- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 9
- 1/48двое суток
- 10
- 1/72трое суток
- 11
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
قشنگ بود و شاید باید اینجا بماند :)))🌱❤️🫂 زیبایی های 21 سالگی
و من دلتنگ اینجا و نوشتن ....
از هرچه میرود، سخن دوست خوشتر است پیغام آشنا، نفس روحپرور است سعدی
و سعدی خواند : وصالِ توست اگر دل را مرادی هست و مطلوبی کنارِ توست اگر غم را کناری هست و پایانی! سعدی
21 سالگی شاید...
21 سالگی شاید...
و انسان تا ابد درگیر همانیست که در کودکی نیاموخته است . و انسانی که نداند ، انسان و نسلی را شکل میدهد که نمیداند و همان است که حال تمامیان شاهد جهان پر از کودکان بزرگ نمایی هستیم که نه سوگ را بلدند و نه فقدان و نه میدانند بروز عشق چیست و نه رها کردن را اموخته اند....
و در ستایش کیارستمی ، طعم گیلاس را برای بار چندم خواهیم دید...🌱
اگر روزی روزگاری حس کرده اید به افراد یک جمع و حضور آنها تعلق ندارید ، رها کنید ، بیرون بیایید ، به اشتباه متهم خواهید شد اما آرامشی و ارزشی که بعد از نبودن در کنار جمعی که برای شما نبوده است خواهید داشت از تمامی انچه میگویند و هر انچه که رها کرده اید باارزش تر است.
و انچا که سعدی آنچنان خواند : گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم سعدی
پیش رو راه بی هدف پشت سر شهر غم زده پای پیاده، در دل شب تا پل آزادی، قدم زده.... @Non_Rb
و کاش رها شوم از هر انچه ذهن به خطا می سازد
و کاش رها شوم از هر انچه ذهن به خطا می سازد
ایس چاکلت و گاتا تا ابد>>>>>🍫🥯
و چقدر این روز ها نیازمند حرف زدن با منی اگاه و منطقی هستم . منی که نمیدانم چرا ولی این روز ها با تمام عمق وجود خود دانسته است که اگاهی کافی نیست... که حال میداند اگر روان و هر آنچه درموردش گویند را اسبی تصور کند اگاهی تنها افسار است ، افساری برای مهار کردن روان به دست خود واقعی تو... و اما هیچ کس و هیچ کجا به تو نیاموخته اند که افسار را به دست گرفتن و استفاده از آن مهارتی بیش از داشتن خود افسار می طلبد که گاه خود افسار است که باعث خروش اسب خواهد شد. تمامی این دنیا در گوش ما از اگاهی فریاد زده اند اما نشانمان نداده اند که با این اگاهی چه کنیم؟ که این اگاهی چگونه میتواند این روان را مهار کند؟
و چقدر این روز ها نیازمند حرف زدن با منی اگاه و منطقی هستم . منی که نمیدانم چرا ولی این روز ها با تمام عمق وجود خود دانسته است که اگاهی کافی نیست... که حال میداند اگر روان و هر آنچه درموردش گویند را اسبی تصور کند اگاهی تنها افسار است ، افساری برای مهار کردن روان به دست خود واقعی تو... و اما هیچ کس و هیچ کجا به تو نیاموخته اند که افسار را به دست گرفتن و استفاده از آن مهارتی بیش از داشتن خود افسار می طلبد که گاه خود افسار است که باعث خروش اسب خواهد شد. تمامی این دنیا در گوش ما از اگاهی فریاد زده اند اما نشانمان نداده اند که با این اگاهی چه کنیم؟ که این اگاهی چگونه میتواند این روان را مهار کند؟
و حال آرام تر برای شروع کردن دوباره هستم🐌... یادآوری این حقیقت آزار دهنده است که زندگی برای اندوه و غم تو هیچگاه نمی ایستد و ادامه دار بودنش شاید دلیلی برای بیداری ، آگاهی و حرکت و گاه بهبود تو خواهد بود. اما گاه تنها دوام آوردن را تحمیل میکند ، تحمیلی که شاید رسالت این دنیاست. نمی دانم.
یجوری دلم برای جلسات کتابخوانی تنگ شده که واقعا از هفته بعد نرم خودمو تنبیه میکنم🤡🌱
سعدیِ خویش خوانیام، پس به جفا برانیام سفره اگر نمینهی، در به چه باز میکنی؟! سعدی
без подписи