tgindex
جیرینگ
@Jiring_appперсидский

جیرینگ؛ صدای پول لینک پلتفرم Jiring.app

Последний пост
5 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
5 238
−1 за 3 дн.
Сутки
−4
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4 321
21 постов
Вовлечённость
82,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
3 095
1/48двое суток
3 546
1/72трое суток
3 825

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 5 авг.2 82515540

    یک اعتراف تلخ مدتی بود فکر می‌کردم هدف ترامپ از این شل کُن، سفت کُن‌های کلامی و حملات نظامی مقطعی چیه؟ شاید میخاد حضرات ج.ا. را تبدیل به سگ پاولوف کنه. یعنی از طریق این جایزه‌ها و تنبیهات رفتارشون را شرطی کنه و به سمت چیزی که خودش میخواد ببره! اگر هدفش اینه مشخصاً هنوز موفقیتی نداشته و بنظرم بعیدم هست با این رویکرد بتونه موفقیتی بدست بیاره. ولی از یک چیز مطمئنم. امروز اتفاقی افتاد که یک واقعیت را برام روشن کرد. فهمیدم که من خودم سگ پاولوف شدم! چند ساعت پیش داشتم روی یک سند طولانی ۱۴ صفحه‌ای آنلاین که سه روز مشغول تحقیق و نوشتنش بودم کار می‌کردم. ناگهان برق‌ها برای لحظه‌ی نوسان کردند. به محض نوسان، در چند میلی‌ثانیه بصورت غیرارادی دستم را حرکت دادم، موس را روی دکمه ذخیره بردم و پشت سر هم چندبار کلیک کردم. ترس درونی شده ناشی از تجارب قبلی، ترس از اینکه زحماتم به باد بره، اونقدر درونی شده که خودکار باعث عمل فیزیکی میشه! این همون شرطی‌سازیه. همون کاری که پاولوف بر سر سگش اجرا کرد. همین موضوع باعث شد کمی فکر کنم. فهمیدم که الان مدتیه در بسیاری از کارها همینطور شرطی شدم. از کارهای بسیار جزئی مثل موردی که امروز پیش اومد تا کارهای مهم‌تری مثل معاملاتم که الان عملاً با اخبار گره خوردند. اخبار برام تبدیل به محرک اصلی شده و فکر و عملم را کنترل می‌کنه! بیش از حد غرق اخبار شدم. باید دوز مصرف اخبارم را کم کنم، فکر نکنم بشه کامل قطعش کرد ولی میشه کمش کرد. اینجا هم دیگه اشاره‌ای به اخبار نمی‌کنم. راه دیگری به ذهنم نمی‌رسه و دیگه توان تحمل بیشتری ندارم. حالم از این وضعیت بهم می‌خوره. @Jiring_app | جیرینگ

  • 31 июл.3 2994033

    ترامپ و تیمش نیمه شب دیشب (به وقت ما) که نزدیکای ساعت تعطیلی بازارها در آمریکا بود یک جلسه امنیتی سطح بالا برای تصمیم‌گیری درباره ایران داشتند که ظاهراً خروجی مشخصی نداشته!

