Lotus challenge
Статистика- Последний пост
- 18 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
من از تو نمیخواهم که مثل من باشی، فقط میخواهم مثل خودت باشی، بیآنکه از قضاوت بترسی. ما نویسندهایم، نه برای شهرت، بلکه برای آن لحظهای که واژهای از درونمان بیرون میزند و جهان را تکان میدهد. بنویس، اسکات. حتی اگر فقط برای خودت باشد من آن ها را می خوانم. نامه ارنست همینگوی به اسکات فیتزجرالد، ۲۸ ژوئن ۱۹۳۴، مادرید
https://t.me/my_little_cottageee
https://t.me/HANIY_STARK
https://t.me/Donyano2007
https://t.me/Dreammond
https://t.me/candywof
چالش دارم 🎻✨ این پیامو فور کنید تا یه جور آیمووی یا آهنگ بهتون تقدیم کنم:)) برای چالش لازم نیست حتما جویین باشید^^ اگه چنل ندارید اینجا برام آیدیتونو بزارین🪷
«🫶🏻🍭🎀» لی مییه نویسنده کتاب رویافروشی دالرگات یه رمان جادویی،روان،درام، شاعرانه و فانتزی؛) "غلبه بر سختیهای گذشته، آدما رو به چیزی که امروز هستن تبدیل میکنه: بازنده و قهرمان. وظیفه ما اینه که کاری کنیم خودشون اینو متوجه بشن." for you:my baby
«🦢☕️🎨» تریسی شوالیر نویسنده کتاب دختری با گوشواره مروارید تاریخی،درام و هنری بنظرم میتونه قشنگت باشه:) «وقتی در بازار دربارهی کسی حرف میزنند، معمولاً دلیلی دارد، حتا اگر لزوماً آن چیزی که میگویند واقعیت نداشته باشد.» for you:Melina
«💦❄️🏔️☔☁️» ویرجینیا وولف نویسنده کتاب فانوس دریایی که احتمالا یجورایی فانتزی باشه فک میکنم جالبه:) "و تمام زندگیهایی که تا به حال سپری کردهایم و تمام زندگیهایی که در پیش رویمان قرار دارند، سرشارند از درختان و برگهای در حال تغییر." for you:https://t.me/Dyakosolon
«✨❤️🔥🤌» صبا طاهر نویسنده کتاب اخگری در خاکستر عاشقانه فانتزی ماجراجویی خودم هنوز نخوندم ولی این کتاب به ذهنم اومد^^ به عنوان کلاسیک میتونم غرور و تعصب جین آستین هم معرفی کنم:) سایه ها از شن ها بیرون می آیند و دورم را می گیرند. غول ها. از غم و غصه و بوی گند خون تغذیه می کنند. یکی از آن ها جیغ می کشد و آن قدر حیرت می کنم که سبد از دستم رها می شود. صدایش به نحو وهم انگیزی آشناست. for you: Mahdi
«🐈⬛🫐🤍» سوسوکه ناتسوکاوا نویسنده کتاب گربه ای که کتاب ها را نجات داد فانتزی و دلنشین:)) «این حقیقت نداره که هرچی بیشتر بخونی، چیزهای بیشتری از دنیا رو میبینی. مهم نیست که چقدر دانش و آگاهی فروکنی توی سرت، چون تا وقتی با ذهن خودت فکر نکنی و با پاهای خودت راه نری، آگاهی و دانشی که بهدست میآری توخالی و قرضیه.» for you:https://t.me/Serendipity_yp
«🌱🦋✨» ال.ام.مونتگمری نویسنده کتاب قصر آبی که مطمئنم کتاب خیلی قشنگیه و ارزش خوندن داره^^ "اگر بتوانید با کسی نیم ساعت در سکوت بنشینید و بااینحال کاملاً راحت باشید، میتوانید با آن شخص دوست بشوید. اگر نمیتوانید، هرگز دوست یکدیگر نمیشوید و نیازی نیست در این راه وقت تلف کنید." for you:https://t.me/rozeh_Abi
«🏹🎀🦢» ال.ام.مونتگمری نویسنده کتاب آنه شرلی کلاسیک زیبا و ملیح بنظرم بهترین کتاب ممکنه^^ کمکم دارم میفهمم که بزرگشدن چه اشکالهایی دارد؛ وقتی به آرزوهایی که در کودکی داشتی میرسی، میبینی آنقدرها هم که فکر میکردی، جالب نبودهاند. for you:https://t.me/candyplant
«🩸🦇🗡» تریشا لونسلر نویسنده کتاب سایه های میان ما فانتزی و رومانتیک گزینه خوبیه:) «انجام دادن کار درست همیشه راحت نیست و اینکه آدم بزرگی باشی و اولین کسی باشی که دست مهربونی دراز میکنه شخصیت قدرتمندی میخواد. ولی نیازی نیست بترسی، آلساندرا. انجام کار درست هیچوقت جواب اشتباهی نیست.» for you:https://t.me/iiiinnnneeedddppisha
«🎻🫙🗝» داستایوفسکی نویسنده کتاب قلب ضعیف و بوبوک شاعرانه و غمگین،خودم نخوندم ولی داستایوفسکی قطعا خوبه:) خیلی از چهرهها واقعاً غمگین بودند، ولی عدهٔ زیادی هم ادای ماتمزدگی و مصیبتدیدگی را درمیآوردند. این میان بسیاری دیگر هم بودند که حتی سعی نمیکردند شادیشان را مخفی کنند. for you:https://t.me/xlevinx9
«🪶🕯🩰» لوسی آدینگتون نویسنده کتاب روبان قرمز تاریخی، درام و لطیف:) کلی چیز یاد گرفتم، حتی با نگاه کردن یا کمک کردن به دوخت لباس شب. سایر دوزنده ها هم دیگر مثل روز اول برایم غیر قابل تحمل نبودند. برای یاد دادن مهارت و دانش خود، بخل نمی ورزیدند. کم کم با قصه زندگی تک تک آن ها آشنا شدم. قصه زندگی واقعیشان قبل از ورود به «برچ وود». for you:https://t.me/blueXpearl
«🌌🌫🌨» ایووین آیوین نویسنده کتاب دختر برفی بهترین چیزی بود که پیدا کردم کمی شاعرانه و جادویی:) "برف هنوز میبارید. همهچیز را آرام و بیصدا میپوشاند. زن ایستاد، دستها را در جیب پالتویش فرو کرد و به جنگل خیره شد. چیزی در دوردست تکان خورد — سایهای باریک میان درختان. نه یک حیوان. نه باد. چیزی شبیه یک دختر، پوشیده در سپیدی. اما همانقدر که ظاهر شد، ناپدید شد؛ مثل بخار نفس در هوای یخزده." for you:https://t.me/sickworst
«🌊🐚🫧» ارنست همینگوی نویسنده کتاب پیرمرد و دریا چون فک میکنم رئالیسم باشه درموردش مطمئن نیستم ولی کتاب قشنگیه ارزش خوندن داره^^ این منم که بدشانسم. ولی کسی چه میدونه؟ شاید امروز... هر روز، یه روز دیگه ست. خوش شانس بودن بهتره. ولی من کارمو کاملاً درست انجام میدم تا وقتی شانس پیداش شد، آماده باشم for you:https://t.me/petrichorerj