- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 72
- 1/48двое суток
- 82
- 1/72трое суток
- 88
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
محب مسند آقایی این مردم در از توهم دانایی آمد این مردم شبیه شبپره خورشید را نمیبینند اگر چه صاحب بینایی این مردم برای شان سخن از دستهای دور نزن که لاک پشتک دریایی این مردم گهی به محفل شیطان، گهی به بزم خدا چقدر مردم هر جایی اند این مردم به نام، پیرو یکتاپرستی اند ولی در اصل هندو و بودایی اند این مردم سر سکوت فضا را به سنگ میکوبند شبیه ساعقه غوغایی اند این مردم به رهنمود خداوند عیب میگیرند که مرز آخر خودرایی اند این مردم خبر رسید که طاووس را به دار زدند چقدر دشمن زیبایی اند این مردم جواب شان به شعور اجنه هم نرسد سوال های معمایی اند این مردم شعر و صدا: مختار احمد حاتمی
видео или голосовое, без подписи
ای جوجگانِ از دل توفان برآمده چشمم پی شماست چشمم پی شماست...
آراسته ظاهریم و باطن نه چنان القصه، چنانکه مینماییم، نهایم #شیخ_بهایی
"ژالهام هرگز ندارم تاب احسان کسی آب گردم گر کسی از خاک بردارد مرا"
تمام ثانیه ها شاهدان این درد اند که من بدون تو میمیرم و نمیمیرم
دوریات نی میکشد نی هم اسیرم میکند در شبی اندازهی صد سال پیرم میکند دستهای از لالهام در زیر پا له میشوم نامهی ناخواندهایام، چیر چیرم میکند مثل یک گنجشک زخمی میگریزم، عاقبت کودکی دنبال من افتاده گیرم میکند من جوانم، سربلندم، با غرورم، زندگی گوشهگیر و نامراد و سر به زیرم میکند خالیام از شعر، اینکه مینویسم ساده نیست عشق شاید گاهگاهی ناگزیرم میکند هیمه
"همین توکل کن ملرزان پا و دست رزقِ تو بر تو ز تو عاشق تر است"
видео или голосовое, без подписи
. امشب دلم از آمدنت سرشار است فانوس به دست کوچهی دیدار است آنگونه تو را در انتظارم که اگر این چشم بخوابد آن یکی بیدار است! #ایرج_زبردست@Lutf41
آن موقعی که هیچ کسی را نداشتی تا بروی پیشش. وقتی که همه ترکت کردند، بدان اینجا من هنوز منتظرت هستم، حتی اگه خیلی دیر کرده باشی! #لطفالله_شیدا_قاطع
پیش از محرومیت، قدر نعمت را بدان روزی مردی برای نخستین بار سوار کشتی شد. او از امواج دریا و احتمال غرق شدن چنان ترسیده بود که پیوسته بیتابی میکرد. هرچه مسافران او را دلداری میدادند، آرام نمیشد. در میان مسافران، حکیمی حضور داشت. او پیشنهاد کرد مرد را برای لحظهای به دریا بیندازند. هنگامی که مرد در آب افتاد، با تمام توان دستوپا زد و برای نجات خود تلاش کرد. سپس او را دوباره به کشتی بازگرداندند. پس از بازگشت، مرد آرام در گوشهای نشست و دیگر بیتابی نکرد. وقتی از حکیم علت این کار را پرسیدند، گفت: «او تا رنج دریا را نچشیده بود، قدر امنیت کشتی را نمیدانست.» بسیاری از نعمتهای خداوند زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهند که انسان سختی و محرومیت را تجربه کند. خردمند کسی است که پیش از دست دادن نعمتها، قدر آنها را بداند و شکرگزار باشد.