  • 31 июл.2 8988150

    الکل، زن‌بازی و اهرم! لئوپولد اشنبرینر در خانواده‌ای متدین، مذهبی و انقلابی، عه نه اشتباه نوشتم، در خانواده‌ای فرهیخته و آکادمیک با پدر و مادری هر دو پزشک، چشم به جهان گشود. وی در ۱۵ سالگی پذیرش دانشگاه کلمبیا را گرفت و در ۱۹ سالگی بعنوان شاگردی ممتاز در اقتصاد، ریاضیات و آمار فارغ التحصیل شد. بعد از فارغ‌التحصیلی مدتی در صرافی FTX بخش معاملات مشتقه مشغول به کار شد اما قبل از ورشکستی و بدنام شدن صرافی، از آنجا استعفا داد. بر اساس تجارب گران‌قدری که در بازار بدست آورده بود کتابی با عنوان Situation Awareness درباره اقتصاد، معاملات و سرمایه‌گذاری نوشت. ترجمه عنوان کتاب به فارسی کمی سخته: «درک درست از شرایط» «آگاهی از وضعیت اطراف» «حواس‌جمعی نسبت به موقعیت» و ... در کل یعنی توانایی فهمیدن اینکه الان چه اتفاقاتی داره می‌افته، چه چیزی مهمه، و چه کاری باید انجام بدی. کتاب کلی سر و صدا کرد و ایشونم مشهور شد. مدتی بعد جذب شرکت OpenAI شد اما در سال ۲۰۲۴ به اتهام «نشت اطلاعات» اخراج شد. اواخر ۲۰۲۴ در ۲۵ سالگی صندوق معاملاتی خودش را به نام «Situation Awareness» تاسیس کرد. تا اواسط ۲۰۲۶ دارایی صندوق با ۴۳۹ درصد سود به ۴۵ میلیارد دلار رسید و همین اسمش را بیشتر سر زبان‌ها انداخت! استراتژی اصلیش در این صندوق، سرمایه‌گذاری بر روی گلوگاه‌های اصلی صنعت هوشواره (هوش مصنوعی) یعنی بخش انرژی، حافظه و دیتاسنترها بود. اما نقطه آسیب‌پذیر پرتفوش، اون ۲۵ درصدی بود که با اهرم ۴ روی سهام شرکت‌های ماینینگ بیت‌کوین گرفته بود! ریزش قیمت بیت‌کوین، ریزش قیمت سهام شرکت‌های ماینینگ را در پی داشت و در کنار پوزیشن‌های شورت سنگینی که روی سهام شرکت آدوبی داشت و نتیجه عکس داده بودند، ضررهای بسیار سنگینی به صندوق تحمیل کرد. چارلی مانگر شریک باوفای وارن بافت، زمانی گفته بود در این دنیا فقط ۳ چیزه که می‌تونه یک مرد باهوش را به ورشکستگی بکشونه، اعتیاد به مواد یا الکل، زن‌‌بازی و اهرم! نابغه داستان ما درگیر مورد سوم شد. اهرم ۴ برابری یعنی هر ۱ درصد ریزش بازار ۴ درصد ضرر به قسمتی از پرتفوش می‌زد. ۲۴ جولای وقتی فهمید اوضاع خرابه، ایمیلی به سرمایه‌گذاران فرستاد با این عنوان: «بهترین فرصت خرید در تاریخ» و از همه خواسته بود پول بیشتری واریز کنند. اما کسی اعتماد نکرد. ۲۸ جولای صندوق اخطار وجه تضمین گرفت و ۳۶ ساعت فرصت داده شد تا وجه تضمین را تأمین کنه. ۳۰ جولای مهلتش تموم شد و کل پرتفو به ارزش حدود ۱۶ میلیارد در یک معامله بلوکی فروخته شد. نابغه داستان‌مون رفت قاطی باقالیا (این سرنوشت البته برای مدیران و کارمندان نابغه صندوق‌های ایرانی که روزی چندبار اشتباهات آماتور می‌کنند بنا به دلایلی هرگز رخ نمیده!) نکته ۱: ایشون تقریباً کپی نه چندان با کیفیتی از نویسنده