- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
جهل، تکبر و خودبزرگبینی، جامعه را از عقل، آزادی و کرامت تهی میکند و زمینهساز ظهور استبداد و نظامهای توتالیتر میشود. فرعون (نماد یک سیستم توتالیتر) نیز در جامعهای ظهور کرد که خودبرتربینی و سرکشی در آن ریشه دوانده بود، چنانکه قرآن میگوید: «وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ» «آنان مردمی برتریجو و سرکش بودند.» در چنین بستری، فرعون به جایی رسید که گفت: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ» «من پروردگار برتر شما هستم.» راه نجات ایران نیز تنها در تغییر حاکمان خلاصه نمیشود، بلکه در مبارزه با این بیماریِ جهل، تکبر، خودبزرگبینی و پذیرش استبداد، و عبور آگاهانه از آن نهفته است. جامعهای که آگاه، پرسشگر و نقدپذیر باشد، دیگر بهسادگی بندگی هیچ قدرتی را نمیپذیرد. https://t.me/Fardin_Bassami
ادامه ی صفحه ی اول بنابراین هرگونه سخن تحقیرآمیز درباره ی یکی از رهبران اهل سنت ، همانگونه که شما توهین به یکی از مراجع را تحمل نمی کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست وجز عذر خواهی رسمی وعدم تکرار به هیچ وجه پذیرفته نمی شود.، بهویژه هنگامی که این اهانت ها با مسائل قومی و مذهبی همراه شود، که بهرطور حساسیت و ناراحتی مردم را افزایش می دهد. اختلاف نظر سیاسی یا مذهبی حق هر فرد و جریانی است؛ اما اختلاف نظر نباید به توهین، تحقیر و تحریک احساسات مذهبی و قومی تبدیل شود. اگر درباره عملکرد یا سخنان یک شخصیت مذهبی و سیاسی انتقادی وجود دارد، این انتقاد باید با منطق، سند و ادبیات محترمانه بیان شود. بلوچستان بیش از هر چیز به آرامش، عدالت و احترام متقابل نیاز دارد. مردم این منطقه سالهاست مطالبات مختلفی در زمینه حقوق شهروندی، توسعه، اشتغال، آزادیهای مذهبی و رفع تبعیض مطرح میکنند. در چنین شرایطی، ادبیات تند و توهینآمیز از سوی شخصی که خودش را نماینده عالی ترین مقام جمهوری اسلامی می داند نه تنها فاصله میان مردم و مسئولان را بیشتر میکند بلکه موجب شکاف بیشتر ونارضایتی عمیق وبی اعتمادی گسترده می گردد. اگر مسئولان کشور واقعاً به دنبال وحدت وتغییر رویه های تبعیض آمیز گذشته هستند، نخستین گام، احترام به شخصیتها و باورهای مذهبی اهل سنت وبلوچ هاست. وحدت همانگونه که از اول تا به امروز نشان داده شده با شعار ساخته نمیشود؛ وحدت وهمدلی زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند هویت، مذهب، کرامت و سخنان آنان مورد احترام است. انتقاد از مولانا عبدالحمید، مانند انتقاد از هر شخصیت دیگری، میتواند مطرح شود؛ اما توهین راه گفتوگو نیست. مردم بلوچستان شایسته شنیدهشدن و احتراماند، نه اینکه اختلافات سیاسی و مذهبی بهانهای برای تحقیر آنان شود. