Jashnian🌷
Статистикаکانال رسمی jashnian - تاریخ 400 ساله لرستان فیلی و بختیاری شامل معرفی ( اسناد ۲۵۰ ساله - کتاب های مرجع تاریخی- سفرنامه های سیاحان داخلی و خارجی - روزنامه های دوره قاجاریه- معرفی مشاهیرلر- بزرگان و خوانین طوایف - نخبگان علمی)
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 68
- Всего постов
- 94
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من امام زمان را در جبهه دیدم که متاسفانه توسط عراقیها به شهادت رسید... یک جانباز جنگ ایران و عراق به نام #سید_ابوالفضل ح از زیرکوه خراسان جنوبی میگوید: بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم، این خاطره را برای اولین بار عنوان می کنم : قبل از اعزام، همیشه از حضور امام زمان در جبهه و دیدنِ او توسط رزمندگان میشنیدیم...! هنوز نوجوان و دانش آموز سوم دبیرستان بودم که پس از یک دوره کوتاه آموزش نظامی، جمعیِ تیپ ۲۱ امام رضا به جبهه اعزام شدیم، جوان و پرشور بودم. باخود میگفتم آیا میشود من هم امام زمان را در جبهه ببینم؟ در تمام مسیر برایمان روضهخوانی و مداحی میکردند تا ذهنمان برای کشتن دشمنان و شهادتِ خودمان! کاملا آماده باشد. به محض رسیدن گفتند امشب عملیات است! عملیات مسلم ابن عقیل! درست در تاریخ ۱۳۶۱/۲۵/۸ آن شب عملیات آغاز شد. بی سر و صدا از خاکریز خودی عبور کردیم اما به محض اینکه به فضای بین خاکریز خودی و عراقیها رسیدیم، توپخانه و خمپارهاندازها و تیربارهای عراقیها شدیداً ما را زیر آتش گرفتند به طوری که ظرف ۵ دقیقه نصف بچهها کشته شدند، تازه فهمیدیم عراقیها از پیش از عملیات اطلاع داشتهاند. در هیاهوی اختلاط صدای تیربار دشمن و انفجار توپ و خمپاره و فریادِ یاحسین و یازهرا، آن دسته رزمندههایی که زنده مانده بودیم عقب نشینی کردیم. ناگهان سوزش فراوانی از تمام پشتم احساس کردم. دست به پشتم کشیدم در نور انفجار توپ ها به دستم نگاه کردم. دستم پر از خون بود. آری به پُشتم چندین ترکش توپ اصابت کرده بود. از بدنم خون میرفت، اوضاع بسیار وحشتناک بود، وقتی به نزدیکی خاکریز خودی نزدیک شدیم، ناگهان فردی نورانی و تمام سفیدپوش بر اسبی سفید در حال تاخت بر روی یالِ خاکریز خودی دیدیم، از او نور میبارید طوری که در تاریکی شب این نور جلوه معنوی به لباسهای بلند سفیدش داده بود! منقلب شدم، اشک از چشمانم جاری شد. آری او امام زمان بود! یک لحظه دردهایم را فراموش کردم. ناگهان عدهای از روضه خوانها و مداحها که پیش از عملیات پشت خط نوحه میخواندند و به خط نزده بودند، از خاکریز خودی به سمت ما دویدند و گفتند امام زمان به کمکتان آمده. برگردید.... برگردید... حمله کنید... یا مهدی... یا مهدی... امام زمان با شماست ، شما بی شک پیروزید... عدهای با وجود اینکه زخمی و خونین بودند چون آنها را پیش ازین با روضهخوانی و مداحی در جو شهادت قرار داده بودند یامهدیکنان بازگشته دوباره به سوی خاکریز دشمن یا همان قتلگاه حملهور شدند! اما من در دل شب در چاله چولههای نزدیک خاکریز خودی پنهان شدم ، در حالی که در گودال کوچک پنهان شده بودم .. باوجود دردهایم غرق در تماشای وجود مقدس امام زمان بودم که نورافشان بر خاکریز خودی میتاخت، با این وجود به شدت نفسنفس میزدم و به فکر زخمها و خونی که از دست میدادم هم بودم. در همین اثنا ناگهان یک گلولهی توپ روی خاکریز و درست کنار امام زمانِ سوار بر اسب برخورد کرد! در کمال تعجب اسب سفیدِ زیبا و امام زمان نورانی به این سمت خاکریز پرت شدند! بسیار گیج شده بودم، با بدنی پر از درد به سمت ایشان دویدم تا به داد امام زمان برسم! دو سه نفر از مداحها و روضهخوانهای لشکر ۵ نصر هم از پشت خاکریز خودی به این طرف خاکریز آمده و به سمت ایشان دویدند ، اما من زودتر رسیدم! وقتی رسیدم با دیدنِ آن صحنهی عجیب شوکه شدم! آیا این صحنهای که میدیدم حقیقت داشت؟! اسبی سفید زخم خورده خونین و نیمجان بر زمین افتاده بود که به قسمت عقب زینش یک باطری خودرو محکم بسته شده بود و سیمهایی که از آن باطری به دو عدد کله چراغ موتورسیکلت که جلوی زین رو به آسمان هنوز نور میداد وصل شده بود! به سراغ سوارِ اسب رفتم تا ببینم چه کسی چنین مَکری سوار کرده؟ آری ، او شهید حاج رجبعلی آهنی ، اهل نهبندان و معاون تیپ ۲۱ امام رضا بود! متاسفانه او همان شب توسط توپخانه عراق به شهادت رسید....
