هیربدستان آستان مغان
Статистикаشناخت آیین مزدایی و کیش زرتشت و مغانه ها برپایه ی درست ترین گزارشهای اوستا و نوشتارهای پهلوی. گزارشگر: هیربد سوشیانت مزدیسنا، پایه گزار آستان مغان.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 11
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
20) طرح ثابت آفرینش، تقسیم هفتگانه آن و انتصاب یک امشاسپند بر هر یک از آنها. 7 جیرم. 7 پرتو. (21) تمامی اعمال ما در طول زندگی زمینی به صورت «کردار» ما در طول دوره بین زندگی 57 ساله در برابر ما ظاهر میشود (یس- 31-14، هادخت نسک و کتب پهلوی، و پتت پشمنی 12). تحقیقات فراروانشناسی مدرن نشان میدهد که تمام افکار و احساسات ما در ذهن ناخودآگاه ما ثبت میشود و میتوان آنها را تحت هیپنوتیزم به یاد آورد. (22) تثبیت دورههای گِه بر اساس نجومی قوسهای روزانه تشکیل شده توسط خورشید با توجه به محل مشاهده، که از اوشاهین به بعد 90، 0، 90، 135 و 180 درجه، همگی مضربهای 45، یک جنبه شیطانی را اندازهگیری میکنند. در نقاط اتصال این گِهها، تأثیرات شیطانی در فضای روانی اطراف ما غالب هستند. به همین دلیل، آشو زرتشت به مؤمنان یادآوری میکند که در چنین مواقعی آیینهای کشت را انجام دهند (به یس، 44-5 مراجعه کنید. همچنین به دینکرد مراجعه کنید که دستورالعمل مشابهی را ارائه میدهد. جلد 2، صفحه 102.) (23) سال مذهبی زرتشتیان با اشاره به دو اعتدال و دو انقلاب طرحریزی شده است. این چهار نقطه، چهار گوشه سال دینی را تشکیل میدهند که از اعتدال بهاری شروع میشود. هر 4 سال یک بار، یک روز اصلاح یا «روز وهیزکیک» به طور واضح تعیین شده است. این امر قرنها قبل از تولد پاپ گرگوری سیزدهم محقق شد. اتفاقاً، این دین ما نیست که باید با علم مدرن مطابقت داشته باشد؛ بلکه علمِ همواره در حال تغییر است که باید خط خود را با احکام باستانی که امروزه به همان اندازه که در ابتدا مطرح شدند، معتبر هستند، تطبیق دهد. درود فروتنانه ما به پیامبر پیامبران، آشو اسپیتما زرتشت. از: در جستجوی نور الهی - بهرامشا پیتاوالا، صفحات ۱۲۹ تا ۱۳۲
بنابراین، یک کرشا یک مدار بسته نامرئی تشکیل میدهد که در آن هیچ پایه یا نفوذ شیطانی نمیتواند وارد شود و در شرایط خاص، هیچ نفوذ شیطانی نمیتواند به دیگران برسد و به آنها آسیب برساند. برای مثال، اگر کُشتی ما (Zaothra Hadha Zaothrem Hadha Aiwiyaonghanem) به درستی و با نیروی معنوی لازم اجرا شود، «۳ کرشا» را در اطراف کمر ما به وجود میآورد و از این رو نام آن (Karsha-Thri یا ۳ کرشا) است. (ر.ک. Gayartri. یک آهنگ سهگانه.) نمونههای دیگر عبارتند از: «۷ کرشا» که در اطراف زوجهای عروسی و «۳ کرشا» در «Sachkar» کشیده شدهاند. ۱۱) علم صداشناسی یا علم ارتعاشات صوتی، ریشه همه مانتراس مقدس است. صدا، اشکالی را تولید میکند که میتوانند هم شفا دهند و هم نابود کنند. به اردیبهشت یشت مراجعه کنید که اعلام میکند بهترین شفادهنده کسی است که میتواند بیماری را «از درون» (هاچا اوروتوان) به وسیله مانتراس درمان کند. این اصل زرتشتی، اساس «پزشکی روانتنی» مدرن است. به وندیداد ۱۹، ۴، ۸-۹ و تفسیر پهلوی آن مراجعه کنید که اعلام میکند وقتی زرتشت «یتا اهو ویریو» را میخواند، اشکالی به بزرگی خانهها به وجود میآیند و نیروهای شیطانی را نابود میکنند. دوباره به اشیشوانگ یشت مراجعه