- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 18
- 1/48двое суток
- 20
- 1/72трое суток
- 22
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
زندگیم هر روز داره “تازه کجاشو دیدی، این که چیزی نیست” تر میشه.
سلامت روانیم الان ازهمه چیز برام مهمتره... دیگهحوصله رفتارای چرت وپرتت و رو فاز بودنتونو ندارم؛ حتی شما دوست عزیز!
-آنها تو را از دست میدهند و شبّخیر.✨
19 مرداد سال 1405
هرچی بیشتر میفهمی بیشتر بیمعنی میشه خیلیچیزا.
انسان بودن چیز سختیه، تو زندگی بعدی میخوام ابر باشم.
همهی بهونهها دروغن، هر کی بخواد میتونه.
”تجربه شد“ هام داره میره برای جلد سوم.
ببخشید امروز نمیتونم بیام مهمون اومده ( سگ افسردگی)
00:00
« گر بدانی حالِ من، گریان شوی بیاختیار »
تو چه ميدانى كه من؛ براىِ يكبار برخاستن، چند هزار بار فرو ريختم…:)
یکی از چیزایی که این روزا خیلی داره اذیتم میکنه احساس هدر رفتنه. جوونیم، پتانسیلم، روزها و زمان انگار همشون دارن هدر میرن و من هیچ کاری از دستم برنمیاد.
آدما انگار قرارداد بستن که تا پینشون کنی و اسمشونو سیو کنی گند بزنن و خودشونو از چشمت بندازن.
خدایا من به اون ‹یُسرا› پس از ‹العُسرِ› سخت نیازمندم.
اشرف مخلوقات هرشب به هر دری میزنه که با خودش و غمش کنار بیاد.
یه کارایی میکنم که هم سیخ نسوزه، هم کباب، بعدش میبینم حتی دستمم سوخته.
انقد مغزم خستست ازهمه چی که نمیخام تا یه مدت با هیچکس صحبتی داشته باشم!...