tgindex
اندیشکده ایرانِ پسامَهسا

اندیشکده ایرانِ پسامَهسا

Статистика

اندیشکده ایران پسامهسا اتاق فکری مجازی و مستقل استکه با رویکردی «سیستمی» به تحلیل و تفسیر انتقادی از کلان‌روَندهای اجتماعی-سیاسی-اقتصادی ایران در دوران پسامهسا میپردازد و بازتاب‌دهنده کنشهای مدنی بنیادتوسعه پایدار ایران است. 🔹راه ارتباطی: گروه داخل کانال

Последний пост
4 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
843
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 187
21 постов
Вовлечённость
140,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
287
1/48двое суток
328
1/72трое суток
354

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چرا ج.ا.ا. ۴۸سال رجز می‌خواند، تهدید می‌کند، اعدام می‌کند و انتقام می‌گیرد؟! ✍کوروش برارپور - آینده‌پژوه مستقل 📆شنبه، ۱۰ امرداد ۱۴۰۵ 📚مطالعه‌ای بر پایه مبانی سرگذشت‌پژوهی و تحلیل روایت A study based on the principles of life history and narrative analysis >------------ به‌زودی منتشر می‌شود ------------< 🔻کانال تلگرامی اندیشکده ایران پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 3 авг.233143из KoohGram

    نامه‌ای به نیرمال پورجا به‌نام انسانیت نیرمال عزیزم اکنون که این نامه را برایت می‌نویسم تو در ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ از میان ما رفته‌ای و در بیکرانِ ابدیت - در دامنه‌های کوه ۸۰۰۵۱متری برودپیک آرام گرفته‌ای! همانگونه که در یکی از ایمیل‌هایم برایت نوشته‌ام؛ من در حوزه مدیریت استراتژیک، روی مکاتب استراتژی فعالیتی پژوهشی انجام میدهم. هنری مینتزبرگ (استاد دانشگاه مک‌گیل) در کتاب جنگل استراتژی، ده مکتب را مورد شناسایی قرار میدهد. پژوهشهای من مکتب یازدهمی را با عنوان مکتب طبیعت (Nature School) مورد شناسایی قرار داده است. بر پایه این یافته‌ها؛ قهرمانان مکتب طبیعت کسانی‌اند که تحقق استراتژی را نه از مسیرها یا روشهای نرمال بلکه از: ۱)روشهای غیر نرمال (چون صعود بدون اکسیژن) و ۲)مسیرهای گشایش نشده ممکن میدانند. بر این پایه؛ قرار بود من در یکی از صعودهایم به هیمالیا، به روش مشاهده سایه‌به‌سایه (Shadow Observation) ویژگیهای تو (بعنوان یکی از کیس‌های پژوهشی‌ام) را در سه نشانگرِ ۱) ذهن، ۲) فیزیک و ۳) تکنیک مورد بررسی میدانی قرار دهم که متاسفانه دست سرنوشت، مجال این مهم را از ما گرفت! کوروش برارپور - ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶

  • 16 июн.1 6461956

    شیوه قدرتمند زیستن در شرایط بلاتکلیفی! (۳) ✍کوروش برارپور 📆سه‌شنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ 📚توصیه‌هایی به ملت ایران: مطالعه‌ای بر پایه تجربیات زیسته بشری و نظریه‌های علمی ۸) هدف و معنا: ناملایمات نه تنها انسانِ چشم‌اندازپرداز را خُرد نمیکنند بلکه به زندگی او «معنا» می‌بخشند. «هدف»، به روزها جهت می‌بخشد و به دردها ارزش. «معنا»، سوختِ موتورِ پیشرانِ انسانِ هدفمندِ دردمند و تاب‌آور است. ۹) دانش: اگر باغبان، مکانیک، صافکار، نجار، خیاط، خانه‌دار، دانش‌آموز، دانشجو، کارآفرین یا در هر حرفه دیگری صاحب دانش تجربی هستید، اقدامات زیر را بصورت پیوسته انجام دهید: الف) «دانش تجربیِ» خود را مستند کنید ب) به آنچه مستند میکنید، عمل کنید پ) مجموعه اقدامات خود را پایش کنید ت) اگر نتایج بدست آمده منطبق با خواسته‌هاتان بود که هیچ؛ وگرنه این حلقه را دوباره (و یا شاید بارها) تکرار کنید ج) تجربیات موفق و ناموفق خود را منتشر کنید تا دیگران از شما بیاموزند چ) با دریافت بازخورد از محیط نشرتان، از بازخوردهای اصلاحی دیگران بیاموزید، یاد بگیرید و پیشرفت کنید اگر پژوهشگر یا دانشگر هستید در فرایندی روشمند؛ نتایج یافته‌های علمی خود را در قالب دو دانش نظری و تجربی به «دانشی ساختمند» تبدیل و در شکل مقاله و کتاب منتشر کنید. بر پایه‌ی اندیشه‌های پیتر دراکر که می‌گوید: "دانش، قدرت است (The kowledge is power)"، شما نیز انسانی قدرتمند هستید. ۱۰) مهارت و توان خلق ارزش: مهارت یعنی بتوانی از صفر شروع کنی و چیزی ارزشمند بیافرینی و آنرا بدست مشتری یا مخاطب خود برسانی. انسان ماهر در هر شرایطی فرصت‌یابی و فرصت‌سازی میکند. مهارت، دارایی قابل حمل انسان است. ۱۱) فکرِ مبتنی بر روش: «فکر»، برون‌دادِ فرایندی روشمند به‌نام «تفکر» است که مهمترین درون‌دادِ آن «انسان متفکر» است. فکر با «تراوش‌های ذهنیِ آنی و خلق‌الساعه» متفاوت است. تفاوت یک انسان متفکر که صاحب ذهنی ساختمند و منسجم است با فردی شلخته‌ذهن، در گزیده‌گوییِ اوست. فرد شلخته‌ذهن تنها طولانی سخن نمی‌گوید، بلکه از ادبیات توتیزم (بی‌سر و ته) نیز برخوردار است. وقتی صاحب فکرِ روش‌پایه باشی، بلند می‌اندیشی. و کسی که بلند می‌اندیشد، کوته سخن می‌گوید. و کسی که کوته سخن می‌گوید، ارجمند شمرده میشود؛ حتی از سوی جماعت شلخته‌ذهن‌ها. باید توجه داشت؛ گرچه فکر و اندیشه منبع قدرت‌اند ولی در جوامع دیکتاتوری همچون ایران، به تنهایی منبع قدرت محسوب نمیشوند. بنابراین برای اثرگذاری بیشتر، لازم است قدرت سیاسی را نیز در اختیار گرفت! براین پایه؛ «قدرت ِ بدون اندیشه، نابیناست و اندیشه‌ی بدون قدرت، ناتوان»! ۱۲) حضور، کُنش و اثرگذاری: حضور یعنی وقتی وارد جایی میشوی فضا بهتر شود. کنش یعنی حرکت در بافتار اجتماعی جامعه با هدف عامل تغییر بودن. اثرگذاری یعنی حضور و کنش‌ات اعتبار دارد و رفتارت الهام‌بخش است. این ترکیب، امضای انسان اصالتمند و فضیلتمندِ امروزی است که در گفتار، کردار، نوشتار و در یک کلام؛ در کنش‌های مدنی او متجلی است. پاینده ایران و زنده‌باد ایرانیانی که عامل تغییر و منشاء اثرند. 🔻اندیشکده ایران پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 16 июн.1 479956

    شیوه قدرتمند زیستن در شرایط بلاتکلیفی! (۲) ✍کوروش برارپور 📆۲۶ خرداد ۱۴۰۵ 📚توصیه‌هایی به ملت ایران: مطالعه‌ای بر پایه تجربیات زیسته بشری و نظریه‌های علمی ♦️طرح بحث: نویسنده در مقالات پیشین‌اش اشاره داشته است: "ج.ا.ا. در زمستان ۱۴۰۲، نیمه‌عمر ششم‌اش که اتفاقا نیمه‌عمر پایانی‌اش نیز بوده را به پایان رسانده و از دیدگاه علم پویایی‌شناسی سیستم اساسا وجود ندارد". در حقیقت، دلیل اینکه چنین رژیمی توانسته تاکنون تاب آورد و بقا داشته باشد را می‌توان در سه مقوله زیر خلاصه کرد: ۱) سرکوب ملت ایران، ۲) حمایت‌های چین و روسیه و ۳) مماشات قدرت‌های غربی. این سه دلیل سبب شده چنین رژیمی نه توان حل مساله داشته باشد و نه سقوط کند! در چنین شرایطی، مردم و کسب‌وکارهای ایران در شرایط «بلاتکلیفی مزمن» به‌سر می‌برند. حال پرسش آن است: ۱) این شرایط تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟ ۲) در چنین شرایطی چه باید کرد تا همچنان قوی و قدرتمند ماند و یا ضعیف‌تر از اکنون نشد؟ مطالعات نویسنده در پاسخ به پرسش نخست، تحولات ایران در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۱۰ را به چهار دوره تقسیم میکند: یکم) ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ (دوره بحران مشروعیت): در این دوره، مشروعیت بین‌المللیِ ج.ا. به ابربحرانی حل‌نشدنی تبدیل میشود. دوم) ۱۴۰۳ تا دی ۱۴۰۴ (دوره بحران گسست): در این دوره، گسستی کامل میان اکثریتی از ملت ایران و ج.ا. ایجاد میشود. سوم) اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۴۰۷ (دوره بحران بلاتکلیفی و بی‌معنایی): این دوره را میتوان «دوران پساخامنه‌ای» نیز نامید. در این دوره، گروهی از سرداران سپاهِ نزدیک به علی خامنه‌ای با فشار خارجی و، با هدف استقرار و تثبیت نظم نوین منطقه‌ای اقدام به «خامنه‌ای‌زدایی» از محتوا و ساختارهای رژیمی خواهند کرد که نیمه‌عمر پایانی‌اش را در ۱۴۰۲ سپری کرده و عملا چیزی از آن باقی نمانده است. در این دوره ج.ا. در میان هوادارانش دچار بی‌معنایی در محتوا و پوچی در آرمان‌های موهومی‌اش میشود! در این دوره احتمال شکاف نخبگان و آغاز فروپاشی کاملِ ج.ا.، رو به فزونی می‌رود. در این دوره، ملتِ بلاتکلیف ایران اوضاع اقتصادی پرفشاری را پشت‌سر خواهد گذاشت. در این دوره، اوج‌گیریِ «بحران بی‌اعتمادیِ جهانی» به ج.ا. سبب بروز جنگ‌های ویرانگر علیه زیرساخت‌های توسعه کشور میشود. در این دوره، محتمل است طیف تندروِ هواداران ج.ا. محاکمه و مجازات شوند. چهارم) ۱۴۰۷ تا حدود ۱۴۱۰ (دوره بحران پایداری و رشد سریع): در این دوره محتمل است با حمایت ملت ایران و فشار خارجی نخبگانی سکان مدیریت کشور را به دست گیرند که ج.ا. با رهبری علی خامنه‌ای آنان را به حاشیه، انزوا، زندان یا تبعید رانده بود. ♦️شیوه‌های قدرتمند زیستن در شرایط بلاتکلیفی ✅برای قدرتمند زیستن در شرایط بلاتکلیفی کافی است گران‌ترین دارایی‌های خود را بشناسیم و آنها را قدر بدانیم و درست مدیریت‌شان کنیم. هر انسان قدرتمندی ۱۲ دارایی زیر را گرانبهاترین ثروت خود می‌انگارد: ۱) زمان ۲) سلامتی ۳) آرامشِ ذهنی ۴) عزت نفس ۵) آبرو و اعتبار ۶) عشق و روابط سالم اجتماعی ۷) آزادیِ انتخاب ۸) هدف و معنا ۹) دانش ۱۰) مهارت و توان خلق ارزش ۱۱) فکرِ مبتنی بر روش ۱۲) کُنش و اثرگذاری ۱) زمان: هر ثانیه از عمر ما که میگذرد هیچ پولی قادر به بازگرداندن آن نیست. ثروتمند واقعی کسی است که توان «نه گفتن» او سبب مدیریت آگاهانه‌ی زمانش شود. ۲) سلامتی (توجه به سن بایولوژیک نه تقویمی): اگر فردی ۷۰ساله هستید و هر هفته همراه با جوانی ۳۰ساله قله توچال را از مجسمه دربند در مدت‌زمان ۴ساعت صعود میکنید، بدانید سن بایولوژیک شما ۳۰ است. و اگر سن تقویمی شما ۴۰ است و تاکنون دوبار سکته زده‌اید، در واقع سن بایولوژیک شما بیش از ۷۰ است. از طریق تغذیه سالم، ورزش، تفریح و پرهیز از استرس؛ سن بایولوژیک خود را پایین نگه‌دارید. سلامتی، ستون ناپیدای قدرت است. ۳) آرامشِ ذهنی: آرامش و تمرکز ذهنی سبب میشود تصمیم‌های مطلوب‌تری بگیریم. قدرت یک انسان قدرتمند و ثروتمند را می‌توان از کیفیت تصمیم‌هایش در شرایط پرچالش سنجید. ۴) عزت نفس: وقتی خودمان را ارزشمند بدانیم دنیا نیز به ما احترام میگذارد. عزت نفس، مرز می‌سازد و اجازه نمیدهد ارزان فروخته شویم. این گنج، نگهبان شخصیت است. ۵) آبرو و اعتبار: آبرو و اعتبار سرمایه‌ای نامشهود است که همه حسش میکنند. سالها زمان می‌برد تا ساخته شود ولی در یک آن، نابود میشود. باید مراقب بود هر جایی هزینه نشود. ۶) عشق و روابط سالم اجتماعی: رابطه سالم، پناهگاه روان در روزهای دشوار است. عشقِ پاک، زندگی را پر معنا و رشد را امن‌تر میکند. به میهن، همنوع و طبیعت عشق بورزیم. ۷) آزادیِ انتخاب: اگر توان نه گفتن به مسیرهای اشتباه و تغییر جهت بسوی مسیرهای درست؛ بدون ترس، اجبار یا قضاوت دیگران در شما بالاست، بدانید در مقوله‌ی انتخاب، انسان آزاده‌ای هستید. ادامه در (۳) ... 🔻اندیشکده ایران پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 16 июн.1 5071149