کنید که ثبت میکند تلاوت «اشم وهو» قدرت ذوب کردن موجودات شیطانی را دارد. به طور خلاصه، همانطور که علم مدرن اکنون اعلام میکند، «شکل به نوعی تابعی از فرکانس ارتعاشات است». اشکال تولید شده توسط صدا را اکنون میتوان با استفاده از «تونوسکوپ» روی فیلمها مشاهده کرد. برای ایجاد تأثیر مطلوب، مانتراها باید طبق علم عرفانی جلوههای صوتی «بافت» شوند (یاس ۲۸-۳). به همین دلیل، مانتراها به درستی «حلقههای حروف» نامیده میشوند. (12) اصل مهم قانونی مبنی بر اینکه «باید شدیدترین عدالت برای هر دو طرف به طور یکسان اجرا شود» (یاس ۳۳-۱). (13) شکلگیری الفبای اوستایی از هیروگلیفها و تصاویر باستانی. (14) خورشید منبع اصلی تمام انرژیها از جمله نیروی حیاتی حیات و بزرگترین عامل پاککننده است (خورشید نیایش). ماه بر رشد سبزیجات تأثیر میگذارد (ماه-باختر نیایش). (15) کشاورزی (یاس ۳۴-۱۴؛ ۴۸-۶؛ وندیداد، ماه نیایش). طبق آموزههای مزدیزن، زرتشت مقدس بود که «با پیوند برنج و جو گندم تولید کرد». (16) نظریه تکامل داروین مبنی بر اینکه انسان از میمونها سرچشمه گرفته است، توسط همه دانشمندان پذیرفته نشده است. در واقع، خود داروینیسم برای بقای خود در تلاش است! آموزه باستانی ما این است که «میمون دمدار و خرس از نسل اتحاد انسانها و شیاطین هستند» (بندهش 23-1). (17) آموزه زرتشت (همانطور که در بندهش 30-3 ثبت شده است) مبنی بر اینکه هنگام مرگ، بخشهایی از بدن و روح ما به آتش، اسپندارمذ و غیره سپرده میشود و همان بخشها برای بدن جدیدی در رستاخیز، یعنی تولد دوباره، استفاده خواهند شد، در واقع در ادبیات دینی جهان بینظیر است. این آموزه با آموزههای غیبی پشتیبانی میشود که در هنگام مرگ، اتمهای نهایی تشکیلدهنده بخشهای بدن ما برای تولد آینده دست نخورده باقی میمانند. دانشمندان مدرن به این دیدگاه روی آوردهاند که «ما اجداد خودمان هستیم». جالب است که در اینجا به این مفهوم در داستان زندگی خود پیامبر گرامیمان اشاره کنیم که در آن ثبت شده است که «گوهر» زرتشت و غیره از طریق شیره استخراج شده از شاخههای «هئوما» که با شیر گاو مخلوط شده و توسط والدینش نوشیده شده بود، وارد رحم مادرش شد. در مجموع، چنین اتمهای نهایی، به طریقی اسرارآمیز، همراه با غذایی که والدین خوردهاند وارد رحم مادر میشوند و هسته جنین را تشکیل میدهند. (18) آتش آسمانی، یکی از 16 آتشی که در تقدیس آتش بهرام استفاده میشود، «آتش وزیشت» نامیده میشود، یعنی سریعترین آتش. چگونه میتوانست سرعت برق اندازهگیری شود، مگر اینکه گذشتگان اختراعاتی مانند تلفن، رادیو و تلویزیون داشتند؟ (19) هنگام کاوش در یک شهر 2000 ساله اشکانی در عراق امروزی. باستانشناس آلمانی، ویلهلم کونیگ، گلدان سفالی حاوی یک میله آهنی را که درون یک استوانه مسی قرار گرفته بود، کشف کرد. این چیدمان او را به یاد باتری خشک میانداخت، تصوری که با کشف میلههایی که ظاهراً توسط اسید (احتمالاً سرکه یا شراب) خورده شده بودند، تأیید شد. نتیجهگیری کونیگ: پارتیان ۱۶۰۰ سال قبل از ۱۸۰۰، یعنی تاریخ اولین باتری (ساخته شده توسط الساندرا ولتا)، برق تولید کرده بودند. به نشریه Readers Digest مراجعه کنید: INTO THE UNKNOWN، صفحه ۴۳. علاوه بر این، در میان حکاکیهای غنی در تخت جمشید، میتوانیم شکلهایی از حتی اشیاء مدرن مانند میز، صندلی، عینک و غیره را ببینیم.
