- Последний пост
- 4 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 33
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 43
- 1/48двое суток
- 49
- 1/72трое суток
- 53
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
💟 امر زیبا را با سلیقه نتوان سنجید. امر زیبا، پیشتر از آنکه به محکِ سلیقه برسد، خود بردبار است و غنی. و غنا را با دل باید جستجو کرد. سلیقه، میوهٔ تربیت عقل است؛ #از_عشق_و_اهریمنان #سمت_پنهان_ماه
☯ امروز، بیش از تمام لحظاتی که تاکنون زیستهام، از خودم ترسیدم. از آن رگههای براق خشم و تحمیل که روی ناخنهایم نقش بسته بود. از آن هیمهء گداختهای که از گودالی حوالی حنجرهام برمیخواست، بینیاز از هر ملاحظهای، میخزید و به دستهایم میرسید و شعله میکشید. شعلهای مهار نشدنی. برآمده از هیچچیز. و در پیِ هیچچیز. امروز، هجومِ نتوانستن بود. تلاقیِ ترس و عصیان بود. شکوهِ انسان بودن بود: به جستجوی خویشتن برخاستم؛ #برزخ_های_کوچک #سمت_پنهان_ماه
خواننده: پرستو احمدی موسیقی و تنظیم: رامین دارستانی ترانه: میثم یوسفی میکس و مستر: مهیار رحیمی عکس: سعید برزی
اگه بال داشته باشه؛ #سمت_آفتابگردان_ها #تو_که_چشمانت_برکت_این_سرزمین_است @ItBeatsQuiet
عشق، کاریست که موقوفِ هدایت باشد؛ #حافظ #رازهای_تاریک_جهان
🤍🕊️🍀 جنازه ام زیر چکمههای شما نمیماند برمیخیزد: ستاره ای میشوم، خورشید، ماه، با باران میبارم و .... جهان از گلهای کوچکم سرشار میشود؛ #ناظم_حکمت #زیبایی_های_جهان 👑 #چارپرترین_شبدر
🌌 ♪ میانِ آفتابهای همیشه زیباییِ تو لنگریست - نگاهت، شکستِ ستمگریست - و چشمانت با من گفتند که فردا روزِ دیگریست؛ #احمد_شاملو #سمت_آفتابگردان_ها
🦋☯ از قانونهای دنیا اینه که: گاهیوقتا یه دسته پروانههای رنگارنگ رو پَر میده بیان دور و برت بال بزنن، و ریز و درشت اتفاقهایی رو رقم بزنن. توالی اون اتفاقها -چه در وهلهء اول نظرتون رو جلب کنن یا نه- نهایتا به شاخه گلی میرسه با رایحهای خوش. اون گل برای شماست: اگر با جادوی بال زدن پروانهها همراه بشید؛ #برزخ_های_کوچک #مرا_تو_بی_سببی_نیستی
🌳💌 گفت: فکر میکنی آخرین باری که یه نفر این درخت رو فقط بهخاطر حس درخت بودنش لمس کرده، کِی بوده؟!؛ #دلچسبیده_ها #زیبایی_های_جهان
شکوهمند، شاید هر آن چیزیست که به عشق و وطن و زیبایی، همزمان آمیخته باشد. آخر مگر دیگر چه چیزهایی در جهان وجود دارند، که از این سه مهمتر باشند؟؛ پ.ن. آهسته زیر لب گفت: موسیقی. گفتم: موسیقی، عشق و وطن و زیباییست، یکجا. #از_دوست_رسیده @itbeatsquiet
🌻🦋 یکی پریست، گُریزندهپای... و میترسم به یک اشاره، کنم آدمیگُریزتَرَش؛ شبی بود که شب نبود. غربت بود. شبِ گریز و ترسِ سقوط و وهمِ جدال بود. شب نبود. هوهوی بادِ وحشی میاومد. موسیقی پخش میشد. زمزمهوار، ولی رَسا: سقوط من، در خودمه...! چشمهاش رو میبست و بیدار میشد. چشمهاش رو باز میکرد و صدا میزد. دستش رو میگرفت. صداش نمیرسید. دستش نمیرسید. گلبرگ آبی رنگ، توی هوا معلق بود؛ #برزخ_های_کوچک #خواب_مرا_بست_باز_دلبر_بیدار_من
