813из theflowerbeds

    "Gentlemen. I find it strange. You are poets, each one of you and speak of your muse in the feminine. And yet you appear to feel neither tenderness nor respect towards your wives, nor towards females in general."

  • یک دلیل دیگه‌ای هم هست اینه که، صدای من به عنوان یک زن زیسته‌ی ایرانی، آزادی منه. چیزیه که محروم بودم از رها کردنش. از داشتنش. از شریک شدنش با گوش کسی. این صدا، فراتر از سرگرمیه. در ذات خودش اعتراضه. برای من و جان من، هم خطر محدود شدن و هم کلیدی برای آزاد شدنه. برای همین عاشقشم. چون اونقدر مهمه که محکوم می‌شه. قایمش میکنن. چون هیچ چیزی قدرتمند‌تر از زنی که صداش بلنده نیست. این همیشه من رو زنده نگه می‌داره که آواز من، هویت من و آزادی منه که از من گرفته شده. یک روزی، پسش میگیرم و اون رو مال خودم می‌کنم و باهاش صدای تمامی زن‌ها می‌شم تا اون‌ها هم بتونن آزاد باشن.

  • توی زندگی‌م هیچی رو بیشتر از خوندن نمی‌خواستم. همیشه یادمه، اولین اجرای توی بچگی‌م با لباس ترکی زردم، یکی از بزرگ‌ترین نقطه‌های عطف زندگی‌م بود. همونجا بود که فهمیدم من هیچ چیزی جز اینکه یک خواننده بشم، نمی‌خوام. در ادامه‌ی رشد و زنده بودن چیزهای بیشتری در کنارش پیدا کردم. نوشتن هم کنارش یک پایه‌ی ثابت شد. بازیگری. فیلم ساختن. می‌دونستم که همه‌شون رو خیلی دوست دارم. هیچی اما اون نمی‌شد. هیچی جای موسیقی و خصوصا آواز رو نمی‌گیره. آواز تنها چیزی بود که رایگان بود. مال من بود. سازی بود که توی جونم کاشته شده. دوتا گوش داشتم برای شنیدن و همه‌ی دنیام توی من قایم شده بود. فقط بلد نبودم چجوری باید باهاش کار کنم. چیزی بود که اولین آدم‌های روی زمین هم احتمالا باهاش به همه چیز معنا دادن. صدا، لعنت بهش. چقدر دوست داشتنیه. لازم نیست کلمه‌ی خاصی رو بنویسی یا یک چیزی رو مفهوم کنی به دیگری. کافیه فقط یه ملودی زمزمه کنی و احساساتت توی دنیا پخش می‌شن. منم فقط همین رو می‌خواستم. می‌خواستم توی یک برادوی باشم. یک بند راک. شاید اپرای چینی. آواز سنتی ایرانی. می‌خواستم صدا باشم و جز صدا و شعر، هویتی نداشته باشم. می‌خواستم اونقدر صدام زیبا باشه، که شیشه از بالا و بلندی‌ش بشکنه. اشک توی چشم‌های یکی حلقه بزنه. می‌خواستم به یاد بمونه و موردعلاقه‌ی کسی باشه. اما همیشه آخرش منتهی می‌شد به سکوت. به نظر ندادن. به اینکه هیچ حس خاصی ایجاد نمی‌کنه. اما یادمه وقتی مدت کوتاهی رفتم کلاس آواز، تقریبا ساعت نه صبح چهل دقیقه بعد از کلاسم، یکی که آموزشگاه رو تمیز می‌کرد، بهم گفت چقدر زیبا می‌خونی. همیشه به یادم می‌مونه که جلوی دوست‌های زیادی خوندم. جلوی غریبه‌های زیادی صدام رو رها کردم اما هیچکدوم به من اونقدر صادقانه نگفتن صدام زیباست. امیدوارم روزی برسه که زیبایی صدام به همه جا برسه. امیدوارم روزی بیاد که من به رویای خودم برسم. امیدوارم عمیق‌ترین و بلندترین چست وویس رو نشون گوش‌های کسی بدم. امیدوارم بی‌نقص آواز بخونم و حتی اگر نقص داشت، دلنشین و انسانی باشه. می‌خوام که فقط صدا باشم. یک صدای ماندگار از خاطرات. از سوگ یا خوشحالی. می‌خوام فقط یک نفسی باشم که کشیده می‌شه و ذره ذره موقع خوندن بیرون می‌آد. موسیقی‌ای باشم که راهش رو از گوشم به حنجره‌م پیدا می‌کنه. هیچی رو توی دنیا بیشتر از اینکه بخونم نمی‌خوام، هیچ چیز رو. مهم نیست چقدر آدم‌ها بهم واکنش بد نشون دادن، من تلاشم رو می‌کنم تا شنیده بشم یا حتی توی خلوت خودم، از صدای خودم که تمام منه متنفر نباشم.

Grief chapter — tgindex