H o l y F e e l i n g 🎃
Статистика🤘😎 https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTAzMjExMzYz 📲 instagram: Holy_Us
- Последний пост
- 29 апр.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
کاش اون شبی که همه رفتیم دوش گرفتیم، همهچیز تموم میشد.
« Last seen 2026/01/08 » و در آخر ما موندیم و یه تاریخ تو پروفایل دوستامون، که نمیدونیم دلیلش قطع بودن اینترنتشونه یا ...
مدتهاست که دوست دارم یک چیزی بنویسم شاید کمی راحتتر نفس بکشم ولی هیچ وقت بیشتر از دو خط حرفهای بیسر و ته چیزی به نگارش درنیومد. غبطه میخورم به حال گذشتهی خودم که از ته یک دونه بلوط میرفتم تا انتهای عالم و سر اخرین دور برگردون، فرمون و تا ته میچرخوندم و دوباره میرسیدم به همون حوالیای که بودم؛ با این تفاوت که انگار چیزی رو از رو دوشم یک جایی تو مسیر دفن کرده و برگشته باشم. ولی الان پر از خلا شدم؛ پر از هیچ. هیچ کلامی به هیچ مفهومی نمیرسه؛ انگار از هر مسیری که برم همینجام. همهی فرداها هیچ ارزش افزودهای نداره فقط غمباد گفته نشدن حرفهایی که فقط یک سری هجای بیمعنی و مفهومه، که حتی عنوان شدنش هم غیرموجهه. شبیهترین حالت به زندگی کردن دلمردگی. @HolyFeel
بهرام بیضایی یک جایی میگه «اشکالی در کار دنیاست که گریه رفعش نمیکند.» @HolyFeel
با اینکه مرد یادم برات میخوام بدونی خوشحالم برات :( @HolyFeel
видео или голосовое, без подписи
جالب
توی چند سال اخیر نظرات بشدت رادیکال و بدوی نسبت به رابطه پیدا کردم (هرچند که یک جایی در درون خودم هنوز میدونم کسشره) تازگیها هم که بعد پنج شش سال اکانت اینستاگرام ساختم یکی از سویههای این تفکرات برام اینه که «یعنی چی مثلا در طول هفته تعداد فالوورات چند بار بین اعداد ۱۱۵ تا ۱۲۰ تغییر میکنه؟ غریبهها رو راه میدی تو زندگیشون یه سرک میکشی و بعد سیکتیر؟» بعد امروز میبینم ی رفیق کسکش ما با دوتا پیج ما رو فالو داره بعد ماهی چهاربار با مدلهای مختلف این اکانتها رومیبنده و دوباره باز میکنه! و ماهی هشت بار فالوورهای خودم هم بین ۱۹ تا ۲۱ جابجا میشه! خردادی فرومایه اروم بگیر شرف برامون نذاشتی ریدم دهن اونی که دی اکتیو و به تو یاد داد
توییت منتخب سال @HolyFeel
اسمش احمد بود. تنها دانشگاه رفتهی خانوادهای که توش کارمند ساده شدن هم افتخار بود؛ خودش رو از چاله سرویس تعمیرگاه به دانشگاه رسونده بود و تهش یه مهندس جز بود توی یه کارخونهی باطریسازی. اولین و اخرین تصویری که ازش به یاد دارم سر کوچه با لنگ توی دستش کنار پراید کرهای برق افتادهش ایستاده بود انگار با حسی توامان با ترس و احترام و بیاعتنایی، منی که کنار بابام راه میرفتم و نگاه میکرد. پسر کوچکی که بالاخره موفق شده بود از سلطهی برادر بزرگ خارج بشه. دیگه ندیدمش فقط تصویر محوی دارم از اینکه چندباری قبل از برگشت همون برادر بزرگترش به خونه به ما زنگ میزد و با من و خواهرام صحبت میکرد. دلتنگ، تنها و مهربان با تاکید بر اینکه باباتون چیزی نفهمه