لبنانی-آمریکایی نسیم طالبه. اونم مخ ریاضی و آماره، چندتا کتاب مشهور نوشته و یک صندوق را شراکتی می‌گردونند. نسیم طالب هم مثل ایشون بیشتر نویسنده خوبیه و نه معامله‌گر واقعاً خوبی. صندوق‌شون آمارهای اغراق‌شده و دروغ میده، استراتژیش هم اونطور که خودش تبلیغ می‌کنه کارآیی نداره. اما به نسبت این «نابغه آلمانی»، شخص قابل اعتناتر و باهوش‌تریه! نکته ۲: قبلاً در کامنت‌های این پست نوشته بودم که بازار سهام و کریپتو در هم تنیده هستند، روی همدیگه تاثیر می‌گذارند، در داستان ایشون هم نمونه‌ای دیدید. حباب هوشواره (هوش مصنوعی) که بترکه، بازار کریپتو را هم فرا می‌گیره و بالعکس! تخمین قبلی من برای ترکیدن حباب در شش ماه اول سال بود که منجر به ریزش بیت کوین تا ۵۰ هزار بشه. با وجودی که حباب هنوز نترکیده ولی بیت کوین زیر ۶۰ اومد و عدد ۵۰ و خرده‌ای را دید. برای همین فکر میکنم در صورت ترکیدن حباب (که خیلی دور نیست) دیگه عدد چهارم (۳۰ هزار) هم برای بیت‌کوین بعید نیست واحتمالاً رخ میده. بیت‌کوین زیر ۳۰ هزار با قصد نگهداری ۵+ سال بصورت پله‌ای بسیار مناسبه! @Jiring_app | جیرینگ

  • 25 июл.3 7168920

    دفعه قبل درست ۲۲ دقیقه قبل از پایان معاملات هفتگی وال‌استریت، یعنی روز جمعه ۲۷ فبروری ساعت ۳:۳۸ دقیقه بعد از ظهر به وقت واشنگتن/شنبه ۹ اسفند ساعت ۱۲:۰۸ نیمه شب به وقت تهران بود که ترامپ فرمان عملیات را صادر کرد. ۹ ساعت و ۳۷ دقیقه بعد، شنبه ۲۸ فبروری ساعت…

  • 23 июл.3 7655127

    زمان: نمی‌دونم، شاید همین هفته بعد از تعطیلی بازارهای آمریکا!

  • 22 июл.3 6804442

    ادامه زدن پل‌های جنوب حتی اگر در نهایت اشغالی هم صورت نگیره، منجر به اختلال در انتقالات داخلی میشه.

  • 17 июл.5 7209472

    دیشب شش پل در استان هرمزگان را زدن. دیگه الان خواجه حافظ شیرازی هم می‌دونه که هدف از این اقدامات در نهایت اشغال جزایر و قسمتی از نوار ساحلی در جنوب است. اما زدن این پل‌ها تاثیر دیگری هم داره که ندیدم کسی بهش اشاره کنه. بندرعباس و بصورت کلی نوار ساحلی جنوب، درگاه واردات کالا به ایران هستند. از طرفی اکثر نقل و انتقالات داخلی در ایران، بصورت جاده‌ای و متکی و بر کامیون‌ها است (ایران قطار باری و هواپیمای باری خاصی نداره). ادامه زدن پل‌های جنوب حتی اگر در نهایت اشغالی هم صورت نگیره، منجر به اختلال در انتقالات داخلی میشه. این کالاها عمدتاً کالاهای اساسی و مواد اولیه هستند که در کارخانه‌های تولیدی استفاده میشن. اگر ارتباط زمینی جنوب با باقی ایران قطع بشه، محدودیت گسترده و شدیدی بوجود خواهد آمد که تاثیر مستقیمی بر بازارهای مالی خواهد داشت. (ضمناً ساختن و یا تعمیر پل کار ساده‌ای نیست، دیوار حیاط نیست که وقتی خراب بشه چندتا کارگر افغانی بیاری یک روزه دوباره بچینند! زمانبره!)

