Hamin
Статистика- Последний пост
- 12 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بلند تره قدت از علف هرز
نتیجه اینکه غالب مردم، خیلی سخت گرفتند انتخاب نوع سیستم را. و واقعا اهمیت حیاتی ندارد که جمهوری شود یا پادشاهی مشروطه. آنچه اهمیت دارد قوانین و قوه قضاییه است. آنچه سرنوشت کشور را تعیین میکند اینهاست، نه اسم نظام: محدودیت واقعی قدرت حاکمیت قانون بالاتر از افراد تفکیک قوا با ابزار اجرایی، نه روی کاغذ امکان اصلاح بدون خشونت حذف امکان تمرکز قدرت در شرایط بحران روی اینها بحث کنید و وقت بگذارید و شور بزنید، نه همیشه پادشاهی خواهی یا جمهوری خواهی. هر دو پتانسیل پیشرفت دادن کشور و رساندن شما به حقوقی که دنبالش هستید مثل آزادی بیان، آزادی پوشش و برابری حقوقی همه مردم با هر زبانی و شایستگی سالاری و غیره را دارند.
مفهوم عملی دموکراسی؟ ✍یووال نوح هراری کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید : دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت ، هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. مفهوم و حقیقت دموکراسی، یعنی امکان عزل حاکم در هر…
مفهوم عملی دموکراسی؟ ✍یووال نوح هراری کارل پوپر، فیلسوف انگلیسی میگوید : دموکراسی نه به معنای حاکمیت مردم است، نه حاکمیت اکثریت! مردم یا اکثریت ، هیچوقت حکومت نکردهاند. مبنا و معیار دیگری نیاز است. مفهوم و حقیقت دموکراسی، یعنی امکان عزل حاکم در هر زمان توسط خواست و آراء اکثریت مردم بدون توسل به زور و خشونت و خونریزی است ! آنچه دموکراسی را دموکراسی میکند «توانایی و حقِ عزل حاکمان است از سوی اکثریت مردم، بدون خونریزی و براندازی». و آنچه دیکتاتوری را دیکتاتوری میکند، «بینصیب ماندن مردم از این توان و حق است، مگر با انقلاب ، براندازی و سرنگونی». دموکراسی این سؤال افلاطونی را که «چهکس باید حکومت کند؟» کنار میزند و به جای آن میپرسد «چگونه باید حکومت کرد؟» چنان باید حکومت کرد که شرورترین و رذلترین حاکم را بتوان پایین آورد. اگر این درس مهم و اساسی پوپر را بسط دهیم، میتوانیم بگوییم: حکومت دموکراتیک، نهادها و قوانین و دستگاههایی دارد که از این توان و حق مردمی حمایت میکنند. بر این اساس، خطاست اگر دموکراسی را به مجلس و رأی و چیزهایی از این جنس، تقلیل دهیم . صندوق رأی و پارلمان، دموکراسی را تضمین نمیکنند. مقصود این نیست که دموکراسی بدون رأی گرفتن از مردم ممکن است، بلکه هر رأیگرفتنی، به معنای اجرای دموکراسی نیست. البته که انتخابات ابزار لازم و ضروری است، اما این وسیله باید در خدمت غایتِ دموکراسی باشد . حقیقت انتخاباتِ و دموکراسی، عزل است نه نصب! برای دستیابی به دموکراسی، به دستگاه و نظامی نیاز است که از حق و حقوق مردمان، و در ذیل آن حقِ عزل، پشتیبانی کند. این موضوع برای آموزش عمومی و افزایش آگاهی عامه مردم لازم است. بخصوص اینروزها که در بسیاری از کشورها، همه در حال فکر کردن به راه چاره هستند؛ اینکه از کجا ضربه خوردهاند و چرا همه حرکتها و جنبشهای عدالتخواهانه به نتیجه نمیرسد؟ ژنرال شارل دوگل در جنگ جهانی دوم، رهبر آزادی بخش فرانسه بود. او بعد از جنگ به ریاست جمهوری رسید و غیر از تلاشهایی که برای آزادسازی فرانسه از اشغال آلمانِ نازی کرد، از اقدامات ارزشمند او آزاد سازی ۱۲ مستعمره آفریقایی فرانسه بود. او در سال ۱۹۶۹، رفراندومی برای اصلاحات قانونی و اجتماعی برگزار کرد. دوگل مدعی بود برای رفع مشکلاتی که اعتراضات وسیع سال ۱۹۶۸ یکی از نشانههایش بود، رئیس جمهور به قدرت و اختیارات بیشتری نیاز دارد. مردم فرانسه علیرغم احترامی که برای شارل دوگل قائل بودند، به آن رفراندوم رأی منفی دادند و دوگل که نتوانسته بود اعتماد و موافقت مردم را جلب کند، از قدرت کنارهگیری کرد. درس بزرگ مردمِ فرانسه برای مردم دنیا این بود که: *سوابقِ جانفشانی و خدمت یک قهرمان, دلیل و توجیه کافی برای سپردن مقدرات زندگی یک ملت و کشور به دست آن قهرمان نیست؛ چون به سادگی امکان هیولا شدن را به قهرمان میدهد.* دموکراسی، متضمن برابری افراد جامعه و تبعیت حاکم از ملت است، *هیچ حاکم فرهمندی نباید اختیار بیابد ارادهاش را بر ملت تحمیل کند.* دموکراسی فقط آن نیست که بتوان با رأی مردم کسی را به مقامی منصوب کرد، بلکه *دموکراسی آنست که بشود آنکس را که در مسند قدرت است، با رأی مردم از قدرت عزل کرد.* در جامعهٔ برخوردار از دموکراسی، هیچ کسی در هیچ مکانیزمی نباید اختیاراتی بر ملت بیابد که بعداً نتوان جز به جنگ و جبر از او پس گرفت. *هیچ فضیلتی اعم از زهد، علم، قول، عهد و سوابق، ضمانت نمیکند که شخص حاکم، منافع خودش یا صنف و گروهش را در پای حقیقت و یا پای مردم قربانی کند.* پس قدرت باید محدود، موقت، قابل نظارت و قابل استرداد باشد. این سر رشتهای است که اگر در جامعهای گم شود، زندگی در آن جامعه، زندان و جهنم میشود و هر بار وعده تازهای برای رهایی و رستگاری، ما را به دنبال خود میکشد تا روزی برسد که بتوان از جهنمی که خود ساختهایم نجات یابیم. اگر در سال ۱۹۶۹، مردم طبق میل ژنرال دوگل رأی داده بودند، احتمالاً امروز دوگل به شدت فردی منفور شده بود *مثل ژنرال فرانکو، معمرقذافی، موگابه، صدام حسین، حاکمان کره شمالی، کوبا، و... و تا آخر عمر دوگل رئیس جمهور میماند و هرگز بدون جنگ داخلی و انقلاب و شورش نمیشد قدرت را از او پس گرفت* و به منتخبی دیگر انتقال داد، چه رسد به تحت تعقیب قرار دادن رئیس جمهور مجرم یا جنایتکار. 🎯 درس گرفتن از تاریخ شرطِ عقل است و مجازاتِ درس نگرفتن از تاریخ, تکرار تمام مصائب تاریخ
یه آماری بین ۳۰ الی ۸۰ هزار نفر رو تو دو شب قتل عام کردن. بعد امروز یه عده دانشجوی بسیجی وحشی به عزاداری دانشجو های دیگه حمله کردن، کتک خوردن و رفتن. نکته جالبش اینجاست وقتی اون قتل عام صورت گرفته بود خفه شده بودن اما الان واقعاً از اینکه کتک خوردن ناراحتن و اعتراض دارن. بعد میگن ما مسلمونیم چرا بهمون میگین مسلکون.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
شوروی که سقوط کرد، هم موشک داشت و هم بمبهستهای و ماهواره، هم بزرگترین ارتش دنیا را داشت و هم مخوفترین سازمان امنیتی جهان را، اما مردم را همراه نداشت! بزرگترین مرحله سقوط یک حکومت، سقوط آن در ذهن و دلهای مردمان است، مابقی چیزی غیر از بروکراسی نیست قاطعترین دستور از لوله تفنگ بیرون میآید که به آنیترین و کاملترین اطاعت میانجامد. چیزی که هیچگاه از این لوله در نمیآید قدرت است. هرجا قدرت از دست برود؛ حکومت با خشونت عریان به میدان میآید. خشونت که پیروز میشود یعنی حکومت با قدرتش خداحافظی کرده است. در میدان جنگ؛ تیرها که به هدف میخورند پیروزی قطعی؛ اما در میدان شهر؛ تیرها که به بدن بخورند؛ شکست حتمی هست....... #هانا_آرنت