THE FOREMOST SCIENTIST OF THE WORLD اشوزرتشت – دانشمند برتر جهان منتشر شده در ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط یزدی اگر علم مدرن آن را شایسته بداند و بتواند معنای روح اوستا را درک کند، متوجه خواهد شد که زرتشت تمام قوانین و عملکردهای طبیعت را بسیار بهتر از همه فیلسوفان، دانشمندان و ستاره شناسان امروزی میدانست. گالیله، نیوتن و کپلر باید از ستاره شناس استاد خود درس میگرفتند. اگر داروین نظریه تکامل را آنطور که زرتشت آموزش داده بود، درک میکرد، شرمنده میشد. عملاً تمام احکام پاکی، تمام تمرینات اخلاقی و مذهبی و شفابخشیهای او بر اساس عمیقترین و ژرفترین مطالعات قوانین طبیعت در تمام حوزهها، جسمی، روحی و فکری، بنا شده بود. — دکتر دیوید امان اشوزرتشت – یک دانشمند برتر دکتر پاول کاروس میگوید: «علم جستجوی روشمند حقیقت است؛ و حقیقت، بیان صحیح، جامع و مختصر حقایق است. و اشو زرتشت دقیقاً همین کار را انجام داد. تمام بار یسنا ۴۴ همان «جستجوی روشمند حقیقت» است، همانطور که از همان مصراع چند بند آن به وضوح پیداست: «از تو میپرسم، ای اهورا، حقیقت را در مورد آن به من بگو». و بدین ترتیب، او دانش دست اول در مورد شکوه آفرینش، تضاد ابدی بین حق و باطل، اسرار طبیعت، مسیرهای خورشید و ستارگان، کم و زیاد شدن ماه، نیروی جاذبه، آرزوهای روح و غیره را به دست آورد. او در واقع یک ابردانشمند بود زیرا دانش او تقریباً همه شاخههای علم را در بر میگرفت و به آنها گسترش مییافت، حتی به حوزههایی از دانش که علم مدرن هنوز به آنها نپرداخته است. او به بشر آموخت که تا آن زمان چه چیزهایی را نمیدانست = A (نه) + VID (دانستن) + TA. AVIDTA، AVISTA! چند مثال در ادامه آمده است. (1) زرتشت حتی در آن دوران کهن، قوانین ژرف علم اتمها و کیمیاگری را پیشبینی کرده بود، همانطور که از معانی ضمنی نامهای 61 تا 72 اهورامزدا که روزانه میخوانیم، میتوان دریافت، که در آنها اهورامزدا به عنوان تبدیلکنندهی موارد زیر خوانده میشود: (الف) آتش به هوا (آدار-باد-گر)، (ب) آتش به آب (آدار-نام-گر). (ج) هوا به آتش (باد-آدار-گر)، (د) خاک به هوا (گل-وَد-گر). (ه) خاک به آب (گل-نام-گر) و غیره. چنین نامهای الهی را تنها کسی میتواند تصور و درک کند که کاملاً با قوانین پنهان مربوط به حوزههای بالاتر دانش آشنا باشد، قوانینی که به موجب آنها اتمهای تشکیلدهنده یک عنصر یا شیء موجود میتوانند به گونهای تنظیم شوند که عنصر یا شیء دیگری را تشکیل دهند. (2) خلقت چگونه به وجود آمد (یسنا. 28-11)؟ در نتیجه اعلام کلمه مقدس "آهون" توسط اهورا مزدا که قبل از همه خلقت وجود داشته است (یسنا. 19). او ابتدا از طریق کلام مقدس خود فرمان داد که نور از طریق نورهای آسمانی جاری شود (یسنا. 31-7). دانشمندان اکنون احساس میکنند که "جهان بیشتر شبیه یک فکر بزرگ میشود تا یک ماشین بزرگ". (3) جهان هستی با تعامل مداوم نیروهای مثبت (سپنتا) و منفی (انگره) طبیعت (مینیوس) (یاس. 30: 3-6، 45-2) حفظ میشود. در اصطلاح علمی، به آن قانون قطبیت میگویند. (4) آتش در تمام آفرینش پنهان است. دارای 16 درجه (نوع انرژی) است. بنابراین، چیزی به عنوان "ماده مرده" وجود ندارد. در واقع، "ماده متراکمترین شکل انرژی است" (انیشتین). (5) اشارهای به قانون جاذبه و عملکرد آن در سراسر کیهان در یاس. 44: 3.4 و در فروردین یشت یافت میشود. (6) منبع (چیترا) زمین (گائو) ماه است که به همین دلیل به آن «گائوچیترا» گفته میشود. نمونههای سنگی که فضانوردان آمریکایی از ماه آوردند، بسیار قدیمیتر از سنگهای زمین بودند. (7) زمین ثابت نیست؛ مانند یک پیچ میچرخد، (رانیو اسکریتیم گام) (یاس. 44-6، 47-3، 50-2). (8) ساختار نهگانه انسان، شامل 3 بخش فانی، 3 بخش نیمه فانی و 3 بخش جاودانه (یاس. 31-11، 55-1). (9) مبنای اکولوژیکی روش منحصر به فرد دفع مردگان ما، همانطور که در وندیداد مقدس، که قدیمیترین متن مدرنترین علم اکولوژی است، شرح داده شده است. دانشمندان مدرن هنوز برخی از قوانین اکولوژیکی مطرح شده در آن متن مقدس را نیاموختهاند. (10) قوانین اکولوژی متعالی برای محافظت در برابر آلودگی و حمله روانی، هدایای ارزشمند زرتشت به بشریت هستند: (الف) هاله انسان (خوره): اکنون تحقیقات بزرگی در اتحاد جماهیر شوروی و سایر کشورهای غربی در مورد این آموزه منحصر به فرد زرتشتی در حال انجام است. ابزارهایی برای دیدن هاله و همچنین عکسبرداری از آن اختراع شده است. بررسی هاله و ترتیب رنگ آن دانشمندان را قادر میسازد تا بیماریهای قریبالوقوع را مدتها قبل از بروز آنها در بدن فیزیکی پیشبینی کنند. (ب) 16 چاکرا: در بدن اتری ما (وندیداد). (ج) علم ترسیم کرشا: به عنوان دفاعی در برابر تأثیرات ارتعاشی شیطانی که از بیرون سرچشمه میگیرند.
