tgindex
Ketabilm2
@Ketabilmперсидский

متن زیبای کتاب ها 💟 و خرید هر کتابی که می خواهید آدرس اینستاگرام ما : http://instagram.com/ketabilm

Последний пост
27 мая 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 177
+1 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
892
18 постов
Вовлечённость
75,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • Ketabilm2 pinned «سلام دوستان عزیز کتابیلم . وقت بخیر 📚 به اطلاع میرسونیم که در این کانال دیگه فعالیتی نداریم و کانال جدید زدیم . کتاب های چاپ اصل و قدیمی و ارسالی های روزانه دوستان رو در اون کانال قرار میدیم . امید هست که با خرید و مطالعه ی کتاب ها بتونیم برا خودمون ، خانواده…»

  • سلام دوستان عزیز کتابیلم . وقت بخیر 📚 به اطلاع میرسونیم که در این کانال دیگه فعالیتی نداریم و کانال جدید زدیم . کتاب های چاپ اصل و قدیمی و ارسالی های روزانه دوستان رو در اون کانال قرار میدیم . امید هست که با خرید و مطالعه ی کتاب ها بتونیم برا خودمون ، خانواده مون و جامعه مون مثمرثمر باشیم 👇👇👇👇👇👇👇 https://t.me/ketabilm1

  • "سعدی" برخيز كه مي رود زمستان بگشاي در سراي بستان نارنج و بنفشه بر طبق نه منقل بگذار در شبستان وين پرده بگوي تا به يك بار زحمت ببرد زپيش ايوان آواز دهل نهان نماند در زير گليم عشق پنهان بر خيز كه باد صبح نوروز در باغچه مي كند گل افشان خاموشي بلبلان مشتاق در موسم گل ندارد امكان _ مولانای بلخی: اندر دل من مها دل‌افروز تویی یاران هستند و لیک دلسوز تویی شادند جهانیان به نوروز و به عید عید من و نوروز من امروز تویی _ حافظ شیرازی: ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی _ سنایی غزنوی: با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز از شام تو قدر آید وز صبح تو نوروز از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک وز تابش روی تو برآید دو شب از روز _ خواجوی کرمانی: خیمة نوروز بر صحرا زدند چارطاق لعل بر خضرا زدند لاله را بنگر که گویی عرشیان کرسی از یاقوت برمینا زدند ____ ملک الشعرا بهار: رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود درود باد بر این موکب خجسته، درود به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود _ فروغی بسطامی: عید آمد و مرغان رة گلزار گرفتند وز شاخة گل داد دل زار گرفتند نوروز همایون شد و روز می گلگون پیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند _ منوچهری دامغانی: نوروز، روزگار نشاطست و ایمنی پوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنی از بامداد تا به شبانگاه می خوری وز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی _ سعدی شیرازی: برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز _ عبید زاکانی: چو صبح رایت خورشید آشکار کند ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند رسید موسم نوروز و گاه آن آمد که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند _ نظامی گنجوی: بهاری داری ازوی بر خور امروز که هر فصلی نخواهد بود نوروز گلی کو را نبوید آدمی زاد چو هنگام خزان آید برد باد سال نوتون مبارک دوستان عزیز ❤️

  • Ketabilm2 pinned «نکاتی کوتاه از کتاب روانشناسی پول : 1.no one is crazy ( هیچکسی دیوونه نیست ) همه ما ممکنه انتخاب های مالی متفاوتی داشته باشیم . اینکه حواسمون به تجربه های دیگران باشه مهمه 2.never enough ( هیچ موقع کافی نیست ) همه ما به یه میزان حقوقی که میرسیم خودمون رو…»