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است همه طرفها از ادبیات تحریکآمیز فاصله بگیرند و اجازه ندهند اختلافات، جامعه شیعه و سنی و مردم بلوچ را مقابل یکدیگر قرار دهد. احترام متقابل، عدالت و گفتوگو، راه جلوگیری از افزایش شکافها و تنشهاست. بنابراین به آقای محامی توصیه می کنم که با یک عذرخواهی رسمی از مقام مولانا عبدالحمید ومردم شریف بلوچستان، به عنوان کسی که مدعی نمایندگی رهبری است دیدگانش را بشوید واز بالای تفتان به خلیج فارس بنگرد وبداند پیام دین پیام اعتلای انسانیت وزلال نمودن دل ها ورشد وشخصیت بخشیدن است ،نه اینکه خودرا در دام خرافات وروایات جعلی انداختن وبه کرامت انسان های بنده ی خدا به بهانه ی هم کیش نبودن، توهین کردن و تبعیض روا داشتن باشد. دل نگه دارید ای بی حاصلان درحضور حضرت صاحب دلان جلال جلالی زاده @drjalalizadeh60
چرا باید به صدای مردم بلوچستان واهل سنت ایران احترام گذاشت؟ در روزهای اخیر، سخنان و اظهاراتی منتسب به مصطفی محامی، نماینده ولیفقیه در سیستان و بلوچستان، درباره مولانا عبدالحمید و ملت بلوچ در فضای مجازی منتشر شده است که مایه شرم گوینده وموجب تعجب فعالان سیاسی ومدنی و با واکنش و نارضایتی بخشهایی زیادی از علما ،کنشگران سیاسی وسرداران بلوچ وکلا قاطبه ی اقوام ومذاهب ایرانی واقشار مختلف از هموطنان ایرانی روبهرو شده است. مولانا عبدالحمید برای اکثریت اهلسنت ایران واهالی بلوچستان یک شخصیت مذهبی و اجتماعی شناختهشده است.که سال هاست یک تنه واز پشت تریبون نماز جمعه از حقوق اقشار مختلف اعم از زندانیان سیاسی واقلیت ها ی دینی وغیر دینی دفاع می کند .شخصیتی که با متانت ودرایت فوق العاده ی خویش توانسته امنیت بخش زیادی از مناطق شمالشرق ایران را حفظ کند ،شخصیتی که نه تنها در داخل ایران ،بلکه در خارج ازایران ودرمیان کشورهای اسلامی از طالبان افغانستان گرفته تا خوارج عمان واز احناف ترکیه گرفته تا شوافع سومالی واز صوفی های چچن گرفته تا جماعت تبلیغ پاکستان ازاحترام ونفوذ زیادی برخوردار است ،نه تنها در میان اهل سنت ،به قول یکی از علمای بزرگ قم که می گفت :اگر مولوی عبدالحمید در تهران نماز جمعه بخواند شش هفت ملیون پشت سر ایشان نماز می خوانند .حالا شخصیتی با این مقام وجایگاه ومحبوبیت مردمی وبنده خاص خدا که تا کنون نقشه ها وتوطئه های زیادی برای بی حیثیت کردنش کشیده شده ،اما به یمن تعبد وتدین واخلاص وسادگیش همه نقش بر آب شده اند ،شخصی که خودرا نماینده ی رهبری می داند ،در حالت عصبانیت وبی درایتی وعدم درایت سیاسی ومذهبی ودر نظر نگرفتن وضعیت آشفته ی منطقه خاورمیانه به ویژه منطقه حساس بلوچستان که هر روز پیمان های جدیدی بسته می شود وهمه ی این پیمان ها اهداف اصلیشان ایران است،در یک تریبون رسمی ودر استانی که اکثریت آن اهل سنت وایشان به طور گستاخانه اتهاماتی را متوجه شخصیت محبوب ومردمی آنان بنماید ،به راستی بسیار زشت و ناپسند است . چون از گذشته گفته اند : بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد این گستاخی ها در حق یک عالمی که از اول انقلاب درکنار مولانا عبدالعزیز وشهید مولوی عبدالملک در رهبری جریانات مذهبی وملی بلوچستان نقش مثبت داشته وهمیشه تلاش نموده تا با شیوههای مدنی وهزینه شخصیتی قانون وعدالت حاکم شود نه تنها نادانی و بیادبی تریبون داران بی مسئولیت را نشان می دهد، بلکه حکایت از زخم عمیقی میکند که سال هاست بر پیکر بلوچستان التیام نیافته است وآن زخم تبعیض وبی عدالتی است.