- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 16
- 1/48двое суток
- 18
- 1/72трое суток
- 19
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
فکر میکردیم عشق میتونه درستش کنه ، ارزش تلاش رو داشت تا قبل از وقتی که نمیتونستم بفهمم این خون از زخم های توعه یا من ، شاید فقط قرار نبود هر چیزی که دوستش داریم تا آخرش مال ما بمونه .
اون همیشه کارهایی میکنه که ازشون هیچ منظوری نداره ، مخصوصا کارایی که باعث میشن فکر کنی براش خاص هستی . عاشق و معشوق بازی ما بیشتر شبیه قاتل و مقتول بود ؛ یبار اون قاتله و یبار من ، تنها فرقش اینه زخم های من دیرتر خودشونو نشون میدن .
حقیقت اینه که هیچ ادمی بدون مشکلات وارد زندگی کسی نمیشه . هر کسی زخمها ، عادتها و دردسرهای خودش رو داره ؛ فقط باید کسایی رو پیدا کنی که ارزش درد کشیدن رو داشته باشن .
هر چقدر هم که قوی باشیم ، گاهی نیاز داریم به نقطهی امنی پناه ببریم و برای بازیابی انرژی تحلیل رفتهمون استراحت کنیم ؛ اما این روزها ، انگار حتی نمیدونم باید به کجا پناه ببرم .
هیچوقت نمیتونی احساسات واقعی کسی رو بفهمی حتی اگه بهت بگه باز هم ممکنه همش دروغ باشه .
از دوست داشتن حرف میزنند ، اما رفتاری دارند که انگار نبودنت هیچ فرقی در زندگیشان ایجاد نمیکند . کلماتشان پر از احساس است ، ولی اعمالشان خالی از هر نشانهای که آن احساس را ثابت کند . انگار حقیقت برایشان چیزی نیست جز لباسی که هر وقت لازم باشد میپوشند و هر وقت لازم باشد کنار میگذارند .
بیشتر از هر چیزی حالم از ادم های خود قربانی پندار به هم میخوره که خرابکاری خودشون رو نمی بینند اما بقیه رو بابت کوچک ترین چیز ها مقصر میدونند .
نشستم به این فکر کردم که چیشد که این شد ؟ دیدم حقیقتا همش تقصیر اهمیت دادن من بیشتر از ارزش اونا بوده .
گیرم که فردا سپیده سر زند و روزگار به کام شود ، با غم آنها که برای ما جان داده اند چه باید کرد ؟
معمولا ناراحتی هام رو به کسی نمیگم ولی وقتی یکی خودش متوجه میشه و حواسش بهم هست واقعا ذوق میکنم .
معمولا اجازه میدم ادما تا حد ممکن نا امیدم کنن تا لحظه حذف کردنشون هیچ شکی به دلم نمونه .
ادم های تموم شده رو دیگه از نو شروع نکنین ، نه اونا مثل قبل خواهند بود و نه تو .