  • نکاتی کوتاه از کتاب روانشناسی پول : 1.no one is crazy ( هیچکسی دیوونه نیست ) همه ما ممکنه انتخاب های مالی متفاوتی داشته باشیم . اینکه حواسمون به تجربه های دیگران باشه مهمه 2.never enough ( هیچ موقع کافی نیست ) همه ما به یه میزان حقوقی که میرسیم خودمون رو به بالاتری مقایسه می کنیم ، این چرخه باطلی هست و اینجاست که پول شما رو گول میزنه . همونجاست که آرامش ذهنی و رفاع رو از آدم میگیره و از اینجا به بعد شمایید که دارید برای پول کار می کنید . شمایید که افسارتون دست پول هست و اینکه بدونید کی کافی هست 3.confounding compounding ( اثر مرکب ) استمرار در انجام یه کاری به طرز عجیب و غریبی روی موفقیت ما تاثیرگذاره چون اثر مرکبی ایجاد میشه و تلاش هامون بیشتر نتیجه میده و مثالش هم وارن بافت هست . این اقا از ده سالگی شروع کرده سرمایه گذاری کردن و بیشتر پولش هم از ۶۵ سالگی درآورده . 4.getting wealthy vs staying wealthy ( پولدار شدن و پولدار موندن متفاوته ) راهکار ماندن پول : 1.ذخیره کردن پول 2.از دست ندادن پول اینکه گند نزنی باید اولویتت باشه . پولدار موندن خیلی مهمه 5.آزادی ( free ) وقتی که پول داریم زمان بیشتری رو میتونیم به همه چیز اختصاص بدیم . میزان رضایت ما از زندگی به دو عامل : کنترل زندگی و کنترل زمان افرادی که زندگی بهتری داشتند کنترل بیشتری تو زندگی داشتن و از نظر مالی مستقل بودن 5.the man in the car paradox (پارادوکس مرد در ماشین) احترام واقعی رو ماشین گرون قیمت نمیاره . کسی که این ماشین رو نداره وقتی از بیرون بهت نگاه می کنه ، همیشه به این فکر می کنه که کی میتونه داخل این ماشین بشینه و به تو اصلا فکر نمی کنه 7.wealth is what you dont see (ثروت واقعی دیدنی نیست) اگر شما پول هاتون رو خرج می کنید که به دیگران نشون بدین که من این ها رو دارم ، این سریع ترین راهیه که پولتون رو از دست بدید . میگه اون پولی که همیشه نمیبینیمش میشه ثروتمون . اونیکه خرج کردیم دیگه از بین رفته 8.saving money اولین کاری که باید بکنی پس انداز کردن پول هست. زندگی پر از سوپرایزهای مختلف هست و تفاوت بین آدم ها ، اون هایی هست که یه پولی رو ذخیره کردن 9.you will change شما قراره تغییر کنید @ketabilm معرفی کتاب در اینستاگرام 👇 http://instagram.com/ketabilm

  • ما زنان وقتی عاشق می شویم همه ی قلب و وجودمان را به مرد محبوبمان می سپاریم آنگونه همه زیبایی ها و لذات دیگر در رابطه با او معنا می یابند.. اما شما مردان وقتی عاشق می شوید تنها قسمتی از قلب و وجود خود را در اختیار زن محبوبتان می گذارید.. بقیه را برای موفقیتها و کسب قدرتها و خودخواهی خود نگه می دارید.‌ حرفی نیست شاید اگر ما هم مرد بودیم چنین می کردیم اما آنچه از شما می خواهیم این است که آن قسمتی از قلبتان را که به ما سپردید دیگر ملعبه هوسبازی هایتان نکنید، ما به همان سهم هر چند کوچک.. اگر زلال و اطمینان بخش باشد قانعیم. ‌ ‌ #جان_شیفته #رومن_رولان @ketabilm

  • روزی چند بار نگاش کنید دوستان و برای عزیزانتون بفرستید @ketabilm

  • @ketabilm

  • برای چی میخوای بهتر از دیگران باشی ؟ @ketabilm

  • به خاطر هیچکس ، هیچ آدمی قرار نیست خودشو اذیت کنه @ketabilm

  • حتما گوش کنید دوستان @ketabilm

  • ‌ #یونگ می گوید: سایه ی ما آن کسی است که ترجیح می دهیم مانند او نباشیم. می توانیم سایه را در یکی از اعضای خانواده مان مشاهده کنیم که بیشتر درباره ی او قضاوت می کنیم، در مقامات دولتی که رفتارشان را محکوم می کنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان می دهیم. اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایه ی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجر کننده ی دیگران و خودمان است، یکه می خوریم و به این حقیقت هشیار می شویم که "هرچیزی که سعی داریم از افراد مورد علاقه مان پنهان کنیم و همه ی آن چیزهایی که نمی خواهیم دیگران درباره ی ما بدانند، سایه ی ماست". #دبی_فورد #راز_سایه @ketabilm