видео или голосовое, без подписи
❗️ احتمال کاهش محسوس و گسترده دما در بسیاری از نقاط کشور ! الگوهای هواشناسی یک دوره کاهش دمای محسوس را برای بازه زمانی ۱۰ تا ۱۵ روز آینده رصد کرده اند که چند باری در آن تکرار شده و در مرحله نزدیک به تثبیت است . در صورت وقوع این کاهش دما ، اواخر مرداد و همچنین ابتدای شهریور ماه را با هوایی بسیار خنک در بسیاری از نقاط کشور همراه خواهیم بود. اوج این کاهش دما در نیمه شمالی کشور خواهد بود که شب های بسیار خنکی را در سرتاسر نقاط این بخش از کشور به همراه خواهد داشت . 🔵#کانال_هواشناسی_کشور
видео или голосовое, без подписи
تصاویری از تمرین امروز سرخپوشان
видео или голосовое, без подписи
#مطلب_روز کنارهگیری ناگهانی دکتر مصدق از نخست وزیری در ۲۵تیرماه ۱۳۳۱؛ چرا دکتر مصدق دست به چنین کاری زد؟ دکتر مصدق در ساعت ۸ شب بیست و پنجم تیرماه ۱۳۳۱ بدون اطلاع دوستان، همکاران، مشاوران یا وزیران کابینه استعفانامهی خود را برای شاه به کاخ سعدآباد فرستاد: پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهی چون در نتیجه تجربیاتی که در دولت سابق بدست آمده پیشرفت کار در این موقع حساس ایجاب میکند که پست وزارت جنگ را فدوی شخصاً عهدهدار شود و این کار مورد تصویب شاهانه واقع نشد البته بهتر آن است که دولت آینده را کسی تشکیل دهد که کاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منویات شاهانه را اجرا کند. با وضع فعلی ممکن نیست مبارزهای را که ملت ایران شروع کرده است پیروزمندانه خاتمه دهد. فدوی دکتر مصدق ۲۵ تیر ۱۳۳۱ خط مشی مصدق در خودداری دولت از دخالت ناروا در انتخابات بسیار به سود مخالفان تمام شد. دربار، فرماندهان ارتش و اعیان محلی ترتیبی دادند که در بسیاری استانها و مناطق روستایی، مخالفان دولت انتخاب شوند، مثلا با حمایت دربار، مهدی میراشرافی که سیاست پیشه ای بدنام بود به نمایندگی از مشکین شهر آذربایجان انتخاب شد[شهری که هیچ ارتباط و زمینه ای در آن نداشت] سید حسن امامی(امام جمعه) نیز که روحانی شاه دوستی بود نماینده شهر کردنشین و سنی مذهب مهاباد شد، شهری که هیچگاه یه آنجا سفر هم نکرده بود. تلاش شاه برای انجام تقلبات انتخاباتی در شهرستان ها تا حدی موفقیت آمیز بود. مصدق از اکثریت دائم در مجلس برخوردار نبود. مصدق در نامه ای هشدار دهنده و بی پرده به مجلس، تقلب ها و دخالت های ناروا را که در جریان انتخابات صورت گرفته بود یادآور شد، او اظهار امیدواری کرد که نمایندگان اعتبارنامه کسانی را که به ناحق به مجلس راه یافته بودند-مانند میر اشرافی، حسن امامی-رد کند. اما به رغم امید و انتظار مصدق، نمایندگان امامی را به ریاست مجلس برگزیدند. برگزیدن امامی به ریاست مجلس نشانه سرپیچی انکار ناپذیر بیش از نیمی از نمایندگان در برابر مصدق بود. ریاست امامی تنها ناشی از بهره وری او از پشتیبانی انگلیسیان و دوستداران آن نبود بلکه بیشتر حاصل تمایل شاه به تایید و هواداری از او بود. سید ضیا که از نزدیک با میراشرافی و نمایندگان مخالف دیگر همکاری می کرد از شاه خواست که از یاری حسن امامی فروگذار نکند و تصویب اعتبار نامه های دیگر مخالفان مصدق را یاری دهد. افسران میهن پرست قبلا ضمن تماس با مصدق در مورد فساد، عدم وفاداری، و خرابکاری در ارتش مطالبی به وی گزارش داده بودند. مصدق از نقش ارتش و ژاندارمری