♡ارتباط با لـی ورلد
Статистикаاگه حرفی یا سوالی هست، بفرمایید🌻 https://t.me/HarfChatBot?start=94f1cf1266e3
- Последний пост
- 20 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 59
- 1/48двое суток
- 67
- 1/72трое суток
- 72
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
امروز شیلا خانم درحالی که کاملا حالش خوب شده، آزادسازی شد و رفت سر خونه زندگیش🥲❤️
لینک ناشناس خراب بود، عوض شد
من عمیقا .... تو هرچی دولت دیکتاتور و کمونیستیه😭
без подписи
بذارنش میاد. نمیدونم واقعا
یعنی برای ملون بر میگرده؟😭😭
без подписи
اگه مثلا بعدا کنجکاو شدین که برین اموی اینداستری بیبی رو ببینید، حواستون باشه مثل من تو تاکسی ویدیوش رو باز نکنید.
نگاه نگاه 🤌🏻 من هاپوپرسنم
وای عزیزم 🫠🫠
یعنی من اینو دیدم یه بار دیگه جیگرم برای ییشینگ کباب شد 💔💔😂 مردم حیوون خونگی دارند آیدل مام داره
ذات گربه:
https://t.me/LAYrq/10734 یعنی هیچوقت مطلقا هیچوقت یه رفتار عشقولانه نسبت به ییشینگ ازشون ندیدم 😂😂 باز لولو یکم بهتره همون موقع که میدیدنش هم شبیه غریبه ها باهاش رفتار میکردن😂💔
چون اصلا نمیبیننش😂😂
https://t.me/LAYWorld/160720 چرا گربه های ییشینگ اینجورین؟ هیچکدوم عشق و علاقه ای به این بچه نشون نمیدن 😂😂😂💔 بدتر از همه لوبو
تو دههی نود، توی چانگشا به دنیا اومدم رویاهام از مرکز شهر هم شلوغتر و روشنتر بودن. بچه بودم و هیچوقت به این رویا شک نکردم که یه روزی "قراره قهرمانی باشم که دنیا رو نجات میده." از روی استیج تا فرودگاه، زندگیم شدهبود یه سری صحنه که پشت هم عوض میشدن، و من میدویدم… توی هر مسیری که جلوی پام بود. چراغهای شهرهای بزرگ گاهی میدرخشیدن، گاهی کمنور میشدن و آینده همیشه محو و نامعلوم بود. تا اینکه یه روز فهمیدم، من قرار نیست دنیا رو نجات بدم. نه قدرت خارقالعادهای دارم، نه میتونم پرواز کنم فقط یه بدن معمولیام از یه آدم معمولی. زندگی هم هیچ رمز عبور یا میانبُری نداره، تنها چیزی که تو دست من بود، تلاش کردن بود. اگه همینطور ادامه بدم، شاید… شاید برسم به همون مقصدی که توی رویاهام ساختم، به همونجایی که همیشه دنبالش بودم. تمام زورمو میذارم؛ حتی اگه معجزهای در کار نباشه، یه ردّ نور از خودم باقی میذارم. توی این دنیا که احتمال درخشش و موفقیت چند میلیارد به یکه. نه ستارهی بختی دارم و نه کسی هستم که راحت برنده بشه. بین این شهر و اون شهر میدویدم، توی شبوروزهای بیپایان، تا بالاخره یه ذره… فقط یه ذره احتمال موفقیتم بیشتر شد. پس همهچی رو گذاشتم وسط: مادی، معنوی… حتی روحم رو و همه رو سپردم به رویاهام، تا خودشون نتیجه رو تعیین کنن. گاهی حس میکردم انرژیم ته کشیده، غذام یادم میرفت، استراحتم یادم میرفت. زندگی مثل فیلم بود، مثل تئاتر؛ انگار داریم یه نمایش رو تا آخر بازی میکنیم. کی میدونه پایانش از قبل نوشته شده یا نه؟ با تمام وجود میخونم، با همهی توانم میرقصم چون فقط وقتیکه همهچیم رو میذارم وسط، میتونم با خودم کنار بیام. یه روز فهمیدم… من دنیا رو نجات نمیدم. قدرت خاصی ندارم، پرواز بلد نیستم، فقط یه آدم معمولیم. زندگی هیچ رمز عبوری نداره… ولی تلاش، تنها چیزیه که مال منه. و شاید… فقط شاید، اگه ادامه بدم، برسم به همون مقصدی که همیشه دنبالش بودم. تمام زورمو میذارم؛ حتی اگه هیچ معجزهای اتفاق نیفته، بازم ردّ یه نور کوچیک از من میمونه. 𝘭𝘢𝘺𝘸𝘰𝘳𝘭𝘥 ♪
𝘭𝘢𝘺𝘸𝘰𝘳𝘭𝘥 ♪
امشب ییشینگ رو گوش بدیم♡
😹😹 اینقدر واسه تور کنسرتهاش و لونه پرنده تمرین بیوقفه کرده که زخموکبودی ازش بعید نیست بههرحال
https://t.me/LAYrq/10727 ای بابا ای بابا 😂😂😂 کنجکاوی گرفتدمان چه کنیم ؟! کاش بدانیم آیا پای کسی درمیان است یا نیست ؟! شایدم خورده تو در یا میز 😂