  • Ketabilm2 pinned «جملات فلسفی از فریدریش نیچه  شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد..زیرا تنها انسان است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند. فزونی خرد را درست می‌توان با کاهش خشم سنجید. کار فلسفه آزردن حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی…»

  • ‌ گوویندا اگر چه عمر را بر سر تعالیم بودا گذاشته بود و به علت پیری و فروتنی احترامی در میان پیروان بودا داشت اما هنوز به آرامش قلبی نرسیده بود و احساس میکرد جستجویش بیفایده بوده است. گوویندا با رسیدن به رودخانه از قایقران خواست تا او را به سمت دیگر رود ببرد. گوویندا وقتی در سمت دیگر رودخانه از قایق پیاده میشد به قایق ران گفت: تو نسبت به رهبانان و مسافران مهربانی. و بسیار از رهروان بودا را از رود رد کرده ای. آیا تو هم در جستجوی حقیقتی؟ چشمان پیر سیذارتا لبخندی زد و گفت: بزرگوار آیا تویی که سالیان سال جامه زرد پیروان بودا را میپوشی هم خودت را جوینده حقیقت میدانی؟ گوویندا گفت: درست است که پیر شده ام، اما هیچ وقت دست از جستجو برنداشته ام. فکر میکنم این سرنوشت من است. به گمانم تو هم جستجوگر این راهی. اگر ممکن است کمی از آنچه یافته ای را برایم تعریف کن. سیذارتا گفت: نمیدانم چه بگویم که ارزش شنیدن داشته باشد شاید تو از شدت جستجوست که چیزی پیدا نمیکنی! گوویندا پرسید: مگر چنین چیزی ممکن است؟ سیذارتا گفت: خیلی اتفاق افتاده است که جستجوگر تنها همان چیزی را می بیند که دنبالش میگردد و همین باعث میشود نتواند چیز دیگری را پیدا کرده، به دست بیاورد. او تمام هوش و حواسش معطوف یک هدف است و همان هدف تمام فکرش را اشغال کرده است. جستجو به معنای داشتن هدف است، اما معنای حقیقی آن آزاد بودن، نداشتن مقصد و پذیرش است. بزرگوار شاید تو جوینده ای هستی که در جستجوی هدفت از چیزهایی که در اطرافت وجود دارد غافل شده ای. #هرمان_هسه / #سیذارتا @ketabilm