  • 8 июл.5 779446

    به نظر میرسه این روزها وزن و تأثیر اخبار مربوط به «توافق» در بازار طلا داره بیش از حد واقعی برآورد میشه!

  • 4 июл.4 9545251

    📌 موادفروش زیرک در بین ۱۰ نفر اولی که بیشترین مقدار بیت‌کوین را در جهان دارند و هویت‌شان شناخته شده است، اسم هفتمین نفر کمی غافلگیرکننده است: یک موادفروش سابق ایرلندی به نام «کلیفتون کالینز» که مالک ۶ هزار بیت‌کوینه! کلیفتون جزو خریداران اولیه و عمده بیت‌کوین محسوب می‌شه، اما رزومه کاری‌ش شباهتی به سایر بیت‌کوین-دوستان اولیه که اکثرشان خوره‌های تکنولوژی بودند، نداره. ابتدا مامور حراست بود، بعد به زنبورداری رو آورد و حتی برای عسل‌هاش جایزه گرفت، اما از سال ۲۰۰۵ تصمیم گرفت شانسش را در کشت تمام‌وقت ماری‌جوانا امتحان کنه! بعد از چند سال موادفروشی، سال ۲۰۱۱، در فروم‌های دارک‌وب که پاتوق موادفروشان و منحرفین جنسی بودند، با بیت‌کوین آشنا شد. بیت‌کوین در این فروم‌ها بعنوان یک پول جدید و غیرقابل ردگیری تبلیغ میشد. قیمت هر بیت‌کوین در آن زمان حدوداً ۵ دلار بود و بیشتر بصورت شخص به شخص معامله میشد چون هنوز صرافی خاصی وجود نداشت! کلیفتون تصمیم گرفت قسمتی از درآمد موادفروشیش را به بیت‌کوین تبدیل کنه و تا پایان سال ۲۰۱۲ دقیقاً ۶ هزار بیت‌کوین جمع کرد؛ دارایی‌ای که آن زمان حدوداً ۳۰ هزار دلار ارزش داشت. پول اونقدری نبود اما اهمیتی نداشت چون هدف کلینتون از خرید بیت‌کوین یک شبه ثروتمند شدن نبود، فقط می‌خواست قدری از درآمد موادفروشیش را با این روش پنهان کنه. اگر سودی هم داشته باشه خوبه، نداشته باشه هم اوکیه! 💵 ثروت ۵۵ میلیون دلاری در خانه اجاره‌ای! در سال ۲۰۱۷، ارزش دارایی‌های کلیفتون به ۵۵ میلیون دلار رسیده بود، اما هنوز در یک خانه اجاره‌ای زندگی می‌کرد؛ چون نمی‌تونست بیت‌کوین‌هاش را بفروشه. به محض تبدیل بیت‌کوین به پول دولتی، پلیس متوجه ثروت نامشروعش می‌شد. کلیفتون از قبل دارایی‌ش را به ۱۲ کیف پول (هر کدام ۵۰۰ بیت‌کوین) تقسیم کرده بود. حالا تصمیم گرفته بود برای امنیت بیشتر و حفظ این ثروت قابل توجه، دیگه چیزی را روی کامپیوترش نگه نداره. پس کدهای دسترسی به کیف پول‌ها (کلیدهای خصوصی) را روی یک کاغذ A4 پرینت کرد و داخل جعبه چوب ماهیگیری مخفی کرد تا بعداً که بتونه راهی برای نقد کردن‌شون پیدا کنه! 🚨 وقتی همه‌چیز به زباله‌دانی رفت از شانس بد، مدتی بعد، پلیس در ماشینش مقدار قابل توجهی ماری‌جوانا پیدا کرد و کلیفتون به ۵ سال زندان محکوم شد. در زمان حبس، صاحب‌خانه از همه جا بی‌خبر، تمام وسایل کلیفتون (از جمله آن چوب ماهیگیری که گنجی میلیون دلاری را در خودش داشت) به بازیافتی محل فروخت! پلیس در جریان تحقیقات و بازجویی از کلیفتون متوجه این ثروت عظیم شد، اما دیگه دیر شده بود. پلیس حتی سراغ کارگران تفکیک زباله هم رفت. کارگران یکسری وسایل ماهیگیری را به یاد می‌آورند، اما زباله‌های آن مرکز معمولاً برای بازیافت به آلمان و چین فرستاده می‌شدند. در نهایت پلیس آن زمان نتیجه گرفت که گنج کلیفتون احتمالاً برای همیشه دود شده! ⏳ بیداری غول خفته برای سال‌ها همه فکر می‌کردند این دارایی واقعاً برای همیشه از دست رفته و ثروت کلیفتون هم به سرنوشت غم‌انگیز برخی دیگه از سرمایه‌گذاران اولیه بیت کوین دچار شده؛ تا اینکه در اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶) این روایت کاملاً تغییر کرد. ناگهان موجودی ۵۰۰ بیت‌کوین از یکی از کیف پول‌های کلیفتون به صرافی کوین‌بیس منتقل و فروخته شد. از آن زمان، هر چند وقت یک‌بار، یکی دیگه از این ۱۲ کیف پول خالی می‌شه؛ آخرین مورد همین دیروز انجام شد! ⚖ پشت پرده کاربران اینترنت تئوری‌های زیادی دارند که کی پشت این خالی کردنه؛ برخی میگن کلیفتون به پلیس دروغ گفته و حالا بعد از آزادی در حال خرج کردن پول‌هاست، برخی هم به فرضیه سرقت خانه‌ش در سال ۲۰۲۰ قبل از تخلیه توسط صاحب‌خانه اشاره می‌کنند و تئوری‌های دیوانه‌وار دیگه. اما محتمل‌ترین سناریو اینه که پلیس ملی ایرلند (گاردا) با همکاری یوروپل تونسته به این دارایی‌ها دسترسی پیدا کنه و حالا در حال نقد کردن این ثروت تاریخی هستند؛ چون هر فرد حقیقی اگر جرات کنه این بیت‌کوین‌های ردیابی‌شده را به صرافی متمرکزی مثل کوین‌بیس که هویت تمام کاربرانش مشخصه بفرسته، بلافاصله دستگیر خواهد شد. چنین کاری فقط می‌تونه کار پلیس باشه! در مصاحبه‌ای که با کلیفتون داشتند، گفته بود با از دست دادن این ثروت کنار اومدم. این تاوان اشتباهات و حماقت‌هایی است که من قبلاً در زندگیم داشتم. 📊 اگر دوست داشتید می‌تونید وضعیت دارایی‌های فعلی مرتبط با کلیفتون را در پلتفرم تحلیل بلاکچین «آرخام» از طریق لینک زیر مشاهده کنید: https://arkm.com/explorer/entity/clifton-collins