در انتخابات شهرستان ها و مناطق روستایی به خوبی باخبر بود. شاه به طور سنتی وزیر جنگ را معرفی می کردهر چند قانون اساسی چنین حقی به وی نداده بود. مصدق به عنوان نخست وزیر خواهان آن شد که وزیر جنگ را خود انتخاب کند. شاه خشمگینانه پاسخ داد:« بهتر است ابتدا او [شاه] چمدان هایش را ببندند و از کشور برود.» لحظه ای که شاه با پیشنهاد او در مورد وزارت جنگ مخالفت ورزید، مصدق هم تصمیم گرفت به استعفا گرفت و عازم ترک دربار شد. شاه که نگران بود مبادا نیروها در داخل و خارج مجلس علیه او بسیج شوند، جلو در ایستاد تا مثلا نگذارد مصدق دربار را ترک کند...دو طرف توافق کردند اگر تا ساعت۸ بعد از ظهر آن روزمصدق خبری از جانب شاه نشنود استعفایش را بفرستد. دقیقا هم همین طور شد. مصدق؛ سالهای مبارزه و مقاومت- سرهنگ غلامرضا نجاتی- جلد نخست- ص ۴۳۴ حاکمیت ملی و دشمنان آن، دکتر فخرالدین عظیمی، ص ۸۹-۹۰ مصدق و نبرد قدرت- همایون کاتوزیان، ص ۲۳۱-۲۳۳ @mohammadmosaddegh
видео или голосовое, без подписи
سلامی به زیبایی نگاه مهربونتون صبح زیباتون پرازآرامش وحس قشنگ زندگی امـیدوارم در ایـن روززیبا غرق درباران رحمت الهی شوید "سلام صبح بخیر"🌹
видео или голосовое, без подписи
جمعه 23 مرداد 1405 14 آگست 2026 1 ربیع الاول 1448
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
الهی دریای زندگیتون پراز امواج زیبای سلامتی آسمون دلتون خالی از ابرای غم و ناراحتی و ساحل عمرتون پراز ماسه های برکت باشه شبتون پراز یاد خدا🌹 شب بخیر
видео или голосовое, без подписи
داستان #شنفره صحرانشينان ميگفتند: خون را جز خون نميشويد. «داستان شنفره» که به افسانه شبيه تر است ميتواند نقش تعصب را در خونريزيها نشان دهد. وي مورد اهانت يکي از افراد قبيله « #بني_سلمان» قرار ميگيرد و بر آن ميشود که براي انتقام صد نفر از آنان را بکشد. سرانجام پس از مدتها کمين کردن و آوارگي نود و نه نفر را ميکشد، تا آنکه جمعي از دزدان بر سر چاهي او را ميکشند. استخوان جمجمه ي او پس از سالها، کار خود را ميکند و صدمين نفر را هم ميکشد. وقتي رهگذري از «بني سلمان» عبور ميکرد، باد جمجمه را به سختي به پاي او ميزند. وي از درد شديد پا ميميرد... «ايام عرب» مهمترين حوادث جنگي عرب جاهلي را بخاطر ميآورد. اين جنگها از يک برخورد ساده دو فرد از دو قبيله شروع ميشود و گاهي همچون جنگ « #بسوس» چهل سال طول ميکشيد تا وقتيکه تقريبا مرد جنگجوئي در دو قبيله باقي نميماند و با دخالت ديگران کار به صلح ميکشيد . #منبع: #تاريخ_عرب، #فيليپ_حتي، ص 11۱
видео или голосовое, без подписи
💥گهر از اول شهریور به روی گردشگران بسته میشود 🔹مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان اعلام کرد ورود گردشگران به منطقه حفاظتشده اشترانکوه و دریاچه گهر از یکم شهریور ۱۴۰۵ تا اطلاع ثانوی ممنوع خواهد بود. 🔹این محدودیت با هدف حفاظت از تنوع زیستی، ساماندهی گردشگری و افزایش ایمنی در برابر شرایط کوهستانی و احتمال بارشهای زودهنگام اعمال میشود. 🔹تا پایان بررسیهای کارشناسی، ورود گردشگران، برگزاری تورها و برنامههای گردشگری در محدوده گهر و اشترانکوه ممنوع است.
видео или голосовое, без подписи
پیامی برای امروز: درست زندگی کن و ایمان داشته باش که نیکی از تو به دیگران جاری خواهد شد حتی اگر خود از آن نیکیها آگاه نباشی.