видео или голосовое, без подписи
سهروردی، از واپسین مغان بزرگ ایران بود که کیش زرتشت و آیین باستانی ایران را زنده کرد و به دار آویخته شد… چنین بود سرگزشت این ۱۴ سده ی ایران پرستان.
видео или голосовое, без подписи
https://www.scribd.com/document/330953050/Adyar-Pamphlet-No-23-the-Spirit-of-Zoroastrianism-by-Colonel-h-s-Olcott
۱. سخنرانی تاریخی «روح آیین زرتشت»در ۱۴ ژانویه ۱۸۸۲ میلادی، کلنل اولکات یک سخنرانی بسیار مشهور و تاریخساز تحت عنوان «روح آیین زرتشت» (The Spirit of the Zoroastrian Religion) در تالار شهر بمبئی (مومبای) ایراد کرد.استقبال بینظیر: این سخنرانی در حضور بیش از ۱۵۰۰ نفر از بزرگان، دانشمندان و موبدان جامعه پارسیان هند (زرتشتیان مهاجر) برگزار شد و با تشویقهای بیوقفهای همراه بود.تبدیل به کتاب: متن این سخنرانی بعدها به صورت رساله و کتابی مستقل بارها به چاپ رسید و به یکی از متون کلاسیک در تحلیل باطنی دین زرتشت تبدیل شد. اولکات برخلاف بسیاری از شرقشناسان غربی زمان خود که رویکردی صرفاً مادی یا تاریخی به دین داشتند، زرتشت را یک عارف و پیامآور بزرگ الهی میدانست که به حکمت پنهان جهان دست یافته بود. خطوط اصلی تفکر او درباره زرتشت عبارت بودند از:تفسیر باطنی و رمزی (Esoteric): او معتقد بود ظاهر مناسک زرتشتی (مانند احترام به آتش) سرپوشی بر رازهای عمیق علمی و معنوی است که مغان و موبدان باستان آن را حفظ میکردند.تاکید بر قدمت غایی: اولکات با نظریاتی که زمان زرتشت را بسیار متأخر میدانستند مخالفت میکرد و معتقد بود پیام زرتشت ریشه در یکی از کهنترین تمدنهای معنوی بشر دارد.خرد برتر اهورامزدا: او زرتشت را نخستین کسی میدانست که مفهوم یگانگی خلاقیت، خرد عمیق و تفکیک میان نیروهای سازنده (نور) و مخرب (تاریکی) را به شکلی نظاممند به بشریت ارائه داد.۳. تلاش برای کشف کتابهای گمشده زرتشتیکی از اهداف بزرگ اولکات این بود که با کمک و حمایت مالی پارسیان بمبئی، گروههای باستانشناسی و پژوهشی بزرگی را به ایران (پرسیا) اعزام کند. هدف او از این کار:جستوجو در مناطق باستانی ایران برای یافتن بقایای آتشکدهها و آثار زرتشتی بود.او به طور خاص امید داشت که بتوان بخشهای گمشده یا مکتوم اوستا و متون پهلوی را در نیایشگاههای قدیمی یا انجمنهای مخفی زرتشتیان ایران پیدا کند.۴. تأثیر بر جامعه زرتشتیان (پارسیان هند)در قرن نوزدهم، جامعه زرتشتیان هند تحت تأثیر شدید مبلغان مسیحی غربی و تفکرات مادیگرایانه مدرن قرار داشت که جوانان آنها را نسبت به دین نیاکانشان دلسرد میکرد.دفاع علمی و فیلسوفانه یک مستشار و سرهنگ آمریکایی (اولکات) از اصالت پیام زرتشت، موجی از خودباوری و بیداری فرهنگی را در میان زرتشتیان ایجاد کرد.اولکات آنها را تشویق کرد که به جای رها کردن آیین خود، به زبان اوستایی و پهلوی مسلط شوند و حقیقت پیام اشو زرتشت را از دل متون کهن استخراج کنند.