  • 1 июл.4 0328932

    🍏 رونالد وِین، نفر سوم و کمتر شناخته‌شده در میان بنیان‌گذاران شرکت اپل بود که ۱۰ درصد از سهام اولیه شرکت را در اختیار داشت. اما فقط ۱۲ روز بعد از ثبت سند رسمی، سهم خودش را واگذار کرد و خارج شد. ارزش فعلی آن ۱۰ درصد سهام، امروز بیشتر از ۴۰۰ میلیارد دلاره! دو نفر دیگه بمب انرژی و انگیزه بودند، مغز عجیبی برای این کار داشتند و محصول اولیه موفقی ساخته بودند، بازار هم تشنه بود. مثل روز روشن بود که شرکت آینده‌داریه ولی روحیه وین در آن مقطع به شدت ریسک‌گریز شده بود و نمی‌تونست بلندمدت را ببینه. ۵ سال قبل از اپل، شکست تلخ و تروماتیکی را در کسب‌وکار دستگاه‌های قمار اسلات تجربه کرده بود و یک سال تمام را صرف پرداخت بدهی‌هایش کرده بود. وقتی فهمید استیو جابز برای تامین قطعات اولین سفارش اپل یک خط اعتباری ۱۵ هزار دلاری گرفته، به شدت مضطرب شده بود. از نظر قانونی، در یک شرکت تضامنی، تمام شرکا مسئول شخصی بدهی‌ها هستند. برعکس جابز و وزنیاک که در آن زمان ۲۱ و ۲۵ ساله بودند و چیزی برای از دست دادن نداشتند، وین ۴۲ ساله دارایی‌های شخصی قابل‌توجهی داشت که طلبکاران می‌تونستند آن‌ها را توقیف کنند. در نهایت انصراف داد و برای واگذاری سهمش ابتدا ۸۰۰ دلار و یک سال بعد ۱,۵۰۰ دلار دیگه دریافت کرد تا هرگونه ادعای مالکیت آینده را ملغی کنه. 🪙 مارتی مالمی (Martti Malmi) یکی از اولین توسعه‌دهندگان بیت‌کوین بود که مستقیماً با خود ساتوشی همکاری می‌کرد. در آن دوران استخراج بیت‌کوین خیلی آسون بود و حتی با یک لپ‌تاپ معمولی هم انجام می‌شد. مارتی حدود ۵۵,۰۰۰ بیت‌کوین استخراج کرده بود! فکر می‌کنید باهاشون چه کار کرد؟ بین سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ همه‌شون را خرد خرد به مبلغ ناچیزی فروخت! چرا؟ چون به گفته خودش تحلیل کرده بود که بیت‌کوین هیچ‌وقت فراگیر و ارزشمند نمیشه؛ از طرفی می‌خواست یک آپارتمان بخره و اون ۵۵ هزارتا بیت‌کوین را یه مال بادآورده می‌دید که الان وقت فروش‌شونه! ارزش همان ۵۵ هزار بیت‌کوین امروز بیشتر از ۳ میلیارد دلاره! شما می‌تونید عمیق‌ترین دانش فنی را درباره یک چیز داشته باشید، از خشت اولش همکاری کرده باشید، رشدش را دیده باشید، بدونید چقدر محکم و استواره و حتی واقعاً پتانسیل داره؛ اما در نهایت در یک مقطع زمانی مغزتون راضی‌تون کنه که همه آنها را نادیده بگیرید، چنان وزن سنگینی روی تصمیمات‌تون ایجاد کنه که کاملاً نسبت به همه چیز کور بشید! 🟡 شخصیت راضیه در داستان قبلی، از خانمی در اقوام نزدیک الهام گرفته شده بود. این خانم مطلقاً هیچ تئوری مالی نمی‌دونه و سواد خواندن و نوشتن در حد ابتدایی داره، طبق گفته خودش از زمان تولد اولین بچه‌شون در ۱۵ سال پیش، هر زمان پول خردی دستش آمده طلا خریده. میانگین تمام خریدهاش در این سال‌ها حدوداً گرمی ۴ میلیون تومنه! ارزش فعلی سرمایه‌گذاریش نزدیک به ۷ میلیارد تومنه! این اواخر، حتی اگه شده «میلی‌گرم» یا به قول طلافروش‌ها «سوت» می‌خره، اما مطلقاً ریال نگه نمی‌داره! تابحال هیچوقت به فکر فروش‌شان نبوده! مطلقاً نمی‌دونه چارت، نقطه ورود و خروج، حباب و ... اصلاً چی هستند فقط یک چیز خیلی ساده را خیلی عمیق درک کرده: «اگه میخام پول نگه دارم بهتره ریال نباشه»، باور کنید فقط و فقط همین. هیچ‌ دلیل پیچیده و خاصی نداره (البته اینکه شوهرش از این سرمایه‌گذاریش خبر نداره هم بنظرم در نفروختن موثر بوده!) 🧠 بعضی‌ها می‌تونند آلارم‌های مقطعی مغزشون را نادیده بگیرند یا کلاً از بیخ آلارمی ندارند و ادامه مسیر را طی کنند بعضی هم نمی‌تونند، وزن خیلی سنگینی بهشون میدن. مثلاً با اینکه می‌دونند همدم عالی پیدا کردند/سرمایه‌گذاری خوبی کردند/انتخاب شغلی درستی کردند ولی در مقاطعی آلارم‌های مغزشون اونقدر بلند میشه که نسبت به آینده کور و کرشون می‌کنه و می‌زنند همه چیز را خراب می‌کنند! این را ننوشتم که از موضع دانای کل براتون موعظه کنم، خودم هم بارها درگیر این آلارم‌ها شدم و بهشون وزن زیادی دادم که نتایج بدی داشت. صرفاً برای انتقال تجربه نوشتم، امیدوارم مفید باشه!