یک مهمان تحمیلی در صداو سیمای میلی به مردمانی که مهمان آنان است تهمت بزند ،اما صاحب خانه از داشتن تریبون محروم باشد تا از خود دفاع کند. گویا تازگی رسم شده که هرکس خودرا صاحب قدرت حکومتی بداند ،هرچه را بخواهد به دیگران انتساب دهد و طعن در اسلام و ایمان دیگران بزند وسخنان خلاف اخلاق وواقع درباره ی آنان بزند. کاش محامی رسم مهمان بودن را رعایت می کرد ومی دانست که اگر عدالتی در حکومت علوی حکم فرما می بود ،آن جایگاه مربوط به ایشان نبود چون حداقل دواستان سنی نشین کوردستان و بلوچستان می بایست نماینده ی رهبری از همین مردم انتخاب می شد تا پل ارتباطی در بین مردم ورهبری باشد وبه آسانی مطالبات ومشکلات مردم را به سمع ونظر اوبرساند. من یک بار به رهبر قبلی گفتم و پیشنهاد دادم که نمایندگانت را ازمیان علمای اهل سنت انتخاب کن تا حقائق را به شما بگویند.اما متأسفانه عملکرد بعضی از این نمایندگان در راستای وحدت ومصالح مردم ونظام نیست. که نمونه ی آن سخنان اخیر محامی است ،راستی آقای محامی اگر علما امر به معروف نکنند واگر مشکلات را بازگو نکنند چکار کنند؟ آیا شما از وجود امنیت ناراحتید؟ شما خودتان را جای خانواده ی آن فرد ربوده شده قرارده ویا جای آن بلوچ بیکار فقیری که مجبوراست برای تأمین مخارج خانواده اش در دام مافیای مواد مخدر بیفتد .راستی این قرائتی که شما از اسلام دارید پس از چهل وهشت سال برای بلوچ ها چی آورده است ؟ به نسبت جمعیتشان چه جایگاهی در منطقه ی خودشان دادند؟ چرا نباید یک بار صدای اذان اهل سنت در شبکه هامون پخش شود؟ چرا یک بار خطبه های مولانا عبدالحمید در صداوسیما پخش نشود ؟ راستی این عدالت است؟ اگر شما خودتان را با مولانا عبدالحمید مقایسه می کنید ،اشتباه می کنید ،چون شما درآن استان بیگانه اید وایشان ریشه درخاک دارد واز سوی دیگر محبوبیت ایشان نه به خاطر ریش وعمامه وحوزوی بودنش است ،بلکه آنچه که موجب محبوبیت ایشان شده اخلاص ودفاع از حق مردم است هرچند با مخالفت شما به جایی نمی رسد . همین فاجعه ی کشتار نمازگزاران مصلای زاهدان را چند بار محکوم کردید ،در حالی که جنابعالی نماینده ی رهبری واشراف کامل بر همه ی قضايا دارید. ادامه در صفحه ی بعدی
بسمالله الرحمن الرحیم بیانیه شورای ملی اهلسنت درباره اهانت به مولانا عبدالحمید و تشدید فشارها بر اهلسنت ایران شورای ملی اهلسنت با محکومکردن اظهارات توهینآمیز، اتهامزنیها و فضایسازیهای اخیر علیه شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان،…
без подписи