باحوصله حالمون و میپرسید و قربون صدقهمون میرفت و تهش با مامان کمی طولانیتر حرف میزد. اون موقعی که دیگه عقلم میرسید اسمشو کمتر شنیدم تا اینکه یه روز عمه زنگ زد و با اشک و ناله مامان و وادار کرد گوشی رو به بابا بده! یادمه که اون تنها روزی بود که بابا بعد قیلوله ظهرش سرکار نرفت. بابا حتی شب هم نیومد. فردا ظهر که از مدرسه برگشتم با پیرهن مشکی روی صندلی نهارخوری گوشهی هال نشسته بود و با اخم سیگار بیکیفیت پردودش و دود میکرد. هوای خونه ابری بود و من ترسیده توی خونه فقط دنبال مامان بودم که گوشهی اشپزخونه داشت اهسته گریه میکرد. گفت احمد بیشتر از یک ماه پیش اوردوز کرده و مرده و چندتا مامور شهرداری تو تنهایی و غربت اون به خاک سرد قبرستان سپردن. بعد اون هیچ وقت بابا راجع به احمد حرف نزد. ولی اسم احمد که میاومد مامان به سیم اخر میزد؛ عروس مهربان و محترم خانواده خرخرهی همه رو میگرفت! همیشه میگه این خانوادهی بیاحساس و نفرین شدن. احمد و به خاطر عشق به طیبه دخترِ خالهش ترد کردن، بهش انگ زدن و حتی مادرش هم راضی نشد باهاش هم خونه بشه! میگفت دستات کثیفه؛ من پول ندارم تاید بخرم! همهی اینها رو گفتم که بگم؛ توی این چهارسال هروقت هرگهی خوردم و مامانم چشم پوشید فردای هوشیاری فقط احمد تکیدهی ایستاده زیر تیغ افتاب یک ظهر تابستانی رو خاطرم بود. انگار این زن نمیخواد این خانواده احمد دیگهای رو از خودش دور کنه. من برای زمین و زمان نوشتم الا این زن. تو بگو! برای این مادر چه میشه نوشت؟! @HolyFeel | #برش_های_از_زندگی_یک_ممد
میدانم چرا هیچگاه یاد من نیستی من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم که با هرتلنگری یادم بیافتی. انسان به زخمها بیشتر میاندیشد تا مرهمها - ایوان کلیما @HolyFeel
پیام رفقا @HolyFeel
دارم بلاگ یه دولوپر دیتینگ اپ رو میخونم پشمام ریخته :)))))) - بطور میانگین پسرا ۲۶٪ دخترا رو لایک میکنن در حالی که دخترا فقط ۴٪ - ۱٪ پسرا ۱۰٪ کل لایکها رو میگیرن در حالی که بیشتر از ۵۰٪ پسرا «هرگز» لایک دریافت نمیکنن (بختت پسر بختت) - هیچ ارتباطی بین جذابیت عکسهای یک خانم و اینکه آیا به دنبال رابطه جدی یا سیچوئیشنشیپه وجود نداره - عکسهای پروفایل با کیفیت بالا (مخصوصن عکسهای حرفهای) به طور قابل توجهی شانس پسندیده شدن پسرا رو بالا میبره (بویز با اون دوستتون که دوربین داره بیشتر بگردید) - هم پسرا و هم دخترا اغلب نمیدونن دقیقن دنبال چه ویژگیهایی تو طرف هستن، سلیقههاشون رو که از قبل تعیین کردن معمولا با رفتار واقعیشون تو انتخاب و لایک کردن در تضاده =))))) - دخترا دو برابر پسرا اسکرول میکنن - ۶۵٪ از دخترا دنبال رابطه جدی هستن، پسرا ۵۰٪ - پسرای جذابتر بیشتر دنبال سیچوئیشنشیپ هستن - ۱۰٪ کاربرانی که اکانتشون رو حذف میکنن (احتمالا با شعار ایندفعه جدیام)، در عرض ۳ روز دوباره برمیگردن. ۱۷ درصد در عرض یک ماه برمیگردن - منبع گرانبها تو یه دیتینگاپ دخترها هستن، نه به این دلیل که پول پرداخت میکنن، که اگر دختر داشته باشین پسرها را جذب میکنن. https://blog.luap.info/what-really-happens-inside-a-dating-app.html @HolyFeel | Arman
