تحليل رفتار،I❤️TA
Статистикаتحليل رفتار متقابل (TA) تخصصى روانشناسى و شناخت اسيب هاى اجتماعى. www.tai.ir @ ILoveTA Instagram: tainstitute ارتباط با لينك زير @manya_mahmoudirad
- Последний пост
- 1 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 296
- 1/48двое суток
- 339
- 1/72трое суток
- 365
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
واکنش وارونه یعنی طرز فکر یا نگرشی که با تمایل یا آرزوی سرکوب شده تضاد داشته و در واکنش به آن خود را نشان میدهد. در واقع واکنش وارونه ابتدا یک سرکوب و پس از آن سرمایهگذاری متقابل در چیزی متفاوت، اما با نیرویی یکسان است. در واکنش وارونه یک ویژگی شخصیتی به یک ویژگی شخصیتی دیگر تغییر شکل میدهد یا متحول میشود. ویژگی دوم معمولاً از لحاظ اجتماعی مقبولتر است. ویژگی شخصیتی حاصل از واکنش وارونه دو حالت دارد: افراطی بودن و رشد سریع. اما رفتارهای جدیدی که شخص پس از واکنش وارونه پیش میگیرد، با رفتارهایی که آنها را کنار گذاشتهاست، در ارتباط و اغلب با آنها در تضاد هستند. گاهی یک حرف یا یک موقعیت ناخوشایند و غافل گیرانه سبب میشود تا واکنش وارونه به وجود بیاید. اما گاهی هم واکنش وارونه خودبهخود به وجود میآید. مادری که با دنیا آوردن فرزند خود از بلندپروازیهایش دور میماند، نسبت به او احساس خشم میکند اما نمیتواند آن را مستقیم نشان بدهد و درعوض به مادری بسیار مهربان تبدیل میشود اما به علت افراط در مهربانی، زندگی فرزندش را تبدیل به جهنم میکند. l♥️TA انستیتو تحلیل رفتار
ایرج پزشکزاد یک خاطره عجیب از دوران دبستانش نقل میکند. یک روز مدیر مدرسه، بخاطر شیوع کچلی، او و چند دانشآموز تمیز و مرتب را صدا زد، اخراجشان کرد. پدرش فردای آن روز با عصبانیت به مدرسه رفت و گفت: “پسر من که کچل نیست، چرا اخراجش کردید؟” مدیر با خونسردی جواب داد: “میدانم… اما اگر قرار بود کچلها را اخراج کنیم، باید درب مدرسه را میبستیم!” این فقط یک خاطره طنز نیست خلاصهی رفتار خیلی از سیستمهای بیمار است. جایی که فساد آنقدر زیاد میشود که دیگر حذف آدمهای ناسالم ممکن نیست، پس آدمهای سالم حذف میشوند تا “ظاهر نظم” حفظ شود. تلخی ماجرا اینجاست که در چنین ساختارهایی، صداقت کمکم تبدیل به ناهنجاری میشود. جورج اورول جایی نوشته بود: “در زمانهی فریب همگانی، گفتن حقیقت یک عمل انقلابی است.” و شاید خطرناکترین نقطهی هر جامعه همین باشد؛ جایی که برای تعطیل نشدن مدرسه، بچههای سالم را اخراج میکنند… و بعد همه وانمود میکنند همهچیز عادی است ❤️ @ILoveTA.انستیتو تحلیل رفتار
جایی میان بهشت و جهنم هفت قرن پیش، دانته آلیگیری در آغاز کمدی الهی، پیش از آنکه به دوزخ وارد شود، خواننده را به مکانی میبرد که نه بهشت است و نه جهنم. جایی میان این دو؛ سرزمینی که در آن، ارواح کسانی سرگرداناند که در طول زندگی، هرگز جرئت انتخاب نداشتند. آنها نه قدیسانی بودند که برای حقیقت هزینه بدهند و نه تبهکارانی که آگاهانه در خدمت شر قرار گیرند. گناهشان چیز دیگری بود؛ تمام عمر، از تصمیم گرفتن گریختند. هر جا باید میان حق و باطل، عدالت و بیعدالتی، آزادی و ترس، یا مسئولیت و آسایش یکی را انتخاب میکردند، عقب ایستادند. نه از روی اندیشه، بلکه از بیمِ هزینه. نه از روی خرد، بلکه به امید آنکه طوفان بگذرد و آنها همچنان در امنیت بمانند. l♥️TA انستیتو تحلیل رفتار
