tgindex
Saçma mesajlar

Saçma mesajlar

Статистика
@Ihater161персидский

@socialism_forever161

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
82
+1 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
156
20 постов
Вовлечённость
190,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
105
1/48двое суток
120
1/72трое суток
129

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 9 авг.262из talaghi_t

    ⭕️ مبارزه رهایی‌بخش ملی فلسطین 📌 مصطفی عمر 📄 بخشی از متن : جبهه خلق این تصور را که هر یک از رژیم‌های ملی‌گرای عرب واقعاً «سوسیالیست» است، رد کرد. به استدلال جبهه خلق، این رژیم‌های «خرده‌بورژوا» به دلیل وابستگی خود به اقتصاد سرمایه‌داری بین‌المللی، قادر و مایل به به چالش کشیدن اسرائیل یا امپریالیسم آمریکا نبودند. تضاد عمیق طبقاتی میان کارگران و دهقانان، از یک سو، و بورژوازی عرب، از سوی دیگر، ویژگی رژیم‌های عربی بود. بنابراین، به باور جبهه خلق، رژیم‌های عربی تنها از طریق حمایت قدرت‌های امپریالیستی و سرکوب توده‌های عرب می‌توانستند به حیات خود ادامه دهند. افزون بر این، جبهه خلق «اصل عدم مداخله» فتح در امور رژیم‌های عربی را رد کرد. برخلاف وابستگی فتح به رژیم‌های عربی، جبهه خلق معتقد بود پیروزی مبارزه فلسطینیان مشروط به موفقیت توده‌های عرب در شکست دادن این رژیم‌هاست. به همین دلیل، این سازمان شعار معروف «راه قدس از قاهره، دمشق و اَمان می‌گذرد» را ابداع کرد. این شعار تعهد آن را به چشم‌اندازی گسترده‌تر از نیازهای مبارزه منعکس می‌کرد. @talaghi_t

  • Before 1984 -Lebanon , Beirut

  • 6 авг.511из manistudie

    Before 1984 -Lebanon , Beirut

  • 5 авг.7467из Dezh_Bang

    🔴 افسانۀ قحطی اوکراین! 📌 برش‌هایی از متن را در ادامه می‌خوانید: 🔻 در آغاز جنگ سرد هر یک از دو قطب متضاد، شوروی و ایالات متحدۀ آمریکا، دیگری را نسخۀ نازیسم معرفی و متهم به نسل‌کشی جنون‌آمیز می‌نمود. اما هنگامی که پیروزی غرب قطعی و لیبرال دموکراسی تثبیت شد، شبیه‌سازی‌ها روزبه‌روز بیش‌تر به شکلی که موردپسند غرب بود انجام می‌گرفت. به‌ویژه برای ایدئولوژی حاکم این ایدۀ مطلق شد که استالین و هیتلر را حتی‌الامکان به‌طور کامل یکی قلمداد کند و این ایده آن‌قدر رشد کرد که هیتلر و استالین به‌عنوان هیولاهای دوقلو عرضه شدند. اما آیا این مقایسه چرندگوییِ بورژوازیِ خیال‌پردازی نیست که مست از پیروزی خود در جنگ سرد، توهمات شیرینش را بازگو می‌کند؟ بررسی روی‌دادهای قرن بیستم در پاسخ به این پرسش برای ما راه‌گشا خواهد بود. @Dezh_bang

  • امروز، 2 اوت، زادروز جورج حبش میباشد بخشی از مصاحبه های او با ژرژ مالبرونو در باب دموکراسی در متن پایین (منبع: کتاب انقلابی ها جاودانند ص۲۳۸و۲۳۹ )

  • امروز، 2 اوت، زادروز جورج حبش میباشد بخشی از مصاحبه های او با ژرژ مالبرونو در باب دموکراسی در متن پایین (منبع: کتاب انقلابی ها جاودانند ص۲۳۸و۲۳۹ )

  • حرامزاده های هایک چطور بازار آزاد نژادپرستی و بیگانه هراسی را در آغوش کشید؟ @socialism_forever161

  • حرامزاده های هایک چطور بازار آزاد نژادپرستی و بیگانه هراسی را در آغوش کشید؟ @socialism_forever161

  • صدور سرمایه خصیصه سرمایه داری امروزی است.

  • без подписи

  • کتاب مزد،بها،سود کارل مارکس از حزب طوفان

  • без подписи

  • 21 июл.1832из maktubaaat

    حالا اگر ما بگوییم مسئله‌ی اصلی امریکا تسلط بر گردش انرژی است، می‌گویند نه مشکل امریکا «اسلام سیاسی» است. خود ترامپ بگوید، می‌گویند ترامپ چرت‌و‌پرت زیاد میگه. اسکات بسنت بگوید چه خواهد گفت؟ امیر خراسانی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌‌داری آمریکا، آشکارا دلیل اصلی حمله به ونزوئلا و سپس ایران را فاش می‌کند: حفظ برتری پترو‌دلار، یا دقیق‌تر، جلوگیری از سقوط پترودلار؛ زیرا همین الان هم پترودلار برتری خودش را از دست داده است! «کمک در راه است»، «تغییر رژیم»، «برنامهٔ هسته‌ای/موشکی»، «نیابتی‌ها» و … همگی یا بهانه‌اند یا دلایل فرعی. مسئله اصلی برای آمریکا جلوگیری از سقوط پترو‌دلار است. @maktubaaat