без подписи
طبیعت رحم ندارد. در خشکی، در آب و در آسمان، هر موجودی بدون استثنا تنها یک راه برای بقا دارد: باید زیرک تر و قوی تر از مهلک ترین دشمن خود باشد. برای زنده ماندن باید بجنگی، به همین سادگی. #الیف_شافاک #ملت_عشق
طبیعت رحم ندارد. در خشکی، در آب و در آسمان، هر موجودی بدون استثنا تنها یک راه برای بقا دارد: باید زیرک تر و قوی تر از مهلک ترین دشمن خود باشد. برای زنده ماندن باید بجنگی، به همین سادگی. #الیف_شافاک #ملت_عشق
🖤🩸 کالبدشکافی «دیماه خونین»؛ وقتی سیستم برای بقا، نقاب «تروریسم» میزند ✍️ اسنودن/ #پارادایم_پشت_پرده 🔴 برای فهم آنچه در ۱۸ و ۱۹ دیماه رخ داد، باید از یک پیشفرض کلیدی شروع کرد: هیچ نظام امنیتی عاقلی، دستور قتلعام گسترده را بهصورت علنی و سراسری به نیروهای رسمی خود ابلاغ نمیکند چرا؟ چون چنین دستوری، بلافاصله با سه بحران مرگبار مواجه میشود: تمرد، ریزش و افشای اطلاعات سیستم این را بهخوبی میداند. به همین دلیل، بهجای «دستور مستقیم»، به سراغ مهندسی غیرمستقیم خشونت میرود. ⬅️۱. واحد فوقسری؛ بازوی کثیف اما کارآمد در دکترینهای امنیتیِ سرکوب بقامحور، کشتار نه توسط بدنه رسمی، بلکه توسط یک واحد فوقسری، محدود و کاملاً ایزوله انجام میشود؛ واحدی که خارج از زنجیره فرماندهی معمول عمل میکند و فقط به سطوح عالی امنیتی پاسخگوست 🔺ترکیب این واحد: نیروهای ایدئولوژیکِ بهشدت تندرو و شستوشوی مغزیشده اراذل و اوباش سازمانیافته افراد بیرحم، بیتحلیل و فاقد پیوند اجتماعی زندانیان خطرناکِ زیر حکم، با وعده تخفیف یا آزادی عناصر نیابتی یا شبهنظامیان آموزشدیده این افراد نه دغدغه «قانون» دارند، نه «افکار عمومی»، نه حتی «ملیت». برای آنها، کشتن یا مأموریت است یا معامله ⬅️۲. شیوه عمل؛ کشتار بدون امضا ویژگی اصلی این مدل، نامرئی بودن عامل قتل است 🔺این نیروها: همزمان در میان مردم نفوذ میکنند در پوشش نیروهای سرکوب ظاهر میشوند و در نقاط کور، پشتبامها و موقعیتهای از پیشتعیینشده مستقر میشوند آنها تنها یک تفاوت کلیدی با نیروهای رسمی دارند: مجوز شلیک مستقیم به سر و سینه؛ 🔸در اوج درگیری،درست زمانی که جمعیت در حال عقبنشینی یا فرار است،تیراندازی مرگبار آغاز میشود همین الگو توضیح میدهد چرا بخش قابلتوجهی از جانباختگان،از پشت هدف قرار گرفتهاند! ⬅️۳. فریب بدنه خودی؛ شاهکلید کاهش تمرد نکته حیاتی اینجاست: نیروهای پاییندست یگان ویژه،بسیج،سپاه و حتی بخشهایی از دستگاه اطلاعاتی،مطلقاً در جریان این عملیات نیستند! 🔸آنها: دستور شلیک مستقیم ندارند خودشان هم اجساد را میبینند و صادقانه باور میکنند «تروریستهایی در میان مردم» فعالاند! 🔹در نتیجه: ناخواسته به روایت رسمی کمک میکنند خودشان به مبلغ آن تبدیل میشوند و این روایت را به بدنه اجتماعی حامی نظام منتقل میکنند 🔺به این ترتیب: تمرد به حداقل میرسد ریزش نیرو بهشدت کاهش پیدا میکند و چون دایره مطلعین بسیار محدود است، اطلاعات هم درز نمیکند این دقیقاً همان نقطهای است که سیستم، همزمان «میکُشد» و «انکار میکند» ⬅️منطق ابترِ «کشتهسازی»؛ چرا روایت نظام با عقل سلیم جور در نمیآید؟ 