اگر ازدواج کنیم خوشبخت نخواهیم بود و اگر ازدواج نکنیم باز هم خوشبخت نخواهیم بود. مانند خارپشتهایی هستیم که برایِ گرم شدن به هم میچسبند و اگر به هم بچسبند خارشان به تنِ هم فرو میرود و اگر جدا شوند از سرما رنج خواهند برد. زندگی معاملهای است که در هر حال خرجِ آن بیش از دخلش است. l♥️TA انستیتو تحلیل رفتار ✍️ آرتور_شوپنهاور
واحد اندازه گیری کتاب خواندن، تعداد صفحه یا دقیقه در روز نیست... بلکه مقدار تغییری است که در شناخت از هویت خودمان و یا ماهیت جهان اطرافمان ایجاد شده است. l♥️TA انستیتو تحلیل رفتار
🌸🌸 🌺 رنجِ دانستن (چرا شناختِ خود، گاهی به جای آرامش، اضطراب و آشفتگی می آورند ؟ ) 🔻 آدمها معمولاً به سراغ روانشناسی میروند تا حالشان بهتر شود. کسی با اضطراب آمده، دیگری از اندوه خسته شده، یکی هم فقط میخواهد کمی سبکتر زندگی کند. اما گاهی اتفاق دیگری میافتد. کتابی خوانده میشود، تحلیلی شنیده میشود یا دری درون آدم باز میشود و ناگهان چیزی به هم میریزد. نه اینکه روانشناسی شکست خورده باشد، بلکه شاید آنچه سالها در سکوت مانده بود، دیگر حاضر نیست خاموش بماند. بعضی شناختها، پیش از آنکه آرامش بیاورند، انسان را از خوابهای آسودهاش بیدار میکنند! 🌺 زیگموند فروید معتقد بود روان آدمی، خانهای شفاف نیست. بسیاری از خواستهها، ترسها و تجربههای دردناک، به ناخودآگاه رانده میشوند و بیرون از میدان آگاهی به زندگی خود ادامه میدهند. او بارها در نوشتههایش از «مقاومت» سخن میگوید؛ نیرویی که نمیگذارد انسان به آسانی به حقیقتهای فراموششده نزدیک شود. به همین دلیل، از نظر فروید، روبهرو شدن با امر واپسراندهشده، ناگزیر با اضطراب همراه است. درد، در اینجا نشانه شکست درمان نیست؛ بهایی است که آگاهی برای ورود به قلمرو تاریک روان میپردازد. 🌺 کارل گوستاو یونگ، رنج را در نقطه دیگری میدید. او باور داشت هر انسانی «سایه»ای دارد؛ بخشی از وجود که نمیخواهد آن را ببیند و اغلب آن را به دیگران نسبت میدهد. خشم، حسادت، ضعف، ترس یا حتی استعدادهای فراموششده، همگی میتوانند در این قلمرو پنهان شده باشند. یونگ در مسیر «فردیتیابی»، رویارویی با این بخشهای نادیده را اجتنابناپذیر میدانست. اما چنین مواجههای، بیش از آنکه شبیه یافتن گنج باشد، شبیه ایستادن مقابل آینهای است که سالها رویش پارچه کشیده بودند. آینه، حقیقت را نشان میدهد؛ حتی اگر دیدن آن خوشایند نباشد. 🌺. ژاک لکان، این رنج را به زبان دیگری توضیح میداد. از نظر او، انسان همواره در جستوجوی چیزی است که گمان میکند کمبودش را جبران خواهد کرد؛ عشقی کامل، موفقیتی نهایی یا تصویری بینقص از خویشتن. اما تحلیل روانکاوانه، به جای وعده دادنِ خوشبختی کامل، انسان را با حقیقت فقدان روبهرو میکند. لکان معتقد بود کمبود، عارضهای گذرا نیست، بلکه بخشی از ساختار وجود آدمی است. شاید به همین دلیل است که تحلیل، گاهی توهمهای شیرین را بر هم میزند و سوژه را در برابر پرسشهایی قرار میدهد که پاسخهای سادهای ندارند. 