    شیوه قدرتمند زیستن در شرایط بلاتکلیفی! (۱) ✍کوروش برارپور 📆سه‌شنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ 📚توصیه‌هایی به ملت ایران: مطالعه‌ای بر پایه تجربیات زیسته بشری و نظریه‌های علمی ♦️تجربه‌ای زیسته در شوروی سابق ✅سرگئی کریکالف آخرین شهروند آگاه شده از اوضاع کشوری بود که در زمستان ۱۹۹۱، فروپاشیده بود و دیگر وجود نداشت؛ «اتحاد جماهیر شوروی». او در زمان فروپاشی شوروی، در ایستگاه فضایی «میر» اقامت داشت. ✅سرگئی چمدانش را بسته بود تا پس از ۵ماه مأموریت فضایی، به زمین بازگردد و دخترِ یک‌ساله‌اش را در آغوش گیرد. اما ناگهان پیامِ رادیوییِ عجیبی را از مسکو دریافت کرد: «سرگئی، ما نمی‌توانیم تو را برگردانیم. کشوری که تو را به فضا فرستاد، دیگر وجود ندارد»! ✅شاید تصورِ حس و حال سرگئی برای ما غیرممکن به نظر آید. بیرون از سیاره زمین، درست در آستانه بازگشت به خانه برای به آغوش کشیدن دختر خردسالش! ✅اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی؛ بهشتی که لنین وعده داده بود و استالین در راه ایجاد و توسعه‌اش خون ده‌ها میلیون انسان بی‌گناه را ریخته بود، فروپاشیده بود و به چند کشور تقسیم شده بود! ... اقتصادش نابود شده بود و پایگاهِ فرود، حالا در کشورِ جدیدی (به‌نام قزاقستان) مستقر بود که برای اجازه فرود، پولِ کلانی می‌خواست و روسیه جدید، پولی نداشت پرداخت کند! ✅رادیو قطع شد و سرگئی در تاریکیِ بی‌انتهایِ فضا، واردِ کشنده‌ترین شکنجه‌یِ روانیِ جهان شد: «بلاتکلیفیِ مطلق». ✅انسان‌ها می‌توانند اخبارِ بد را تحمل کنند، اما انتظار و بلاتکلیفی، روان را متلاشی می‌کند. به او می‌گفتند: «شاید ماهِ بعد ... معلوم هم نیست، فقط صبر کن». ✅سرگئی می‌دانست اگر غصه بخورد و چشم‌انتظارِ اخبارِ زمین بماند، در آن لوله‌یِ فلزی، دیوانه خواهد شد. پس کاری کرد که تنها راهِ زنده ماندنش در بلاتکلیفی بود: او «روتین‌هایِ کوچک» را جایگزینِ امیدهایِ واهی کرد. ✅او هر روز راس ساعت مقرر بیدار می‌شد، دو ساعت روی تردمیل می‌دوید تا عضلاتش تحلیل نرود، فیلترهایِ اکسیژن را تمیز می‌کرد و با تجهیزاتِ خراب ور می‌رفت. او ایستگاه را زنده نگه داشت. سرگئی به جایِ نگاه کردن به سیاهیِ ترسناکِ فضا، فقط حواسش به سفت کردنِ پیچ و مهره‌هایِ جلویِ دستش بود ...! ✅در پایان، پس از ۳۰۰ روز بلاتکلیفی، یک سفینه‌ آلمانی با دریافت هزینه‌های لازم، او را به زمین بازگرداند. ✅سرگئی در بزرگ‌ترین بلاتکلیفیِ تاریخ زنده ماند، زیرا اجازه نداد تعلیق بیرون، ذهنش را متوقف کند. ✅حکایت این روزهای اکثریتی از ما ایرانیان شبیه سرگئی است: «بلاتکلیفیِ مطلق»! اما پرسش آن است: در چنین شرایطی چه باید کرد؟! ادامه در (۲) ... 🔻اندیشکده ایران پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 24 февр.2 5201637

    احتمال انهدام سازوکارهای سرکوب ج.ا. در جنگی تمام‌عیار! ✍کوروش برارپور 📆۳شنبه،۵اسفند۱۴۰۴ 📚مطالعه‌ای بر پایه مبانی پویایی‌شناسی سیستم ♦️پرسش: دلایل اصرار ترامپ به مذاکره برای چیست؟! ♦️بیان مساله: تقریبا تمامی دیکتاتورها پیش از سقوط کامل، مرحله‌ای را سپری میکنند که «فاز بی‌آبروسازی» نام دارد. قدرتهای مسلط، پیش از بازداشت یا کشتن دیکتاتورها، در آغاز آنها را نزد هواداران‌شان و در برابر دیدگان جهانیان بی‌آبرو میکنند و سپس اقدام به بازداشت یا کشتن‌شان میکنند. ترامپ در حالیکه بارها در برابر دوربین رسانه‌ها اعلام کرده: "کلیه زیرساختهای برنامه هسته‌ای ج.ا. را نابود کرده"، در عین‌حال ویتکاف و کوشنر را برای مذاکره بر سر مسایل هسته‌ای ج.ا. سراغ عراقچی می‌فرستد! آیا این اقدام سیاستی او عجیب به نظر نمی‌رسد؟! هدف او از اینکار چیست؟ او احتمالا میخواهد علی خامنه‌ای را که «ستیز با استکبار» و «نابودی اسراییل» را سرلوحه سیاست خارجه‌اش قرار داده، نزد هوادارانش در داخل و خارج بی‌آبرو و سپس در جنگی گسترده و تمام‌عیار اقدام به بازداشت یا ترور او کند! اما ترامپ جهت اقناع افکار عمومیِ جهانی، برای ورود به چنین جنگی نیازمند توجیهی منطقی است. او برای نایل آمدن بدین مهم، به سیاست «حقوق بشر» و «اصل R2P (مسئولیت برای حمایت)» متوسل شده است. او بارها به رهبران ج.ا. در موضوع کشتار معترضان ایرانی هشدار داده است. اما آنها بدون توجه به این هشدارها اقدام به کشتار، زندانی و صدور احکام اعدام برای ده‌ها هزارتن از معترضان کرده‌اند. این فرایند سبب شده تا ج.ا. خود را در برابر دو دشمنی ببیند که برای نابودی او هم‌پیمان شده‌اند: ۱) ملت ایران و ۲) آمریکا و اسراییل. در حقیقت، آمریکا و اسراییل بنا دارند در جنگی تمام‌عیار با نابودی کامل سازوکارهای سرکوب ج.ا.، بسترهای لازم را جهت تسخیر ساختارهای سیاسی-حقوقی ج.ا. توسط ملت ایران فراهم آورند. حال پرسش آن است؛ سازوکارهای سرکوب ج.ا چه هستند، چگونه کار میکنند و در چه پیوند پویایی با یکدیگر قرار دارند؟ ♦️سازوکارهای سرکوب ج.ا. ▪️الف)سازوکار تامین مالیِ سرکوب: برغم آنکه تصور میشود ج.ا. حکومتی ایدئولوژیک است، ولی مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ ج.ا. حکومتی مافیایی و فرقه‌گراست. وفاداری هواداران چنین حکومتی بر پایه «پول» تعریف میشود نه «عقیده (ایدئولوژی)». بنابراین؛ سه باند مافیاییِ سینوفیلها (تراست‌ها)، روسوفیلها (اولیگارشهای نوع۱) و انگلوفیلها (اولیگارشهای نوع۲)؛ نهادهای امنیتی-نظامی و نیروهای سرکوبگر را تامین مالی-اداری میکنند و از آنها وفاداری می‌خرند. ▪️ب)سازوکار فرماندهیِ سرکوب و کشتار: ماشین سرکوب ج.ا. متشکل از چهار بخش زیر است: ۱)شعام، واجا، ساس و حفاظت اطلاعات کل (مستقر در بیت)، ۲)یگان ویژه پلیس، ۳)بسیج، مجرمان سابقه‌دار داخلی و مزدوران خارجی و ۴)سپاه. از سوی دیگر؛ از نگاه ج.ا. اعتراضات ملت ایران در چهار سطح قابل دسته‌بندی است: ۱)مساله، ۲)آسیب، ۳)بحران و ۴)تهدید. مسئول برخورد با معترضان در سطوح چهارگانه بالا به ترتیب عبارتست از: ۱)پلیس با همراهی نیروهای امنیتی، ۲)یگان ویژه، بسیج و نیروهای امنیتی، ۳)سپاه (قرارگاه ثارالله) در راس فرماندهی بقیه نیروها و ۴)همه نیروها زیر فرماندهی علی خامنه‌ای. ▪️پ)سازوکار به خشونت کشاندن اعتراضات: این سازوکار از طریق اقدامات زیر، سعی در به خشونت‌کشاندن اعتراضات خشونت‌پرهیز دارد: ۱)تخریب اماکن عمومی، ۲)کشته‌سازی با نام معترضان و ۳)فروش جنازه به خانواده‌ها و ایجاد محدودیت در خاکسپاری آنها. ▪️ت)سازوکار عادی‌سازی سرکوب و نرمال‌نمایی جامعه: این سازوکار از دو شیوه برای عادی‌سازی سرکوب و نرمال‌نمایی جامعه بهره می‌برد: ۱)برگزاری راهپیمایی‌های حکومتی در محکومیت اعتراضات و ۲)برگزاری کارزارها و امضای طومارها توسط گروه‌های مرجع در محکومیت اعتراضات. ▪️ج)سازوکار سانسور و سرکوب دیجیتالِ موثر: این سازوکار از طریق فرایندهای زیر اقدام به سرکوب نرم معترضان میکند: ۱)مسدودسازی VPNها، ۲)اختلال در زیرساختهای عمومی دیجیتال، ۳)قطع یا کاهش پهنای باند دیجیتال، ۴)فیلترینگ و کنترل هوشمند شبکه‌های اجتماعی، ۵)جریمه شهروندان با کمک دوربین‌های شهری. ▪️چ)سازوکار تقدیس خشونت، تحریف واقعیت و اختلال روایت: این سازوکار از طریق فرایندهای زیر اقدام به سرکوب نَرم معترضان میکند: ۱)پروپاگاندا در پلتفرمهای داخلی ۲)حملات رباتیک به هشتگها و ۳)دروغ سازمان‌یافته از طریق تولید محتواهای جعلی. ▪️ح)سازوکار تاب‌آوری زیرساختی: این سازوکار از طریق گسترش اینترنت ملی و قطع اینترنت جهانی اقدام به سرکوب نرم معترضان میکند. ▪️خ)سازوکار بازدارندگی امنیتی-قضایی شدید: این سازوکار از طریق اقدامات زیر به سرکوب سخت معترضان میپردازد: ۱)بازداشتهای فله‌ای، ۲)احکام سنگین و مجازاتهای بازدارنده و ۳)اعدامهای سریع. 🔻اندیشکده ایران پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 17 февр.2 0851427