  • جملات فلسفی از فریدریش نیچه  شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد..زیرا تنها انسان است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند. فزونی خرد را درست می‌توان با کاهش خشم سنجید. کار فلسفه آزردن حماقت است، فلسفه حماقت را به چیزی شرم‌آور تبدیل می‌کند. فلسفه کاربردی ندارد جز افشاکردن پستی‌های اندیشه در تمامی اشکال‌اش. آیا جز فلسفه رشته‌ای هست که به نقد تمامی رازآمیزگری‌ها، هر خاستگاه و هدفی که داشته باشد، همت گُمارَد؟ غیرقابل دفاع بودن یک تفسیر از جهان که بر سر آن نیروی عظیمی به هدر رفته است، این بدگمانی را بیدار می کند که شاید همگی تفسیرها از جهان به خطا رفته اند. نیچه، خواست قدرت، ترجمه مجید شریف، هنگامی که ملتی در حال نابود شدن است، هنگامی که ایمان به آزادی از بین رفته است، هنگامی که امیدی به آینده نیست، بی‌شک، خدای آن قوم باید تغییر کند. برایِ آن‌که کسی اجازه داشته باشد که به مسئله‌ی ارزشِ زندگی نزدیک شود، می‌باید جایگاهی بیرون از زندگی داشته باشد، و از سویِ دیگر، آن را به همان خوبی بشناسد که کسی که آن را تمام زیسته است یا همچون بسیاری یا همه‌ی کسانی که آن را زیسته‌اند: همین دلیل بس برایِ آن‌که بدانیم این مسئله‌ای نیست که به آن نزدیک توانیم شد. سخن گفتن‌مان از ارزش‌ها همواره با الهام از زندگی و از چشم‌اندازِ زندگی‌ست. شخصیتِ ضعیف، حقیر و افسرده که همواره خود را نفی می‌کند هیچ ارزشی ندارد، بخصوص برای فلسفه. “بی‌نظری” و بی‌غرضی نه در آسمان‌ها خریدار دارد و نه روی زمین. خدایان و پرستش‌ها، بی‌ترس و ترسناک، سِتُرگ و تنها: چنین است اراده‌یِ اهلِ حقیقت. اهلِ حقیقت، آزاده‌جانان، همواره در بیابان‌ها زیسته‌اند و خداوندگارانِ بیابان بوده‌اند. امّا فرزانگانِ نامدارِ خوش‌عَلَف، این جانورانِ بارکش، در شهرها می‌زیَند. فقط پس‌فردا از آنِ من است، زیرا بعضی‌ها تازه پس از مرگ به دنیا می‌آیند. ای آفرینندگان، ای انسان‌هایِ والاتر! آن که می‌باید بزاید بیمار است. امّا آن که زاییده، ناپاک است. از زنان بپرسید: کسي برای تفریح نمی‌زاید! درد است که مرغان و شاعران را به قُدقُد وامی‌دارد. ای آفرینندگان، در شما بسي ناپاکی‌ها ست، زیرا شما می‌باید مادر شوید. و شما، برادران، نیز اگر در طلبِ راهِ آزادی هستید، هنوز باید به دستِ کساني نجات یابید بزرگ‌تر از همه‌یِ نجات‌بخشاني که تاکنون بوده‌اند. تاکنون اَبَرانساني در میان نبوده است. هر دو را عریان دیده‌ام: بزرگ‌ترین و کوچک‌ترین انسان را. آنان چه همسان اند! و همانا بزرگ‌ترینِ‌شان را نیز چه انسان‌وار یافته‌ام! آن که ندیده است دستي را که نوازش‌کُنان __می‌کُشد، زندگی را خوب ننگریسته است. بخشیده است. ما ناتوانیم از این که یک چیز را و همان چیز را هم تأیید و هم تکذیب کنیم: این یک قانونِ تجربیِ ذهنی است، نه بیان هیچ «ضرورتی» بلکه تنها بیان یک ناتوانی. چنین گفت زرتشت و به شهرِ بزرگ نگاهي کرد و آهي کشید و دیري خاموش ماند. سرانجام چنین گفت: نه تنها این دیوانه که این شهرِ بزرگ نیز مرا به تهوّع می‌آورد. در این و در آن چیزي نیست که بهتر شود یا بدتر. وای بر این شهرِ بزرگ! ای‌کاش هم‌اکنون می‌دیدم آن تَنوره‌یِ آتشي را که این شهر در آن خواهد سوخت! زیرا چنین تَنوره‌هایِ آتش می‌باید پیش‌درآمدِ نیم‌روزِ بزرگ باشند. باری، این نیز هنگامِ خویش و تقدیرِ خویش را دارد! امّا، ای دیوانه، برایِ بدرود این آموزه را به تو پیشکش می‌کنم: آن‌جا که دیگر نمی‌توان عشق ورزید باید آن را گذاشت و گذشت! چنین گفت زرتشت، و دیوانه و شهرِ بزرگ را گذاشت و گذشت. دلاورترین کسان هم در میانِ ما کمتر دلِ آن چیزي را دارد که به‌راستی می‌داند… این کتاب برای مخاطبانی بس کم‌شمار است و شاید هنوز هیچ یک از آنان به دنیا نیامده باشد. این مخاطبان کسانی خواهند بود که زرتشت مرا درمی‌یابند، آخر چگونه ممکن است خود را با کسانی اشتباه کنم که امروزه سخن آنان را همگان می‌فهمند؟ ففط پس‌فردا از آنِ من است، زیرا بعضی‌ها تازه پس از مرگ به دنیا می‌آیند. آن که ندیده است دستي را که نوازش‌کُنان __می‌کُشد، زندگی را خوب ننگریسته است. زندگی چشمه‌یِ لذّت است. امّا آن‌جا که فرومایه نیز آب می‌نوشد، چاه‌ها همه زهرآگین‌اند. من دوستارِ پاکی‌های ام. باری، خوش نمی‌دارم دیدارِ پوزه‌هایِ گشاده به نیشخند را و تشنگیِ ناپاکان را. آنان در چاه نگاه انداخته‌اند و اکنون لبخندِ نفرت‌انگیزِشان از تهِ چاه به سویِ من بَرمی‌تابد! آبِ مقدّس را با شهوت‌بارگیِ خویش زهرآلود کرده‌اند و چون رؤیاهایِ پلیدِشان را «لذّت» نامیدند، واژه‌ها را نیز به زهر آلودند. #فریدریش_نیچه @ketabilm

