tgindex
LALA LAND
@ImtheTIGERперсидский

' Metal _ malishka ' @LOTESZONE ME stayed by me 'life goes on, stay stable _____________________ Anonymous BOT: http://t.me/BgooBot?start=_kimmetallink ENTj_A SCORPIO _bisexual _____________________

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
12 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
11
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1
21 постов
Вовлечённость
9,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 авг.1из fallingForLuneva

    فاطمه‌ی عزیز، ابتدای نامه، از شما متشکرم که مچ دست خویش را به زحمت انداختید و کلماتتان را سخاوتمندانه خرج کردید. گمان می‌کنم پیش از هر چیز باید در مقام ادب، پاسخ این لطف را بدهم و سپس، در اولویت دوم، خودم را معرفی کنم. مرا «بانوی سرخ»، «مالیشکا» و در مواقعی که با خوی مردانه‌ی خود ارتباط نزدیک‌تری دارم، «لرد» یا «متال» صدا می‌زنند؛ و در نهایت، هر آنچه شما برای خطاب کردن من به کار ببرید، از نظر بنده صحیح و پذیرفتنی خواهد بود. نامه‌ی شما برای من اشتیاقی برای صحبت کردن ایجاد می‌کند؛ اما نه از آن اشتیاق‌هایی که آدم را وادار به جواب دادن چند سطر می‌کند و تمام. از آن جنس اشتیاق‌هایی‌ست که دلم می‌خواهد بیایم، درِ دفتر افکارم را باز کنم، آن را با دو دست تقدیمتان کنم، تمام صفحاتش را جلوی شما پهن کنم و بعد، کمی آن‌طرف‌تر بنشینم و منتظر بمانم تا مرا تحسین کنید. البته برای دریافت چنین محبت کودکانه‌ای، هم خجولم و هم به طرز خنده‌داری مسن؛ بنابراین ترجیح می‌دهم آبرودارانه‌تر رفتار کنم و فقط بگویم: به شهربازی هزاررنگ و هزارتوی وجود من خوش آمدید. اینجا، بنده‌ی کوچک شما، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد برای ارائه دارد؛ از عجایبی که شاید خودم هم هنوز از کشفشان متعجبم، تا کنجکاوی‌هایی که سال‌هاست در گوشه‌وکنار ذهنم خاک می‌خورند و منتظرند کسی درِ اتاقشان را باز کند. اینجا اگر کمی بیشتر بمانید، احتمالاً چیزهایی خواهید دید که خودم هم نمی‌دانم باید برایشان اسم انتخاب کنم یا نه. فقط مراقب باشید در راهروهای این هزارتو گم نشوید؛ هرچند اگر گم شدید، قول نمی‌دهم برای پیدا کردنتان خیلی زود بیایم. شاید خودم هم گوشه‌ای از همین هزارتو نشسته باشم و مشغول تماشای دیوارهای رنگی ذهنم باشم. خنده‌دار است اگر بگویم تمام این‌ها را برای دیده شدن ساخته‌ام؟ تمام این عجایب، شگفتی‌ها، کنجکاوی‌ها و حتی همین هزار رنگی را؟ شاید بخشی از آن واقعاً همین باشد. شاید سال‌ها گوشه‌ای ایستاده‌ام و فکر کرده‌ام چطور می‌توانم کاری کنم کسی مکث کند؛ کسی کنجکاو شود که پشت این صفحه چه چیزی پنهان شده، در صفحه‌ی بعدی زندگی من چه چیزی می‌تواند پیدا شود و پشت این همه رنگ، چه کسی نشسته است. شاید تمام این نمایش‌ها تلاشی بوده‌اند برای اینکه در میان این همه آدم، یک فرد نامرئی نباشم. و البته، اعتراف می‌کنم که گاهی به شیوه‌ای کاملاً خجالت‌آور تقلا می‌کنم تا صحنه‌ی اجرا را از آنِ خود کنم و فرصت حضور را از دیگران بگیرم؛ انگار که اگر برای چند لحظه نور از روی من برداشته شود، ممکن است دوباره در تاریکی گم شوم. اما حقیقت، با تمام سادگی و شاید اندکی شرمندگی، این است که من فقط دوست دارم مردم درباره‌ام کنجکاو بمانند. دوست دارم کسی بعد از بستن یک صفحه، دلش بخواهد صفحه‌ی بعد را هم ورق بزند. و شاید همین برای من کافی باشد؛ اینکه کسی هنوز بخواهد بداند پشت این همه رنگ، پشت این همه کلمه و پشت این نام‌های عجیب، چه کسی نشسته است. دوستدار شما هوانگ متال

  • 8 авг.1из lovelyartchallenge

    از برای تو؛GOLD نمی‌دانم اسمت چیست، از زندگی‌ات چه می‌گذرد، یا پشت این همه شلوغیِ چنلت چه دنیایی برای خودت ساخته‌ای. فقط می‌دانم میان این همه تصویر و رنگ، چیزی در نگاهت هست که نمی‌شود به سادگی از کنارش گذشت؛ شاید از آن نقاشی‌هایی که گمان می‌کنم می‌کشی، شاید از سلیقه‌ای که در انتخاب چیزها پیداست، یا شاید فقط از همان حسِ متفاوتی که بی‌آنکه بدانی، منتقل می‌کنی. غریب است که از یک آدم هیچ نمی‌دانی و با این حال، دلت می‌خواهد بدانی پشت این همه رنگ، چه قصه‌ای پنهان شده. شاید بعضی آدم‌ها قرار نیست در اولین نگاه شناخته شوند؛ فقط باید کمی بیشتر تماشا کرد، تا کم‌کم خطوطِ محوِ دنیایشان پیدا شود. از فآطمه برای تو https://t.me/fallingForLuneva