🫀🌦 به هرکی بگی: «شده قلبت یه جای دیگه دور از تو بزنه؟» چشماش قلب قلبی میشه و احتمالا میگه آره. ولی بگی: «شده قلبت همهجای دنیا بزنه؟ دقیقاً و تماماً همهجا!؟» خب احتمالا چپ چپ نگاهت میکنه میگه یارو دیوونهس. وسعت وجود شاید اسمش باشه. یا نمیدونم چی. مای هارت ایز بیگ. بات ایت بیتز کوایت. این جمله بزرگترین آرزوی منه؛ My heart is big, but @ItBeatsQuiet #زان_که_در_حبل_المتین_پیوسته_ام
توجه❗ توجه❗ قابل توجه تمامی دوستان علیالخصوص جناب سوخ! به ریاکشنهای موجود در بخش کامنتها، بسیار افزودیم. لکن زینپس تأییدکنندگان از مزایای بیشتری در این کانال بهره خواهند برد. و نهنگکنندگان و خندهکنندگان همانا در خسرانند؛ :پلک پلک متبختر
موسیقی نواخته میشد، و گیاه در چشمان وسیعِ تو جوانه میزد. چشمانت که سرسبزیِ جنگل بود. چشمانت که نمِ باران بود. چشمانت که گردنهء حیران بود و من که مسافر جادههای پر از مهِ شمال غربیات بودم! شعر داشت جان میکند و سینه فراخ میشد و موسیقی، حماسه میساخت. --- قطعهء «وسعت سبز» آلبوم: مرداب (۱۳۷۷) ترانهسرا: سهیل محمودی آهنگسازی و تنظیم: #شادمهر_عقیلی خواننده: #حمید_غلامعلی --- همنسلهای من صدای حمید غلامعلی رو اغلب با تیتراژ برنامهء یکی بود یکی نبود (آقای حکایتی) به خاطر میارن. از این خوانندهء بسیار پر کار، قطعات زیادی مثل «غریبانه»، «مادر»، «ایران من» و... ماندگار شده. قطعهء «وسعت سبز»، با اجرای ایشون و آهنگسازی بسیار درخشان شادمهر عقیلی، از شنیدنیترینهاست. حیفم اومد با این خاطرهبازی همراهتون نکنم؛ #بشنویم @itbeatsquiet
از کران تا به کران، لشکر ظُلم است ولی از اَزَل تا به اَبَد، فرصتِ درویشان است
♪ 🍂 .... یک فصل زرد میگذارم کف دستت، که راه گم نکنی. که بدانی اگر یک شب هم آمدی و خانه نبودم، مسیر سفر را توی تقویم برایت علامت زدهام. روزها را یکی یکی به سمت من بیا. حوالی هرچه روز تعطیل بارانی که رسیدی، کفشهایت را در بیاور و پابرهنه برقص! موسیقیاش را من میبارم؛ #دلچسبیده_ها #بشنویم @itbeatsquiet
https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM1587227 اون حرفی که تا حالا به کسی نزدی رو برام بنویس؛
مگْذار که با غیرِ تواَم کار افتد .:حزین لاهیجی:.
📜 حرفی از تازگی بزن! از مهر از رُجحان رازِ گشودنِ «قفلهای هنوز زنگزده از عصر آتش» را، با من بگو بگذار تا آخرین قطرهء اشکِ روشنت، بر انگشتانم بچکد. بگذار تا نجاتم دهد از بیابان از بیآبان از آبان... و از خیلِ مردمان سر بر آستین فرو برده، رهاییام بخشد. میخواستم جوانه بزنم. ریشههایم را در روزنههای روزمرهء خاکی، منتشر کنم. شکوفههای «تو» را برویانم بر تنم و ساقههای سبزِ بیستیزِ «او» را بارور کنم. ای که ساقِ پاهایت، زخم برداشته از تشویشهای آلوده به جنایات! ای نشسته بر بالِ ابر، و سایه انداخته بر سیطرهء پوچِ بیهیچان! بگذار تا آخرین قطرهء اشکهای روشنت، بر انگشتانم بچکد؛ #مناجات #از_عشق_و_اهریمنان #وقت_باریدنه
🌻 شهریورِ دلپذیر و زیبـای مـن با تمام ظرافتهاش داره تموم میشه. وقتشه به هم مهر بورزید تا شاید بتونید درشتیهای دنیا رو تاب بیارید؛ #زیبایی_های_جهان