  • ‌ می گویند #نیچه، پس از قطع رابطه با لو سالومه، غرق در تنهایی مطلق شب در کوهستان های مشرف به خلیج ژن گردش می کرد، آتشی عظیم می افروخت و به تماشای خاموش شدنش می نشست. من اغلب به این آتش اندیشیده ام و روشنایی آن در پس تمام زندگی فکری من رقصیده است. اگر حتی برای من پیش آمده که نسبت به برخی اندیشه ها و برخی آدم ها که در این قرن ملاقات کرده ام ناعادلانه رفتار کرده باشم، به علت این بوده که بی آن که خواسته باشم، آن ها را در برابر این آتش قرار داده ام که به سرعت به خاکستر تبدیلشان کرده است. #آلبر_کامو #یادداشت_ها

  • چگونه از شر افسردگی سی سالگی رها شویم؟ یکی از بهترین مقاله‌ها در رابطه با سی‌سالگی، از آقای مارک منسن است. مارک منسن کتاب " هنر ظریف بی خیالی " را نوشته که از کتاب‌های پرفروش است و در مورد رهایی از دغدغه‌های پوچ و بیخود این روزهاست. او هم روز‌های آخر بیست سالگی‌اش به این فکر می‌افتد که باید در دهه‌ی بعدی چکار کند. برای پیدا کردن جواب یک فراخوان می‌دهد و از کسانی که دهه‌ی سی‌سالگی را گذراندند می‌خواهد که برایش بنویسند به خودِ سی ساله‌شان چه حرفایی میزنن؟ بیشتر از ۶۰۰ نامه به‌دست منسن می‌رسد که به‌گفته‌ی خودش از بصیرتی که در بعضی از نامه‌ها بوده شگفت‌زده می‌شود.  در این مطلب قصد داریم به مرور کلی این مقاله بپردازیم. _ده مورد از مهم‌ترین و پرتکرارترین نکات گفته‌شده در نامه‌ها ۱. پول! همین الان شروع کنید برای بازنشستگی پول جمع کنید. این مورد در تک‌تک نامه‌ها نوشته شده بود. هرچقدر ۲۰ سالگی را بی دغدغه گذراندید مهم نیست. امروز وقت آن رسیده که در مورد پس انداز و بیمه و بازنشستگی جدی فکر کنید. . پرداخت بدهی‌ها را اولویت اول قرار بدهید. . پولی برای موقعیت‌های اورژانسی کنار بگذارید . به صورت منظم بخشی از درآمدتان را جایی سرمایه‌گذاری یا حداقل پس‌انداز کنید(البته این بند در ایران جواب نمی‌دهد، چون فردا را هم نمی‌شود پیش‌بینی کرد). . هزینه‌های بی‌پشتوانه نکنید. مثلا وامی نگیرید که از عهده بازپرداختش برنمی‌آیید. . فقط روی چیز‌هایی سرمایه گذاری کنید که آن را می‌فهمید. به دلال‌ها اعتماد نکنید(عجالتا در ایران فقط به دلال‌ها اعتماد کنید!) ۲. همین امروز شروع کنید به سلامتی‌تان اهمیت بدید. دومین موردی که در نامه‌ها بیشتر از همه ذکر شده‌بود این بود: از همین لحظه تلاش کنید سالم شوید و سالم بمانید! . اگر مشکل سلامتی دارید که همینطور با آن سر می‌کردید، بهتراست به‌ فکر درمانش باشید. . خوب بخوابید. . ورزش کنید. . سعی کنید از استرس دور باشید(در ایران نمی‌شود و سعی کنید با استرس‌هایتان رفیق شوید). ۳. با آدم‌هایی که با شما رفتار خوبی ندارند وقت نگذرانید! ۴. با آدم‌هایی که به‌ شما اهمیت می‌دهند خوب باش! ۵. قبول کن که نمی‌توانی همه‌چیز را هم‌زمان داشته باشی. باید یاد بگیری تمرکز کنی. چندتا هدف که واقعاً برایت مهم‌اند انتخاب کن و با تمام وجود روی آن‌ها تمرکز کن. ۶. از ریسک نترس! هنوز هم می‌توانی تغییر کنی. قرار است یک‌ روز صبح در ۴۰سالگی، با بحران میان‌سالی بیدار شوی و خودت را وسط ماجرایی ببینی که در ۱۰ سال گذشته می‌دانستی قرار نیست به نتیجه برسد؛ و حسرت کار‌هایی را بخوری که انجام ندادی. ۷. باید به رشدکردن ادامه بدهی. ۸. باور کن هیچ‌کس هنوز نمی‌داند که دقیقا قرار است چه بشود! خیلی از مشکلاتی که در ذهنتان است، فقط در ذهن شماست و هرگز اتفاق نمی‌افتد ۹. روی خانواده‌ات سرمایه‌گذاری کن. ارزشش را دارد. افراد زیادی نوشته بودند که در این سن توانستند مشکلاتی که با خانواده‌شان داشتند پشت سر بگذارند و عشق و حمایت به خانواده‌شان بدهند. شاید در این سن تازه می‌بینیم که پدر و مادر ماهم پیر می‌شوند و به خودمان می‌آییم که قدر لحظاتی که میتوانیم با آن‌ها بگذرانیم را بدانیم. ۱۰. با خودت مهربان باش. به خودت احترام بگذار. این مقاله را با صحبت خردمندانه‌ی شهروندی ۵۸ساله تمام می‌کنیم: وقتی چهل‌ساله شدم پدرم گفت: "من از چهل سالگی‌ام لذت بردم. چون در بیست‌سالگی فکر می‌کنی می‌دانی اصل قضیه چیست، در سی‌سالگی می‌فهمی که شاید واقعاً نمی‌دانی! و در چهل‌سالگی یاد می‌گیری که ریلکس کنی و همه چیز را همین‌طور که هست قبول کنی. " الان من ۵۸ساله ام وکاملا حق با پدرم بود. #مارک_منسن / چگونه از شر افسردگی سی سالگی رها شویم؟ _❌______ . Follow ➡️ @ketabilm Follow ➡️ @ketabilm ( پیج کتاب ) Follow ➡️ @ketabilm . _❌______