  • آیا این آقایان تاکنون انقلابی دیده‌اند؟ انقلاب بی‌تردید اقتدارگراترین چیز ممکن است؛ انقلاب عملی است که در آن بخشی از جمعیت، ارادهٔ خود را با استفاده از تفنگ، سرنیزه و توپ بر بخش دیگر تحمیل می‌کند. اگر اصلاً چیزی به‌راستی اقتدارگرایانه وجود داشته باشد. و اگر حزب پیروز نخواهد بیهوده جنگیده باشد، باید این حاکمیت را از طریق وحشتی که سلاح‌هایش در دل نیروهای ارتجاعی می‌افکند حفظ کند. آیا کمون پاریس حتی یک روز دوام می‌آورد اگر از این اقتدار مردم مسلح علیه بورژوازی استفاده نکرده بود؟ برعکس، آیا نباید آن را سرزنش کنیم که چرا از این اقتدار به‌اندازه کافی و آزادانه استفاده نکرد؟ در باب اقتدار (۱۸۷۲) فردریش انگلس

  • در یوگسلاوی جهان سرمایه داری و بویژه امپریالیسم آمریکا به اشکال مختلف سرمایه گذاری کرده اند و وام و قرض می‌پردازند.این سرمایه ها پایه های مادی رشد «سوسیالیسم خوداداری»سرمایه داری یوگسلاوی را تشکیل می‌دهد.بدهی یوگسلاوی به تنهایی بالغ بر ۱۱ میلیارد دلار می‌باشد و این کشور بیش از ۷ میلیارد دلار وام از آمریکا دریافت کرده است. علیرغم این وام‌های کلان که از خارج به رهبری تیتوئیست داده میشود،خلق‌های یوگسلاوی هیچگاه طعم نتایج درخشان این سوسیالیسم را نچشیده اند.برعکس در یوگسلاوی فروپاشی سیاسی و ایدولوژیک حکم فرماست.سیستم حاکم باعث بیکاری شدیدی در داخل کشور گشته و همچنین بسیاری از کارگران را به مهاجرت وا داشته است این امر یوگسلاوی را کاملا به امپریالیست ها وابسته می‌کند.طبقه حاکم و امپریالیست ها که در این کشور سرمایه گذاری کرده اند به منظور تامین منافع خود خلفای یوگسلاوی را شدیداً و بیش از پیش استثمار می‌کنند.دولت یوگسلاوی،به به افزایش روز افزون قیمت ها ،تشدید دائمی فقر توده‌ها و خرد شدن کشور در زیر بار وامها و تهدید محاصره جهان بزرگ سرمایه داری هیچگونه توجهی ندارد. یوگسلاوی از استقلال و حاکمیت ناقص برخوردار است،زیرا که خود ظرفیت اقتصادی ندارد و با شرکتها و کشور های سرمایه داری خارجی مشترکا مالک ظرفیت اقتصادی است . به همین دلیل مجبور به تحمل تاثیرات ویرانگر بحران و استثمار خارجی است.این اتفاقی نیست که سرمایه داری جهانی به این شدت به پشتیبانی سیاسی و مالی "خود داری"یوگسلاوی بپا خاسته و نقش بلند گوی تبلیغاتی تیتو را ایفا میکند،تبلیغاتی که سیستم یوگسلاوی را شکل نوین و آبدیده ساختمان سوسیالیسم وانمود کرده و مدعی است که میتواند مورد استفاده همه کشورها قرار گیرد. سرمایه داری از این رو به این کار دست می‌زند که شکل خود اداری یوگسلاوی وسیله خرابکاری و تحریکات و انحراف در زمینه ایدولوژیک سیاسی علیه جنبش‌های انقلابی آزادی بخش ،پرچلتریا و خلقها است.این سیستم شیوه ای برای راه گشایی و نفوذ اقتصادی-سیاسی امپریالیسم در کشور های مختلف جهان است.امپریالیسم و بورژوازی مایل است سیستم خود اداری را در برخی کشور ها و شرایط خاص بمثابه سیستم رزرو حفظ کند تا بدینوسیله سرمایه داری سخت جان که همواره در جستجوی اشکال مختلف دولت علیه خلقهاست بتواند به حیات خود ادامه دهد. امپریالیسم و انقلاب،انور خوجه

