حافظ ِ نیما
Статистика- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 110
- 1/48двое суток
- 126
- 1/72трое суток
- 135
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🍁حافظ، غزل۲۱۷ | نسخه ق مسلمانان مرا وقتی دلی بود… #حافظ_نیما https://t.me/Hafeznima
без подписи
🍁 فتوسنتز | #عادله_رفایی | مجموعهی شعر | نارنجی تند صدا: #شمیم این اثر دو نشان افتخار را با خود دارد یکی از «#حافظ_نیما» دو دیگر از استادِ جانِ ما - «#فتانه_صانعی» https://t.me/Hafeznima
без подписи
без подписи
https://youtu.be/ciXHvCbEYNE?si=9IQ_V1J9OkWE7p-b
https://youtu.be/ciXHvCbEYNE?si=9IQ_V1J9OkWE7p-b
🔻🔻🔻🔻🔻 #ترانه #رباعی #ترانهی_سینا از دوست چه گویمت که دشمن مانده است واندوه چراغی ست که روشن مانده است در کلبهی وانهاده ای در توفان آغوش فروریختهی من ماندهاست #سینا_سنجری چاپ نشده جولای ۲۰۲۶ Sinasanjari.com 🔻🔻🔻🔻🔻
🔻🔻🔻🔻🔻 #ترانه #رباعی #ترانهی_سینا از دوست چه گویمت که دشمن مانده است واندوه چراغی ست که روشن مانده است در کلبهی وانهاده ای در توفان آغوش فروریختهی من ماندهاست #سینا_سنجری چاپ نشده جولای ۲۰۲۶ Sinasanjari.com 🔻🔻🔻🔻🔻
. انجمنها و کارگاههای شعر را دریابید…!🍁 یک سال پیش اینها را برای «🪬تنِ آلِ ابتذالِ شعرِ امروز » نوشتم. #نیما_مصطفوی_کاشانی
بر آن بیوفا استاد، سلام ❤️
🍁 آدمبزرگها شوخی شوخی محبت میکنند و عاشقان جدی جدی میمیرند حافظِنیما ۲۸ جولای ۲۰۲۶ مونترال #عاشقانه #شعر_امروز
🍁 رگ میکشم زیرِ دندانِ عِقاب تا پوست در حجابِ این تنِ خراب بپوسد در اضطرابِ این عصرِ لعنتی، روی شانهات تا مرزِ مرگ_ آنجاکه مهتاب، استخوانیست در گلویِ شب میمیرم، بی هیچ جواب. حافظِنیما
🍁 « تو را نمیبینم » از کتاب: دوربین قدیمی و اشعار دیگر | #عباس_صفاری صدا: #نیما_مصطفوی_کاشانی
🍁 دل کندن از آنچه گمان میکردی بیآن میمیری، و آشوب، طعمِ گزندهی بیداریست. عشق، وانهادنِ تنِ « خویشِ پیشین » در دهانِ شعله است، سوختن، تا در آینهی خاکستر، غریبهای از نو نفس بکشد. حافظِنیما ۲۵ جولای ۲۰۲۶ مونترال
🍁 میگسترد، از شکافِ تنهاییِ پُر؛ آنجا که «من» در بسترِ مجهولِ دیگری، غرق میشود و گم. یگانگیست این غرقِ معلق، که غایتِ تمامِ گمشدنهاست. و پیشتر از این، سطربهسطرِ جانِ من در شبیخونِ بیصدای عشقه میخشکد؛ چون گیاهی که تنبهتن با خطخطیِ این فقرِ مفرط گره خورده است: «چسبندگی»؛ این اصرارِ مفرطِ تن تا مرزِ انکارِ خویش. حافظِنیما
🍁 تا ماه از تقاطعِ تن و تاریکی_ سر برآورد، بیا پیش از آنکه مرگ زبان را در سینه خاموش کند. این سینه را ورق بزن: ماه را از رسوبِ وهمآلودِ دریاها پس بگیر و به خانهای ببر که نشانیاش در هیچ واژهای نیست. حافظِنیما ۲۴ جولای ۲۰۲۶ مونترال
🍁 گفتی: چرا نمیمیری؟ گوشهی دلم نازنینم شما امر کن امتحان کن من به تعویق و تعلیق بویت ماندهام *پارههایی از سکوت سرشار از ناگفتههاست رو برات خوندم، صد بار به وقت خوانش زار زدم، علت بیکیفیتی و تقطیع ازین قرار است.معمولا اگر ضعف و علتی بر اجرا برود، منتشر نمیکنم، این کار ارزش ادبی و هنری ابدا نداره ، اینو برای دلت و دلم خوندم.
مُردم از بیرفیقی مُردم از بیرفیقی مُردم از بیرفیقی 😑
🍁 من کجا بودم عجب بیتو این چندین زمان در پی تو همچو تیر در کف تو چون کمان برگشا این پرده را تازه کن پژمرده را تا رود خاکی به خاک تا روان گردد روان رحم را سیلاب برد یا نکوکاری بمرد ای زده تیر جفا ای کمان کرده نهان این همه کردی ولی برنگشت از تو دلی ای جفا و جور تو به ز لطف دیگران باری این دم رستهام با تو درپیوستهام ای سبک روح جهان درده آن رطل گران واخرم یک بارگی از غم و بیچارگی سیرم از غمخوارگی منت غمخوارگان مست جام حق شوم فانی مطلق شوم پر برآرم در عدم برپرم در لامکان همچو ذره مر مرا رقص باره کردهای پای کوبان پای کوب جان دهم ای جان جان غزل: #شمس۲۰۸۶ صدا: #حافظنیما @Hafeznima