    نامه‌ای به ماهان! بنام انسانیت و در ستایش آگاهی ماهان عزیزم با تقدیم درود و مهر اکنون که این نامه را برایت مینویسم تو در سوگ از دست دادن پدر جاویدنامت اشک میریزی و در غمبارترین شکل ممکن، دلتنگش هستی! نمیگویم بلندشو بایست اشک‌هایت را پاک کن و به دوردست‌هایی خیره شو که نوید آزادی میهن‌ات را میدهد، بلکه برعکس! تاکید میکنم اشک‌هایت را پاک نکن! بگذار چهره معصومت به من و ۸میلیارد انسان کره زمین نهیب زند: "هان ای مدعیان دموکراسی و حقوق بشر! ای طراحان قانون R2P سازمان ملل! ای پرچمداران مبارزه با تروریسم! ای کسانیکه کشتار مظلومانه پدرم و هزاران پدر، مادر و فرزند ایرانی را دیدید و اقدام موثری نکردید! شما هم‌اکنون در کدام سوی تاریخ ایستاده‌اید؟ سوی نیکی یا پلیدی؟! چگونه ممکن است رنج صدهاهزار خانواده دردمند را ببینید و در انجماد و بی‌عملی فروبخفتید؟! وای بر ما! وای بر ما که ادعاهای دموکراسی و حقوق بشری شما را جدی گرفتیم! آیا ندیدید پدر شهیدم چگونه برای زندگی، از زندگی گذشت؟ ...! مرا بخاطر بسپارید! من در آینده‌ای نه چندان دور، سردمدار بازنگری در نظم جهانی خواهم بود". ✍کوروش برارپور|۲۸بهمن۱۴۰۴/تهران 🔻 t.me/IranPostMahsa

  • 12 февр.1 9311938

    سناریوهای محتمل از پایانی مرگبار! ✍کوروش برارپور 📆۴شنبه،۲۲بهمن۱۴۰۴ 📚تحلیلی بر پایه نظریه‌ی بازی ♦️پرسش: چرا ج.ا. به نقطه پایان رسیده؟! ♦️بیان مساله: بیش از یکماه از نخستین هشدار دونالد ترامپ به رهبران ج.ا. بر پایه اصل R2P مبنی بر آنکه؛ "اگر معترضان خشونت‌پرهیز ایران را بکُشید، آمریکا برای نجات آنها اقدام خواهد کرد"، میگذرد. این ادعای ترامپ همراه با فراخوان رضا پهلوی (رهبر اپوزیسیون ایران) در میلیونها جوانِ غالبا نسل زِدی آن کشور چنان شوری ایجاد کرد که سبب شد تا خیابانهای صدها کلان‌شهر، شهر و حتی روستاهاشان را به تسخیر درآورند. پس از این سلسله رویدادها، نهادهای امنیتی/نظامی و نیروهای سرکوبگر بدستور علی خامنه‌ای در شکلی بسیار گسترده اقدام به کشتار ده‌هاهزار تن از معترضان خشونت‌پرهیزی کردند که با دستانی خالی به خیابانها آمده بودند. اگرچه ج.ا. این اقدام را با دو هدف ِ «ارعاب» و «عبرتِ» معترضان انجام داده بود ولی سبب ایجاد «خشمی» بیشتر در آنها شد! خشمی که در شکلی بسیار گسترده و عمیق‌تر در معترضان ایجاد «احساس بی‌قدرتی» و در عینِ حال «پتانسیلِ سیاسی» برای «خیزشی انفجاری‌تر» کرده است! حال محتمل است اکثریتی از ایرانیان از خود بپرسند؛ ج.ا. برای مذاکره در مجامع بین‌المللی لازم است از چهار دارایی زیر برخوردار باشد: ۱)مشروعیت بین‌المللی بر پایه رضایت داخلی ۲)جایگاه منطقه‌ای ۳)فضای امن اقتصادی برای سرمایه‌گذاری ۴)نبود تهدیدهای معتبر خارجی پس ترامپ به چه دلیل در حال مذاکره با رژیمی کشتارگر است که هیچیک از آنها را ندارد و به چه دلیل پشت ما را خالی کرده است؟! ♦️بازیگران سقوط ✅مطالعات نویسنده نشان میدهد؛ هرچند ترامپ در مناسبات بین‌المللی، نخست بدنبال بیشینه‌سازی منافع ملی کشورش است ولی در رویارویی با ج.ا. پشت ملت ایران را خالی نکرده است. حال پرسش آن است؛ اگر چنین است، سناریوهای محتمل آمریکا و متحدانش در رویارویی با ج.ا. کدامند؟ ✅پیش از پاسخ به پرسش بالا، لازم است بازیگرانِ داخلی و خارجیِ تحولات ایران را بشناسیم. این بازیگران همراه با استراتژیهای دوتایی‌شان عبارتست از: ۱)ملت ایران(خیزش ، سکوت) ۲)نهادهای نظامی-امنیتی(کشتار ، فرار) ۳)نخبگان سیاسی(وفاداری ، فروریزش) ۴)نیروهای سرکوبگر(اطاعت ، نافرمانی) ۵)آمریکا(حمله ، مذاکره) ۶)اسراییل(حمله ، خرابکاری) ♦️متغیرهای سقوط ✅متغیرهای سقوط ج.ا. عبارتند از: ۱)ظرفیت سرکوب و کشتار(R) ۲)توان بسیج اجتماعی مردم(M) ۳)کیفیت حمایت خارجی(S) ۴)نرخ فروریزش نخبگان(E) ۵)نرخ نافرمانی نیروهای سرکوبگر(D) ♦️وضعیت متغیرهای سقوط ✅تا لحظه نگارش این مقاله، R از مجموع M و S و E و D بزرگتر است. در حالیکه «آستانه سقوط» زمانی رخ میدهد که R، با مجموع چهار متغیر بالا «برابر» باشد. همچنین؛ ج.ا. زمانی در «سراشیبی سقوط ناگهانی» قرار میگیرد که R، بطور ناگهانی در وضعیتی «بسیار کوچکتر» از مجموع چهار متغیر بالا قرار گیرد. ♦️سازوکارهای سرکوب ✅ج.ا. از شش سازوکار زیر برای سرکوب معترضان، عادی‌سازی کشتارها و نرمال‌نمایی جامعه ایران بهره میگیرد که محتمل است در مرکز توجه حملات مرگبار آمریکا و اسراییل قرار گیرد: ۱)ضِر(مرکز پروپاگاندا) ۲)زَر(مجاری قاچاق و غارت) ۳)زور(مراکز رهبری و فرماندهی کشتار) ۴)زوم(مراکز سانسور و کشتار دیجیتال) ۵)زیور(مراکز ویترینیِ دموکراسی) ۶)تزویر(مراکز ترویج ریا) ♦️سناریوهای محتمل ✅سناریو ۱: فشار حداکثری آمریکا بر ج.ا. با دو اهرم مالی و نظامی ▪️در این سناریو؛ رهبران، فرماندهان و کارگزاران ج.ا. بی‌آنکه آمریکا حتی یک گلوله بسوی‌شان شلیک کند در یکی از ماه‌های پیش‌رو به مقصدی نامعلوم از ایران فرار خواهند کرد. در این وضعیت؛ مجموع M و S و E و D بزرگتر از R خواهد بود و قدرت در شکلی مسالمت‌آمیز به ملت ایران منتقل خواهد شد. ✅سناریو ۲: حمله اسراییل به ج.ا. ▪️در این سناریو، فرض بر آنست ج.ا. در خطایی محاسباتی اقدام به حمله‌ای پیش‌دستانه به اسراییل کند. در این وضعیت، اسراییل بصورت پرشدت چنان حمله‌ای به مکانیزمهای ششگانه سرکوب ج.ا. خواهد کرد که محتمل است چندصد تن از رهبران، فرماندهان و کارگزاران کلیدی ج.ا. را ترور کند. در این سناریو با آنکه مجموع M و S و E و D بزرگتر از R خواهد بود ولی محتمل است پیروزی انقلاب ملی ایرانیان در کشاکش جنگ ِ قدرتی تازه دچار فرسایش و مرور زمان شود. ✅سناریو ۳: حمله محدود ولی مرگبار آمریکا به ج.ا ▪️در این سناریو، آمریکا اقدام به حمله‌ای محدود و پیش‌بینی نشده به ج.ا. خواهد کرد طوریکه نسل بشر تاکنون نمونه آنرا ندیده باشد. هدف این جنگ، ربودن رهبر ج.ا. و نابودی مکانیزم‌های سرکوب خواهد بود. هرچند در این سناریو شیرازه ج.ا. از هم خواهد پاشید ولی بقایای آن به جدالهای پراکنده با ملت ایران خواهد پرداخت که در زیر چتر حمایتی ارتش آمریکا قرار دارد. 🔻اندیشکده ایران پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 10 февр.1 254916