🌺 دونالد وینیکات نیز از زاویهای دیگر به همین ماجرا نگاه میکرد. او میان «خود حقیقی» و «خود کاذب» تمایز میگذاشت. بسیاری از آدمها، سالها برای جلب رضایت دیگران، شخصیتی میسازند که مقبول و پذیرفتنی است، اما فاصلهای عمیق با حقیقت درونیشان دارد. نزدیک شدن به خود حقیقی، همیشه تجربهای آرام و دلپذیر نیست. وینیکات نشان میدهد که فرو ریختن این نقابها، ممکن است با احساس خلأ، سردرگمی و حتی اندوه همراه شود. زیرا آنچه فرو میریزد، فقط یک نقش نیست؛ گاهی شیوهای است که انسان سالها به کمک آن زنده مانده است. شاید به همین دلیل، این چهار متفکر بزرگ، روانشناسی را کارخانه تولید حال خوب نمیدانستند. آنان وعده نمیدادند که انسان با شناخت خود، از رنج رها خواهد شد. برعکس، هر یک به زبانی متفاوت یادآوری میکردند که حقیقت روان، همیشه آرامشبخش نیست. آگاهی، گاهی پردهای را کنار میزند که نبودنش آسانتر به نظر میرسید. با این همه، رنج دانستن، همان رنج گم شدن نیست. چه بسا انسانی که حقیقتی دشوار را میبیند، اندوهگینتر شود، اما واقعیتر زندگی کند. بعضی دردها، نشانه فروریختن نیستند؛ نشانه آناند که چیزی در ژرفای وجود، از خواب طولانی خود بیدار شده است. و شاید بلوغ، نه در فرار از این بیداری، بلکه در تاب آوردن روشنایی آن باشد. انتخاب : پژمان l❤️TA انستیتو تحلیل رفتا
راز روانشناسی خوشبختی روزمره: چرا بودن در لحظه مهمتر از پول و موفقیت است؟ ■فرهنگ مدرن داستانی تکراری درباره خوشبختی به ما میگوید: ابتدا ترفیع شغلی، بعد آرامش؛ ابتدا افزایش حقوق، بعد لذت بردن از زندگی؛ ابتدا اثبات موفقیت به دیگران، و سپس اجازه داشتن برای احساس رضایت. اما تحقیقات روانشناسی تصویر متفاوتی را نشان میدهند. درآمد و موفقیت به کاهش فشارهای زندگی کمک میکنند، اما وقتی دانشمندان به خوشبختی واقعی در طول روزهای معمولی نگاه میکنند، متوجه متغیر بسیار مهمتری میشوند: اینکه آیا ذهن شما همانجایی است که بدنتان حضور دارد؟ □در یک مطالعه کلاسیک که در ژورنال معتبر ساینس منتشر شد، روانشناسان با استفاده از یک اپلیکیشن، رفتارهای روزمره بیش از ۲۲۰۰ نفر را بررسی کردند. نتیجه این بود که ذهن انسانها به طور میانگین ۴۶.۹ درصد از زمان بیداری در حال «پرسهزنی ذهنی» و غایب از لحظه حال است. یافته کلیدی نشان داد که افراد در زمان غیبت ذهنی، به شدت احساس شادی کمتری داشتند و «محتوای افکار» افراد پیشبینیکننده بسیار قویتری برای خوشبختی آنها بود تا کاری که واقعاً در حال انجامش بودند. ●تفاوت ارزیابی زندگی روی کاغذ با بهزیستی عاطفی روزمره چیست؟ تحقیقات برندگان نوبل اقتصاد نشان میدهد که درآمد بیشتر، ارزیابی کلی فرد از کیفیت زندگیاش را روی کاغذ بهبود میدهد، اما بهزیستی عاطفی روزمره لزوماً با پول بیشتر بالا نمیرود. یک فرد میتواند بهترین زندگی را روی کاغذ داشته باشد اما تمام روز خود را به چانهزنی ذهنی با زمان حال بگذراند؛ آرزو کند جلسه زودتر تمام شود، قطار سریعتر حرکت کند و ایمیلها کمتر شوند. بدن او در یک فضا است، اما ذهنش در حال بازنویسی نسخه بهتری از آینده است. این عادت، زمان حال را به یک «اتاق