tgindex
از غرب تماس میگیرم..

از غرب تماس میگیرم..

Статистика
@MAHKABOODперсидский

خاکسترنویس. حرف‌های مادمازل غرب.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
10
Всего постов
32
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 307
−5 за 3 дн.
Сутки
−1
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
234
32 постов
Вовлечённость
17,9%
к подписчикам
Постов в день
1,4
всего 32
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
153
1/48двое суток
175
1/72трое суток
189

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 12 авг.12943из RegaPlus

    видео или голосовое, без подписи

  • تاریخ را بچرخان تا عاشقی پیدا کنی دل داده باشد، و سکوت کند... اگر نبود، اسم تو را خواهم نوشت در صفحه‌ی نامردان.

  • و البته حسم بر اینکه یه جمع دخترونه نجاتم خواهد داد. امیدوارم.

  • 12 авг.17675из HouseNumberrr12

    دلم می‌خواد یه رفیقی داشته باشم که به هیچ پلنی نه نگه.

  • حسرت نبودنم در تهران رو توی قلبم بیدار کردی. طاقت نیاورد. تیکه تیکه شد. توام برام تیکه تیکه شدی.

  • لذت بارونی که تابستون می‌باره، از پاییز و زمستون بیشتره.‌

  • ای مرگ از چه نظر قوی پنداشتی مرا؟ نه جانی گرفتی، نه زنده نگه داشتی... عوض هر کسی، نشستی و چای‌ام را تازه کردی.

  • مامان‌بزرگم وقتی می‌خواست از یه شخص خیلی خاص تعریف کنه، می‌گفت:«از چهره‌اش نور می‌باره.» این جمله بعد دیدن فاروق برای من جا افتاد که اصلا یعنی چی. این مرد سراسر نور عه. خودش، پادکستش و سلیقه‌ی بی‌نهایت زیباش در موسیقی.

  • 9 авг.2765из falshxan

    گفتن شبیه چپی‌هایی شده‌ام که برای ساواکی‌ها کمین کرده‌ان. تو گویی چریکی‌ام در سیاهکل!

  • هر بار که کتابی به دستم برمی‌دارم با خودم عهد می‌بندم که حتما راجع بهش خواهم نوشت. اما تنها چیزی که یادم می‌مونه اینکه چقدر و به چه شدت باهاش گریه کردم.

  • 9 авг.288411

    اگه با تنهاییت دوست شدی، گوش کن.

  • نمی‌دونم دیدید یا نه! یه ژانری راه افتاده از اینکه میری کتابفروشی، از کتاب‌هایی که می‌خواستی بخری اما نتونستی بخری عکس میگیری و به اشتراک می‌ذاری:

  • 8 авг.312103

    موقع دیدنش از ته قلبم خوشحال شدم. ورقش زدم و باهاش خداحافظی کردم.

  • اگر فراموشم کردی، دیگه سعی نکن به یادم بیاری.

  • فراموش شدن خودت یعنی فراموش شدن زخم‌هایی که داشتی، خاطره‌هایی که ساختی، لبخند بی‌ریختت، صدات و...

  • این روزها میخام برای آدم‌ها پیدا نشدنی باشم. که ندونن کجام. چه حسی دارم. به چی مشغولم. و یواش یواش فراموش بشم. برای همیشه.

  • 7 авг.35278из caramelpodcast

    اینقدر به خودت و سرنوشتت اعتماد داشته باش که حتی اگر تاریک‌ترین روزها رو داشتی و بدترین‌ها داشت سرت میومد، به خودت بگی عیب نداره، من صبورم. تو هنوز سالهای زیادی قراره زندگی کنی، شاید یکی دو سال سختی رو داشته باشی ولی بعدش اگه معجزه بشه چی؟ من می‌گم می‌شه، تو صبوری کن.

از غرب تماس میگیرم.. — tgindex