    جنایت علیه بشریت و مصداق‌های آن ✍کوروش برارپور 📆۳شنبه، ۲۱بهمن ۱۴۰۴/تهران ♦️الف) تعریف: ✅جنایت علیه بشریت (Crimes against humanity) اَعمال مشخصی هستند که عمداً توسط یک دولت/حکومت، یا از طرف یک دولت/حکومت، به‌عنوان بخشی از یک سیاست گسترده یا سازمان‌یافته، معمولاً علیه افراد غیرنظامی، در زمان جنگ یا صلح، انجام می‌شود. ✅جنایت علیه بشریت با «جنایت جنگی» متفاوت است زیرا جنایت جنگی معمولاً اعمال جداگانه و موردی است که سربازان مرتکب می‌شوند، در حالی که «جنایت علیه بشریت» در راستای پیش‌برد سیاست یک دولت/حکومت یا سازمان انجام می‌شود. ✅برخلاف جنایت جنگی، جنایت علیه بشریت ممکن است هم در زمان جنگ و هم در زمان صلح انجام شود. «جنایت علیه بشریت» به رخدادهای انفرادی و پراکنده توسط چند فرد گفته نمی‌شود بلکه هنگامی محقق می‌شود که ارتکاب جنایات گسترده، بخشی از سیاست یک دولت/حکومت باشد (هرچند لازم نیست که مباشران ارتکاب جنایت با این سیاست همراه و همدل باشند) یا وقتی که ارتکاب گستردهٔ اعمال قساوت‌بار، از سوی دولت/حکومت یا یک مقام دفاکتو (غیررسمی)، تحمیل یا تشویق شود. ♦️ب) تاریخچه مفهومی ✅جنایت علیه بشریت، نخستین بار در دادگاه نورنبرگ به عنوان یک اتهام حقوقی مطرح شد. از آن زمان تاکنون، دادگاه‌های بین‌المللی دیگری مانند دادگاه بین‌المللی کیفری یوگسلاوی سابق، دادگاه بین‌المللی کیفری برای روآندا و دیوان کیفری بین‌المللی، و همچنین دادگاه‌های داخلی کشورها، اتهام جنایت علیه بشریت را مورد پیگرد و رسیدگی قرار داده‌اند. ♦️پ) مصداق‌ها ✅موارد زیر به‌شرطی که بخشی از یک سیاست و رفتار گسترده و سازمان‌یافته از سوی دولت/حکومتی جنایتکار باشد مصداق بارز جنایت علیه بشریت است: ۱) جنایت جنگی: جنایت جنگی به معنای نقض قانون جنگ است و به اقداماتی مانند کشتار عمدی غیرنظامیان یا اسرای جنگی، شکنجه، گروگان‌گیری، تخریب غیرضروری اموال غیرنظامی، تجاوز جنسی در جنگ و غارت گفته می‌شود.  ۲) قتل: کُشتن یا کُشتار یا مُرداندَن؛ گونه‌ای آدم‌کشی است که در آن کشتن انسان بدون حکم قانونی روی داده باشد.  ۳) کُشتار جمعی: کشتار جمعی یا قتل‌عام رویدادی است که در آن کشتن انسان‌های بی‌دفاع یا دیگر جانوران رخ می‌دهد. این واژه معمولاً برای توصیف یک قتل‌عامِ هدفمند و گستردهٔ غیرنظامی به‌دست یک گروه مسلح به کار می‌رود. ۴) اقدامات ضد انسانی: تحقیر و شکنجه سازمان‌یافته شهروندانِ معترض و مخالف ِ دولت/حکومتی جنایتکار توسط عُمال‌شان، نسبت دادن دروغین معترضان به موجودیت‌های بیگانه، اخذ اعترافات اجباری از معترضان بازداشتی، تجاوز یا تعرض جنسی به معترضان بازداشتی، دریافت پول از خانواده‌ها در ازای تحویل جنازه، هر گونه دخالت یا دخل و تصرف دولتی/حکومتی در دفن پیکر جانباختگان یا ایجاد محدودیت در برگزاری آیین گرامیداشت برای آنها، ارعاب خانواده‌ها نسبت به هرگونه بازتاب رسانه‌ای از وضعیت زندانیان و کشته‌شدگان، اجبار در دادن نسبت دروغین کشته‌شده‌ها به گروهی شبه‌نظامی وابسته به دولت/حکومت و مانند آن مصداق بارز اقدامات ضد انسانی است. ۵) نسل‌کُشی: هرگونه اقدام و مبادرت به نابودی و حذف فیزیکی بخش یا کلیت یک گروه نژادی، قومی، ملی، مذهبی، سیاسی یا ایدئولوژیک توسط یک گروه دیگر نَسل‌کُشی است. ۶) پاکسازی نژادی: پاک‌سازی قومی/سیاسی کوششی قهرآمیز جهت یک‌دست‌سازی منطقه‌ای/جناحی از لحاظ قومی/سیاسی است که معمولاً با کشتار، اعدام، حبس، تبعید، مهاجرت و جایگزینی اجباری صورت می‌گیرد. ۷) نفی بلد (تَبعید): اجبار کردن شخصی توسط یک حکومت برای زندگی در یک محل خاص را می‌نامند؛ طوریکه در زمان تبعید شخص باید خود را به‌طور دائم به مقامات تعیین شده معرفی کند و نباید در تمام مدت زمان تبعید اقدام به ترک محل تبعید نماید. ۸) آزمایش‌های غیراخلاقی بر روی انسان: ۹) مجازات‌های غیرقانونی شامل: اعدام فراقانونی (تیر خلاص در خیابان، بیمارستان، بازداشتگاه یا ...)؛ استفاده از جنگ‌افزار کشتار جمعی چون سلاح شیمیایی، هسته‌ای و مانند آن؛ تروریسم دولتی یا حمایت دولتی از تروریسم؛ اعدام‌های سیستماتیک و استفاده از چوخه‌های اعدام؛ چوخه‌های مرگ؛ آدم‌ربایی و ناپدیدسازی قهری؛ استفاده نظامی از کودکان زیر عنوان بسیج یا هر عنوان دیگری؛ حبس ناعادلانه؛ برده‌داری؛ شکنجه؛ تجاوز جنسی؛ سرکوب سیاسی؛ نژادپرستی؛ آزار و اذیت دینی ۱۰) دیگر موارد نقض حقوق بشر ♦️ت) تفاوت نسل‌کشی با جنایت علیه بشریت: جنایت علیه بشریت، دربرگیرنده مفهوم گسترده‌تری از نسل‌کشی است. در جنایت علیه بشریت لازم نیست یک گروه خاص هدف قرار گیرد بلکه به‌طور کلی، یک جمعیت غیرنظامی شامل گروه‌های سیاسی و غیره ممکن است هدف این جنایات واقع شود. در جنایت علیه بشریت، برخلاف نسل‌کشی، قصد ارتکاب به نابودی کل یا بخشی از گروه موردنظر، شرط نیست. 🔻اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 8 февр.1 4351911

    سکوتی رساتر از فریاد و رنجی فراتر از داغ و عزا! ✍کوروش برارپور 📆یکشنبه، ۱۹بهمن ۱۴۰۴/تهران ✅زمانی که زبان نقد و اعتراض «سکوت» می‌کند و خشم جمعی از خیابان به درون‌مان فرومی‌خفتد؛ نشان از یک «زخم عمیق جمعی» دارد! ✅بر پایه‌ی آموزه‌های علم نظریه‌ی بازی (Game Theory)، «سکوت ِ بامعنا» و «بی‌اقدامیِ معنادار»؛ گونه‌ای از «کنش موثر مدنی» است. این کنش، گاهی در سطح «استراتژی» و گاهی دیگر نیز در تراز «تاکتیک» معنا می‌یابد. ✅هنگامی که رژیمی در حال احتضار «حق حیات» را از پاک‌ترین عزیزان و نازنین‌ترین جوانان سرزمین‌ات سلب می‌کند؛ گاهی سکوت ِ همراه با تفکر، رساترین فریاد و گویاترین بیانیه‌ای است که در محکومیت ِ جنایتی هولناک نگاشته می‌شود که مصداق بارز «نسل‌کشی»، «کشتار جمعی» و «جنایت علیه بشریت» است! ✅زمانی که با بُهتی پویا نظاره‌گر در خون غلطیدن «سپهرهای بابا» و «مهساها و نیکاهای مامان» هستی که با شلیک و تیر خلاص دژخیمان زمان همچون برگ خزان در مظلومانه‌ترین و بی‌پناه‌ترین شکل ممکن بر زمین می‌افتند؛ چنان رنجی بر شما مستولی می‌شود که هیچ آیین گرامیداشتی نمی‌تواند تسَلیِ خاطر این درد عمیقِ جمعی و این عزای ملی و ماتم تاریخی باشد! ✅در سکوت می‌توان گریست، می‌توان اندیشید، می‌توان نوشت، می‌توان خواند، می‌توان فریاد نقد و اعتراض سر داد و می‌توان داغدار بود و رخت ماتم و عزا بر تن کرد؛ ولی شایسته‌تر آن است که پناهِ بی‌پناهانی باشیم که مبادا لحظه‌ای یا ذره‌ای احساس بی‌پناهی کنند. ✅گاهی نیز ممکن است در سکوت احساس شرمساری، بی‌معنایی و عذاب وجدان ناشی از خالی کردن خیابان به سراغ‌مان آید؛ در چنین شرایطی شایسته‌تر آن است، با خانواده‌هایی که عزیزی از دست داده‌اند یا خشمی بر دل، زخمی بر تن و عزیزی در بند دارند، اعلام همدلی، همبستگی و پشتیبانی کنیم. بامداد آزادی و هنگامه پیروزی در یک‌قدمی ماست/ پاینده ایران و زنده‌باد ایرانیان - ملتی شگفت‌انگیز با کنش‌های مدنیِ الهام‌بخش🌹 🔻اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 8 янв.1 8011028