  • 29 июн.4 0628559

    در نهایت تصمیم گرفتند با کامران که الان ساکن آمریکاست، مشورت کنند. هر کدوم‌شون دلایل خودشون را گفتند. راضیه خانم هم دلایلش را گفت: ۱. اخیراً گردشگران تهرانی زیادی میان سمت قزوین ۲. رستوران در محل زندگی‌مون خیلی کمه، غذاخوری ما کوچیک و قدیمیه زیاد مشتری‌پسند نیست ۳. ما تجربه در گرداندن غذاخوری داریم (اما تجربه‌ای در دلالی ماشین نداریم) ۴. ملک تجاری درآمد فعال داره (اما ملک مسکونی که دخترشان دوست داره، نه) ۵. سود ثابت بانک که ۲۵۰ میلیونه الان بنظر خیلی پوله، سال دیگه نیست، چون ریال هر روز داره ارزشش را از دست میده! کامران از شنیدن دلایل منطقی راضیه خانم که در حد یک دانشجوی اقتصاد بودند، متعجب شد. بهشون گفت دلایل راضیه خانم درست‌اند و بنظر من هم بهترین گزینه برای شما رستورانه. فقط راضیه خانم میشه بپرسم اینا را شما از کجا یاد گرفتید؟ راضیه خانم جواب داد: کانال جیرینگ در تلگرام سرنوشت عبداللهِ بیمه‌شده حالا بریم سراغ عبدالله که هم‌زمان با محمدعلی به عنوان کارمند معمولی روابط عمومی در همان شرکت استخدام شد. از روز اول هم بیمه شد، هم تمام مزایای قانونی را تمام و کمال گرفت. عبدالله با این ذهنیت که بیمه دارم و آیندم تضمین شده است در تمام این ۳۵ سال فقط خورد و پوشید و هیچ پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری جانبی انجام نداد. آخه روی کاغذ در قرارداد عبدالله با سازمان تامین اجتماعی، قید شده بود که در ازای این ۳۰ درصد کسر ماهانه، یکسری خدمات جذابی به عبدالله داده میشه: مقرری بیکاری: اگر بیکار بشه، تا مدت محدودی حقوق می‌گیره. مستمری پیری و از کارافتادگی: اگر عبدالله چنان پیر بشه که زرتش در بره و دیگه لایه خاکستری مغزش خریدار نداشته باشه، حکم بازنشستگی میگیره. یا اگه یه اتفاقی براش بیوفته و چنان بترکه که پزشکان مُهر «ازکارافتاده» به پروندش بزنند، سازمان ماهیانه پولی به حسابش می‌ریزه و می‌گه بسه دیگه، نمیخاد کار کنی اینو بگیر بشین خونه. کمک‌هزینه‌ها: مبالغ ناچیزی برای ازدواج، بارداری، عینک، سمعک یا ویلچر. بیمه درمانی :اگر مریض بشه، یه درصدی از هزینه‌هایی که خرج کرده را براش پوشش می‌دن.   اما در واقعیت چی شد؟ برای هر کدام از این خدمات، یک خروار قانون، تبصره و بندِ «اینجا مشمول میشه، آنجا نمیشه» تراشیدند که در نهایت، تهش تقریباً هیچی دست عبدالله را نگرفت! برای مثال عبدالله تازگی بعد از ۳۴ سال حق بیمه دادن، بازنشست شده. این اواخر خدمت حتی زرنگی کرد؛ با کمی زد و بند و شیرینی، کلی اضافه‌کاری صوری برای خودش رد کرد تا میانگین حقوق دو سال آخرش بالا بره و مستمری بهتری بگیره. اما آخر سر با وجود این ترفند، حقوق بازنشستگی مصوبش ماهی حدود ۸۵ میلیون تومنه! که با این قیمت‌ها کافیه ماشینش یک بار خراب بشه تا کل حقوقش را ببلعه! نتیجه‌گیری کاربردی در این داستان، شرایط برای محمدعلی از قصد در ظالمانه‌ترین حالت ممکن و کاملاً برعلیه هر گونه احتمال موفقیت او بود: ۱. فقط حداقل حقوق را می‌گرفت، در حالی که عبدالله با مزایا شاید دو سه برابرش دریافتی داشت. ۲. محمدعلی تمام آن ۳۰ درصد پس‌انداز را مستقیم از جیب خودش می‌داد، اما برای عبدالله این‌طور نبود (در سیستم بیمه، کارمند ۷ درصد می‌ده، ۲۰ درصد را کارفرما و ۳ درصد را دولت میده). ۳. محمدعلی و عیالش حتی سواد درست و حسابی و محل زندگی جالبی نداشتند. اما با تمام این اجحاف‌ها، بازم محمدعلی در زندگی از عبدالله جلو افتاد! چطور؟ صرفاً با ۲ بار سرمایه‌گذاری شخصی درست!   پس نتیجه می‌گیریم که بهترین استراتژی برای یک آدم شاغل اینه که امید خاصی به سرمایه‌گذاریش در صندوق بازنشستگی نداشته باشه. حق بیمه را به چشم یک «باج اجباری» نگاه کنه که باید پرداخت کنه. سازمان تأمین اجتماعی در هر صورت ۳۰ درصد از درآمد شما را (مستقیم یا غیرمستقیم) تصاحب می‌کنه، چه بخواهید چه نخواهید. بعد از دادن این باج اگر چیزی از حقوق‌تون باقی ماند، یک برنامه سرمایه‌گذاری دوره‌ای و بلندمدت شخصی انجام بدید تا در پیری، عصای دست‌تان بشه. امن‌ترین و محبوب‌ترین گزینه در ایران، هنوز هم همان طلاست. البته بسته به جسارت و سطح ریسک، می‌تونید چیزهای دیگری هم وارد سبد سرمایه‌تان کنید: صندوق شاخصی، نقره، سهام، بیت‌کوین و ....

  • 29 июн.3 5693651

    یک بالش پر از طلا محمدعلی و عیالش بصورت متدولوژیکی از همان سال ۱۳۷۰، هر ماه بدون استثنا، ۳۰ درصد حقوق را کنار گذاشتند، هر چند وقت باهاش سکه طلا خریدند و داخل یک بالش قدیمی زیر تلی از تشک و لحاف قایم می‌کردند. امروز بعد از گذشت ۳۵ سال، زن محمدعلی لیست تمام خریدهاشون رو برای ما فرستاد و ما هم در یک جدول جمع‌شون کردیم که در تصویر بالا می‌تونید ببییند. همونطور که در لیست مشخصه الان ۷۶ سکه طلا دارند. ارزش فعلی: حدود ۱۲ میلیارد و ۹۲۰ میلیون تومنه. گزینه اول (نقشه محمدعلی): اگه این پول را تو بانک بذاریم، ماهی ۲۵۰ میلیون تومن سود بی‌دردسر می‌گیریم. گزینه دوم (نقشه دخترشون): یه واحد بخریم تو پردیس، از این روستا بریم. گزینه سوم (نقشه پسرشون): معامله ماشین بکنیم، نون توشه! گزینه چهارم (نقشه عیال): طی این سال‌ها در همان باغ‌شان که کنار جاده است، اول یک دکه زده بودند و بعد به یک غذاخوری محلی کوچک تبدیلش کردند که عیال با کمک بچه‌ها می‌چرخاندند. حالا که محمدعلی بازنشستِ خودخواسته شده و دیگه به تهران نمی‌ره، راضیه‌خانم پیشنهاد داد، طلاها را بفروشند و یک باغ‌رستوران شیک و باصفا بسازند.