بسمالله الرحمن الرحیم بیانیه شورای ملی اهلسنت درباره اهانت به مولانا عبدالحمید و تشدید فشارها بر اهلسنت ایران شورای ملی اهلسنت با محکومکردن اظهارات توهینآمیز، اتهامزنیها و فضایسازیهای اخیر علیه شیخالاسلام مولانا عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان، اعلام میدارد که تعرض به جایگاه ایشان، تعرض به احساسات میلیونها ایرانی اهلسنت و همه کسانی است که برای کرامت انسان، عدالت، آزادی و همزیستی مذهبی ارزش قائلاند. مولانا عبدالحمید تنها یک عالم دینی یا امامجمعه محلی نیست؛ او شخصیتی ملی، صدایی شناختهشده در دفاع از حقوق شهروندی و نمادی از اعتدال، گفتوگو و همبستگی در ایران است. جایگاه ایشان از مرزهای قومی و مذهبی فراتر رفته و مواضع او درباره رفع تبعیض، آزادیهای مدنی، عدالت و حقوق همه مردم ایران، برای بسیاری از شهروندان از گروهها و مناطق مختلف قابلتوجه بوده است. instagram | telegram | X (Twitter) | Facebook | Youtube
حمله به مولانا عبدالحمید پیامی به زبان بلوچی از طرف جناب آقای استاد عبدالرئوف ملازهی دبیرکل شورای ملی اهل سنت ایران
کوردی -فارسی هێرش بۆ سەر مەولەوی عەبدولحەمید... گفتوگوی با جناب استاد عبدالرئوف ملازهی دبیرکل شورای ملی اهل سنت ایران بعد از حمله به مولانا عبدالحمید https://www.youtube.com/live/qygr7cwReHc?is=3nL9vgFIl-K-FEEM
بیانیه رئیس شورای علمای اهل سنت شهرستان تایباد مولانا سیدمحمد فاضلی موحد در محکومیت اهانت و هجمه های ناروا علیه شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید «حفظه الله» متن بیانیه ایشان بدین شرح است: بسمالله الرحمن الرحیم در پی برخی اظهارات و تلاشها برای تخریب جایگاه علمی، اجتماعی و سیاسی شیخالاسلام مولانا عبدالحمید حفظهالله، لازم میدانم صریح و روشن اعلام کنم که چنین رویکردهایی نه با انصاف سازگار است و نه با شرایط حساس امروز کشور. مولانا عبدالحمید حفظهالله شخصیتی شناختهشده و اثرگذار در جامعه ایران است و احترام به ایشان تنها به اهلسنت محدود نمیشود؛ بلکه بسیاری از برادران و خواهران شیعه نیز برای شخصیت علمی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی ایشان احترام قائلاند. آگاه نبودن به جایگاه رفیع ایشان در میان جامعه ایرانی، خود یک جهل و نادانی محسوب میشود. نمیتوان واقعیت سیاسی و اجتماعی و جایگاه این شخصیت بزرگ را نادیده گرفت و سپس بر اساس برداشتهای ناقص درباره ایشان قضاوت کرد. در خصوص نسبت دادن عنوان «وهابیت» نیز باید صریح گفت: وهابیت به عنوان یک مذهب مستقل و رسمی در میان مذاهب اسلامی هیچ وجود خارجی ندارد و استفاده از این دسیسه انگلیسی در طول تاریخ برای تخریب علمای حقانی، و در بسیاری موارد صرفا حربهای برای فرار از نقد و گفتوگوی علمی است. اگر کسی با سخنان مولانا عبدالحمید مخالف است، باید با دلیل و منطق پاسخ دهد، نه با برچسب و اتهام. شرایط کنونی کشور بیش از هر زمان دیگری به وحدت، آرامش، همدلی و گفتوگو نیاز دارد. امروز زمان دامن زدن به اختلافات مذهبی و ایجاد فاصله میان مردم نیست؛ بلکه همه دلسوزان کشور، بهویژه