    بیانیه شماره ۱ بنیاد توسعه پایدار ایران 📚برآورد موج پایانیِ فراخیزش و فروریزش‌ها 📆۵شنبه، ۱۸دی ۱۴۰۴ ⏰موضوع: روشنگریِ علمی        بنام انسانیت و در ستایش آزادی ملت آزادیخواه و دگرگون‌ساز ایران با تقدیم درود و ارج پیش از هر چیز، لازم است ضمن محکوم کردن هر گونه خشونت و سرکوبی علیه فریادهای اعتراضی شما؛ شهادت فرزندان ایران و جان‌فدایان میهن را حضور یکایک شما شیرزنان و دلیرمردان پارسی و بویژه خانواده‌های شریف‌شان تسلیت عرض کنیم. بنیاد توسعه پایدار ایران بعنوان دیدبانِ آینده‌ی ایران و مشاور فکری و علمی شما لازم میداند در قالب «شش اصل»، جهت به پیروزی رسیدن فریادهای انقلابی‌تان با کمترین هزینه‌ی ممکن، رهنمودهایی چند را حضورتان اعلام کند. اصل یکم: انقلابی بودنِ وضعیت کنونی جامعه ایران با استناد به اسناد علمی این بنیاد، اعتراضات ۱۴۰۴ که محتمل است واپسین خیزش شما باشد از تمامی ویژگی‌های یک جنبش اجتماعیِ انقلابی برخوردار بوده و جامعه کنونی ایران در وضعیتی انقلابی قرار دارد[۱]*. اصل دوم: درون‌زا و خودجوش بودن اعتراضات شما انقلاب شما ابَرخیزشی خودجوش و درونزا بوده و بر پایه خواست مشترک و اراده‌ی جمعی شما رخ داده و وامدار هیچ جریان یا موجودیت خارجی نیست. بنابراین هیچگونه انگی چون معاند یا برچسبی چون اغتشاش به این سیل خروشان نمی‌چسبد. از این‌روی، چسباندن هرگونه برچسبی به ابَرخیزش انقلابیِ شما، با هدف روایت‌سازی‌های دروغین توسط دستگاه‌های پروپاگاندا، باطل است. اصل سوم: خشنوت‌پرهیز بودن اعتراضات شما ابَرخیزش شما از تمامیِ ویژگی‌های یک جنبش ِ اجتماعیِ خشونت‌پرهیز برخوردار است و زیر هیچ شرایطی نباید اجازه داد تا به خشونت کشیده شود. چرا که بر پایه نظریه‌های علمی، احتمال پیروزی جنبش‌های اجتماعیِ خشونت‌پرهیز بیش از ۵۳٪ و همین احتمال برای شورش‌های خشونت‌آمیز کمتر از ۲۵٪ است[2]*. اصل چهارم: جلب حمایت خارجی با رعایت ماهیت مستقل بودن اعتراضات شما بر پایه نظریه جنبش‌های اجتماعیِ انقلابی؛ کمتر جنبشی بدون جلب حمایت‌های قدرت‌های بزرگ به پیروزی رسیده است[۳]*. بنابراین، ضمن توجه به این نکته مهم که «حمایت خارجی» متفاوت از «مداخله خارجی» است، لازم است رهبری اپوزیسیون به مذاکرات دیپلماتیک خود با رهبران قدرتهای بزرگ جهت جلب حمایت آنها آغاز و با تمام توان به این فرایند ادامه دهد. بخاطر بسپاریم؛ حمایت خیزش انقلابی شما از سوی قدرتهای بزرگ به منزله‌ی «دست‌نشانده بودن» حکومت آینده ایران نخواهد بود. اصل پنجم: انفجاری بودن موج پایانی اعتراضات شما مطالعات ما نشان میدهد: هرچند ممکن است موج‌های نخستین و میانی اعتراضات جنبش‌های اجتماعیِ انقلابی از دو ویژگی «گستردگی» و «تداوم» برخوردار باشند ولی جهت نایل آمدن به پیروزیِ نهایی، ضرورت دارد موج پایانی آنها از «شدت» بالایی برخوردار باشد[۳]*. با استناد به مطالعات اریکا جنووِث - استاد دانشگاه هاروارد؛ موج پایانی خیزشی اجتماعی در جامعه‌ای انقلابی زمانی به پیروزی ختم میشود که «به اندازه ۳/۵٪ از کل جمعیت آن جامعه» در خیابان‌ها و میادین اصلیِ «پایتخت آن جامعه» تجمعات اعتراضیِ «ادامه‌دار» برپا کنند[2]*. اصل ششم: مدت‌زمان اعتراضات و زمان احتمالی ِ پایان انقلاب شما با استناد به مطالعات کوروش برارپور - آینده‌پژوه مستقل؛ در صورت برقراری سه شرط زیر، خیزش اجتماعیِ انقلابیِ ملت ایران در ۱۴۰۴ با احتمال بیش از ۸۹٪ (یا !0.5؛ بخوانید نیم‌فاکتوریِل)، ۲۹روز به درازا خواهد کشید و محتمل است در ۵بهمن ۱۴۰۴ به پیروزی نایل آید[۳]*. آن سه شرط عبارتند از: ۱) اجماع کل اپوزیسیون (داخل و خارج) حول یک چهره مورد اقبال ملت ایران بعنوان رهبری انقلاب ۲) حمایت به‌هنگام انقلاب از سوی قدرت‌های بزرگ ۳) برقرای قانون ۳/۵٪ بازه زمانیِ ۲۹روزه، معادل نیمه‌عمر ششم ج.ا. است که نیمه‌عمر پایانی او نیز هست و بر پایه مطالعات علمی و شبیه‌سازی ریاضی محاسبه شده است. پاینده ایران🌹 با مهر، دفتر ارتباط مردمی بنیاد توسعه پایدار ایران (سازمان مردم‌نهاد)|۱۷دی ۱۴۰۴/تهران ------------------ منابع: *[1]: Kourosh Bararpour (2026), Presenting a dynamic model for identifying feedback loops of the collapse of the I.R.I.(آماده انتشار). *[2]: Erica Chenoweth and Meria Stephan (2011), Why civil resistance work: The strategic logic of nonviolent conflict, Published by: Culombia University Press. *[۳]: کوروش برارپور، پیش‌بینی روند تحولات اجتماعی-سیاسی ایران در دوران پسامهسا (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۶)، مجله جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، بهار ۱۴۰۲. توضیح: سردبیر ژورنال اشاره شده در [۳]، در اقدامی خودسرانه و به دلیل هراس از پیامدهای بعدی، برغم تایید سه داور، جرأت انتشار آن مقاله را نداشته است! 🔻اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 7 янв.1 1271422

    چرا "عملیات کاراکاس" اسم رمزِ نجات دلار بود؟ و چرا ایران در حساس‌ترین پیچ تاریخ خود ایستاده است؟ (۲|پایان) ✍نویسنده: ناشناس 📆 ۵ ژانویه ۲۰۲۶ نقش رضا پهلوی در این میان، "تضمین امنیت" است. غرب با او هماهنگ کرده تا در فردای سقوط، شیرازه کشور از هم نپاشد و ایران تجزیه نشود. یا در نقش رهبر یا شاه می‌ماند یا برای حالت گذار نوعی امنیت و انتخاب اصلی می‌باشد. ۳. آیا ایران "لیبی" می‌شود؟ ترس از لیبی شدن بجاست، اما شواهد نشان می‌دهد نقشه غرب این بار کاملا متفاوت است: سناریوی لیبی (مردود): نابودی زیرساخت‌ها و تجزیه کشور. (این به ضرر غرب است چون نفت ایران قطع می‌شود و منطقه ناامن می‌شود). سناریوی بازپس‌گیری (مطلوب): حذف رأس هرم قدرت (مثل عملیات کاراکاس) و حفظ ساختار کشور. نتیجه‌گیری نهایی: تمام قطعات پازل تکمیل شده است. سقوط ونزوئلا نشان داد که "پترودلار" با کسی شوخی ندارد. جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و حمایت ترامپ نشان داد که تصمیم برای "تغییر" در تهران قطعی است. ایران اکنون بر سر دوراهی تاریخ است: یا همچنان توسط "الیگارش‌های روسی و چینی" غارت می‌شود تا زمانی که از فقر فروبپاشد... و یا تغییر بزرگی در راه است که غرب با وعده "آزادی" و "رفاه" (و البته برای منافع خودش در برابر چین) تدارک دیده است. تنها چیزی که قطعی است این است: وضعیت فعلی پایدار نیست. 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa ♦️پ. ن: بازنشر این مقاله توسط کانال تلگرامی اندیشکده ایرانِ پسامهسا الزاما به منزله تایید یا رد ادعاهای مطرح شده در آن نیست.

  • 7 янв.1 2631229

    چرا "عملیات کاراکاس" اسم رمزِ نجات دلار بود؟ و چرا ایران در حساس‌ترین پیچ تاریخ خود ایستاده است؟ (۱) ✍نویسنده: ناشناس 📆 ۵ ژانویه ۲۰۲۶ جهان هنوز در شوک خبری صبح ۳ ژانویه است. در یک عملیات کماندویی فوق‌سری که تنها ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه به طول انجامید، نیروهای ویژه ایالات متحده نیکلاس مادورو و همسرش را در کاخ میرافلورس دستگیر و به پایگاهی نامعلوم منتقل کردند. رسانه‌های جریان اصلی این را "پیروزی دموکراسی" می‌نامند، اما برای کسانی که تاریخ پول را می‌فهمند، این عملیات معنای دیگری دارد: تنفس مصنوعی به جسدِ پترودلار. این یک عملیات نظامی نبود؛ این یک عملیات بانکی بود که با اسلحه انجام شد. اما داستان اصلی دیگر در کاراکاس نیست؛ داستان اصلی در خاورمیانه و تهران در حال رقم خوردن است. در اینجا حقایق برهنه‌ای را بازگو می‌کنیم که چرا ونزوئلا باید سقوط می‌کرد و چرا ایران اکنون در لبه تیغ قرار دارد. فصل اول: معماری یک توطئه (از ۱۹۷۴ تا سقوط شاه) بسیاری تصور می‌کنند انقلاب ایران در ۱۹۷۹ نقطه آغاز درگیری بود، اما اسناد نشان می‌دهد که آمریکا سال‌ها قبل "کمربند ایمنی" خود را بسته بود. توافق ۱۹۷۴ (کیسینجر و آل‌سعود): هنری کیسینجر سیستم «پترودلار» را خلق کرد. شرط ساده بود: آمریکا از تاج‌وتخت سعودی محافظت می‌کند، عربستان نفت را فقط به دلار می‌فروشد. جرم واقعی پهلوی (۱۹۷۵-۱۹۷۸): محمدرضا شاه متوجه بازی کثیف غرب شد. او دید غرب کالاها را با تورم ۳۰۰ درصدی به ایران می‌فروشد اما نفت را ارزان می‌خواهد. نقل قول تاریخی: شاه به غرب نهیب زد: «چشم‌های آبی و موهای بور شما دیگر ارزانی نفت را تضمین نمی‌کند.» او پیشنهاد داد قیمت نفت با «سبدی از ارزهای جهانی» سنجیده شود، نه دلارِ ضعیف آمریکا. انتقام: وقتی شاه دلار را تهدید کرد، در کنفرانس گوادلوپ قربانی شد. آمریکا شریکِ سرکش (ایران) را حذف کرد و به شریکِ مطیع (عربستان) تکیه کرد. فصل دوم: الگوی خونین (هرکس دلار را به چالش کشید، حذف شد) ۲۰۰۰ (صدام حسین): جرمش فروش نفت به یورو بود. در ۲۰۰۳ اعدام شد و نفت عراق فوراً به دلار برگشت. ۲۰۰۹ (معمر قذافی): جرمش پیشنهاد «دینار طلا» برای آفریقا بود. ایمیل‌های لو رفته هیلاری کلینتون تأیید می‌کند که هدف جنگ، غارت ۱۴۳ تن طلای قذافی بود تا فرانک فرانسه و دلار آمریکا آسیب نبینند. ۲۰۲۶ (ونزوئلا): مادورو با ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت (بیشتر از عربستان) به سیستم mBridge و بریکس پیوست و دلار را حذف کرد. استیون میلر (مشاور آمریکا) صراحتاً گفت: "این دزدی ثروت آمریکاست." نتیجه؟ سقوط در ۲ساعت و ۲۰دقیقه. فصل سوم: تراژدی ایران (قلعه‌ای که از درون فتح شد) در حالی که آمریکا ونزوئلا را بلعید، ایران از درون توسط "دوستان شرقی" پوک شده است. ایران برای فرار از دلار، به دامان چین و روسیه افتاد. اما نتیجه چه شد؟ غارت خاموش ۲۰۲۵: فقط به آمارهای بازار جهانی در سال گذشته نگاه کنید. قیمت فلزات استراتژیک منفجر شد، اما سود آن به جیب دلالان چینی و روسی رفت که معادن ایران را در انحصار دارند: پلاتین: رشد بالای ۱۳۰٪ نقره: رشد بالای ۱۵۰٪ طلا: رشد بالای ۶۰٪ لیتیوم: رشد بالای ۵۰٪ این ارقام یعنی هزاران میلیارد دلار ثروت که باید سفره مردم ایران را رنگین می‌کرد، به عنوان "تخفیف تحریمی" و "قراردادهای محرمانه" از کشور خارج شد. مردم ایران فقیرتر شدند تا چین و روسیه ثروتمندتر شوند. فصل چهارم: پایانِ بازی (The End Game) تحلیل روز: ۵ ژانویه ۲۰۲۶ حالا به مهم‌ترین بخش می‌رسیم. با توجه به سیگنال‌های اخیر (جنگ ۱۲ روزه اسرائیل، توییت‌های ایلان ماسک و مواضع ترامپ)، چه سرنوشت و پیش‌بینی‌هایی در انتظار ایران است؟ ۱. رمزگشایی از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل چرا اسرائیل در جنگ اخیر، فقط مراکز نظامی خاص را زد و حتی پمپ‌بنزین یا خانه‌ای از مردم را نزد؟ چرا پالایشگاه‌ها و سدها را نزد؟ این پیام «جراحی، نه قصابی» بود. غرب و اسرائیل تصمیم گرفته‌اند ایران را «سالم» تحویل بگیرند. آن‌ها زیرساخت‌ها را نزدند چون برای فردای براندازی به آن نیاز دارند. آن‌ها نمی‌خواهند ایران "لیبی" (ویرانه) شود؛ آن‌ها می‌خواهند ایران مثل "کره جنوبی" (قوی اما متحد غرب) باشد تا جلوی چین بایستد. ۲. هماهنگی ترامپ، ماسک و پهلوی وقتی ترامپ می‌گوید "ما مسلح و آماده‌ایم" و ایلان ماسک به رهبر ایران می‌گوید "زهی خیال باطل"، یعنی دوران سانسور و سرکوب تمام شده. استارلینک تضمین می‌کند که صدای اعتراضات قطع نمی‌شود. حمایت صریح ترامپ از معترضان، پیامی به نیروهای نظامی (ارتش و سپاه) است: "ما با مردم هستیم و ابزارش را هم داریم. مقاومت بی‌فایده است. یا به مردم بپیوندید یا با سرنوشت مادورو روبرو شوید." ادامه در (۲|پایان) ... 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • رابطه دموکراسی با توسعه دموکراسی، آزمونی اجتماعی-سیاسی در بستر زمان برای تحمل دیدگاه مخالف است! هرگاه توانستیم سازوکاری را فراهم آوریم تا در بستر آن، مخالفان‌مان بتوانند علیه ما رای دهند یا در نقد دیدگاه ما اعلام نظر کنند، آنگاه می‌توانیم ادعا کنیم؛ ما انسانی دموکرات، توسعه‌یافته و قرن بیست‌ویکمی هستیم! دموکراسی، بکارگیری روش‌های معین برای رسیدن به نتایج معین است. من توسعه‌ی اقتصادی را سرآغاز مسیر توسعه‌یافتگی و توسعه‌ی انسانی را مقدم بر توسعه‌ی سیاسی و دموکراسی می‌دانم. یک انسان توسعه‌یافته محال است به مخالف خود بی‌احترامی کند. یک انسان توسعه‌یافته دیدگاه‌های مخالفش را نقد می‌کند، نه آنکه به شخصیت او حمله یا بی‌احترامی کند. یک انسان توسعه‌یافته می‌کوشد تا در بستر گفتمانی همراه با احترام، مخالفش را اقناع کند؛ نه آنکه با هدف تحمیل دیدگاهش به مخالفش، اقدام به مغالطه کند. کسی که بجای تحلیل دیدگاه مخالفش، در آغاز به او برچسب می‌زند و سپس به شخصیت وی حمله می‌کند؛ در حقیقت دچار دو نوع مغالطه شده است: ۱) در گام نخست، بر پایه Labling Theory، دچار مغالطعه‌ی «برچسب‌زنی» شده است ۲) و در گام دوم، دچار مغالطه‌ی «حمله به شخص» به مخالفان‌مان احترام بگذاریم و دیدگاه‌هاشان را ارج نهیم. ✍کوروش برارپور 📆۴شنبه، ۱۷دی ۱۴۰۴ 🔻نشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 6 янв.8422318

