- Последний пост
- 24 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 222
- 1/48двое суток
- 254
- 1/72трое суток
- 274
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
سلام عزیزان دکتر حمید افتخاری هستم با ۳۰ سال سابقه تدریس در آموزش زبان انگلیسی. این کانال رو می خواهم تغییر بدهم عزیزان ممنون میشم که به لینک ارسال شده بیایند تا مشخص بشود که چقدر از عزیزان بدنبال یادگیری زبان هستند و در کانال جدید مطالب جدید ارسال خواهد شد و کلاسهای آنلاین رایگان هم خواهیم داشت با تشکر از تمام عزیزانی که به کانال جدید بنده تشریف می آورند t.me/speakenglish53
عزیزان کلاس آموزش معلمان TTC از یکشنبه با تعداد محدو دی قرار هست شروع بشود هر کسی نیاز به این مدرک داره تا بتونه در جاهای مختلف تدریس کنه زودتر پیام بده که جا نمونه با تشکر
سلام عزیزان یک دوره کلاس TTC آنلاین برای آن دسته از عزیزانی که نیاز به این مدرک دارند تا بتوانند در آموزشگاههای زبان تدریس کنند قرار هست اجرا شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در پی وی پیام بدید. @DrHamidEftekhari
https://t.me/speakenglish53
https://t.me/speakenglish53
https://t.me/speakenglish53
سلام عزیزان ممنون میشم داخل این لینک جدید در کانال جدید بشن ❤️❤️
سلام عزیزان به داخل این کانال تشریف بیارید👆👆👆
سلام عزیزان دکتر حمید افتخاری هستم با ۳۰ سال سابقه تدریس در آموزش زبان انگلیسی. این کانال رو می خواهم تغییر بدهم عزیزان ممنون میشم که به لینک ارسال شده بیایند تا مشخص بشود که چقدر از عزیزان بدنبال یادگیری زبان هستند و در کانال جدید مطالب جدید ارسال خواهد شد و کلاسهای آنلاین رایگان هم خواهیم داشت با تشکر از تمام عزیزانی که به کانال جدید بنده تشریف می آورند t.me/speakenglish53
#grmmar To feel like + ( verb+ ing ) هوس کردن، تمایل داشتن I feel like going to the beach. هوس کردم برم کنار دریا. I feel like talking. دوست دارم حرف بزنم. I feel like having friends over to my house. هوس کردم دوستانم رو به خونه م دعوت کنم. I feel like watching TV. هوس کردم تلویزیون تماشا کنم. I feel like going to the school. دوست دارم به مدرسه برم.
видео или голосовое, без подписи
🔵واحدهای شمارش در انگلیسی: a pair of shoes 🌺یک جفت کفش a drop of water 🌺یک قطره آب a bunch of grapes 🌺یک خوشه انگور a bunch of flowers 🌺یک دسته گل a lump of coal 🌺یک تکه زغال a stack of plates 🌺یک دسته بشقاب a row of seats 🌺یک ردیف صندلی a string of beads 🌺یک رشته مهره a ball of string 🌺یک کلاف کاموا a crowd of people 🌺یک جمعیت از مردم/ توده ایی از مردم a bar of soap 🌺یک قالب صابون a loaf of bread 🌺یک عدد یا تیکه نان a jar of jam 🌺یک شیشه مربا a box (bar) of chocolate 🌺یک جعبه شکلات a slice of cake or meat 🌺یک تیکه کیک یا گوشت
عزیزان برای تدریس آنلاین در خدمتم
عزیزان ممنون میشم کانال رو به دوستان و آشنایان خودتون معرفی کنید سپاسگزارم @dr_eftekhari_english
Don’t blame yourself for the wrong decision. Everyone makes it. Make them a lesson for your next decision. "برای تصمیم اشتباه خودت را سرزنش نکن. همه این اشتباه را مرتکب میشوند. آنها را درسی برای تصمیم بعدی خود قرار بده"
