tgindex
️حاتم آباد(حاتم قلعه)

️حاتم آباد(حاتم قلعه)

Статистика
@HATAMABADIHAперсидский

🎗وَ خیر هاتن. خوش گَلدیز💟 🎀کانال تلگرامی روستای با صفا و مَرزی حاتم قلعه 💙 ایدی مدیران جهت # ارسال مطالب .انتقادات_پیشنهادات 👇👇 @Mojjamiy حجت‌الاسلام معجمی @eslammohaddes اسلام محدث

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
17
Всего постов
55
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
539
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
193
40 постов
Вовлечённость
35,8%
к подписчикам
Постов в день
2,4
всего 55
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
165
1/48двое суток
189
1/72трое суток
203

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • فردا صبح حرکت از روستا به مشهد حسین داریوشی +989157691230

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • باسلام وعرض ارادت ۰ حلول ماه ربیع الاول برشما عزیزان مبارک باد۰ آغاز برگزاری مراسم شادی وخوشحالیتون مبارک باد💐🌹🌹🌹🌺🌺🌺

  • باسلام وعرض ادب وارادت وقبولی طاعات وعبادات شما خوبان 🤲🙏 محبوب رضاست هرکه دل ریشتر است از کعبه صفای این حرم بیشتر است اینجا طبیبی که ندارد نوبت هرکه دل شکسته تر است،پیش تر است۰👇👇👇 رضاجان،مولای ما به خوبان سر میزنی،مگه ما بدان دل نداریم... التماس دعا🤲🙏🌾🌾🌾 امروز روز آقاست ،خواسته شما عزیز از آقای مهربونمان چیست؟ لطفا به اشتراک بگذارید ۰سپاس

  • 🪐 گویند : درعصر سليمان نبى، پرنده اى براى نوشيدن آب بسمت بركه اى پرواز كرد، اما چند كودک را بر سر بركه ديد، پس آنقدر انتظار كشيد تا كودكان از آن بركه متفرق شدند. همينكه قصد فرود بسوى بركه را كرد، اين بار مردى را با محاسن بلند و آراسته ديد كه براى نوشيدن آب به آن بركه مراجعه نمود ؛ پرنده با خود انديشيد که اين مردى باوقار و نيكوست و از سوى او آزارى بمن متصور نيست؛ پس نزديک شد ولی آن مرد سنگى بسويش پرتاب كرد و چشم پرنده معيوب و نابيناشد ! پرنده شكايت نزد سليمان برد؛  پیامبر آن مرد را احضار کرد سپس او را محاكمه و به قصاص محكوم نمود و دستور به كور كردن چشم داد . آن پرنده به حكم صادره اعتراض كرد و گفت : "چشم اين مرد هيچ آزارى به من نرسانده ، بلكه ريش او بود كه مرا فريب داد! و گمان بردم كه ازسوى او ايمنم پس به عدالت نزديكتر است اگر محاسنش را بتراشيد تا ديگران مثل من (( فريب ريش )) او را نخورند" « علامه دهخدا 👇🌱 باسلام هم ولاتی عزیز مولانا می فرمایند: ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم وحال را درپناه حق باشید🤲🙏🙏🙏 نظر ودیدگاه شما چیست؟

  • видео или голосовое, без подписи

  • امام رضا دوای دردهای بی شماره هرکسی داره حاجت،پيش شما میاره🙏 هم ولاتی های عزیزم:👇👇👇 به آخرای ماه صفررسیدیم از صمیم قلب اینطور دعا گویتان هستم خداوندا به حق محمد وآل محمد ،پایان این ماه را برای همه ی ما پایان رنج ها و گرفتاری هایمون قراربده و هیچ دلی را نا امید از درگاهت بر نگردان۰ آمین یا رب العالمین 🤲🙏🌲🌲🌳🌳🌴🌴

  • باسلام وعرض ارادت خدمت هم ولاتی های خوب وعزیزم،درپناه حق باشید خوبان🤲🙏 🌹عزیزان آخر این ماه چقدر 🖤سخت و سنگین است 🌹تمام آسمان و زمین 🖤بیقرار و غمگین است 🌹بزرگ‌تر زِ غم مجتبی 🖤و داغ رضا... 🌹وداع فاطمه با 🖤خاتم النبیین است... رحلت جانگداز پدر امت اسلام، حضرت رسول اکرم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و شهادت جانسوز حضرت امام حسن مجتبی علیه‌السلام و شهادت غریبانه‌ی حضرت امام رضا شاه خراسان علیه‌السلام بر همه‌ی مسلمانان عالم تسلیت باد.🙏 التماس دعا🤲🌾🌾🌾🌴🌴🌴

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • خدایاا✨ در سختی هاے روزڪَار تنها تو پناه منی ،رهایمان نڪن..🤲 فقط خدا سلام صبحتون بخیر هم ولاتی جان🙏🌹🌹🌹

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • #وابستگی #دلبستگی 💎 داستانی ساده و آموزنده ✍️ پسربچه ای پرنده زيبايی داشت و به آن پر‌نده بسيار دلبسته بود. ▫️حتی شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش می‌گذاشت و می‌خوابید. ▫️اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگی او به پرنده باخبر شدند، از پسرڪ حسابی كار می‌كشیدند. ▫️هر وقت پسرڪ از كار خسته می‌شد و نمی‌خواست كاری را انجام دهد، او را تهديد می‌ڪردند كه الان پرنده‌اش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرڪ با التماس می‌گفت: نه، كاری به پرنده‌ام نداشته باشيد، هر كاری گفتيد انجام می‌دهم. ▫️تا اينڪه یڪ روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد و او با سختی و كسالت گفت، خسته‌ام و خوابم مياد. ▫️برادرش گفت: الان پرند ه ات را از قفس رها می‌ڪنم، كه پسرڪ آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت، حالا برو بذار راحت بخوابم، كه با آزادی او خودم هم آزاد شدم. ▫️اين حكايت همه ما است. تنها فرق ما، در نوع پرنده ای است كه به آن دلبسته‌ایم. ▫️پرنده بسياری پولشان، بعضی قدرتشان، برخی موقعيتشان، پاره‌ای  زيبایی و جمالشان، عده‌ای  مدرڪ و عنوان آكادمیڪ و خلاصه شيطان و نفس، هر كسی را به چيزی بسته‌اند و ترس از رها شدن از آن، سبب شده تا ديگران و گاهی نفس خودمان از ما بيگاری كشيده و ما را رها نكنند.👇🌻 ▫️پرنده‌ات را آزاد ڪن! درپناه حق به دور از هر غم وغصه ای باشید هم ولاتی جان🤲🙏🌺🌺🌺