boleyn's grief
Статистика ܹ Red see ˒ http://t.me/HidenChat_Bot?start=6044540978
- Последний пост
- 9 мая
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من اشتباه کردم ناتانائیل که توی داشتن تو عجله کردم میخواستم سریع تر برای خودم داشته باشمت سمت افرادی رفتم با توهم اینکه ناتانائیل منن ، ولی اونا حتی انسانم نبودن که بخوان برای من کسی مثل تو باشن من اشتباه کردم ناتانائیل وقتی با ارزش دادن به اونا ارزش تو رو…
گفت: «دفعهی آخر که از تو دور میشدم، گمان میکردم دوباره به من برمیگردی؛ عزیزم، من تو را تا چه حد رنجاندم که آنهمه عشق و علاقهات به من، حالا دود هوا شده است؟»
без подписи
میدونی، حرفای آدمایی که برات مهمن همیشه اولش مثل یه ضربهست. قلبتو میلرزونه، برات سنگینه. اما وقتی همون جملهها بارها تکرار بشه، وقتی همون تیر بارها پرتاب بشه، کم کم دیگه حسی نمیمونه. انگار بدنت بهشون عادت میکنه، مثل زخمی که دیگه درد نمیگیره چون خیلی وقته عمیقتر از اون بریده شده. اون موقعست که دیگه نه نگاهشون برات برقی داره، نه طرز فکرشون اهمیتی. میشن مثل بقیه، حتی عادیتر از عادی. حرفاشون میشه مثل باد، میاد، صداش شنیده میشه، ولی هیچ اثری نمیذاره. اوایل، هر چیزی که میگفتن تنت رو منقبض میکرد، چون فکر میکردی وقتی از اونا چیزی میشنوی، معنیش با بقیه فرق میکنه. اما وقتی مدام همون زخم ها رو تازه میکنن، انگار خودشون هم ارزششون رو از دست میدن. اون حس "خاص بودن" جاشو میده به بیتفاوتی. میفهمی که آدم وقتی زیاد میسوزه، دیگه شعلهها براش فقط گرمن، تا یخ نزنه از سرما، نه درد. بعد از اون، نه حرفاشون برات مهمه، نه دیدگاهشون نسبت بهت. چون خودشون با همون رفتاراشون شدن یکی مثل همه. حرفی که از اون آدم خاص میشنوی، اول مثل یه سیلیه، داغ و دردناک. شوکه کننده. از یه جایی به بعد، نه صداقت پشت حرفاش مهمه، نه کنایههاش، چون اون آدم دیگه جاشو از دست داده. توی دلت دیگه براش جای خاصی نیست. وقتی کسی که برات عزیزه، مدام با کلماتش بهت آسیب میزنه، خودش باعث میشه که تو دیگه حتی زخماش رو هم جدی نگیری. چون کیه که زخم نزنه؟ اون لحظه به این نتیجه میرسی که همهی آدما میتونن یکی باشن. یجورایی میشه گفت همه همینن، مثل همن، حتی کسی که یه زمانی همهچیز بود.
اگه حرفاشونو قبل از حرف زدن با خودم باور کردی، دیگه سراغ من نیا.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
جوری که سه شنبه ها سر کلاس تاریخ رفتار میکنم :
جوری که سه شنبه ها سر کلاس تاریخ رفتار میکنم :
без подписи
без подписи
без подписи
How do you feel about this music or who do you remember with it?
جدی دلم برات تنگ شده
جدی دلم برات تنگ شده
Always
без подписи
без подписи