    نامه سرگشاده محسن مخملباف به رضا پهلوی (۶|پایان) اجازه دهیم در فردای ایران، سیمرغ ایرانی که از نمایندگان آنان شکل می گیرد، مجلس موسسان را تشکیل دهد و اداره کند، نه تنها هواداران رضا پهلوی. سلطنت اگر بی قدرت است، چه کاری برای فردای ایران خواهد کرد؟ شاهی که مثل ولی فقیه به هیچ نهادی پاسخگو نیست، چگونه قرار است خود مانع از استبداد بعدی دیگران شود؟ ما به قدرتمندانی در فردای ایران نیازمندیم که در مقابل قوه قضاییه مستقل پاسخگو باشند و موقت باشند و در صورت آگاهی مردم از خطاهایشان، با اولین رای گیری از قدرت عزل شوند، نه چون ولی فقیه و شاه که با رای مردم عزل نمی شوند. رضای عزیز! از دو گانگی خارج شو! برای چند هزار طرفدار سلطنت که بیشترشان تنها نوستالژی طبقاتی دوران گذشته خود را دارند و خیلی هایشان در پایان عمر خود به سر می برند، مردم را دچار دوگانگی نکن. با آزادگی اعلام کن، سلطنتی که جز تعصب به تئوری غیر علمی ژن برتر مبنایی ندارد، برای تو بی ارزش است. با احترام و دوستی محسن مخملباف 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 6 янв.7501116

    نامه سرگشاده محسن مخملباف به رضا پهلوی (۵) شاه پدر شما با قدرت طلبی مستبدانه و اینکه فکر می‌کرد او چون از ژن رضا شاه است، شعورش از همه مردم ایران بالاتر است، حتی به یک روزنامه و حزب آزاد اجازه فعالیت نداد، تا آنجا که برای مردم ایران راهی جز انقلاب باقی نماند. اما شما حداقل دو راه در پیش رو دارید. یا رسما پایان سلطنت را اعلام کنید و به همه شبهه ها پایان دهید که ژن خود را چون پدرتان برتر از ایرانیان دیگر نمی دانید، تا همه در کنار هم بایستیم. یا پشت سلطنت بایستید و همانطور که قرار است از مزایایش استفاده کنید، هزینه هایش از جمله پاسخگویی به ژن برتر و ظلم های نظام سلطنت پهلوی که شما وارث آنید را هم بپردازید. مگر غیر از این است که شما با امتیاز همین پسر شاه بودن، در صفوف مخالفین ظاهر شده اید و دست از سلطنت بر نمی دارید تا در رقابت های سیاسی قد بلندتر از سیاسیون دیگر بنمایید؟ آن رضا پهلوی دوست داشتنی و خوش سخن که در بعضی مصاحبه ها خود را می نماید، هم چون ما یک شهروند است و کسی بر او ایرادی نمی بیند. اما آن رضا پهلوی که پسر شاه است، به محض تظاهرات مردمی که رهبری نشده در بیش از هفتاد شهر به خیابان ها ریختند، در تلویزیون ظاهر می شود و چون رهبر یگانه انقلاب با مردم حرف می زند و می فرماید شما ادامه دهید! (گویی آنها با فرمان او به خیابان آمده اند که با فرمان او بمانند. او سوار بر موج های خودجوش ایجاد شده می شود، که نتیجه اش مصادره جنبش مردم ایران به نفع سلطنت موروثی و سرخوردگی همه مخالفین است). پسر شاه به مردم حاضر در خیابان می گوید در خیابان بمانید، من با خارجی ها صحبت می کنم. این حرف او ما شنوندگان را به این نتیجه می رساند که وی راهی جز راه پدر بزرگ و پدرش که تکیه بر حمایت خارجی بود را نمی شناسد و می خواهد آزموده ناموفق وابستگی به خارجی را دوباره بیازماید. و از همینجا معلوم می شود در آینده، او از دو رضا پهلوی موجود و نامعلوم، به یک رضا پهلوی معلوم، که تنها پسر شاه است و وارث تاج و تخت موروثی و وابسته به خارجی تبدیل خواهد شد و میل قدرت و سلطنت، دیگر جایی برای آن رضا که به ظاهر مهربان و آزادی خواه است نخواهد گذاشت. ما می دانیم، و شما بهتر از همه ما می دانید که تلویزیون های حامی شما، با بودجه های سری سالهاست با پخش برنامه های غیر سیاسی سرگرم کننده، مشغول کار شده اند، تا در روز صفر سیاسی شوند و پسر شاه را با تبلیغات گسترده بر تخت سلطنت بنشانند. آنها مدتهاست با نمایش صحنه های تبلیغاتی از آرشیو تلویزیونی دوران شاه، بخشی از نسل جدیدی را که بدبختی های زمان شاه را تجربه نکرده اند را به این نتیجه می رسانند که زمان شاه گویی دوران گل و بلبل بوده و نسل قبلی همگی دیوانه بوده اند که علیه منافع خودشان انقلاب کرده اند. حال آن که این تصاویر همان تصاویری است که وقتی ما زندانیان سیاسی زیر شکنجه بودیم و اکثریت مردم در فقر می زیستند، از تلویزیون های حکومتی شاه پخش می شد. کار این تلویزیونها مثل این می ماند که چهل سال بعد، تصاویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی را که هم اکنون از رسانه های حکومتی پخش می شود، برای اثبات خوبی رژیم آخوندی نمایش دهند. آیا استفاده از تصاویر تبلیغاتی دوران شاه به عنوان واقعیت های آن دوران، تحریف تاریخ برای بازگشت سلطنت شما نیست؟ در دوران شاه نسل ما و مردمی که در ایران فقر زده و استبداد زده می زیستند، به دروغ بودن آن تصاویر تبلیغاتی تلویزیون شاه می خندیدند. همانگونه که مردم ایران امروزه به تصاویر تبلیغاتی جمهوری اسلامی از رسانه هایش می خندند. سیمرغ ایرانی نجات جامعه ایران با رهبری واحد ممکن نیست. چرا که این جامعه از مرحله پذیرش استبداد، چه دینی، چه سلطنتی، چه فردی گذشته و هیچ رهبر واحدی نمی تواند این جامعه متکثر ایرانی را نمایندگی کند. توهم رهبری واحد، هنوز شکل نگرفته به شکست می انجامد و یا بر فرض محال اگر هم به پیروزی رسد، به دیکتاتوری خواهد انجامید. در فردای ایران تنها باید به سیمرغ ایرانی دل بست که از نمایندگان اقشار، اقوام، نسل ها و گروه های مختلف جامعه شکل بگیرد. برای خیال خام قدرت فردی، با سیمرغ آینده ایران نمی توان جنگید. اگر سیمرغ رهبری جامعه آزاد ایران شکل نگیرد، برنده آن نه شما هستید، نه هیچ یک از مخالفین فعلی جمهوری اسلامی. که متاسفانه احتمال اول این است که به جای سیمرغ ایرانی، یک لاشخور، یک سپاهی یا اطلاعاتی کراواتی وابسته به روسیه بر سر کار خواهد آمد. او حتی ممکن است سران این رژیم را هم محاکمه کند تا مردم را در ابتدا راضی کند. سیمرغ ایرانی، نه سلطنت موروثی! مردم ایران یک گروه سلطنت طلب نیستند. گروه های فکری و دینی و قومی و نسلی و طبقاتی آنها از خود سخنگویان و نمایندگانی دارند که نماینده درد و رویاهای ایشان است. ادامه در (۶|پایان) ... 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 6 янв.742917