🕵️♂️ حکومت مدعی است سرویسهای جاسوسی مانند «موساد» برای ایجاد خشم، دست به «کشتهسازی» زدهاند. اما این ادعا با یک بنبست منطقی بزرگ روبروست: ⬅️هدف کشتهسازی: در تئوریهای امنیتی، کشتهسازی برای «جرقه زدن» به یک اعتراض خفته است. اما در ۱۸ و ۱۹ دی که دهها میلیون ایرانی پیشاپیش در خیابان بودند، هدف محقق شده بود! در این مرحله، شلیک به جمعیت باعث ایجاد «شوک و وحشت» (Shock and Awe) میشود تا اقشار خاکستری از ترس جان، میدان را ترک کنند. این دقیقاً همان چیزی است که فقط «حکومت در مسیر سقوط» برای تخلیه خیابان به آن نیاز دارد ❔ یک سوال کلیدی: اگر واقعاً نیرویی از سرویسهای خارجی میان مردم بود، منطقاً به جای کشتن مردم، باید به سمت «نیروهای سرکوبگر» شلیک میکرد تا با ایجاد رعب در دلِ سرکوبگران و حذف ماشین سرکوب، به جمعیت روحیه و شجاعتِ پیشروی تزریق کند شلیک به معترض در حال فرار، فقط و فقط نفع حکومتی را تامین میکند که نفعش در «تخلیه خیابان» است. ⬅️ سناریوی تکراری «قرآنسوزی»؛ 🔺 نیزههای مدرن برای تحریک مذهبی ادعای آتش زدن مساجد و قرآنها توسط تروریستها، یک کپیبرداری ناشیانه از ماجرای تاریخی «قرآن بر سر نیزه کردن» برای فریب بدنه مذهبی است. سرویسهای اطلاعاتی با هوش بالایی مثل موساد، به خوبی میدانند که توهین به مقدسات، تنها راه را برای سرکوب عریان و وحشیانه باز میکند و به نظام «مشروعیتِ شرعی» میدهد 🔸هیچ دشمن باهوشی چنین هدیه طلاییای به ماشین سرکوب نظام نمیدهد 🔸حقیقت این است که این اقدامات، تاکتیک خودِ سیستم برای تحریک احساسات بدنه وفادار است تا آنها با دیدن این صحنهها، کشتار جوانان را نه یک جنایت، بلکه «دفاع از مقدسات» ببینند و با وجدانی آسوده بر روی هموطنان خود تیغ بکشند و آن را توجیه کنن 🔸 نتیجهگیری:مهندسی جنایت برای بقا آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، نه یک عملیات تروریستی خارجی، بلکه یک «جراحی خونین امنیتی» بود
اگه به سوخت دادن بود من و تو حتی دیگه نیست باکمون
ما ادامه داریم . . .
این روزا قلبم سیاهه حتی واسه قبر
درود به هم میهنان و درود به جاوید نامان سلاخی شده به دست دیکتاتوری احمق جمهوری اسلامی اعراب که ۴۷ سال است که کشور ایران را تسخیر کردند. ما در جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی اعراب با اسرائیل شاهد حملات دقیق و کاملاً هدفمند اسرائیل بودیم، حملاتی که فقط و فقط به سرکرده ها و جیره خوران ضحاک شد و اگرچه تلفات اتفاقی مردمی هم داشتیم ولی این تعدادش در مقابل سلاخی ۴۰۰۰۰ هزار نفر نه تنها ناچیز نیست بلکه اصلا حساب نمیشود. اخباری به گوش میرسد که در صورت حمله آمریکا جمهوری اسلامی اعراب کشته شدگان شب های پنج شنبه و جمعه را از سوله ها و سردخانه ها بیرون میآورد و به دروغ میگوید اینها را آمریکا کشته و حتی ممکن است جمهوری اسلامی نیز خود با پهباد به مراکز عمومی و خانه ها حمله کند تا چهره آمریکا را خراب کند و اهرم فشاری داشته باشد. بنده از طرف خود اعلام میکنم اگر اتفاقی برای من افتاد در هر صورت مقصرش موشعلی و سرکرده های نظام جمهوری اسلامی هستند. پست ترین انسان ها در نزد جهان خائنین به میهن و هم میهنان خود هستند.
حالا دیگه وقتشه باسوادا بیشتر از خایمالا پول دربیارن