@HolyFeel
همیشه یه دلشوره عجیبی دارم. انگار بهم گفتن خودتو برسون بیمارستان. انگار رفیق صمیمیم میخواد مهاجرت کنه. انگار ابلاغیه دادگاه برام اومده. انگار برگه امتحان جلومه و همهچی یادم رفته. انگار یه بچهم که وسط بازار گم شده. نمیدونم این دلشوره از کی یقهمو گرفت. ولی فکر کنم دیگه ولم نکنه. @HolyFeel | فِرِدی
از وقتی که عقلم رسیده بود و قابلیت درک مسخره شدن بهم اضافه شده تا همین الان من بابت صدای ضبط شده با میکروفون پشت ی نوارکاست توی ی دونه از این ضبطهایدو کاسته مسخره میشم! علت؟ چمباتمه زده بودم کنار خواهرم و بعد اینکه دکلمهش ضبط شد مثل یک مجری حاذق بحث…
از وقتی که عقلم رسیده بود و قابلیت درک مسخره شدن بهم اضافه شده تا همین الان من بابت صدای ضبط شده با میکروفون پشت ی نوارکاست توی ی دونه از این ضبطهایدو کاسته مسخره میشم! علت؟ چمباتمه زده بودم کنار خواهرم و بعد اینکه دکلمهش ضبط شد مثل یک مجری حاذق بحث و به من پاس میده و میگه بفرمایید: اول چندتا فوت میکنم تو میکروفون بعد ضمن معرفی خودم اعلام میکنم که من پنج سالمه و فوتبال رو دوست دارم. این دیرینهترین نسبت من با زمین فوتباله تو همهی این سالها من عاشق بازیکنهایی بودم که حتی ربطی نه به رئال داشتن نه پرسپولیس؛ مثلا توتی دلپیرو زانتی گیگز چقدر غمگین شدم وقتی فابرگاس یا کمی قبلتر هانری پیرهن ارسنال و به گرفتن چندتا جام بیشتر با بارسلونا فروختن. هیچ وقت بهش فکر نکرده بودم که به تو چه که کاکا میلان و رها کرد چرا قلبت شکست وقتی بوفون لعنتی بعد اون همه سال تورین و ترک کرد. انگار همیشه قراره همهی غصههای چهان مال من باشه؛ ولی نه! من بندهی قصههای عاشقانهی فداکارانهام! توتی به رم خیانت نکرد لعنت فرستاد به همهی جامهای باشگاهی و همهی وسوسهی شهرت و پول، توی رم موند، جنگید، عرق ریخت، برد و باخت ولی به شهرش خیانت نکرد. یک قهرمان واقعی. اینها رو گفتم که به این خبر برسم که، دومنیکو براردی دهمین پاس گل فصلش روهم برای ساسولو داده و مثل قهرمان برخواسته از گور، بعد از مصدومیت فصل پیشش دوباره تیمش و به سری آ میاره. چه قصهای چه عاشقانهای به به، من بندهی وفاداریم لعنت به ی خونهی بهتر و ی شهر بزرگتر؛ وقتی که به شهر خودت خیانت کردی. @HolyFeel
فارغ از نتیجهی بازی امروز؛ بنده مادر اقایان ترابی، اسماعیلیفر، بیرانوند، خلیلزاده، زنوزی و مظفریزاده رو گاییدم. سلام صبح بخیر.
فارغ از نتیجهی بازی امروز؛ بنده مادر اقایان ترابی، اسماعیلیفر، بیرانوند، خلیلزاده، زنوزی و مظفریزاده رو گاییدم. سلام صبح بخیر.
دقت کردید پای همهی پستها حداقل یک 🖕 هست؟ این یعنی حداقل یک نفر باهام حال نمیکنه ولی اینجا رو چک میکنه :)))) سلام قرمساق بخدا من بگا رفتم باخیال اسوده به زندگیت برس منم قول میدم همیشه یادم بمونه که فاک تو تحت هرشرایطی پشت و پناهمه