    نامه سرگشاده محسن مخملباف به رضا پهلوی (۴) لذا به سراغ حامی خارجی خود رفت و از سولیوان سفیر وقت آمریکا پرسید: "من چه وقتی باید ایران را ترک کنم"؟ سولیوان هم جواب او را نداد و تنها به ساعتش نگاه کرد و شاه در خاطراتش می نویسد: "در این لحظه فهمیدم که وقت رفتن من فرا رسیده است." صحبت‌هایی که از بی‌بی‌سی پخش نشد! در برنامه ٥٢ دقیقه ای صفحه دو بی‌بی‌سی فارسی که در مورد رفراندوم و ناممکن بودن اصلاحات در حکومت دینی بود، سخنان ما دو سه دقیقه ای نیز به حاشیه بحث سلطنت کشید. مجریان، اعلام کردند به دلایل حقوقی و عدم حضور آقای رضا پهلوی در برنامه برای پاسخگویی، ادامه بحث در این باره ممکن نیست. من به آنها حق دادم. در پخش برنامه قسمتی از گفته های من حذف شد. در این صورت ایکاش یا اجازه ادامه بحث داده می شد تا منظور من روشن شود، و یا همه این دو سه دقیقه بحث حاشیه ای نیز حذف می شد. نه این که تنها چند جمله پایانی بحث من باقی بماند، و ناخواسته این سوتفاهم ایجاد شود که من با حضور آقای رضا پهلوی در هر صورتی مخالفم، حتی اگر بخواهد از طریق مبارزات دمکراتیک برای دوره ای موقت در قدرت باشد. در اینجا آنچه را گفتن اش در بی‌بی‌سی میسر نشد را می گویم. در تاریخ خوانده ایم که در چه شرایطی مظفرالدینشاه بیمار به پارلمان خواهی ایرانیان رضایت داد و چندی بعد در گذشت. ولیعهد او محمد علیشاه، که نژاد پرستانه ژن پدرش را دلیل برتری خود بر دیگر ایرانیان می دانست، با تکیه به دولت خارجی (روسیه آن زمان) و به همراه گزمه های خود، مجلس را به توپ بست و پارلمان را تعطیل کرد. در برابر او چریک های ایرانی، از تبریز به همراه ستارخان و باقرخان چریک به تهران آمدند و مجلس را از استبداد پس گرفتند. جناب پهلوی! با درس آموزی از تجربه های گذشته و آنچه بر پدر و پدر بزرگتان رفت، نپذیرید که افراد، هواداران و از همه بدتر، سیستم هایی شما را به عنوان شاه، وارث آن گذشته غیر قابل دفاع و شکننده قرار دهند و ناخواسته در برابر نسلی قرار بگیرید که در تجربه عملی، دوران پدر شما را دیکتاتوری وابسته به خارجی ها می دانند. رک بگویم اجازه ندهید آمریکای ترامپ و حکومت عربستان با قرار دادن یک تیم و بودجه اختصاصی از رضا پهلوی خوش سخن و مدرن، شاه مستبد دیگری بسازند که مردم به جای همراهی با او در برابرش قرار بگیرند. معلوم است که اگر گذار ایران از استبداد دینی، به دخالت خارجی و نابودی ایران برای احیای سلطنت منجر شود، ایرانیان بی شماری چون ستارخان و باقرخان چریک در مقابل آن خواهند ایستاد. کدام رضا؟ پهلوی یا پسر شاه؟ استراتژی تخم مرغها در دو سبد، به دوگانگی شخصیت و رفتار شما منجر شده. در نتیجه ما با دو رضا پهلوی روبروییم. یکی آن که در غرب بزرگ شده و دمکرات است و علاقمند به هنراست و در مصاحبه با رادیو فردا می گوید اگر دوباره به دنیا می آمدم، دوست داشتم یک کارگردان سینما باشم. یعنی هنرمندی و خلق یک فیلم را به بودن در سیاست ترجیح می دهد. همین آقای رضا پهلوی است که از آینده ایران دمکراتیک، سکولار، هماهنگ با موازین حقوق بشر حرف می زند و می گوید در خون من ژن سلطنت نیست و بر گذشته پدرش انتقاد دارد و می پذیرد که اگر پدرم و رژیم پدرم ایراد نداشت، که انقلاب نمی شد. این همان رضا پهلوی است که اعلام می کند میلی به قدرت ندارد و برایش تنها رفتن استبداد و آزادی مردم ایران مهم است. از این نظر رضا پهلوی شبیه تمامی هشتاد میلیون ایرانی است با حقوق برابر شهروندی. با این رضا پهلوی حتی من که زندانی سیاسی پدرش بوده ام، احساس هم مسیر بودن می کنم. اما ما با رضا پهلوی دیگری هم روبرو هستیم. کسی که هم نام شماست، اما بیش از هر چیزی پسر شاه سابق ایران است. وارث سلطنت اوست. برای ادامه پادشاهی ایران قسم خورده. و حاضر نیست قسم اش را به حفظ تاج و تخت پس بگیرد. و در مقابل انتقادهایی که به پدرش می شود، تنها با گفتن این جمله که "اما پدرم ایران را دوست داشت" پنجاه سال پیامد وابستگی پدرش به انگلیس و آمریکا را نادیده می گیرد. هزاران اعدامی و شهید و دهها هزار زندانی سیاسی شکنجه شده را نادیده می گیرد. کودتای آمریکایی ٢٨ مرداد سال ٣٢ را در حمایت از پدرش، علیه مصدق و ملیون، نادیده می گیرد. فساد و ناکارآمدی سیستم پادشاهی پدرش را که منجر به انقلاب شد را نادیده می گیرد و تنها با یک جمله کلیشه ای احساسی که "اما پدرم ایران را دوست داشت" از پاسخ دادن طفره می رود. پدر ایراندوست شما طبق اسناد منتشر شده اخیر آمریکا، حتی به اصرار کندی رییس جمهور آمریکا هم حاضر نبود فقط سلطنت کند و قدرت را در اختیار نخست وزیر موقت آقای امینی قرار دهد. ادامه در (۵) ... 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 6 янв.629916

    نامه سرگشاده محسن مخملباف به رضا پهلوی (۳) در عین حال فراموش نکنید که انگلیس و سوئد و امثال آنها در تجربه تاریخی خود موفق شده اند زنگوله را به گردن استبداد بیندازند و شاه و ملکه را به سمبل بی قدرتی تبدیل کرده اند. ما در تجربه تاریخی خود در این زمینه موفق نبوده ایم. و هرگز در شرایط تاریخی و جغرافیایی آنها نیستیم. ما در قرون وسطای خاورمیانه به سر می بریم و همسایگان ما اروپایی های به دمکراسی رسیده نیستند. ما همسایه ترکیه ای هستیم که علیرغم میراث آتاتورک، اردوغانی که با قطار دمکراسی آمده بود را، در یک بزنگاه با یکبار رای مردم هیجانزده، در ایستگاه استبداد پیاده کرد. بعد هم چرا باید نظام پادشاهی را که یکبار با انقلابی خونین از کار انداخته ایم، دوباره با رای خودمان بر قدرت بنشانیم؟ و بعد شاه را در حد یک سمبل، با قوانین و نظارت کنترل کنیم تا مبادا دوباره دیکتاتور شود؟ آن هم سمبلی که از همین امروز باعث اختلاف در اپوزیسیون ایران است و نه باعث وحدت آنها. واضح سخن بگویید! آقای پهلوی! لطفا مشخص کنید آیا به خاطر شاه که پدرتان بود، تصور می کنید دارای ژنی برتر از دیگران هستید؟ با ابهام نمی شود به سمت آینده قدم برداشت. واضح سخن بگویید. آیا شما می پذیرید ٤٠ سال دیگر در صورت نارضایتی مردم، یکی از فرزندان خامنه ای، حتی اگر فرشته ای باشد، بگوید دوباره نظام ولایت فقیه را به رای می گذاریم، اگر مردم به ولایت فقیه رای دادند، دوباره عمامه بر سر می گذارد و حکومت دینی به راه می اندازد؟ در آن صورت آیا شما وظیفه خود نمی دانید که به یاد مردم بیاورید که این نظام و صندلی قدرتش بارها دیکتاتور پروراند، تا مردم بار دیگر این صندلی را با تغییر آدم رویش به آزمایش نگذارند؟ تخم مرغهایت را در یک سبد بگذار! آقای پهلوی عزیز! تاجران تخم مرغهایشان را در یک سبد نمی گذارند، تا اگر یکی از سبدها افتاد و تخم مرغها شکست، در سبد دیگر، تعدادی تخم مرغ سالم برایشان باقی بماند. اما مبارز آزادی، تاجر مابانه رفتار نمی کند تا تخم مرغهای قدرت را در دو سبد قدرت احتمالی آتی بگذارد. شما بخشی از تخم مرغهای شانس تان را در سبد سلطنت موروثی گذاشته اید، بخشی از تخم مرغها را هم در سبد جمهوری خواهی مبتنی بر رای مردم قرار داده اید. یک مبارز واقعی، راهی را که غلط می داند به هیچ قیمتی نمی رود، حتی در صورت اصرار طرفدارانش. شما دو نوع نظام را به رای آینده مردم حواله می کنید، یکی نظام سلطنت، که برنده اش فقط شما هستید؛ یکی هم نظام جمهوری، که خودتان را با این گفته که پدر بزرگم از جمهوری هم بدش نمی آمد، در نبود شانس سلطنت، کاندیدایش می دانید. از عملکردتان علیرغم ادعایتان به نظر می رسد شما به جای رهایی مردم، روی دو اسب محتمل قدرت شرط بسته اید و به پیامدهای غیر شفاف و تفرقه بر انگیزش بی اعتنا هستید. حزب سلطنت چرا از هم اکنون حزب سلطنت تشکیل نمی دهید؟ تا هم سودش را ببرید و هم هزینه اش را بپردازید. در آن صورت مردم می توانند وزن سیاسی شما را از تعداد واقعی هوادارانتان اندازه گیری کنند. شما حتما با این همه تبلیغات از تلویزیون های حامی تان، تعدادی طرفدار دارید. تاسیس حزب سلطنت خواه، قدمی واقع بینانه برای تعداد هواداران شما و صندلی هایی است که احتمالا در مجلس آینده خواهید داشت و نه بیشتر. سلطنت طلبان حداکثر یک حزب هستند در کنار احزاب دیگر، نه همه حاکمیت فردای ایران.   تکرار کودتای ٢٨ مرداد ممنوع! واقعیت تاریخی این است که پدربزرگ شما رضا شاه، چه او را خوب بدانیم و چه بد، با انتخاب و رای مردم به قدرت نرسید. او با کودتای انگلیسی بر سر کار آمد و زمانی که برای خارجی ها بی فایده شد، با یک نامه سه خطی از سوی انگلیس از کار بر کنار شد. آن نامه این بود: "اعلیحضرت لطفا از سلطنت کناره گیری کرده، تخت را به پسر ارشد ولیعهد واگذار نمایند. ما نسبت به ولیعهد نظر مساعدی داریم و از سلطنتش حمایت خواهیم کرد. مبادا اعلیحضرت تصور کنند که راه حل دیگری وجود دارد!" آقای رضا پهلوی! می بینید چگونه یک قدرت خارجی(انگلیس)، با یک نامه سه خطی، پدر بزرگ شما را از سلطنت بر کنار کرد و پدرتان را به جایش گذاشت. بی جهت نیست که پدر شما هم که با رای مردم بر سر کار نیامده بود، اعتماد به نفس لازم را نداشت و در زمان بحران فرار را بر قرار ترجیح داد. او در بحران سال ٣٢ به محض احساس خطر، سوار هواپیمای شخصی اش شد و با همسر و سگش از ایران گریخت. آمریکا با کودتای خونین ٢٨ مرداد، مصدق را به زندان فرستاد و پدر شما را دوباره بر سر کار آورد. ٢٥ سال بعد وقتی انقلاب شد، شاه باز هم منتظر رای مردم نماند. که می دانست در نظام سلطنت، شاه را مردم با رای خود نیاورده اند تا با رای خود حفظ کنند. ادامه در (۴) ... 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 6 янв.6141116