https://www.kobo.com/ww/en/ebook/the-spirit-of-the-zoroastrian-religion
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Channel photo updated
Channel name was changed to «هیربدستان آستان مغان»
https://t.me/RadioMAGI
*من نزد یزدان میروم* <هیربد سوشیانت مزدیسنا> باز میروم باز میروم من نزد یزدان میروم خورشید چو هست خُم خانه ام با مِی پرستان میروم راه مرا گر بسته اند از راه رندان میروم پرده سرای پاک او شادان و شیدان میروم اندر مَیَزد مینوی باده گساران میروم باز میروم باز میروم من نزد یاران میروم پیدا کنم جانان خود من بوسه باران میروم همدم چو نیست اندر جهان در: دَم، شتابان میروم بیداری ام: خوابی چو بود در خواب ِخوبان میروم باز میروم باز میروم اندر گرودمان میروم ساز و سرای زَند و اُست آوازه خوانان میروم شاهنشه شاهنشهان تابنده بر سوی مهان مزدااهورای من است زی مرز مستان میروم . میزد: خوان و میز ویژه آیینهای مغانه گرودمان: بهشت. سرای روشن اهورایی. زند: سرودهای زرتشت. گزارش گاتها اُست: اوستا
خاک کورش . پرستشگاه من ایران چو باشد نمازم سوی کعبه از چه باشد صفا در دشت مرو و خاک کورش به سینه ، سنگ تازی از چه باشد سریرم تخت جم، تاجم ز خسرو مرا قنبر و’ منبر از چه باشد ستیغم چون سهند است و دماوند به کوه و غار حرّا از چه باشد اناهید است چو ایزدبانوی آب ز زهرا و ز زینب آب چه باشد چو بر باد رفته آن باده ی شیراز شراب و شهد کوثر از چه باشد چو رستم در جهانم پهلوانست حدیث ابن طالب از چه باشد زراتشت از ازل گفت و ز فرجام به نیمه ، تازینامه از چه باشد تو ایرانی بدین تاریخ و فرهنگ همان حج و محرم از چه باشد؟! . هیربد سوشیانت مزدیسنا
* درست از آن هنگام که او (اهریمن) آفریدگان را آلود، پس با آن خودگویی (ترجمه مهرداد بهار: به نیروی اهریمنی آلودن ham drojenidan)، بزرگ دستی (قدرت) خویش را نشان داد... اورمزد پیرامون آسمان باروی سختتر دیگری که «اشو آگاهانه asho agahiha» خوانده میشود، ترتیب داد... در همان زمان، اهریمن کوشید که دوباره به جایگاه خویش که تاریکی است، برود، اما گزرگاه نیافت و تردیدآمیز (ترجمه مهرداد بهار: بدبینانه guman sahishniha) از بیم پایان یافتن نه هزار سال و آغاز شدن فرشگرد، بر خویشتن بیمناک شد. یادداشت: واژه «خشن» در بن دهش که از سوی مهرداد بهار به معنی «کبود» دانسته شده برابر است با «خشنَ اُشِن» در گاتها که آن را «خشنودی» ترجمه کرده اند و درستتر میباشد. زیرا در همان بن دهش آمده: نیکبخشی به جهان، خویشکاری (وظیفه ی) او (آسمان) است. اینک به ترجمه ی دوستخواه بنگریم: ** از آن دو «مینو» هواخواه «دروج» به بدترین رفتار گروید و «سپندترین مینو» که آسمان جاودانه را پوشانده است و آنان که به آزادکامی و درستکاری، مزدااهورا را خشنود میکنند، «اشه» را برگزیدند.(؟!) در یک کلام، مترجمان امروزین گاتها از روی دست هم نوشته اند و درنیافته اند که استوره های بنیاد آفرینش (بن دهش) با چشمداشت به سروده های زرتشت بوده است. تا زمانی که نوشتارهای پهلوی، ریگ ودا، اوپانیشاد و شاهنامه را به درستی نشناسیم، نمیتوانیم برگردان درست و استواری از گاتها داشته باشیم. حتا ردپای زندبافیهای زرتشت را در تورات و انجیل و قرآن نیز می یابیم. من در کتابم (پیامبر آریایی) به نمونه های زیادی اشاره کرده ام که یافته هایی تازه و ناگفته در تاریخ اوستاشناسی به شمار میرود و اهمیت این کشفیات هنوز از سوی پژوهندگان و خوانندگان، به درستی دریافته نشده است. می بایست واژه نامه ای از لغات به کار رفته در گاتها را با نگرشی گسترده به زبانهای آریایی تدوین کنیم و ریشه و معنای هر کلمه را به درستی بازنماییم. نخستین گام را موبد موبدان استاد پورداوود برداشته است. (یادداشتهای گاثاها) سپس همانند ویرایش دیوانها و نوشتارها، همه نسخه بدلهای گاتها را یکجا ارایه کنیم. و سرانجام با توجه به متون پهلوی و سنسکریت گاتها را ترجمه کنیم. اگر من نمونه هایی را پیش کشیده ام، بیشتر برای این بود که شک و گمان بزرگی را در ترجمان اشتباه و گمراه کننده ی دیگران پدید آورم و میدانم که دیدگاه هایم هنوز جای کار دارد. / درود بر فروهر زرتشت.
