Lilith, the Eden's princess
СтатистикаI'll be the garden, you'll be the snake. @FcmdlBot
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 58
- Всего постов
- 66
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
😂😂😂😂 وای نه منم به اینا نگفتم که. مگنه عذاب وجدان بیشتری بهم میدادن :)))
کاملا از این مامانها میشم که تو خونه منتظرن براشون خوراکی ببری 🤣
برای یه لحظه متوجه شدم که منم اگر روزی مامان بشم، دقیقا همینکارو خواهم کرد... البته به دلیلی متفاوت و کاملا منطقی؛ دخترم یعنی چی که بدون من میری کافه خوراکی میخوری؟! 😭😤 https://t.me/gorbayrgorbaha/824
ʟᴏʀᴅ, ɪ'ᴍ ғɪᴠᴇ ʜᴜɴᴅʀᴇᴅ ᴍɪʟᴇs ғʀᴏᴍ ᴍʏ ʜᴏᴍᴇ... 🏠🥀
Harry Potter Thai Edition, illustrated by Arch Apolar
نمیدونم طرحشو با چه نرمافزاری زدن اینقدر جالبه که حتی بنظرم ممکنه کلاژ کرده باشن! اون قسمت مربوط به موش و ببر تو زندانی آزکابان رو مطمئنم از روی یه کتاب علمی در مورد حیوانات برداشتن. دایناسورهای روی جلد جام آتش که قطعا مال یه کتاب علمی در مورد دایناسورهاست.
طرح پشت جلدش هم باحال بود؛ تصویر یه راهروی هاگوارتز بود که شبح نیک داشت از وسطش رد میشد.
دلم هم دقیقا همین چاپ قدیم با طراحی ابتدایی و مضحکشو میخواد... عاشق قیافهی اون سرستونهام.
روزهایی مثل امروز که حوصلهی هیچی رو ندارم و دلم میخواد فقط تو خودم مچاله شم، میگم کاش کتابهای هری پاترو داشتم، موقع مچاله شدن میخوندمشون.
وای خدا دارم منفجر میشم
من نمیفهمم این آدمها کی هستن، اصلا آدمن، گاون، چی هستن آخه مگه میشه آدم خونه زندگیش ساس بیوفته، اینجوری رفتار کنه؟ گوشی لامصب که بیست و چهاری دستتونه رو نمیتونید باهاش یه سرچ ساده کنید راه حلشو پیدا کنید؟ میرید تو تاکسی، مترو، خونه فامیل مهمانی، پخش میکنید آخه شما آدمید، گاوید، چی هستید؟!
Lilith, the Eden's princess pinned a video
کاش چیزهای خوب پیدامون کنن ✨
اون اوایل، هردفعه در موردش با کسی حرف زدم، بعدش حالم خیلی بد شد. ترسناک بود... دلم نمیخواست به ریاکشن نشون دادنم ادامه بدم. نمیخواستم دراما بسازم. نمیخواستم در آینده وقتی بالاخره باهاش کنار میام، رفتار یا حرفی باشه که نتونم پسش بگیرم. ولی چند وقت پیش، خیلی یهویی تو یه مکالمهی تقریبا بیربط، با نیکتا در موردش حرف زدم و بعدش دیدم حالم بهتر شد؛ با اینکه pms هم بودم ♥️
و چقدر اتفاق داره برامون میوفته که میشد کنار دیگران آسونتر از الان باهاش کنار بیایم، اگر تنها نبودیم. اصلا زندگی برای این طراحی نشده که تنهایی انجامش بدی عزیزم.
و راستش شاید مهمترین و غیرقابل جبرانترین چیزی که یکساله دارم کلنجار میرم تا درکش کنم، همین باشه که اعتماد و علاقهام به آدمهای دیگه رو به کلی از دست دادم. هیچ حسی ندارم و هیچ رویایی ندارم و دیگه اصلا برام فرقی نداره که تنها بمونم یا نه. ولی باز هم ناراحتم میکنه اینکه میبینم همه داریم تو تنهایی دست و پا میزنیم؛ هیچوقت نتونستم بفهمم چرا آدمها یه لحظه میخوان و یه لحظهی دیگه، نمیخوان. چرا جزئیات زیبای همدیگه رو نمیبینیم. و چرا اینهمه تنهایی به خودمون و دیگران تحمیل میکنیم.
اصلا هم خوشم نمیاد از حرفهای زردی که میگن آدم سالم حتما باید از بریکآپش یه درسی بگیره، باید روی خودش کار کنه برای بهتر شدن، به خودش انگیزه بده که اگر نشد لااقل من آدم بهتری میشم... من برای آدم بهتری شدن، نیازی نداشتم که حتما دلم بشکنه. آدمِ واقعا سالم، بدون درس عبرت گرفتن هم با زمان پیش میره و بهتر میشه. ولی اون چیزی که نمیشه، گاهی به هیچ شکلی قابل جبران نیست؛ هیچ چیزی جاشو نمیگیره.
نبودنت توی زندگیم، به تخمم نیست و هیچوقت هم به تخمم نمیشه. ولی از همون لحظه که گوشیو قطع کردم، برام عادی شده بود... مثل تمام چیزهایی که تو زندگی میبینیم و رویای داشتنشون رو توی ذهنمون پرورش میدیم، بیشتر وقتها لیاقتشو هم داریم؛ یا لااقل حاضریم براشون سخت تلاش کنیم تا لایقشون بشیم. ولی باز هم وقتی نمیشه، خودمونو براش نمیکشیم.
وقتی سی سالم شد، آقای نقاش بهم گفت از سی سالگی به بعد، دیگه خیلی چیزها به تخمت میشه. حرفش یکم درست بود، یکم هم نادرست. چون هیچی به تخمت نمیشه، فقط به نقطهای میرسی که اونقدر دیدی و اونقدر تجربه کردی که اتفاقهای خاص زندگی برات مثل طلوع خورشید یا تغییر فصول میشه؛ اون اتفاق به تنهایی چیز عجیبیه، ولی عادی شده.
دلم نمیخواست آخرین بار بهم بگی "رابطهی ما عالی بود" چون آدم "عالی" رو دور نمیندازه؛ عالی رو به هر قیمتی نگه میداره. مخصوصا توی دنیایی که هر روز بیشتر بهمون یادآوری میکنه چقدر پر از تنهایی و کثافته.