مسئولان، نهادها، علما و صاحبان تریبون، باید در جهت کاهش تنشها و تقویت وحدت و همبستگی جامعه حرکت کنند. همچنین تأکید میکنم که نگاه مولانا عبدالحمید نسبت به اقشار و طیفهای مختلف جامعه ایران، نگاهی اصلاحی، خیرخواهانه و محترمانه است، نه تکفیری. نقد یک رفتار یا سیاست و دعوت به اصلاح، هرگز به معنای تکفیر افراد و گروهها نیست و نباید سخنان ایشان را با چنین برداشتهایی تحریف کرد. اینجانب ضمن احترام به همه مذاهب و اقشار ملت ایران، حمایت صریح خود را از جایگاه علمی، دینی، سیاسی و اجتماعی شیخالاسلام مولانا عبدالحمید حفظهالله اعلام میکنم و تأکید دارم که اختلاف نظر باید با علم، منطق و ادب دنبال شود، نه با تخریب شخصیت، اهانت و اتهام. (مولانا) سیدمحمد فاضلی موحد رئیس شورای علمای اهلسنت شهرستان تایباد هجدهم مرداد ماه ۱۴۰۵ t.me/MolanaFazeli
پیشنهادهای اینجانب برای پیشرفت و احقاق حقوق ملت بلوچ: با احترام، پیشنهادهای اینجانب برای پیشرفت، توسعه و احقاق حقوق ملت بلوچ به شرح زیر است: ۱. بهرسمیت شناختن ملت بلوچ و حقوق آن ۲. ایجاد نظام فدرال و خودگردانی منطقهای ۳. مشارکت واقعی بلوچها در قدرت سیاسی ۴. برنامه هدفمند برای رفع تبعیض و نابرابری ۵. آموزش به زبان مادری ۶. آزادی مذهبی و تضمین حقوق اهل سنت ۷. حفظ و تقویت زبان و فرهنگ بلوچی ۸. توسعه اقتصادی و رفع محرومیت بلوچستان ۹. مدیریت محلی منابع طبیعی ۱۰. تقویت آموزش عالی و اشتغال جوانان ۱۱. مشارکت برابر زنان در جامعه و سیاست ۱۲. تقویت نهادهای مدنی و سیاسی بلوچ ۱۳. تأمین امنیت همراه با حفظ حقوق مردم ۱۴. اتحاد و همبستگی ملت بلوچ ۱۵. پیگیری حقوق از راههای مدنی و سیاسی https://t.me/Fardin_Bassami
اگر بلوچستان بخشی از جغرافیای ایران است، چرا هویت و حقوق ملت بلوچ همچنان با تبعیض و سرکوب مواجه است؟ چرا هویت انسانی، ملی و مذهبی بلوچ هدف سیاستهای حذف و یکسانسازی قرار گرفته است؟ چرا دهههاست سیاستهای همسانسازی و آسیمیلاسیون، به جای پذیرش تکثر هویتی، بر جامعه بلوچ تحمیل میشود؟ و پرسش بنیادیتر: چگونه میتوان ایران را از استبداد و فاشیسم نجات داد و کشوری ساخت که در آن هیچ ملت و هویتی برای بقا، مجبور به انکار خویش نباشد؟ آیا ایرانِ آزاد و برابر، بدون بهرسمیتشناختن حقوق برابر همه ملتها، از جمله ملت بلوچ، اساساً ممکن است؟ https://youtu.be/ooKldmv7AcE?is=RbGtF07aJCHmpZjX
ایران آینده باید بر پایه عدالت، آزادی و برابری بنا شود، کشوری که در آن هیچ شهروندی به دلیل قومیت، مذهب، زبان یا عقیده از حقوق برابر محروم نباشد. آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، بهویژه زندانیان جامعه اهلسنت، گامی ضروری برای تحقق عدالت، آشتی ملی و احترام به کرامت انسانی است. تنها با تضمین حقوق برابر همه ملتها و مذاهب میتوان ایرانی آزاد، متحد و دموکراتیک ساخت. #شورای_ملی_اهل_سنت #اهواز instagram | telegram | X (Twitter) | Facebook | Youtube