  • 29 июн.3 6883243

    در این پست قراره سرنوشت دو شخص و استراتژی مالی که هر کدام‌شون در ۳۵ سال اخیر انجام دادند را بررسی کنیم: 👨🏽‍🦰 محمدعلی بدون بیمه، صرفاً با سرمایه‌گذاری شخصی 🧓 عبدالله دلخوش به بیمه تامین اجتماعی! 🎬 پرده اول: محمدعلی به پایتخت می‌آید سال ۱۳۷۰ بود. ۳۵ سال پیش، محمدعلی شال و کلاه کرد و از روستاشون در حوالی قزوین راهی تهران شد تا کاری پیدا کنه. در صفحه نیازمندی‌های روزنامه همشهری چشمش به یک آگهی خورد: شرکت سرمایه‌گذاری «کوثر تابان حق‌شناس» در میرداماد، به یک کارگر ساده برای خدمات و نظافت نیاز داشت. صاحب شرکت، دکتر حاج غلامحسین حق‌شناس بود؛ مردی متدین و وطن‌پرست که چرخ شرکتش فقط و فقط روی رانتِ قراردادهای دولتی می‌چرخید (و هنوز هم می‌چرخه). حاج‌آقا همان روز اول، شرایط کار را به محمدعلی گفت: "ببین برادر جان، ما اهل حلال و حرامیم و حق کسی رو اینجا نمی‌خوریم. شما سربازی نرفتی، قرارداد رسمی نمی‌تونیم باهات ببندیم ولی با اینکه قرارداد رسمی نداری، من مثل بقیه کارمندا پایه حقوق قانونی رو سر وقت و بدون تاخیر بهت میدم. کلاهت رو بنداز بالا، چون هیچ‌جا به کارگر بی‌قرارداد این پول رو نمی‌دن!" محمدعلی همینطور که سرش پایین بود، آروم گفت: ممنون حاج آقا حاج آقا ادامه داد: چون ازت خوشم اومده یه لطف دیگه هم بهت می‌کنم، نیازی نیست تو این شهر غریب اجاره‌خونه بدی. شب‌ها همین‌جا تو دفتر بخواب تا خرجت بالا نره. در عوض اینها من ازت توقع دارم تو ساعت اداری نظافت و پذیرایی رو بیست و بی‌نقص انجام بدی، تو ساعت غیراداری هم مراقب دفتر باشی. آخر هفته‌ها هم که شرکت تعطیله، اگه یک آدم امین جای خودت گذاشتی، می‌تونی بری ولایتت. خوبه؟" محمدعلی یک لحظه یاد سفارش عیالش افتاد که موقع خداحافظی گفته بود: "هر جا رفتی بپرس بیمه هم داره یا نه؟" با حجب و حیای روستاییش سرش را پایین انداخت و آرام گفت: «بله حاج‌آقا، دست شما درد نکنه خوبه... فقط ببخشید حاج آقا، بیمه چی؟ بیمه هم برام رد می‌کنید؟" در این لحظه حاج‌آقا فهمید محمدعلی از اون چیزی که فکر می‌کرد هم شوت‌تره، اول خواست جواب بده: مرد حسابی وقتی قرارداد رسمی نداری بیمه چی؟ اما بعد دستی به محاسنش کشید، اخمی مصلحتی کرد و گفت: "الان که نه برادر... بذار ببینیم کارت چطوره، اگه راضی بودیم، بعداً یک کاریش می‌کنیم" آن «بعداً» هیچ‌وقت نیامد؛ حتی ۳۵ سال بعد. 🎬 پرده دوم: توصیه‌ای که مسیر زندگی محمدعلی را عوض کرد! ماه‌های اول کار برای محمدعلی با غربت و دلتنگی برای ولایت گذشت. یک روز غروب که در آبدارخانه غرق در فکر بود، کامران برای پر کردن لیوان چایش وارد شد و متوجه چهره درهم محمدعلی شد. کامران از کارشناسان ارشد و تحصیل‌کرده شرکت بود؛ آدمی اصیل و مستقل که با فضای رانتی و تظاهرات مذهبی حاج‌آقا زاویه داشت و مشخص بود ماندنش در آن محیط طولانی نخواهد بود. کامران لیوان چایش را پر کرد و گفت: - چیزی شده محمدجان؟ چند وقته تو خودتی. خیره ان‌شاءالله؟ محمدعلی آهی کشید و سفره دلش را باز کرد: - والا آقا کامران چی بگم، عیالم ول‌کنم نیست. میگه با رئیس حرف بزن بیمه‌ت کنه. ولی هر بار میرم اتاق حاج‌آقا، یا جلسه است یا میگه کار دارم، بعدا بیا. دستم به هیچ‌جا بند نیست. کامران لبخندی زد، دستش را روی شانه محمدعلی گذاشت و گفت: - ببین محمد، اگه از من بپرسی این حق بیمه و بازنشستگی که ملت براش غش و ضعف میرن، آن‌قدرها هم معجزه نمی‌کنه، حداقل تو ایران. من نمی‌دونم چقدر از حقوقت را می‌تونی پس‌انداز کنی؛ اما یه نصیحت برادرانه بهت می‌کنم. اگر می‌تونی هر ماه ۳۰ درصد از همین حقوق رو بذار کنار. هر چند ماه یک‌بار باهاش طلا بخر و دست بهش نزن. بهت قول میدم تهش از اینایی که دلشون به بیمه خوشه، جلوتر می‌افتی. محمدعلی فکری کرد و گفت: - آقا کامران، ما تو روستامون خرج زیادی نداریم. سقفی بالاسرمونه که مال خودمونه، مثل مردم اینجا، اجاره‌نشین نیستیم. یه باغ پدری هم دارم که آخر هفته‌ها می‌رم آنجا بیل می‌زنم و محصولش کمک خرجمونه. از پسِ این پس‌انداز که شما میگید برمیام، ولی اول باید عیالم را راضی کنم. کامران خندید و گفت: با چیزهایی که این مدت از مدیریت خانمت تعریف کردی، بنظرم زن باهوشی میاد، بهش بگو احتمالاً موافقت می‌کنه!

