tgindex
Bahman zandi زبان شناسی اجتماعی

Bahman zandi زبان شناسی اجتماعی

Статистика
@Iraniansociolinguisticsперсидский
Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
49
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
548
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
103
40 постов
Вовлечённость
18,8%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 49
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
78
1/48двое суток
89
1/72трое суток
96

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.62из shemroonland

    без подписи

  • 13 авг.89из shemroonland

    без подписи

  • 13 авг.821из nf_apll

    «زبان گفتار شهر اصفهان کی و چگونه فارسی شد؟»، حبیب برجیان، زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، شماره ۳، اسفند ۱۳۹۲، ص ۹۱-۱۱۰.

  • 13 авг.80из Xlinguistics

    گفتگویی بسیار جذاب در مورد تاریخ زبان فارسی به مثابه زبان علم. یه جاش می‌گن در «هنر نزد ایرانیان است و بس»، هنر به معنی فضیلت و به طور خاص فضیلت طبقۀ حاکم، جنگاوری، بوده. https://www.youtube.com/watch?v=3tGgp_bxyWI&feature=youtu.be «فؤاد» 𝕏 👉 @Xlinguistics

  • «تمایز جنس مؤنث و مذکر در گویش تاتی خلخال»، جهاندوست سبزعلیپور، زبان‌هاو گویش‌های ایرانی، شماره ۲، خرداد ۱۳۹۲، ص ۶۵-۸۹.

  • اسم شخصیت رمان جدید موراکامی Kaho است. مترجم در ضبط فارسی آن را با ح نوشته. تمهیدی خوب و هوشمندانه. «Erfan Mojib» 𝕏 👉 @Xlinguistics

  • без подписи

  • без подписи

  • به‌نام بهنویس هستی شادروان هوشنگ ابتهاج دربارهٔ انتخاب نام هنری سایه برای خود گفته است: «حروف و کلمات برای من رنگ دارند. «ر» خاکستری، «گ» نارنجی و «ج» سیاه است؛ یا کلمات برایم سرد و گرم‌اند. «سایه» کلمه‌ای سرد است. «گلابی» کلمه‌ای گرم. به‌گمان من، در کلمه سایه یک مقدار آرامش و خجالتی‌بودن و فروتنی و بی‌آزار بودن هست. این‌ها برای من جالب بود و با طبیعت من می‌ساخت. خود کلمه سایه از نظر حروف الفبا حرف نرم و بدون ‌ادعا است. در آن نوعی افسوس است و ذات معنای این کلمه، نوعی افتادگی دارد؛ در مقابل خشونت و حتی می‌شود گفت وقاحت.» سایه: سرد، آرام، خجالتی، بی‌ادعا، افتاده، افسرده 🔷 خوش‌رنگ‌ترین و باشخصیت‌ترین واژه برای نام هنری چیست؟ برای نگارنده: ابرانه: بلنداندیش، بلندپرواز، نرم، سفید، مهربان آرام‌دست: آبی، شکیبا، خون‌‌گرم، کم‌رو، اندیشمند ترنج: نارنجی، گرم، کم‌یاب، زیبا، پرانرژی، هنرمند #خلاقیت_زبانی #دقت‌ورزی_زبانی Telegram: https://t.me/language_niceties Instagram: https://instagram.com/language_niceties A. Parsazadeh

  • امروز 10 آگوست، روز جهانی تنبلی است روز تنبل ‌ها مبارک😍 @shemroonland 👈🌹 اولین و برترین رسانه محلی شمیران

  • 🔴 چرا واژه‌های فارسیِ ایران، تاجیکستان و افغانستان متفاوتند؟ استعمار اروپا بر کشورهای شرق، سبب شد تا از رواج زبان فارسی کاسته شود و به‌تدریج از اوایل قرن بیستم میلادی، زبان فارسی که در افغانستان و تاجیکستان نیز رواج کامل داشت، در سه مسیر مختلف و تقریبا جدا از هم به تحول خود ادامه داد. از سال 1936 میلادی، زبان فارسی در افغانستان از رسمیت افتاد و زبان پشتو، زبان رسمی افغانستان اعلام شد. به این ترتیب، واژگان زبان فارسی در افغانستان به شدت تحت تأثیر واژگان زبان پشتو قرار گرفت. در تاجیکستان نیز که زبان فارسی، زبان رسمی کشور به حساب می‌آید،‌ این زبان شدیدا تحت تأثیر زبان روسی است و حتی به خط سیریلیک نوشته می‌شود. از سوی دیگر، وام‌واژه‌های فرانسه و انگلیسی و هم‌چنین واژه‌های جعلی، زبان فارسیِ ایران را به سمت دیگری کشانده است. به همین دلیل واژه‌های جدید زبان فارسی ایران، زبان فارسی افغانستان و زبان فارسی تاجیکستان یک دست نیستند و با یکدیگر تفاوت دارند. 🇮🇷 @linguiran