ایران آینده باید بر پایه عدالت، آزادی و برابری بنا شود، کشوری که در آن هیچ شهروندی به دلیل قومیت، مذهب، زبان یا عقیده از حقوق برابر محروم نباشد. آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، بهویژه زندانیان جامعه اهلسنت، گامی ضروری برای تحقق عدالت، آشتی ملی و احترام به کرامت انسانی است. تنها با تضمین حقوق برابر همه ملتها و مذاهب میتوان ایرانی آزاد، متحد و دموکراتیک ساخت. https://www.youtube.com/live/46dz7e5tCGM?is=Wze50QakVBsdfZ7Q
پس از حدود دو ماه در زندان ويژه روحانيت در تهران توانستند او را ملاقات كنند، از آن پس ملاقات تقريبا هر ماه 3 الي 4 بار صورت ميگرفت، منظور مقامات زندان از ملاقاتها اين بود كه شايد خانواده اش او را راضي كنند كه از اعتقاداتش برگردد، چون علت زنداني بودنش فقط روي گرداني از مذهب شيعه بود، و عوامل حكومت ايران معتقد بودند چون دكتر بمذهب اهل سنت گرويده و پيروي و متابعت رسول الله را پذيرفته از دايره دين بزعم خودشان خارج و كافر و مرتد گشته، ولي او كه مدتها حلاوت دينداري و ايمان را چشيده و بارها آية كريمة( إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا ولاتحزنوا و أبشروا بالجنة التي كنتم توعدون) را تلاوت و در قلبش جاي گرفته بود، حاضر نبود بهيچ عنوان ايمان خود را فروخته و يا حتي بظاهر از آن عدول نمايد و يا بقول شيعه دروغ بگويد و تقيه نمايد، خانواده اش نيز باين امر راضي نبودند، اين پايداري و استقامت راسخ او باعث شد كه مدت نه (9) ماه زنداني و انواع شكنجه ها را متحمل شود، سرانجام سحرگاه يكشنبه يازدهم مرداد ماه 1371هـ.ش. برابر با دوم صفر 1413هـ . ش. بدرجه رفيع شهادت نايل آمد. https://t.me/maktab_quran_kurdestan
مختصری از زندگینامه شهید دکتر علی مظفریان(رح) الحمدلله رب العالمين و الصلاة و السلام علي اشرف الأنبياء و المرسلين سيدنا محمد و علي آله و صحبه و من تبعهم باحسان إلی يوم الدين. ( و لاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء و لكن لاتشعرون). شهيد دكتر مظفريان در اسفند ماه سال 1325هـ.ش. در شهر كازرون( تقريبا 250 كيلومتري شمال شرقي شيراز) در خانواده اي كه پايبند به اصول و معتقدات شيعه بودند پا به عرصه وجود گذاشت، پدرش مردي متين و موقر و كارمند يكي از ادارات دولتي بود كه با همت همسرش و توكل بر خدا بخوبي از عهدة تربيت فرزندانشان برآمدند تا آنجائيكه اكثر آنان از جمله علي بدانشگاه راه يافتند، (علي) دانشجواي دانشگاه شيراز ( دانشكده پزشكي) بود و اين مصادف با حكومت شاهنشاهي در ايران بود كه سعي ميشد مذهب به فراموشي سپرده شود، در آن دروان اختناق( علي) در دانشگاه با كمك عده اي از دوستانش انحمن مذهبي تشكيل دادند و بهمين سبب طي چند نوبت جمعا حدود يكسال زنداني شد، در اين انجمن مذهبي بود كه در اثر بحث و مجادله با دوستانش نسبت به صحت و حقانيت مذهب شعيه دچار ترديد شد و با حالت قهر انجمن را ترك كرده و بمحضر اساتيد و بزرگان مذهبي در شيراز رفت و در آنجا نيز چيزي قانع كننده نيافت و اين موضوع باعث شد كه شك و ترديدش به يقين تبديل شود، او كه تا اين موقع فكر ميكرد اسلام فقط شيعه است وبا اصول و عقايدش بزرگ شده وخو گرفته و برايش تبليع كرده بود اكنون آنرا با طبع اسلام خواهي و روح خدا جويش مطابق نميديد و اين موضوع بر احساس و روانش بسيار سنگيني ميكرد تا اينكه در سال 1351هـ.