  • 13 июл.18916из atopiaschool

    🔺 چپ «مردم یار»، چپ «محور مقاومت» و معضل دوگانه‌اندیشی: مالجو در جستجوی چیست؟ 🖌 بهروز قمری چندی است که متفکران واندیشمندان متمایل به مارکسیست در ایران مبحثی را گشوده‌اند که «چپ» را به دو روند متمایز تقسیم می‌کند. اول روند چپ راستین یا به نقل از محقق محترم محمد مالجو و همفکران‌شان، «چپ مردم‌یار» و دیگری چپ ضد امپریالیسم «محور مقاومت» یا چپ حکومتی. آن یک دغدغه‌ی «پیوند با مردم برای رهایی‌شان» را دارد و این به «قدرت می‌چسبد تا بماند.» به عبارت دیگر، آن‌چنان که جناب مالجو نتیجه‌گیری می‌کنند: «چپ محور مقاومتی در هر دو موسم آتش‌بس و تهاجم خارجی در خدمت تداوم اقتدار داخلی است. اما چپ مردم‌یار در پی رهایی هموطن از دو سلطه است، سلطه‌ی خارجی و سلطه‌ی داخلی.» متنِ پیشِ رو، بر آن است تا با درگیر شدن با نوشتارهای محمد مالجو در این باره، به نقد این مبحث بپردازد. 📕لینک متن

  • کوبا تحت شدیدترین حمله ی امریکا در این قرن – ترجمه : لیلای لیلی آیدی توئیتر : LeilayeLeili@ @socialism_forever161

  • 4 июл.2441из RedPraetorian

    اکنون مردم سراسر جهان دربارهٔ این مسئله بحث می‌کنند که آیا جنگ جهانی سوم درخواهد گرفت یا نه. در مورد این مسئله نیز باید از لحاظ فکری آمادگی داشته باشیم و آن را مورد تحلیل قرار دهیم. ما قاطعانه طرفدار صلح و مخالف جنگ هستیم. مع‌هذا، اگر امپریالیست‌ها بر افروختن جنگی دیگر اصرار ورزند، نباید از آن هراسی به خود راه دهیم. موضع ما در قبال این مسئله همان موضعی است که در برابر هرگونه اغتشاش اتخاذ می‌کنیم: نخست، با آن مخالفیم؛ دوم، از آن هراسی نداریم. در پی جنگ جهانی اول، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، با جمعیتی بالغ بر دویست میلیون نفر، پدید آمد. در پی جنگ جهانی دوم، اردوگاه سوسیالیستی، با جمعیتی بالغ بر نهصد میلیون نفر، سر برآورد. اگر امپریالیست‌ها بر آغاز جنگ جهانی سوم اصرار ورزند، یقیناً چند صد میلیون نفر دیگر به سوسیالیسم روی خواهند آورد و آن‌گاه دیگر جای چندانی بر روی زمین برای امپریالیست‌ها باقی نخواهد ماند؛ همچنین بسیار محتمل است که سراسر بنای امپریالیسم یکسره فرو ریزد. -درباره مسئله‌ حل صحیح تضادهای درون خلق، ۲۷ فوریه ۱۹۵۷، مائو زدونگ پرتورین

  • منشور حماس، مبارزه را به عنوان جهاد (مبارزه مقدس) علیه صهیونیسم مطرح می‌کند. در اولین منشور خود در سال 1988، آشکارا یهودستیز بود و ادعا می‌کرد که هر دو انقلاب لیبرال و کمونیستی به دلیل یهودیان انجام شده‌اند.(21) منشور اول همچنین از ایده‌آلیسم برای پنهان کردن مبارزه طبقاتی داخلی استفاده می‌کند و فقط بر مبارزه طبقاتی خارجی به شیوه‌ای ایده‌آلیستی تأکید می‌کند. این احتمالاً به دلیل مخالفت عناصری از سازمان آزادیبخش فلسطین و جبهه خلق برای آزادی فلسطین با حماس مطرح شده است. بعداً، این احتمالاً تا حدی به دلیل سقوط هر دوی این جناح‌ها، به طور کامل حذف شد. همانطور که می‌بینیم، ایدئولوژی حماس در نتیجه شخصیت طبقاتی و روابط آن با جناح‌های مختلف تغییر می‌کند. به همین دلیل، می‌بینیم که حماس به دلیل انفعال بیش از حد، رسماً در منشور دوم در سال 2014 از اخوان المسلمین جدا شد. همچنین به جای مبارزه علیه یهودیان و یهودیت، به سمت مفهوم ماتریالیستی‌تری از مبارزه علیه صهیونیسم، استعمار شهرک‌نشینان/استعمار و امپریالیسم در اینجا تغییر جهت داد. در سندی که اخیراً توسط حماس منتشر شده است، این سازمان این موضوع را واضح‌تر بیان می‌کند: حماس تأکید می‌کند که درگیری آن با پروژه صهیونیستی است، نه با یهودیان به دلیل مذهبشان. حماس به دلیل یهودی بودن یهودیان با آنها مبارزه نمی‌کند، بلکه با صهیونیست‌هایی که فلسطین را اشغال کرده‌اند، مبارزه می‌کند. با این حال، این صهیونیست‌ها هستند که دائماً یهودیت و یهودیان را با پروژه استعماری و موجودیت غیرقانونی خود یکی می‌دانند. https://www.prisoncensorship.info/article/what-is-hamas/

  • без подписи