پرسش: آیا راهکاری برای شناخت بهتر گاتها داریم؟ پاسخ: با نگرش به دفتر پهلوی «بن دهش» که با واژه ی «زند آگاهی» آغاز می شود، میتوان آن را گزارش و تفسیر گاتها دانست. با بررسی این دفتر و نیز دفترهای همانندش مانند «گزیده های زادسپرم» و سنجش آنها با گاتها درمی یابیم که مترجمان کنونی بسیار به بیراهه رفته اند. برای نمونه هات ۲۸، بند ۳: * ی وائو اشا اوفیانی منس چا وهو اَپَئورویم. مزدام چا اهورم یَ اِئی بیو خشَترِم چا اَغژَئون وَمنِم. وَرِدَئیتی آرمَئیتیش آ موئی رَفِزرائی زَوِنگ جستا. * من به تو ای اشا میپیوندم به یاری وهومن تا فرجام. مزدااهورا برای شما شهریاریست جاویدان. آرمیتی فراخ بین، آید ما را به یاری آنگاه که جویانیم به زبان. یادداشت: در بن دهش (بخش یازدهم) درباره ایزد آرمیتی (سپندارمذ) آمده که او بدیها را با خرسندی و بدون گله مندی میپذیرد و همه آفریدگان از او زیند (یعنی به یاری او زندگی میکنند). همچنین وی با صفت «وورو دُئیثرا» به معنی «فراخ بین» یادشده که میتواند همان لغت «وَرِدَئیتی» در این بند گاتها باشد. اینک بسنجید با ترجمه دوستخواه: ** ای مزدا اهوره! تو و «اشه» و «منش نیک» را سرودی نوآیین میگویم تا «شهریاری مینوی» پایدار و «آرمیتی» در من افزون گیرد. هرآنگاه که تو را به یاری خوانم به سوی من آی و مرا بهروزی و رامش بخش.(!!!) در نمونه ای دیگر در هات ۳۰، بند ۴ نام گیومرت را که به گونه ی «گئم» آمده به «هستی» و «زندگی» ترجمه کرده اند: * ات چا هیت تا (ایدون هنگامی که) هم (با هم) مئینیو (مینو) جَسَ اِتِم (جستند) پئو اورویم (نخست) دَزدِ (زاده) گَئِم چا (گیومرت). زادسپرم مینویسد: در گاتها چنین گفته شده است که: همچنین آن هردو مینو هم رسیدند نزد آن کس که او «نخستین آفریده» است؛ یعنی هردو در تن گیومرت آمدند. آنکه برای زندگی است: اورمزد؛ و آنکه برای نابودی است: گنامینو (اهریمن) که تا او را بکشد. که آن تا پایان جهان هم چنین است یعنی که بر مردم دیگر نیز همانا خواهد رسید. به سبب بدی گناهکاران نابودی اهریمن و گناهکاران را دید. ایدون آن «پرهیزگار برتر اندیشی» اورمزد را که امید همگی است. (ترجمه: راشدمحصل) یادداشت: هیچیک از مترجمان امروزی گاتها از گیومرت نامی نبرده اند در هالی که در نوشتارهای مزدایی بارها از او یاد شده است. با نگرش به یادکرد زادسپرم بی هیچ گمان میتوان کلمه «گئم» را همان گیومرت دانست به ویژه که در فروردین یشت (بند ۸۵) به گونه «گَیَه» آمده است. آنچه که زادسپرم «نخستین آفریده» یاد کرده، همان «پئو اورویم دَزدِ» در گاتهاست. ترجمه راشدمحصل اندکی گنگ است اما میتوانیم دریابیم که «برتر اندیشی پرهیزگار» درست برابر با این واژه های گاتهاست: «اَشَ اونَ وَهیشتِم مَنو»! در نمونه ای دیگر، در هات ۳۰، بند ۷ از دو مینوی بنیادین (سپندمینو و اهریمن دروغکار) اینچنین یاد شده است: * اَیاو مئینی واو وَرَتا ی درِگواو اَچیشتا وِرِزیو. اَشِم مئینیوش سپنِیشتو ی خرَ اُژدیش تِنگ اَسنُ وَستِ. یَ اِچا خشنَ اُشِن اهورم هَئيثیائیش شیَ اُثنائیش فرَ اُرِت مزدانم. * از این دو مینو، دروغکار (اهریمن) برمیگزیند بدترین ورزیدن را. به یاری اشا، سپندمینو با سخت ترین جامه، آسمان را پوشانید. تا اینگونه خشنودی اهورامزدا را آشکارا با شیوه اش فراهم کند. یادداشت: چرا این هات را چنین ترجمه کرده ام؟ زیرا این بخش و بند پس از آن را در نوشتارهای پهلوی میتوان اینگونه ردیابی کرد. در بن دهش آمده: * مینوی آسمان که اندیشمند و سخنور و کنش مند و آگاه و افزونگر و برگزیننده است، پزیرفت دوره ی (drang) دفاع بر ضد اهریمن را که باز تاختن نگزارد. مینوی آسمان چونان گـُرد ارتشتاری که زره پوشیده باشد تا بی بیم، از کارزار رهایی یابد، آسمان را بدان گونه دارد. (بخش دوم) او جامه ی کبود (khashen) پوشید؛ جامه ی واستریوشی داشت زیرا نیکبخشی به جهان، خویشکاری اوست. همان گونه که واستریوشان، مناسبِ ورزیدن جهان، آفریده شدند. (بخش چهارم) در دین گوید که اهریمن چون درتاخت، و آفرینش هدفمند آفریدگان و پیروزی ایزدان و بی زوری خویش را دید، بازگشتن را آرزو کرد. مینوی آسمان چونان ارتشتاری اروند که زره فلزین دارد، که خود آسمان است، مقابله با اهریمن را مهیا ساخت و تهدید کرد (ترجمه راشد محصل: پیمان بست) تا آنکه هرمزد بارویی سختتر از آسمان، پیرامون آسمان بساخت... آن بارویی را که آن پرهیزگاران، بدان ایستند «آگاهی پرهیزگاران ahlawan agahih» خوانند. (بخش هشتم) به نوشته زادسپرم:
گاتها در تیرگیها گفتگوی آناهید خزیر با امید عطایی فرد به مناسبت چاپ سوم کتاب «پیامبر آریایی» . پرسش : انگیزه شما از نگارش کتاب پیامبرآریایی چه بود؟ پاسخ: برپایه دیدگاهی که همیشه داشته ام میخواستم گامی فراتر از پژوهندگان پیشین بگذارم و اسرار نهفته در تاریخ ایران را بازگشایی کنم. بر این باورم که زرتشت بزرگترین چیستان تاریخ است و نه تنها سخن و بررسی درباره او به پایان نرسیده بلکه تازه در آغاز کاریم. پیشنهاد من به جوانان پژوهشگر این است که به جای رونویسی و تکرار نوشتارهای پیشین، متون اصلی را بخوانند و نیز نوشتارهای ناشناخته را ترجمه کنند. به ویژه نوشته های مورخان یونانی و رومی و نیز آنهایی که هنوز از عربی برگردانده نشده است. ای بسا نسخه های خطی فارسی که اشاراتی مهم درباره زرتشت و اوستا داشته باشند و ما ندانیم. من به عنوان یک پژوهشگر ایرانی برای نخستین بار در تاریخ اوستاشناسی به تطبیقی فراگیر و گسترده میان گاتها و اوستا با وداها و تورات و انجیل و... دست زدم و به رازهایی تکان دهنده پی بردم. پیام من در کتاب پیامبر آریایی این است که فرهنگ و تمدن با ایران و زرتشت آغاز میشود. پرسش: گاتها چیستند و چه معنایی دارند؟ پاسخ: گات یعنی قطعه و بریده ادبی و آهنگین که به گونه های: گاث و گاه نیز خوانده شده اند. در اوستای کنونی که بازمانده ای اندک از اوستای بنیادین و بزرگ است، گاتها نه یک بخش جداگانه و نمایان بلکه بازیافته ای در دل یسنا میباشد. از میان بخشها و پاره های اوستا، گات ها را بیگمان از آن زرتشت سپیتمان میدانند. یسنا ۷۲ هات (های، آیه) دارد و هر هات از چند بند درست شده است. در رده بندی امروزین، این