ش. با عنوان دكتر از دانشگاه فارغ التحصيل شده و طبق مقررات بايد مدت سه(3) سال در مناطق محروم و دور از مركز خدمت نمايد، براي اين منظور به بندرلنگه رفت شهري كه اكثريت جمعيت آن اهل سنت هستند با مساجد متعدد و مدرسه علوم ديني در آنجا بود كه صداي اذان پنج وقت از مناره هاي مساجد توجهش را جلب مينمود و اين برايش غير عادي و جديد بود و باعث شد كه بسوي آن كشيده شود، در نتيجه بحث و گفتگو با علماي اهل سنت آنجا بود كه احساس كرد به اسلام راستين محمدي نزديك ميشود پس از مدتي تحقيق و بررسي بيشتر به اين نتيجه رسيد آنچكه بدنبالش بوده يافته و بمرداش رسيده است، پس از اتمام دوده سه(3) ساله خدمت از بندر لنگه به شيراز برگشت، در آن زمان بهمت عده اي از دانشجويان پاكستاني كه در ايران بودند در يكي از سالنهاي دانكشده مهندسي شيراز نماز جمعه اهل سنت بر پا ميشد و دكتر نيز هر هفته براي نماز بدانجا ميرفت تا اينكه كم كم جماعت او را شناخته و بعنوان امام جمعه مورد قبول همگان واقع شد، اين جريان تا بعد از انقلاب ادامه داشت تا آنكه از طرف دانشگاه به بهانه هاي مختلف سعي ميشد از اقامة نماز جمعه جلوگيري شود، اين باعث شد كه جماعت بفكر مسجدي مستقل براي اهل سنت شيراز بيفتند تا اينكه با همت و تلاش دكتر و پشتوانة مالي يكي از افراد خيرانديش خانه دو طبقه اي در شيراز خريداري شد و بعنوان مسجد الحسنين اهل سنت و جماعت شيراز در ادارة اوقاف شيراز ثبت شد و وقف گرديد، پس ار تغييراتي كه در بناي اين خانه بعمل آمد دو طبقه آن تبديل به دو سالن بزرگ شد و حياط وسيع آن با سايبان پوشيده و تبديل بمسجد شد، بدين ترتيب اهل سنت شيراز پس از سالها سرگرداني صاحب مسجدي در شيراز شدند. در روز هاي جمعه سالنها و حياط آن مملو از جمعيت نماز گزار بود بخصوص در اعياد كه در اثر كثرت نماز گذاران كوچه خيابان جنب مسجد نيز براي نماز خواندن اشغال ميشد، اين تعداد جماعت نسبت به جماعت اهل تشيع شيراز بسيار زياد و چشمگير بود بخصوص كه در نماز جمعه اهل سنت تعدادي از افراد تحصيل كرده و دانشجوي اهل شيعه نيز شركت ميكردند، كه اين باعث ترس و حسادت عده اي از افراد متعصب گرديد كه پس از حدود يكسال به بهانه هاي مختلف و بيجاي اَنها منجر به تعطيل شدن مسجد گرديد كه بازهم با تلاش دكتر و ديگران مسجد باز شد، ولي بهانه ها و اشكال تراشيها همچنان ادامه داشت و از دشمني با دكتر چيزي نكاست و بارها دكتر و اعضاء هيئت امناء باداره اطلاعات احضار شدند و آنها را تحت فشار و محدوديتهاي فراوان قرار دادند. سرانجام صبح روز پازدهم آبانماه 1370هـ . ش. هنگاميكه دكتر عازم بيمارستان براي انجام عمل جراحي بود و مريضش نيز روي تخت بيمارستان در انتطار عمل جراحي بيتابي ميكرد، توسط عمال سازمان اطلاعات در جلو درب بيمارستان جلب و براي تفتيش به خانه برگردانده شد و سپس از آنجا به مكان نامعلومي بردند، خانواده اش تا مدتها پس از بازداشت هيچ اطلاعي از او نداشتند و به هر جائيكه با اين موضوع رابطه داشت مراجعه كردند ولي جوابي قانع كننده نيافتند تا اينكه 👇👇👇👇