انتظار» همیشگی برای رسیدن به یک زندگی پذیرفتنیتر در آینده تبدیل میکند. ○در فرهنگهای کاری مدرن با بازدهی بالا، افراد یاد میگیرند که چگونه مدام شرایط زندگی خود را بهبود ببخشند، اما به همان نسبت، توانایی زندگی کردن و سکونت در این شرایطِ بهبودیافته را از دست میدهند. ■حضور در لحظه به معنای لذتجویی یا انفعال نیست. روانشناسان تأکید میکنند که حضور در لحظه با داشتن یک تجربه فوقالعاده لذتبخش متفاوت است. حضور یعنی بودن در همان وضعیتی که همین حالا در آن قرار داریم، بدون اینکه بلافاصله آن را به شکایت، مقایسه، انتظار یا قضاوت خود تبدیل کنیم. این مهارت با مفهوم «قدرشناسی لحظه» (Savouring) مرتبط است؛ یعنی اجازه دهیم یک لحظه معمولی یا خنثی (مانند نوشیدن یک فنجان چای یا پیادهروی کوتاه) پیش از آنکه ذهنمان به سمت موضوع بعدی هجوم ببرد، در ذهن ما ثبت و حس شود. □تفاوت بزرگی وجود دارد بین تلاش فعالانه برای تغییر یک وضعیت بد (که نشاندهنده پویایی است) با این عادت ذهنی که مدام از هر موقعیت خنثی و معمولی، تقاضای هیجان، بازدهی یا معنای بیشتری داشته باشیم. این عادت دوم، ما را به مسافرانی همیشگی در زندگی تبدیل میکند که هیچگاه به مقصد نمیرسند. l❤️TA انستیتو تحلیل رفتار ❤️ @ILoveTA.
خوشبختی یک احساس درونی و عمیق شادی و رضایت قلبی است. محققان میگویند وقتی افراد در موقعیت دارای امنیت و موفقیت باشند و یا احساس خوش شانسی و کامیابی داشته باشند، خوشبخت به نظر میرسند. خوشبختی چیست و چرا مهم است؟ تحقیقات نشان میدهد که خوشبختی به طیف وسیعی از مزایا برای عملکرد، سلامتی، ارتباطات و سایر موارد منجر میشود ❤️ @ILoveTA.
ارتباط بدون خشونت یا ارتباط بیخشونت (به انگلیسی: Nonviolent Communication)، نوعی فرایند ارتباطی است که به وسیله مارشال روزنبرگ درآغاز دههٔ ۱۹۶۰ گسترش یافت. ارتباط بدون خشونت روشی برای بودن در جهان است که هدفش خدمت به زندگی و ایجاد ارتباط به گونهای است که نیازهای همه از طریق مراقبت طبیعی برآورده شود. نامشخص طبق گفته مارشال روزنبرگ، بنیانگذار ارتباط بدون خشونت، ارتباط بدون خشونت بر اصل آهیمسا استوار است، یعنی حالت طبیعی محبت، زمانی که هیچ خشونتی در دل وجود ندارد. ارتباط بدون خشونت بر اساس این ایده که همه انسانها دارای ظرفیت برای شفقت هستند و تنها زمانی متوسل به خشونت یا رفتار آسیب زا به دیگران میشوند که استراتژیهای مؤثرتر برای برآوردن نیازها را نشناسند. عادتهای فکری و گفتاری که منجر به استفاده از خشونت (جسمی و روانی) میشود، از طریق فرهنگ آموخته میشود. نظریه ارتباط بدون خشونت این را فرض میگیرد که تمام رفتارهای انسانی ناشی از تلاش برای برآوردن نیازهای جهانی انسان است و این نیازها هرگز در تضاد نیست. در عوض، درگیری زمانی رخ میدهد که استراتژی برای برآوردن نیاز به هم برخورد میکند. ارتباط بدون خشونت پیشنهاد میکند که اگر مردم بتوانند نیازهای خود، نیازهای دیگران، و احساسات، که این نیازها را احاطه کرده، شناسایی کنند، میتوان هماهنگی را به دست آورد. در حالی که ارتباط بدون خشونت ظاهراً به عنوان یک فرایند ارتباطی به منظور بهبود اتصال دلسوزانه با دیگران آموزش داده شدهاست. همچنین به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی، مجموعهای از ارزشها، تکنیک پرورشی والدانه، یک روش آموزشی و به عنوان یک جهان بینی تفسیر میشود. l♥️TA