  • без подписи

  • без подписи

  • نفوذ اندیشه ایرانشهر در ایران پس از اسلام آثار و نفوذ اندیشه‌ی ایرانشهر تا مدت ها پس از سقوط ساسانیان همچنان محسوس و ماندگار بود. با تضعیف عباسیان، پادشاهی های محلی، خود را با ایرانشهر مرتبط دانسته و با دعوی ارتباط با امپراتوری های گذشته، به‌ویژه امپراتوری ساسانیان و امثالهم، ادعای مشروعیت کردند. سلسله‌ی طاهریان در خراسان مدعی بودند که از تبار رستم، قهرمان نامدار ایران هستند؛ سلسله‌ی صفاریان در سیستان مدعی بود که مشروعیت خود را به واسطه‌ی قرارگرفتن در امتدادِ حکمرانی جمشید تا شاه شاهان، خسرو دوم؛ به‌ دست آورده است؛ آل‌بویه، که در قرن دهم خلافت عباسیان را تصاحب کردند، داعیه‌ی نسبت با پادشاه ساسانیان، بهرام گور را داشتند؛ سامانیان در قرن نهم در بخارا و بلخ، زبان پارسی را گسترش دادند و ادعا کردند که از نَسَب یک ژنرال ساسانی هستند؛ زیاریان در نواحی کاسپین، ادعا می‌کردند که به یکی از شاهان قهرمان کهن ایران، کی خسرو، مرتبط هستند، در حالی که باوندیان [برخاسته] از همان نواحی، مدعی بودند که به ژنرال ساسانی دیگری در زمان کی‌خسرو دوم ساسانی منسوب هستند؛ غزنویان که تا اندازه‌ای ترک‌تبار بودند و بر غزنه و بُست حکم‌فرمایی می‌کردند، ادعا داشتند که با خاندان یزدگرد سوم، آخرین شاه شاهان ساسانیان ازدواج کرده‌اند. به این ترتیب می‌توان گفت که با وجود ظهور اسلام، سنت ساسانی ایرانشهر همچنان به حیات خود ادامه می‌داد. حتی قراخانیان، که سلسله‌ای ترک‌تبار در غرب چین بودند و زبان و فرهنگ ترکی را نیز در طول قرن سیزدهم اعتلا بخشیدند، ضدقهرمان ایرانی، افراسیاب، را جد خود می‌دانستند. سلسله‌ها و امپراتوری های منطقه، صرف‌نظر از تفاوتی که با ایران و (توران) داشتند، نتوانستند از قدرت خدای‌نامه و بعد ها شاهنامه که درصدد توصیف گذشته‌ی ایرانشهر بود، رهایی یابند. هنگامی که قراخانیان سنت فکری توران افسانه‌ای را پذیرفتند، همه‌ی کسانی که ساکن آن منطقه بودند، از غرب چین تا بین النهرین، سنّت آنان را پذیرا شدند و خود را با این تاریخ تطبیق دادند. 📚تورج دریایی، پادشاهان، جادوگران و کودکان، ترجمه‌ی شبنم بهمن پور، ص ۷۴، ۷۵، ۷۶. #ایرانشهر #ساسانیان #طاهریان #صفاریان #زیاریان #باوندیان #غزنویان #قراخانیان #توران @Institute_vohman

