tgindex
«دِ شو»
@ImTheShowперсидский

یک نفر با حرف‌های دلِ خودش. t.me/ImTheShow?direct {تولید: ۲ مهر ۱۴۰۲}

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
15
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
524
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
343
22 постов
Вовлечённость
65,5%
к подписчикам
Постов в день
2,1
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
259
1/48двое суток
296
1/72трое суток
320

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • امشب بهترین دعارو بچه داداشم در حقم کرد. برگشت گفت عمو حسین، خانوم بخره. آمین.

  • видео или голосовое, без подписи

  • بارش شهابی امشب کنار تجربه قشنگی بود، کلی شهاب رد شد و واقعا از اون چیزاست که میمونه تو خاطر آدم. به جز حضور یه سری بی‌فرهنگ واقعا تجربه نابی بود. 🤌

  • اينك ای خوب، فصل غريبی سر آمد چون تمام غريبان تو را می‌شناسند

  • دلم می‌خواهد کاغذی بردارم و بی‌آنکه بدانم قرار است چه چیزی بر آن متولد شود، شروع کنم به نقاشی کردن.

  • видео или голосовое, без подписи

  • دلم می‌خواهد کاغذی بردارم و بی‌آنکه بدانم قرار است چه چیزی بر آن متولد شود، شروع کنم به نقاشی کردن. دلم می‌خواهد نیمه‌شب، جایی میان سکوت و خواب، بروم و رقص درختان را تماشا کنم؛ همان رقصی که باد، به مانند یک موسیقی صامت آغازش می‌کند. دلم می‌خواهد گوشه‌ای از حرم بنشینم، بی‌آنکه به ساعت نگاه کنم، بی‌آنکه بدانم وقت رفتن است یا ماندن؛ فقط بنشینم و عبور آدم‌ها را تماشا کنم. دلم می‌خواهد بی‌خبر، سرزده، بروم و حال برادرانم را بپرسم. چرا؟ چون مدت‌هاست ظرف ذهنم را، به جای زندگی، سپرده‌ام به چیزهایی که مرا از زندگی دور کرده‌اند. - به تنفرم از آن‌هایی که به زعم من آزارم داده‌اند. - به ترس؛ همان ترسی که نام بقا بر خود گذاشته، اما هرگز طعم رهایی را به من نچشانده است. - به سرزنش؛ دستی که هرچه بر من گذشته را دوباره و دوباره همچون سیلی بر صورتم می‌نشاند. همیشه گفته‌ام قربان خدا بروم، چه آینه‌کار ماهری‌ست. آدم‌ها را یکی‌یکی روبه‌رویم گذاشته، اتفاق‌ها را پیش پایم نشانده و هرکدام را آینه‌ای کرده از چیزی که در من می‌گذرد؛ گاهی تنفر، گاهی ترس، گاهی سرزنش. امروز اما کمی دقیق‌تر به خودم در این آینه نگاه می‌کنم. چیزهایی می‌بینم که سال‌ها، همچون راهبانی در معبدی تاریک، گرد بت‌های خود طوافشان کرده‌ام؛ آن‌قدر به آن‌ها ایمان آورده‌ام که دیگر نپرسیده‌ام آیا واقعاً مقدس‌اند، یا فقط از بس در برابرشان زانو زده‌ام، مقدس به نظر می‌رسند. و حالا دیگر نمی‌توانم به آن‌ها بچسبم. وقت آن است که این ظرف را خالی کنم؛ از خشم، از ترس، از آن همه صدای سرزنشگر که سال‌ها در سرم پیچیده‌اند. وقت آن است که به خودم ایمان بیاورم؛ به آن کسی که زیر تمام این لایه‌ها هنوز نفس می‌کشد. می‌خواهم دوباره در زندگی جاری شوم؛ مثل آب، بی‌آنکه هر سنگی را دشمن خود بدانم. بی‌آنکه صخره‌ای سنگین بر گلویم افتاده باشد و زنجیرهای گذشته پاهایم را به زمین دوخته باشند. می‌خواهم زنده باشم. می‌خواهم کاغذی بردارم، نقاشی کنم، نیمه‌شب برقص درختان نگاه کنم، در گوشه‌ای بنشینم و عبور آدم‌ها را تماشا کنم، سرزده به خانه برادرانم بروم، و برای نخستین‌بار، به جای آنکه تمام ظرف وجودم را صرف آنچه بر من گذشته کنم، آن را به آنچه هنوز می‌تواند بر من بگذرد بسپارم. به زندگی. و در همین چند مدتی که از بودنم باقی مانده، آرام و بی‌هیاهو، خودم را به آن چیزی بسپارم که شاید از همان ابتدا برای آن خلق شده بودم.

  • 11 авг.1 146107

    دیت پسرانه با آقامیثم 😂🗿

  • چه خبرا؟ یکم صحبت کنید بشنوم. http://t.me/BChatPlusBot?start=ItsTheShowChat

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • امشب یهو یاد سفر بوشهر و اون دریای جذاب افتادم 🥲 کاش بشه که دوباره بریم اونور 💔

  • این چه پدیده‌ مزخرفی هست که آدم یهو حرف اول دوتا کلمه پشت سر هم رو چپه میگه؟ کبد چرب و چبد کرب

  • قیافه من وقتی یکی از بچه‌های فامیلو هل دادم، خورده زمین، دستش خونی شده و داره گریه می‌کنه و از همونجا زن عموم یهو میاد تو

  • هرچی بیشتر به آخر سال نزدیک میشیم، نشونه‌های ۳۰ سالگی رو دارم بیشتر و بیشتر حس میکنم. همه چیز حس «هِچ» بودن داره میده. و کل دغدغم اینه که شام چی بخورم.

  • آقا رسما آشپزی برای دیگران رو به عنوان یه تفریح برای خودم اعلام میکنم.

  • 7 авг.444191

    از تصویرهای قشنگ زندگی، اینه که بچه‌ داداشت رو ببری اسباب‌بازی فروشی، سه تا عروسک بزرگ بگیره دستش و بگه «خب بریم» 😂🥲

  • از این پرامپت خوشگلا اومده که میگه براساس شناختی که ازت داره، میگه چه رنگی هستی، چه آهنگی هستی و شبیه کدوم غذایی همیشه دوست داشتم آش رشته باشم 🙃

  • 5 авг.449171

    از این پرامپت خوشگلا اومده که میگه براساس شناختی که ازت داره، میگه چه رنگی هستی، چه آهنگی هستی و شبیه کدوم غذایی همیشه دوست داشتم آش رشته باشم 🙃

  • سیو مسیج تلگرام شما هم پر از پیام‌هایی هستش که قرار بوده برای بقیه ارسال کنین، ولی در آخر؛ فقط برای خودتون فرستادینش؟

«دِ شو» — tgindex