If anyone cares
Статистикаنیرواناام. (She/her) روزانه مینویسم و دور همیم اینجا. لطفا اگه هوموفوب، نژادپرست و جنسیتزده هستین با یک لفت من رو خوشحال کنید.🍓🧀 معرفی نداریم. بات چنل: @If_anyone_cares_bot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 137
- 1/48двое суток
- 157
- 1/72трое суток
- 169
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نه و نیم شب رفتم ده کیلومتر دوییدم فردا هم صبح تمرین دارم حقیقتش حدود ده درصد فکر میکنم از بقیهی جامعه بهترم.
امروز تا ظهر کلاس داشتم. میرم یکی دو ساعت بخوابم، شب برم باشگاه و بعد بیرون هفت هشت ده کیلومتر بدوئم.
یازده و نیم شب میرسم خونه و هفت صبح میام بیرون. هرروز.
اولش کوچ بهم گفت چرا اینقدر ضعیف شدی شاید خوب غذا نخوردی. گفتم نه امروز روز من نیست. رپ سوم نشستم جام و شروع کردم گریه کردن. اومد بالا سرم گفت داری گریه میکنی؟ گفتم اره. گفت منتال بریک داونه؟ گفتم اره. گفت پس بشین استراحت کن. نشستم کمی و بعد تمرینم رو ادامه دادم. همینجوری با اشک.
یکی رو تصور کنید با ضربان قلب صد و هفتاد در حال کشیدن دستگاه با تمام قوا و هق هق زدن در کلاس گروهی پر از ادم.
وسط تمرین گریه کردم.
الان دارم اهنگ criminal از بریتنی اسپیرز رو گوش میدم و یادم افتاد همین شش ماه پیش استاد (آقا) ترجمه گفت نظر شما در مورد زندگی بریتنی اسپیرز چیه؟ بعد قبل از این که منتظر جواب باشه شروع کرد خوندن Mama I’m in love with a criminal And this type of love isn’t rational it’s physical 🤠
میشه دعا کنید و انرژی بفرستید که باز شه و بتونم بگیرم؟
نتونستم برای مسابقهی ازمیر بلیت بگیرم و ظرفیتها پر شده بود. شاید باز کنن باز اما مطمئن نیستم. امروز با کمترین انگیزه ورزش کردم.
امروز خیلی غمگینم
اب و هوای دیروز سی و نه بوده پلی پنجاه و دو حس میشده. من هم کل روز رو بیرون بودم توی هوای باز. آخراش در حال بخار شدن بودم دیگه.
без подписи
без подписи
دیشب شش کیلومتر دوییدم.
شاگردم امروز برام کیک خریده بود و گفت تیچر میدونستم مسابقتون مدال نمیدن میخواستم یه مدال دیگه پیدا کنم ولی پیدا نشد دیگه با کیک و شمع اومدم
من رفتم باشگاه ورزش سنگین صبح. بعد هفت ساعت کلاس داشتم ولی دو ساعت اخر شاگردم نیومد. با بابام یک ساعت ویدیو کال کردم. بعد اومدم کنار دریا هفده هزار قدم راه رفتم.
در ضمن بدن انسان برای این میزان گرما تعبیه نشده واقعا. روزی چند بار باید دوش بگیریم که پوست نندازیم رو نمیدونم دیگه.
کامیونیتیای که شما در باشگاه سالم با آدمهای سالم میسازی واقعا قیاس نداره.
امروز ورزشمون wod double بود یعنی با یکی همراه میشی و نصفه نصفه انجام میدی حرکات رو اما سریعتر چون وقتی همراهت داره انجام میده تو استراحت میکنی. من با یکی pair شدم که واقعا امادگی بدنیش خیلی کم بود. پونزده دقیقه نگذشته بود از تمرین که یهو گفت دیگه نمیتونم و رفت غیب شد. غیب شد واقعیها تا اخر روز ندیدمش. مربی هم همون موقع من رو با یکی دیگه گذاشت و اقای جدید اخراش دید من خستهام یکم از پارتهای منم انجام داد :)) خیلی خوش گذشت در کل.
خیلی ناراحت کنندهست چیزهایی که در طول مهاجرت از دست میدی و هیچوقت بهش فکر نمیکنی و یه روز توی خاطرت میشینه.