видео или голосовое, без подписи
فعل get یکی از پرکاربردترین افعال در زبان انگلیسیه و معانی بسیار متنوعی داره—هم بهصورت مستقل و هم در قالب افعال عبارتی (phrasal verbs). بیایید با چند دستهبندی ساده شروع کنیم: 🔍 معانی اصلی فعل get معنی مثال انگلیسی ترجمه فارسی گرفتن / دریافت کردن I got a letter. یک نامه گرفتم. خریدن Let’s get some milk. بیایید کمی شیر بخریم. رسیدن We got home late. دیر به خانه رسیدیم. شدن (تغییر حالت) It’s getting cold. هوا دارد سرد میشود. فهمیدن I didn’t get the joke. شوخی را نفهمیدم. متقاعد کردن They got me to help. من را متقاعد کردند که کمک کنم. 🔗 افعال عبارتی رایج با get فعل عبارتی معنی فارسی مثال get up بیدار شدن / بلند شدن I get up at 7 a.m. get in وارد شدن He got in the car. get out خارج شدن Get out of the room! get over بهبود یافتن / کنار آمدن She got over the flu. get along (with) کنار آمدن با کسی I get along with my coworkers. get away فرار کردن The thief got away. get by گذران زندگی کردن I can get by on this salary. get back برگشتن I’ll get back to you later. get ahead پیشرفت کردن He wants to get ahead in life. get across منتقل کردن پیام I couldn’t get my point across. 🧠 نکات گرامری جالب در انگلیسی آمریکایی، شکل سوم فعل get گاهی gotten هست (مثلاً: He has gotten better). در جملات مجهول غیررسمی، بهجای be میتوان از get استفاده کرد: The window got broken (پنجره شکسته
افعال عبارتی یا Phrasal Verbs در زبان انگلیسی، ترکیبی از یک فعل اصلی به همراه یک یا دو کلمه دیگر (معمولاً قید یا حرف اضافه) هستند که با هم یک معنی جدید و خاص میسازند—معنایی که معمولاً با معنی تکتک کلمات قابل حدس زدن نیست. 🧩 ساختار کلی فعل + قید (مثلاً: wake up = بیدار شدن) فعل + حرف اضافه (مثلاً: look after = مراقبت کردن) فعل + قید + حرف اضافه (مثلاً: get away with = قِسِر در رفتن) ✨ مثالهایی از Phrasal Verbs فعل عبارتی معنی فارسی مثال انگلیسی ترجمه مثال give up تسلیم شدن I won’t give up. من تسلیم نمیشوم. look after مراقبت کردن She looks after her grandma. او از مادربزرگش مراقبت میکند. turn off خاموش کردن Please turn off the lights. لطفاً چراغها را خاموش کن. run into به طور اتفاقی برخورد کردن I ran into an old friend. به طور اتفاقی با یک دوست قدیمی برخورد کردم. 🧠 نکته مهم معنای این افعال معمولاً اصطلاحی است و نمیتوان فقط با دانستن معنی کلمات جداگانه، معنی کل عبارت را فهمید. مثلاً: “Break down” به معنی خراب شدن ماشین است، نه شکستن چیزی!
سلام عزیزان عذرخواهی می کنم که مدتی نتوانستم خدمت رسانی کنم ان شاءلله از امروز در خدمت شما عزیزان هستم
Black out – بیهوش شدن یا قطع برق Black market – بازار سیاه (معاملات غیرقانونی) Black sheep – فرد متفاوت یا طرد شده در یک گروه Blue blood – اشرافزاده بودن Blue collar – کارگر یدی (در مقابل کارمند اداری) Brownie points – امتیاز گرفتن برای رفتار خوب Golden handshake – پاداش بزرگ هنگام ترک شغل Grey area – منطقه مبهم یا نامشخص Red carpet treatment – استقبال ویژه و مجلل Red flag – هشدار یا علامت خطر Silver lining – نکته مثبت در شرایط سخت White elephant – دارایی بیفایده و پرهزینه