без подписи
🔴شازده کوچولو به سیاره دوم رفت... آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد؛ بعد از ملاقاتی کوتاه، شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند، اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت: نرو، تورا وزیر دادگستری میکنیم! شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نیست که من او را محاکمه کنم فروانروا گفت: خب، خودت را محاکمه کن! این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی... 📕 شازده کوچولو آنتوان_دوسنت_اگزوپری l❤️TA .انستیتو تحلیل رفتار
صادق هدایت تو کتاب بوفِ کور خیلی خوب نوشته که: افسوس که تمام روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب دارد و تنهایی؛ آخرین گریزگاه انسان های صادق است... l❤️TA .انستیتو تحلیل رفتار
🌺 گلاسر معتقد است افسرده ماندن یک انتخاب است که فرد آن را آگاهانه یا ناآگاهانه به چهار دلیل انتخاب می کند: 1. با افسردگی بیش از خشونت می توان بر روی دیگران کنترل داشت، 2. با افسردگی براحتی می توان از دیگران کمک دریافت کرد، 3. با افسردگی می توان بی میلی خویش برای موثرتر بودن را توجیه کرد، 4. با افسردگی می توان بر روی افراد تسلط و کنترل بیشتری یافت. این دلایل باعث می شود تماس فرد افسرده با واقعیت قطع شده و مسئولیت شاد نزیستن خود را نپذیرد. افسردگی یک انتخاب است ✍ ویلیام_گلاسر l❤️TA تحلیل رفتار ❤️ @ILoveTA.
🌺🌸 عرفان مولانا (جلالالدین بلخی) با بسیاری از مفاهیم روانشناسی مدرن، بهویژه روانشناسی تحلیل رفتار TA و حتی درمانهای امروزی، تشابهات شگفتانگیزی دارد. در ادامه مهمترین نقاط مشترک را بهصورت روشن و قابلفهم توضیح میدهم: ۱. خودشناسی بهعنوان محور رشد مولانا: «از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی» روانشناسی: هدف اصلی رواندرمانی، افزایش خودآگاهی و شناخت لایههای پنهان ذهن است. 🔹 هر دو معتقدند رنج انسان از «نشناختن خود» آغاز میشود. ۱. پذیرش رنج بهعنوان عامل رشد مولانا: رنج، انسان را میپزد و کامل میکند: «این رنجها مرا به گنج رساند» روانشناسی مدرن: در رویکردهایی مانند ACT و لوگوتراپی، رنج میتواند معناساز و رشددهنده باشد. 🔹 رنج دشمن نیست؛ معلم است. ۱. نقش ناخودآگاه مولانا: از «نفس»، «دل» و «باطن» سخن میگوید؛ نیروهایی پنهان که رفتار انسان را هدایت میکنند. روانشناسی (فروید و یونگ): ناخودآگاه سرچشمه بسیاری از افکار، ترسها و واکنشهاست. 🔹 انسان بیش از آنچه فکر میکند، ناآگاهانه عمل میکند. ۱. عشق بهعنوان نیروی درمانگر مولانا: عشق نیروی تحول و شفا است: «عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست» روانشناسی انسانگرا: رابطه درمانیِ مبتنی بر همدلی و پذیرش بیقیدوشرط (راجرز) عامل اصلی بهبود است. 🔹 بدون عشق، درمان عمیق رخ نمیدهد. ۱. رها شدن از «منِ کاذب» مولانا: نفسِ خودخواه منبع رنج است. روانشناسی: ایگوی ناسالم و تصویر کاذب از خود عامل اضطراب و افسردگی است. 