  • 22 июн.4 2275645

    مواقعی که تولید پول از کنترل خارج میشه، معمولاً دست به دامن «مادر تمام نرخ‌ها» یعنی نرخ بهره، میشن. نرخ بهره مادر تمام نرخ‌ها نامیده میشه چون وقتی تغییر می‌کنه مثل یک موج، در تمام گوشه کناره‌های اقتصاد پخش میشه و هر نرخ دیگری را تحت تاثیر قرار میده.

  • 21 июн.4 1531

    без подписи

  • 20 июн.4 7587951

    از اسفند سال ۱۳۰۸ تا دقیقاً اسفند ۱۴۰۳ (طی ۹۵ سال) مجموعاً ۱۰۰ بیلیارد ریال پول در ایران تولید شد. حالا فکر می‌کنید در سال ۱۴۰۴ به تنهایی چقدر ریال تولید شده؟ ۵۰ بیلیارد ریال! یعنی معادل نصف کل پولی که در یک قرن خلق شده بود، فقط در یک سال (۳۶۵ روز) تولید شد!

  • 15 июн.4 8056526

    به نظر میرسه این روزها وزن و تأثیر اخبار مربوط به «توافق» در بازار طلا داره بیش از حد واقعی برآورد میشه! چیزی که امروز از آن صحبت می‌کنند، صرفاً یک «توافق برای مذاکره کردن» است؛ که حتی در همین سطح هم مخالفان جدی و سرسختی در آمریکا، ایران و اسرائیل داره. از طرف دیگه، باید توجه داشت که هر نوع گشایش موقت یا حتی توافق نهایی پایدار (که بسیار بعید به نظر می‌رسه)، تقاضا برای واردات و دلار را افزایش خواهد داد؛ که محرک قیمت طلا خواهد شد. قیمت طلا (بر پایه ریال) در حال جذاب شدن برای وروده و خرید پله‌ای با دید سرمایه‌گذاری حداقل یک‌ساله، احتمال بالایی برای سود داره. سلب مسئولیت: نویسنده این متن هیچ‌گونه فعالیت معاملاتی در بازارهای ریالی نداره. به عبارتی گوشت و پوست استخوانی در این بازی نداره. سقوط یا صعود قیمت ریالی طلا بر نویسنده تاثیری نخواهد داشت. این مطلب صرفاً یک تحلیل کلی است. هر گونه معامله ریسک شخصی خود شماست.

  • 5 июн.5 6435647

    از امروز امکان نصب اپلیکیشن «چَندِس؟» بر روی ویندوز، اندروید، آی‌او‌اس و مک‌او‌اس، برای شما همراهان عزیز فراهم شده. ❓ چطور نصب کنیم؟ 1️⃣ ابتدا وارد سایت بشید. 2️⃣ طبق تصویر ضمیمه‌شده، روی آیکون تنظیمات، در بالا سمت چپ بزنید. 3️⃣ گزینه "نصب اپلیکیشن" را انتخاب کنید. ⚠️ نکته بسیار مهم: بعد از ورود به سایت و قبل از زدن دکمه نصب، حتماً فیلترشکن خودتان را روشن کنید. فرآیند نصب کامل، نیاز به ارتباط با سرورهای گوگل داره که در حال حاضر فیلتر هستند. اگر فیلترشکن خاموش باشه، به جای اپلیکیشن کامل، صرفاً یک شورت‌کات ساده ساخته می‌شه که سرعت و کارایی لازم را نخواهد داشت. 📊 چندس چیه؟ یک واچ‌لیست فوق‌العاده سبک و سریع برای رصد لحظه‌ای قیمت انواع دارایی‌ها (طلا، سکه، دلار، پلاتین، نفت، رمزارزها و...) که اختصاصاً برای کاربران جیرینگ توسعه داده شده. 🔗 آدرس سایت 🌐‌ https://sadeqadineh.ir/chandest/

  • 4 июн.5 3305211

    تنش‌های نظامی مجدداً بالا گرفتند. از ابتدای این هفته، هر شب در خلیج‌فارس تبادل آتش داشتند اما دیشب سنگین‌تر بود. در لبنان هم درگیری‌ها بسیار وسیع‌تر شدند. تا این لحظه طرفین کماکان نقض رسمی آتش‌بس را اعلام نکردند اما در عمل واقعاً آتش‌بسی هم دیگه وجود نداره!…

  • 3 июн.5 5107016

    تنش‌های نظامی مجدداً بالا گرفتند. از ابتدای این هفته، هر شب در خلیج‌فارس تبادل آتش داشتند اما دیشب سنگین‌تر بود. در لبنان هم درگیری‌ها بسیار وسیع‌تر شدند. تا این لحظه طرفین کماکان نقض رسمی آتش‌بس را اعلام نکردند اما در عمل واقعاً آتش‌بسی هم دیگه وجود نداره! اختلافات در مذاکرات زیادند و به احتمال نزدیک به یقین غیر قابل رفع هستند. با این شرایط بنظرم احتیاط کردن شرط عقله! پوزیشن‌هاتون در بازارهای داخلی را با فرض بسته شدن بازار برای مدت طولانی و پوزیشن‌هاتون در بازارهای خارجی را با فرض عدم دسترسی به اینترنت، مدیریت کنید.