بالا بروی 🌤️ پایین بیایی 🌧️ غمی که امروز به کسی دادی؛ غمِ فردایِ خود توست. 🔄 🖊️: #لطفالله_شیدا_قاطع
видео или голосовое, без подписи
"تا از تو جدا شده است آغوش مرا از گریه کسی ندیده خاموش مرا در جان و دل و دید فراموش نهای از بهر خدا مکن فراموش مرا"
"بی من خوشی، وگرنه از آن تو میشدم جان میسپردم آخر و جان تو میشدم گفتم که مردم از غم و گفتی به حرف نیست! ای کاش من حریف زبان تو میشدم... معشوق روزگار غزلهای ناب! کاش همعصر شاعران زمان تو میشدم ای عمر چندروزهی دنیا! بدون عشق تا کی اسیر سود و زیان تو میشدم؟ پا بر سرم گذاشتی اکنون که آمدی ای مرگ داشتم نگران تو میشدم" شنبه 14:32 06.06.2026
باران است، او با لبخند قدم میزند، گل در مسیرِ نگاهش میروید، غزل از ردِّ پایش میشکفد، دل تا مرز شیدایی پر میکشد، و من در عشق او قطرهقطره آب میشوم. 💙🌧️💙 پنجشنبه 14:25 04.06.2026 #لطفالله_شیدا_قاطع
"گفتم دل و دین بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی آن من بودم که بیقرارت کردم" مولانا
видео или голосовое, без подписи
دستورالعمل سفر به زمین شعری از جیمز مک-ری اگر روزی بیدار شدی و دیدی روحت از سرچشمه جدا شده و در قالبی مادی تجسم یافته، نگران نشو. وضعیت تو موقتی است. تو برای تجربهٔ زندگی انسانی انتخاب شدهای. این شبیهسازی سهبعدی برای شکستن یکنواختیِ ابدیت طراحی شده تا تجربهای عمیق و همهجانبه از بودن در قالب یک «من» جداگانه به تو بدهد. بدنت آواتار فیزیکی تو خواهد بود وقتی در واقعیتی متراکم و گاه پر از فراز و نشیب حرکت میکنی. حواسپرتیهای زیادی در مسیرت خواهد بود که باعث میشوند ماهیت و خاستگاه واقعیات را فراموش کنی. احساسات بسیاری را تجربه خواهی کرد؛ از شادی تا تنهایی و حتی نومیدی. اما به یاد داشته باش — مهم نیست با چه آزمونها و چه رنجهایی روبهرو میشوی، روح تو همیشه در امنیت کامل است. گاهی ممکن است احساس کنی گم شدهای یا ترسیدهای. این کاملاً طبیعی است. اگر زمانی به راهنمایی نیاز داشتی، فقط کمی از شتاب ذهن خود کم کن و توجهت را ببر به آن فضای آرام در درونت. در این سیاره هیچ چیز همیشگی نیست. آدمها و چیزها میآیند و میروند. عاشق خواهی شد و دلبستگیهایی عمیق شکل خواهی داد، و روزی ممکن است همهٔ آنچه دوست داری را از دست بدهی. پس به هیچ چیز زیادی نچسب — حتی به خودت. و وقتی زمان رها کردن فرا رسید، با وقار رها کن؛ چرا که هیچ چیز واقعاً مال ما نیست، همه چیز فقط به امانت در اختیار ماست. وقتی در میان مردم این سیاره قدم میزنی، سعی کن مهمان خوبی باشی. آرام قدم بردار. یادت باشد تو فقط برای مدتی کوتاه به اینجا آمدهای. ردی از آشفتگی به جا نگذار. بیشتر گوش بده تا آنکه حرف بزنی. بیشتر ببخش تا آنکه بگیری. قلب نرم و مهربانت را در قفسی شیشهای زندانی نکن تا از زخمها در امان بماند. هیچکس از اینجا زنده بیرون نمیرود و زمان سریع میگذرد. پس وقتی از زمین بازمیگردی، چند زخمِ نبرد و چند داستان خوب برای گفتن همراه داشته باش.