  • درباره اهانت وقتی کسی به دیگری اهانت می‌کند نشان می ‌دهد که در واقع هیچ حرف درست و واقعی ندارد که علیه او بیان کند، وگرنه علت آن را بیان می ‌کرد و با خیال آسوده نتیجه ‌گیری را به شنوندگان وا می ‌داشت. اما برعکس، نتیجه را عرضه می‌کند و از ارائهٔ مقدماتی که به آن نتیجه منجر شده است، در می‌ ماند، به این امید که مردم بپندارند به منظور کوتاهیِ سخن چنین کرده است. #آرتور_شوپنهاور / #در_باب_حکمت_زندگی _❌______ . Follow ➡️ @ketabilm Follow ➡️ @ketabilm ( پیج کتاب ) Follow ➡️ @ketabilm . _❌______

  • ‌ یکی از ژرف ترین اسرار عشق این است: «چرا او؟» چرا از بین تمام گزینه های ممکن، چنان میل شدیدی به این فرد داریم؟ چرا او را بالاتر از دیگران می نشانیم، در حالی که صحبت او  روشنگرانه ترین صحبت و عادت هایش مناسب ترین عادت ها نبوده است؟ و چرا به رغم حسن نیت، نتوانستیم به دیگران علاقه جنسی پیدا کنیم، دیگرانی که شاید در واقع همان قدر جذاب باشند و شاید زندگی کردن با آن ها راحت تر باشد؟  این مشکل شوپنهاور را متعجب نکرد. « ما آزاد نیستیم که عاشق همه شویم، زیرا نمی توانیم از همه بچه های تندرستی داشته باشیم. اراده معطوف به حیات ما را به سوی افرادی جلب می کند که شانس ما را برای ایجاد بچه های زیبا و باهوش زیاد می کنند، و ما را از کسانی دور می کند که این شانس را کاهش می دهند. »‌ عشق چیزی نیست مگر جلوه آگاهانه کشف والدی آرمانی از جانب اراده‌ معطوف به حیات :‌ لحظه عاشق شدن دو نفر - یا به تعبیر بسیار مناسب؛ خوش آمدن آنها از یکدیگر را در واقع باید نخستین مرحله در شکل گیری فردی جدید دانست. #آلن_دوباتن / #تسلی_بخشی_های_فلسفه @ketabilm _❌______ . Follow ➡️ @ketabilm Follow ➡️ @ketabilm ( پیج کتاب ) Follow ➡️ @ketabilm . _❌______