  • 7 авг.1из PXLERA

    - The Judge نه چون از آدم‌ها متنفری؛ چون از چیزی که آدم‌ها تبدیلش شدن خسته‌ای. از اینکه هر کسی خودش را مرکز دنیا می‌بیند. از اینکه برای ثابت کردن درست بودنِ خودش، حاضره احترام، انصاف یا حتی انسانیت را قربانی کند. برای تو هیچ ایده‌ای آن‌قدر مقدس نیست که بشود به خاطرش آدم‌ها را له کرد، اما انگار دنیا هر روز بیشتر برعکس این را ثابت می‌کند.اگر ویلن بودی، هدفت تسخیر دنیا نبود؛ می‌خواستی آینه‌ای جلوی آدم‌ها بگیری تا خودشان را همان‌طور که هستند ببینند. می‌خواستی برای یک بار هم که شده، طعم بی‌احترامی، خودخواهی و قضاوتی را بچشند که هر روز به دیگران هدیه می‌دهند.ترسناک‌ترین بخش داستانت این نیست که شرور شدی؛ این است که هنوز ته دلت آرزو می‌کنی یکی پیدا شود و ثابت کند هنوز هم انسان‌هایی هستند که بلدند قبل از قضاوت، بفهمند. قبل از حرف زدن، گوش بدهند. و قبل از دفاع از عقیده‌شان، حرمت آدم روبه‌رو را نگه دارند. شاید به همین خاطر هیچ‌وقت ویلن کاملی نباشی؛ چون حتی وقتی از آدم‌ها خسته‌ای، هنوز ته قلبت امیدوار مانده‌ای که یکی پیدا شود و نظرت را عوض کند. ২ FallingForLuneva.t.me #Kuma ، #Vegas ˓ 资 ˒ @PXLERA

  • 6 авг.2из lChaosClubl

    آخه خیلی وایب مامانی میدی😭 اصن چون فکر میکردم اختلاف سنیمون زیاده و من خیلی بچه هستم و.... کلا یه تختم هم کمه موقعی که ناشناست پیام میدادم میخواستم دوسی دوسی بشیم میترسیدم و نگران ببودم که یهو بگی چه دختر منگلیه این یه تختش کمه این از کدوم سیاره اومده😭 البته بعد که آشنا شدیم دیدم اصلا اینجوری نیستی بلکه خیلی هم آدم خفن و فان و باحال و بوجی موجی هستی😭✨✨✨

  • 5 авг.1из AralyaChallenge

    @fallingForLuneva ╭··⊹ᬉ ╰𝙰𝚛𝚊𝚕𝚢𝚊 🍁⊹·· ┆#Challenge     ·• @Arahlya •·

  • без подписи

  • 5 авг.1из AralyaChallenge

    در اعماق خطوط اسرار زیادی رو میدید همچون معماری که میتوانست دنیا و اشکالش را در ذهنش ترسیم کند... بعد از اتمام کل کارهایش به صندلی تکیه زد... در جایی که دنیای او قرار داشت و میتوانست با عشق.... چیزهایی بسازد که جانی دوباره میگیرند..... هر خطوط و نقاشی در اثارش وجود و باور اورا به نمایش درمیاورد.... در بیان احساسات خودش همیشه جاییو خالی میگذاشت..... انگار که در اون بخش هنوز نتوانسته بود شکلی ترسیم کند که شبیه او باشد..... شبیه غم ها و دردی که همیشه سعی میکرد نشونش ندهد..... @fallingForLuneva ╭··⊹ᬉ ╰𝙰𝚛𝚊𝚕𝚢𝚊 🍁⊹·· ┆#Challenge     ·• @Arahlya •·

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    без подписи

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    و تمام عصبانیت و غمش برگشت دوباره بهم

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    الان یادم اومد یکی قبل عید چطور باهام رفتار کرد

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    без подписи

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    مثل این میمونه که یه کاپل گی رو بردارن زن بدن و بگن ما هترو دوست داریم مشکلش چیه

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    ولی واقعا نمیپذیرم که چیزی که استریته رو بخاطر علایق خودشون گی کنن یا چیزی که گی هست به علاقه خودشون استریت کنن

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    واقعا پایه اتونم و حمایتتون میکنم و همون‌طور که همه اتونم میدونید من خودم بایسکشوالم

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    سیسی های ناز منن

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    اصلا هم برام مهم نیست هنوز تطبیق جنسیت انجام ندادن

  • 5 авг.1из fallingForLuneva

    مدام هم باهاشون بیرون میرم

  • 5 авг.2из fallingForLuneva

    بشدت هم دوستشون دارم

  • 5 авг.2из fallingForLuneva

    ملیکا و نیکا

  • 5 авг.2из fallingForLuneva

    https://t.me/fallingForLuneva/115634 من شاهد هستم