  • واژه گان بسیاری در زبان فارسی هستند که امروزه ديگر به کار نمی روند. اما هستند و بسیار هم زیبا هستند و در قديم هم بودند و درمتون قديمی جايگاه ويژه ی خود را داشتند. ای کاش در فرهنگستان ها سطح مطالعه بالاتر برود و به جای «واژه سازی»، « واژه يابی» رايج شود، آن وقت گنجينه هايی از واژه گان اصيل فارسی کشف خواهد شد که خيلی از اين کلماتی که ساخته می شود، خوش طنين ترند. برای نمونه به چندی از آنها و شاهدشان در شعر و نثر قديم اشاره می شود تا خودتان داوری بفرمایید و ببینيد آنکه فراموش شده زيباتر است يا آنکه امروزه استفاده می کنيم: ره نامه = نقشه ی جغرافيا ز خاقان بپرسيد کاين شهر کيست به «ره نامه »در، نام اين شهر چيست ؟ (نظامی) گرمابه زدن = حمام رفتن گرمابه زد و لباس پوشيد آرام گرفت و باده نوشيد (نظامی) خموشانه = حق السکوت خواجه امير را «خموشانه »داد و زبان گويای او را ساکت کرد. (تاريخ اولجايتو) صد دگر به «خموشانه »می دهم رشوت نه بهر من ، ز برای خدای را زنهار ( انوری) پُرسه = تعزيت وارث ديگر ندارم ای محبت پيشگان چون بميرم پُرسه ی پروانه و بلبل کنيد (سالک يزدی) خشک بند= پانسمان جراحان را حاضر گردانيد تا جراحات را «خشک بند» کردند.(تاريخ ابن بی بی) شب خانه = آسايشگاه فقرا در شب .جايی که بزرگان و شاهان برای تنگدستان می ساختند تا شب را در آنجا به سر برند بنا کرد و نان داد و لشکر نواخت شب از بهر درويش «شب خانه» ساخت ( سعدی ) زاد = سن و سال مردی جوان و «زاد»ش، زير چهل وليکن سنگين چو سنگ پيری،ديرينه و معمر ( فرخی ) دوده = آل، تبار همه مرز ايران پر از دشمن است به هر «دوده» ای ماتم و شيون است ( فردوسی) آژير = آگاه ، هوشيار سپه را نگهدار و «آژير »باش شب و روز با ترکش و تير باش ( فردوسی) آسمانه = سقف اتاق تا همی آسمان توانی ديد آسمان بين و «آسمانه» مبين ( عماره ) بريزيدن = ريزريز شدن ، متلاشی شدن آن مردگان در آن چهار ديوار بماندند ساليان بسيار و جمله «بريزيدند» و خاک شدند. (ترجمه ی تفسير طبری) جنابه = همزاد، دو قلو،دو کودک که به يک بار از مادر زاده شوند دو قلو واژه ای ترکی است و مرکب از دوق / دوغ / دُغ ) به معنای زادن و ( لو ) که علامت نسبت در ترکی است . جای تأسف بسيار است که حتا رسانه های گروهی گسترده و معتبر امروز هم به اشتباه کلمه ی (دو) را عدد فارسی (2) می پندارند و بر اساس آن واژگان سه قلو ، چهار قلو ، پنج قلو و ... را هم می سازند ! قصه چه کنم که در ره عشق با محنت و غم «جنابه» زاديم (سنايی) «پیرایه یغمایی» 𝕏 👉 @Xlinguistics

  • اسم شخصیت رمان جدید موراکامی Kaho است. مترجم در ضبط فارسی آن را با ح نوشته. تمهیدی خوب و هوشمندانه. «Erfan Mojib» 𝕏 👉 @Xlinguistics

  • همتایان عزیزم دلخور نشن؛ مترجم در فرانسه به هیچ‌جای هیچ‌کی نیست. اونقدر مغفول و مهجور و در سایه است که اسمش حتی روی جلد نمیاد. برای نمونه این کتاب در زمینه بچه‌داری‌. شما از یک فرانسوی اهل کتاب بپرس مترجم داستایفسکی یا کارهای روس در فرانسه کیه، اگه دونست. «مادام الملوک» 𝕏 👉 @Xlinguistics

  • مقاله تحول نام‌گذاری در میان مسلمانان تا نیمه قرن سوم هجری احمد هاتف المفرجی نشریه تاریخ اسلام - سال 1402

  • без подписи

  • «بررسی گونه‌های زبانی در استان آذربایجان غربی با روش فاصله‌سنجی گویشی»، هیوا اسدپور، زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، شماره ۱، شهریور ۱۳۹۱، ص ۱۷۳-۲۰۲.

Bahman zandi زبان شناسی اجتماعی — tgindex