🔹 آزادی روانی با رها کردن «منِ ساختگی» آغاز میشود. ۱. زندگی در لحظه اکنون مولانا: «دیروز رفت و فردا در نیامده است» روانشناسی امروز (مایندفولنس): تمرکز بر «اکنون» اضطراب و افسردگی را کاهش میدهد. ۱. یکپارچگی روان مولانا: انسانِ کامل کسی است که تضادهای درونیاش آشتی کردهاند. یونگ: فرایند «فردیتیابی» یعنی آشتی خودآگاه و ناخودآگاه. 🔹 سلامت روان = هماهنگی درون جمعبندی کوتاه عرفان مولانا را میتوان نوعی روانشناسی عمیقِ شاعرانه دانست که: * هدفش خودشناسی است * رنج را معنا میکند * عشق را درمان میداند * و انسان را به وحدت درونی میرساند l❤️TA تحلیل رفتار
🌺🌸 شازده کوچولو: به نظر میرسه آدم چیزای زیادی برای خوشبخت بودن لازم داره. گفتم: نه اینطور نیست. خوشبختی از بودن میاد نه از داشتن؛ از تقدیر و قدردانی بابت هر آنچه الان داری، نه عجله برای بدست آوردن چیزایی که نداری. آسونترین و مستقیمترین راهِ خوشبختی خوشحال کردن آدمهایی هست که در اطرافمون هستن. عشق رو باید با عشق ورزیدن یاد گرفت. همهی ما توانایی عشق ورزیدن داریم، حتی با یه لبخند، چون اینکار به همون اندازه به خود ما انرژی میده که به کسی که بهش لبخند زدیم. l❤️TA تحلیل رفتار
کسانی که قول بهشت را در آن دنیا به ما میدهند همین دنیا را برای ما جهنم کرده اند 👤 کارل پوپر I❤️TA
نقطه نظریات صاحبنظران بنام ۱- ما هیچ کس را به طور تصادفی انتخاب نمیکنیم، بلکه ما فقط با آن هایی ملاقات میکنیم که از قبل در ناخوداگاه ما حضور داشته اند. (زیگموند فروید.) ۲- ممکن است بدانید که چه گفته اید، اما هرگز نمیدانید دیگری چه شنیده است. (ژاک لاکان) ۳- وقتی دنیا علیه شماست، امن ترین مکان برای مخفی شدن "دیوانگی" است. ۴- کسی که دوست همه باشد، دوست هیچکس نیست. (آرتور شوپنهاور) ۵- آن کس که با هیولا میجنگد، باید مراقب باشد خود بدل هیولا نشود. اگر مدتی طولانی به پرتگاهی بنگری، پرتگاه نیز به تو چشم میدوزد. (فردریش نیچه) ۶- اگر آنقدر شجاع باشی که بگویی خداحافظ، زندگی با سلامی تازه به تو پاداش خواهد داد. (پائولو کوئلیو) ۷- اگر قرار است سقوط کنی، سقوط کن. آنکه خواهی شد تورا خواهد گرفت. (کارل گوستاو یونگ) ۸- وقتی بالا میری مهربون و فروتن باش چون وقتی سقوط میکنی از کنار همین آدم ها رد میشی. (برتراند راسل) ۹- میدانم اگر قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم، دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد تا به من ثابت کند در تاریکی، همه ی ما شبیه یکدیگریم (داستایوفسکی) ۱۰- اگر در جایی انسان های کوچک سایه های بزرگ داشتند، یعنی خورشید در آنجا در حال غروب است. (کنفسینوس) ۱۱- هرچه شخص از بیرون بینقص تر باشد، در درون اهریمن های بیشتری دارد. (زیگموند فروید) ۱۲- دقیقاً در همانجایی که بیشترین درد یا ترس را احساس میکنید، بزرگ ترین فرصت برای رشد خوابیده است. (کارل گوستاو یونگ). ❤️ @ILoveTA.
без подписи
لینک کانال تحلیل رفتار متقابل در اپلیکیشن واتزاپ ، خدمت شما I❤️TA
Open this link to join my WhatsApp Group: https://chat.whatsapp.com/KroyghMEUS697nPCdDy0NG?mode=gi_t