تقویم روز --- ١١ مرداد @maktab_quran_kurdestan
🔺🔻فعال اهلسنت اهواز پس از شکنجه و محاکمه در انتظار صدور حکم بر اساس گزارش فعالان حقوق بشر، سید سهیل موسوی، فعال مذهبی اهلسنت و ساکن کوی گلستان اهواز، پس از ماهها بازداشت، شکنجه و محاکمه در دادگاه انقلاب، همچنان در انتظار صدور حکم بهسر میبرد. سید سهیل موسوی، ۳۲ ساله، فرزند احمد، متأهل و پدر دو فرزند، در تیرماه ۱۴۰۵ در منزل یکی از بستگانش در کوی مندلی اهواز توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت شد. گزارشها حاکی است که او هنگام بازداشت مورد ضربوشتم قرار گرفت و در بازداشتگاه نیز تحت شکنجههای جسمی و روانی قرار داشت. این فعال اهلسنت پس از پایان بازجوییها به زندان شیبان اهواز منتقل شد و هماکنون در این زندان محبوس است. او در شعبه ۱۲ دادگاه انقلاب اهواز بهدلیل گرایش به مذهب اهلسنت و فعالیتهای مذهبی محاکمه شده، اما تاکنون حکمی برای وی صادر نشده و وضعیت پروندهاش همچنان نامشخص است. 🆔@javanmardi77
بیانیه شورای شمسا در محکومیت موج اعدامها در ایران و حمایت از اعتصاب زندانیان قزلحصار بسمالله الرحمن الرحیم شورای شمسا با نگرانی عمیق، تداوم موج فزاینده اعدامها در کشور و اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزلحصار و دیگر زندانها را پیگیری…
без подписи
بیانیه شورای شمسا در محکومیت موج اعدامها در ایران و حمایت از اعتصاب زندانیان قزلحصار بسمالله الرحمن الرحیم شورای شمسا با نگرانی عمیق، تداوم موج فزاینده اعدامها در کشور و اعتصاب غذای زندانیان محکوم به اعدام در زندان قزلحصار و دیگر زندانها را پیگیری میکند و آن را نقض آشکار حق حیات، کرامت انسانی و اصول بنیادین عدالت میداند. در اسلام، جان انسان دارای حرمت و کرامت ذاتی است و سلب حیات، جز در موارد بسیار محدود و پس از دادرسی عادلانه و اثبات روشن جرم، نمیتواند مشروع باشد. تبدیل اعدام به ابزاری برای اداره سیاسی و امنیتی جامعه، با عدالت و مقاصد شریعت ناسازگار است. در بسیاری از پروندههای منتهی به اعدام، گزارشهایی از نبود دادرسی عادلانه، اتهامات کلی و امنیتی و اتکا به اعترافات اجباری وجود دارد. اعترافاتی که تحت فشار، تهدید یا شکنجه گرفته شده باشند، نمیتوانند مبنای سلب حیات انسان قرار گیرند. امروز صدای اعتراض علیه اعدام از درون زندانها برخاسته است. زندانیان اعتصابی با به خطر انداختن جان خود، و همچنین خانوادههای آنان با تجمع و اعتراض مسالمتآمیز، خواستار توقف چرخه اعدامها و نجات جان عزیزانشان هستند.