هات ها از یسنا را سخنان خود زرتشت به شمار آورده و بر پنج پاره به این ترتیب دانسته اند: ۱. یسنا: هاتهای ۲۸تا ۳۴، که اهونودگاه خوانده میشود. ۲. یسنا: هاتهای ۴۳ تا ۴۶، که اش تود گاه خوانده میشود. ۳. یسنا: هاتهای ۴۷ تا ۵۰، که سپنتمدگاه خوانده میشود. ۴. یسنا: هات ۵۱، که وهوخشترگاه خوانده میشود. ۵. یسنا: هات ۵۳، که وهیشتوایشت گاه خوانده میشود. نام هر یک از پنج گاه (گات) بالا، از نخستین واژه ی به کار رفته در آن، گرفته شده است؛ بجز گات یکم (اهونودگاه) که واژه آغازین آن در واپسین بند هات ۲۷ آمده است. پرسش: آیا گاتها کامل و بی گزند به دست ما رسیده است؟ پاسخ: میدانیم که کتاب اوستا بارها نابود و دچار آسیب شده است. گاتهای بنیادین بسیار بیشتر بوده و پاره هایی از آن به دست ما نرسیده است. افزون بر این، من باور دارم که بخشها و بندهای دیگری در یسنا را نیز باید در رده گاتها گماشت؛ مانند: یسنا: سرآغاز، بندهای ۲ و آخرین جمله بند ۳ و بند۴. یسنا: هاتهای ۵ و ۸ (بندهای ۳ تا ۷) و شاید هات ۱۳و هات ۲۷ (بندهای ۵ و ۸ تا ۱۰) و هات ۳۵ (بندهای ۳ تا آخر) و هات ۳۶ و هاتهای ۳۸ تا هات ۴۱ (بجز بند آخر) و هات ۵۲ (بندهای ۱ تا ۳) و هات ۵۴ (بند ۱) و هات ۵۶ (بندها ۱ و ۲) و هات ۵۸ (بجز بندهای ۵ و ۸ و ۹). همچنین بر این باورم که بخشهایی گمشده از گاتها را میتوان در وداها و نیز کهنترین نوشتارهای سنسکریت به دست آورد که البته کار بسیار دشواریست. نمونه هایی را در کتاب «پیامبر آریایی / گفتار ۵۲» نشان داده ام. پرسش: در ترجمان گاتها چه نارساییهایی به چشم میخورد؟ پاسخ: یکی از نارساییها در ترجمان گاتها افزون بر دستور زبان پیچیده ی آن، ناآگاهی مترجمان ایرانی از ریشه های کلمات و یا به کاربردن یک معنا برای چند واژه ی گوناگون و یا برعکس، به کار بردن چند معنا برای یک لغت است. آنان با بینش و دیدگاهی از پیش تعیین شده، به قول معروف از آنسوی بام افتاده اند. اگر بیشتر غربیها زرتشت را جادوگر و یا گاوچران و یا کشاورزی معرفی کرده اند که نگران فرآورده ها و محصولاتش میباشد، مترجمان ما چنان تصویر مدرنی از او ساخته اند که گویی در پشت میز کار به همکاران! و خویشاوندان! اندرزهایی تکراری و کسل کننده میدهد. ما هیچ ترجمه ی دقیق و روشنی از گاتها نداریم و درباره ی کسی داد سخن داده ایم که شناخت راستینی از سروده هایش به دست نیامده است!! از سوی دیگر، نامهای ویژه مانند «پل چین وت» و اسم ایزدان باید بدون ترجمان و با همان لقب (مانند: شهریور، بهمن، خرداد و...) آورده شود در هالی که از سوی مترجمان کنونی، این نامها معناگزینی شده و آینه وار نیامده است؛ به ویژه: میثره (۴۶:۵ و ۵۳:۷)، داموئیش اپم (اوپمن) و ونگوهیم اشی(۴۳:۵)، چیستا و دئنا (۴۴:۱۰)، رشن (۴۶:۵) و... همچنین گویا هات ۵۳ بند ۶ درباره پشوتن پسر ویشتاسپ می باشد. به گمان میرسد اشاراتی به یسنا (۵۰:۹ و۵۱:۲۲) و اوستا (به گونه ی وستا / ۴۸:۲و ۴۶:۱۷) و ایزد «رام» یا راما (۴۷:۳) و گاو هذئوش (۲۹:۷) نیز شده باشد. با این یادآوری که زرتشت از زبان استعاری بارها بهره برده است.