    نامه سرگشاده محسن مخملباف به رضا پهلوی (۲) متاسفانه شخص شما هم با آنکه ادعای اتحاد بین مخالفین را دارید، با رد نکردن ایده احیای سلطنت، خود علت اصلی اختلاف بین مخالفین جمهوری اسلامی هستید. جلوه این اختلافات از هم اکنون در بین ایرانیان قابل مشاهده است. هواداران کامنت نویس شما، هنوز به قدرت نرسیده با کلمات رکیک، تهمت، توهین، تهدید، عده ای را که وقت و ادبیات کامنت نویسان شما را ندارند، به سکوت کشانده اند. عده‌ای هم از ترس این که مبادا اختلاف بین مخالفین به سود جمهوری اسلامی تمام شود، هنوز ساکت اند. اما این سکوت دیری نمی پاید و استدلال و گفتگو و روشنگری، جای هیاهوی هواداران سلطنت را خواهد گرفت. شما خود دیده اید که در همه بزنگاه های تاریخی، برخی از مخالفین جمهوری اسلامی بر سر دو راهی جمهوری یا پادشاهی گیر کردند و متفرق شدند. بارها نشست های اپوزوسیون مثل نشست پاریس، لندن و... بی نتیجه بر سر این دوراهی از هم پاشید. سلطنت موروثی یا همان ژن برتر! اگر می خواهید در کنار هم بایستیم، دست از سلطنت که اصرار بر برتری ژن خانواده شاه، بر ژن همه ایرانیان دیگر دارد، بردارید. (لطفا واژه ژن را توهین قلمداد نکنید، که من هر چه می اندیشم، دلیل دیگری برای این که تنها شما می توانید شاه بشوید و هیچیک از هشتاد میلیون ایرانی دیگر نمی توانند، نمی یابم. سلطنت موروثی، مبنایی جز توهم ژن برتر خاندان سلطنتی ندارد.) از افغانستان بیاموزیم به نظرم شما فراموش می کنید که حتا در جامعه غیر مدرنی مثل افغانستان، با آن مناسبت های قبیله ای اش، دیگر برای بازگشت دوباره ظاهر شاه به سلطنت جایی نداشت و مردم افغانستان به فراخوان شاه مخلوع و سلطنت طلبان به هیجان آمده، قاطعانه نه گفتند و در اجلاس بزرگان (لویه جرگه) با تمام قدرت، علیه برقراری نظام سلطنتی ایستادند. آنها که در آن اجلاس حضور داشتند دیدند که واکنش های مردم چنان تند بود که پیرمرد (ظاهر شاه) با تواضع اعلام کرد احیای سلطنت منتفی است و هرگز خودش را برتر از سایر افراد جامعه نمی داند. آقای رضا پهلوی عزیز! فراموش نکنید که سلطنت پدر و پدر بزرگ شما، محصول کودتاهای خارجی بود و نه برخاسته از رای مردم. پس برای آنچه با کودتا بر مردم تحمیل شد و در آزمایشی پنجاه ساله، ناکارآمدی اش در ایجاد دمکراسی و حقوق بشر اثبات شد، اصرار نکنید. چرا شما هم چون اصلاح طلبان بر تکرار آزمایش های ناموفق گذشته اصرار دارید؟! اگر شما واقعا به اتحاد مردم و مخالفین برای سرنگونی استبداد فکر می کنید، یکی از بزرگترین معضلات آن را که سلطنت استبدادی آزمایش شده است، خود از سر راه بردارید. هشتاد میلیون ایرانی مثل هم فکر نمی کنند. از ایرانیان کسانی از خمینی بیزارند، کسانی از شاه. کسانی هم از هر دو. اگر طرفداران این و آن، با احیای گذشته، زخم های کهنه یکدیگر را فشار دهند، در صفوف مردم تفرقه انداخته اند. این گروه چه اصلاح طلبان باشند، چه سلطنت طلبان فرقی نمی کند، و متاسفانه اکنون هر دو چنین اند. ما تنها یک راه گریز به آزادی داریم و آن رفتن به سوی آینده است و نه بازگشت به گذشته. تبعیض نه! بخشی از مردم می گویند "رای گیری در مورد حکومت پادشاهی، تبعیض آشکار میان شهروندان است. این رای گیری فقط یکبار، برای همیشه و فقط برای به قدرت رسیدن یک فرد، یعنی رضا پهلوی صورت می گیرد. حقی که بقیه شهروندان از آن محروم خواهند بود. این رای گیری یک تبعیض آشکار است. در واقع قانونی کردن تبعیض و به رسمیت شناختن یک ژن برتر است. همانطور که ضدیت با محتوی اعلامیه حقوق بشر را نمی شود به رای گذاشت، همانطور که بی عدالتی، شکنجه و نابرابری حقوقی میان شهروندان را نباید به رای گذاشت، حکومت پادشاهی که یک مقام موروثی، مادام العمر، غیرانتخابی و تبعیض آمیز است را هم نمی شود به رای گذاشت! قدرت در هر شکلش باید دوره ای و چرخشی باشد. اینکه در جاهای دیگر دنیا اینطور بوده یا هست نیز دلیل به رای گذاشتن این موضوع در آینده ایران نیست." هواداران سلطنت مثال می آورند که بعضی جاها مثل انگلیس و سوئد مشروطه پادشاهی دارند و به دمکراسی رسیده اند. غافل از این که در همین کشورها، حتی در برنامه های رادیویی روزانه، زمزمه های فراوانی بلند است که چرا ملت از مالیات خود باید خرج زندگی پر زرق و برق یک خانواده سلطنتی که فکر می کنند نسبت به دیگران برتری دارند را بپردازند؟ و بعید نیست با رفراندوم روزی سلطنت در این کشورها هم ملغی شود. هر چند همین امروز هم، هیچیک از موافقین سلطنت در انگلیس و سوئد، مخالفین خود را چون هواداران سلطنت موروثی شما، مورد اتهام و تهدید و ناسزاهای رکیک که در شان شما نیست قرار نمی دهند. و این خود دلیل دیگری است برای اینکه چگونه سلطنت موروثی در ایران، به فوریت به فرد پرستی و کیش شخصیت منجر خواهد شد. ادامه در (۳) ... 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa

  • 6 янв.7471123

    نامه سرگشاده محسن مخملباف به رضا پهلوی (۱) ♦️توجه: آنچه در این نوشتار نسبتا طولانی (در ۶صفحه) می‌خوانید؛ دیدگاه‌های محسن مخملباف - کارگردان سینمای ایران در خصوص آینده سیاسی ایران و در نقد دیدگاه‌های رضا پهلوی و هوادارانش است که (در ۱۴۰۱ و در کوران خیزش مهسا) خطاب به ایشان نگاشته است. جناب آقای رضا پهلوی عزیز! با سلام و احترام محسن مخملباف هستم شهروند ایرانی که مدت چهار سال و نیم برای مبارزه با استبداد شاه در زندان پدر شما بوده‌ام. هنگام دستگیری گلوله خوردم و برای مداوا تنها دو هفته در بیمارستان ماندم، اما در زندان شاه در ١٧سالگی چنان شکنجه شدم که برای آنکه بتوانم دوباره روی پای خودم راه بروم، چهار بار جراحی شدم و مدت صد روز در بیمارستان بستری شدم. اکنون بعد از ٤٣ سال هنوز به اندازه ٢٠ سانت در ٢٠ سانت، یادگارهای شکنجه دوران شاه بر بدنم باقی مانده است. این ها را نمی گویم که رضا پهلوی را برنجانم یا شرمنده سازم، که گناه پدر بر پسر نمی نویسند. از آن بالاتر برخورد من با خانواده شما از پشت عینک رنج های آن دورانم نیست. شاهد بوده اید که پس از درگذشت برادرتان، چنان از داغ مادرتان متاثر شدم که نامه ای برای تسلی ایشان به این مضمون فرستادم: "دختری که در روز عروسی اش پرندگان را از قفس آزاد کرد، امروز پرنده دیگرش از قفس آزاد شد..." ساعتی بعد، خانم فرح تلفن مرا یافتند و روی پیغام گیر تلفن خانه ما این پیام را گذاشتند: "آقای مخملباف! از بین تسلیت هایی که برایم ارسال شده، تنها حرفهای شما مرا آرام کرد و تحمل این شرایط جانکاه را برایم ممکن می کند تا بتوانم روی پای خودم بایستم. الان دارم برای به خاک سپردن پسرم به آمریکا می روم. خیلی دوست دارم بعد از برگشتنم از آمریکا شما را ملاقات کنم..." اگر امروز آن نامه را به یادتان می آورم، قصدم این است که بگویم هرگز به آینده از عینک رنج هایی که شخصا از نظام پادشاهی دیده ام، نگاه نمی کنم. و همواره خود را همدرد رنج های انسانی، از جمله خانواده شما می دانم. در عین حال یکسره تاریخ ستمبار ایران را به فراموشی نمی سپارم، تا مبادا دوباره دچارش شویم. متاسفانه پدر شما همه قصه ها را برای شما نگفته است. من بخشی از آنها را به زودی در کتاب "شاه این قصه را برای پسرش نگفت" بازگو خواهم کرد. با انتقام مخالفم! برای همین وقتی در حوالی انقلاب ٥٧ آزاد می شدم، قبل از خروج از زندان، لحظه ای جلوی در ایستادم و به پشت سرم نگاه کردم و آنچه از شکنجه در چهار سال و نیم زندان شاه بر من وارد شده بود را بخشیدم و سپس از زندان خارج شدم. وقتی بعضی از بازجویانم، مثل "تهرانی" و "آرش" در دادگاه بعد از انقلاب محاکمه می شدند، با آن که دوستان دوران زندانم بسیار اصرار داشتند، هرگز برای شهادت دادن علیه شکنجه گران و نشان دادن آثار شکنجه بر بدنم، به دادگاه نرفتم، و گفتم گذشته را بخشیده ام. اگر متقاعد شده اید که سخن من با شما از سر درد و رنج گذشته ای که در نظام سلطنتی پدر شما کشیده ام نیست، اکنون می خواهم شما را به یک بحث ملی دعوت کنم که فراتر از رنج های شخصی من و رویاهای شخصی شماست. اینک این نامه را می نویسم چون فکر می کنم اصل گفتگو ارزشمند است. همانطور که از اصلاح طلبان درخواست کردم که واضح سخن بگویند، نه اینکه در درون سکولار باشند اما در بیرون از حکومت دینی سخن بگویند. از شما هم می خواهم شفاف باشید نه آنکه در درون سلطنت طلب باشید اما در بیرون از دمکراسی و رای مردم سخن بگویید. بیایید دور از تهمت و جو سازی و ترور شخصیتی از سوی طرفدارانتان، با رعایت اصول مذاکره و از روش استدلال با هم گفتگو کنیم. که در همین گفتگوها باید تمرین دمکراسی کرد. با طفره رفتن و ضد و نقیض حرف زدن، باعث گیجی مردم نشوید. گذشته نه، رو به آینده! انقلاب ایران گذر از استبداد سلطنتی بود به قصد آزادی، اما چون به رهبری یک فرد اعتماد کرد و به دنبال او رفت، به استبدادی دیگر که این بار دینی بود، رسید. پنجاه سال طول کشید تا ایرانیان از شر استبداد سلطنت بعد از مشروطه رها شوند، و چهل سال هم طول کشید تا آماده براندازی استبداد دینی شوند. اکنون اگر هر کدام از جریانات اپوزیسیون، به جای یافتن راهی برای رسیدن به آینده ای روشن، رو به سوی گذشته تاریک کنند؛ چه این گذشته مثل اصلاح طلبان، بازگشت به دوران امام راحل باشد، چه این گذشته بازگشت به دوران شاه راحل، هر دو یک نتیجه خواهد داشت و آن نرسیدن به آزادی و تفرقه در صفوف مبارزه است. امروزه هم اصلاح طلبان و هم سلطنت طلبان از باورهای خود یک ایدئولوژی ساخته اند و ما برای رسیدن به آزادی از ایدئولوژی حکومت دینی، با موانع دو خرده ایدئولوژی دیگر هم روبرو هستیم. ادامه در (۲) ... 🔻بازنشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا t.me/IranPostMahsa