گُمشده؛ | زَن، زِندگی، آزادی..
Статистика«7–1=0» ☆بامنبرقصرویجهانهایگُمشده بامنبرقص.. باملوانهایگُمشده☆ –شاید من اینجا باشم و یادداشتهای من؛ همینطور یهکم از آدمها، آهنگها، دیالوگها، متنها و شعرهای مورد علاقهم. 140408291937; t.me/HidenChat_Bot?start=1809676688
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
توی هر دوتا مچ آمارِ امیرعلی یه جوریه انگار از روی من تقلب کرده ولی پاس نشده😭🤣
خیلییییی خوش گذشت.. با تشکر از دو تا انمیِ ایرانی که گذاشتن تاریخ وینِ ما تکرار بشه😔🙏🏻
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
گُمشده؛ | زَن، زِندگی، آزادی.. pinned «سلام و درود🪷 اول اینکه خیلی خوشاومدین.. دوم اینه که براتون خوشحالم که منو از بین این همه چنل پیدا کردید چون کاملا و از هر نظری بینظیرتر و بهترم. سوم هم این باشه که با وجود مورد دوم، همینجوری الکی اینجا نباشید.. اول یکم از پیامهای بالاتر و روزهای گذشته…»
[ ما یه قطار کوچیک پیدا کردیم که اسمش رو گذاشتیم «قطار شمارهی صفر» قطاری که هیچوقت توی برنامهی حرکت قطارها ثبت نشده و هیچکس دقیقا نمیدونه از کجا میاد یا به کجا میره. فقط میدونیم هر نیمهشب، از بین درختا و نور ستارهها پیداش میشه و شب برای چند دقیقه یه خط ریل مخفی روی زمین براش میکشه. میگن این قطار مقصد مشخصی نداره و بهتره بگم مقصد هر مسافر رو خودش انتخاب میکنه و هرکس رو به جایی که قلبِ بیتابش گیر کرده میرسونه. ما هم تصمیم گرفتیم اینبار چندتا از بلیتهای این قطار رو به شما بدیم و همسفر بشیم. حالا اگر دوست داشتین این پیام رو توی دیلیتون فوروارد کنید تا ما براساس وایب دیلیتون بهتون بگیم کدوم واگن و کدوم صندلیِ قطار برای شماست، کسی که کنارتون میشینه کیه، مقصدتون کجاست و توی چمدون دلتنگیهاتون چه چیزایی حمل میکنید. اگر دوست داشتین همسفرمون بشین، این پیام رو توی دیلیتون فوروارد کنید. همهی بلیتها و مقصدها و جزئیاتِ مخصوص به شمارو اول همینجا منتشر میکنیم. 🚃⭐️]
без подписи
سلام و درود🪷 اول اینکه خیلی خوشاومدین.. دوم اینه که براتون خوشحالم که منو از بین این همه چنل پیدا کردید چون کاملا و از هر نظری بینظیرتر و بهترم. سوم هم این باشه که با وجود مورد دوم، همینجوری الکی اینجا نباشید.. اول یکم از پیامهای بالاتر و روزهای گذشته رو بخونید و اگه دوست داشتید، بمونید (چراغارو خاموش میکنم)
–خطاب به درختِ بلوط اگر دوستت داشته باشم.. هرگز پیچکی نخواهم بود که از شاخههای بلند تو بالا برود تا به واسطهی تو خودنمایی کند. اگر دوستت داشته باشم.. هرگز آن پرندهی دلباختهای نخواهم بود که برای سایهات یک ترانهی تکراری را بارها و بارها بخواند. و نه فقط چشمهای خواهم بود که تمام سال خنکای آرامشبخشی به تو هدیه کند؛ و نه فقط قلهای بلند که بر قامت تو بیفزاید و شکوهت را بیشتر نمایان کند. و نه حتی خورشید، و نه حتی بارانِ بهاری، نه.. اینها کافی نیستند. من باید درختِ پنبهایِ سرخگل باشم، درست در کنارِ تو.. تا همچون یک درخت، در قامت خویش و در کنارِ تو بایستم. ریشههایمان در دل خاک محکم در هم گره بخورد، و برگهایمان در آسمان به یکدیگر برسد. هر بار که باد بوزد، ما به یکدیگر سلام کنیم؛ اما هیچکس زبانِ خاموشِ میانِ ما را نفهمد. تو شاخههای مِسی و تنهای آهنین داری؛ چونان چاقو، چونان شمشیر، و چونان نیزه. و من گلهای سرخِ و پرپشتم را دارم؛ همچون آهی سنگین، و در عین حال چون مشعلی سرشار از شجاعت. ما سرمای سخت، باد و رعد و صاعقه را با یکدیگر تاب میآوریم؛ و مه و ابر و نسیمِ کوهستان و رنگینکمان را با یکدیگر سهیم میشویم. گویی برای همیشه از هم جداییم، و با این حال تا پایانِ عمر به یکدیگر وابستهایم. این است یک عشقِ بزرگ. و وفاداری در همینجاست: عشق.. نهفقط به این که قامتِ باشکوهِ تو را، بلکه به این است که جایگاهی را که بر آن ایستادهای نیز دوست بِدارم؛ زمینی را که زیرِ پای توست.
–致橡树 我如果爱你.. 绝不像攀援的凌霄花, 借你的高枝炫耀自己; 我如果爱你.. 绝不学痴情的鸟儿, 为绿荫重复单调的歌曲; 也不止像泉源, 常年送来清凉的慰藉; 也不止像险峰, 增加你的高度, 衬托你的威仪. 甚至日光. 甚至春雨. 不, 这些都还不够! 我必须是你近旁的一株木棉, 作为树的形象和你站在一起. 根, 紧握在地下, 叶, 相触在云里. 每一阵风过, 我们都互相致意, 但没有人, 听懂我们的言语. 你有你的铜枝铁干, 像刀, 像剑, 也像戟; 我有我红硕的花朵, 像沉重的叹息, 又像英勇的火炬. 我们分担寒潮、风雷、霹雳; 我们共享雾霭、流岚、虹霓. 仿佛永远分离, 却又终身相依. 这才是伟大的爱情, 坚贞就在这里: 爱.. 不仅爱你伟岸的身躯, 也爱你坚持的位置, 足下的土地.