tgindex
مهرانه ها(علیرضادلارامی)

مهرانه ها(علیرضادلارامی)

Статистика
@Mehreyar400Экономикаперсидский

سروده‌ها،نوشته‌هاو خوانش‌های علیرضا دلارامی. مهریار آیدی‌من : @alirezadelarami97

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
30
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
288
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
496
30 постов
Вовлечённость
172,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 30
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
120
1/48двое суток
137
1/72трое суток
148

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 6 авг.141132

    در راه تو درویش شدم باور کن دلبسته‌تر از پیش شدم باور کن در آینه‌ی نگاه دریایی تو بی‌خویش‌تر از خویش شدم باور کن *** با چشم تو من قرار دارم همه‌عمر درد و غم بی‌شمار دارم همه‌عمر این شعر همین ترانه‌ی غمگین را از چشم تو یادگار دارم همه‌عمر 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضا‌دلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • از غیبت خورشید، دلم شد بی‌تاب بی‌تاب شدم بیا بتاب ای مهتاب چون صبح رسد برای این آمدنت هِی آب زنیم کوچه‌ها را هِی آب 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضا‌دلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • من در دل آیینه، تو را می‌دیدم شور و شرر و لطف و صفا می‌دیدم افتاد و شکست آنچه در آینه بود آیینه کجا بود، خطا می‌دیدم *** از خنده‌ی گل حکایتی خواهم کرد چون ابر بهار صحبتی خواهم کرد این بار اگر ناله کنم همچون نی از دست لبش شکایتی خواهم کرد 🍀🌸🍀🌸🍀🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • واکاوی در آثار شمس و مولانا ۲ استاد دکتر عباس خیرآبادی https://t.me/Mehreyar400

  • واکاوی در آثار شمس و مولانا ۱ استاد دکتر عباس خیرآبادی بسیار زیبا و شنیدنی‌ست! https://t.me/Mehreyar400

  • آخر تمام وِردهایم بی‌اثر ماند شام غریبم شامتر شد بی‌سحر ماند دستم به راه زلف تو کوتاه‌تر شد کوتاه شد کوتاه شد کوتاه‌تر ماند دستی که از موهای تو کوتاه می‌شد در آرزوی دیدن گلهای تر ماند حالا برایم از تو تنها یک پیامک در این غروب بی‌خیال بی‌خبر ماند دیگر در این فرجام نافرجام عمرم در سینه‌ام یک داغ سنگین بی‌ثمر ماند دلبستگی‌هایم شبیه اشک جاری‌ست این رود در چشم سیاهم مستمر ماند یک دسته از موهای تو بر باد می‌رفت یک شیشه از عطر تو با من همسفر ماند از من تمام عمر در این راه تاریک خاکستری برجای، از شور و شرر ماند 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • با موی تو قصه بافت سر تا سر شب با چشم تو راز گفت پیغمبر شب آن شاخه‌گلی که بین موهای تو بود مانند ستاره بود در بستر شب *** تیری که نشسته در کمان، چشمانت آشوب ِ نشسته در نهان، چشمانت پهپادِ به روی شانه‌ها، موی تو بود آن صاعقه‌های ناگهان، چشمانت 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://telegram.me/Mehreyar400

  • 9 июл.1 8011912

    من بنای دوستی را با کسی یا نمی‌گیرم، وَ یا صد می‌شوم من نمی‌دانم چرا در دوستی بی‌حد از بی‌حدتر از حد می‌شوم در دلم فواره‌های عاشقی‌ست پایبندم در تمام زندگی می‌کنم از صبح تا شب دوستی بر خدایم می‌کنم من بندگی حرف من مانند نور است و زلال در دلم جز دوستی‌ها هیچ نیست اشک‌های چشم من بر صورتم مثل موهای تو پیچاپیچ نیست چهره‌ام خسته‌ست از جور زمان بر لبم لبخندی از تلخندهاست در دلم شوری‌ست تا محشر به‌پا در نگاهم دوستی، مهر و صفاست سالها رفت و عزیزان هر یکی در سفر رفتند و من تنها شدم مانده‌ام بر جای چون سنگی صبور در صبوری باز هم ابقا شدم از اجاق عمر هر روزی که رفت شعله‌هایش رفته رفته سرد شد در مصاف زندگی هر شعله‌ای گاه شد درمان و گاهی درد شد سروهای سبز در پیش نگاه بر زمین سرد پرپر می‌شدند خونشان می‌ریخت در پهنای باغ در دل آتش سمندر می‌شدند جای هریک لاله‌ای می‌رُست باز سرختر از هر شقایق می‌شدند می‌بریدند از زمین و از زمان بر وجود باغ عاشق می‌شدند بر دل هریک اگر داغی نشست داغشان برف زمین را آب کرد آن هیاهو در خزان نا بجا قلب را در سینه‌ها بی‌تاب کرد ای فلک! بنویس این طومار را: آنهمه رفتند و ما هم می‌رویم از تماشای خزان در نوبهار ما ولی هرلحظه هردم می‌رویم 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • 9 июл.599123

    برق آمده بهمان و دو میلیون رویش اینترنت ما لنگ شده بازویش از آب نگو که قطع شد وقت سحر خشکید تمام رود از جادویش *** آبی که به چشم شد فراهم، خشکید این اشک نه یکباره که کم‌کم خشکید باران به سحر اگر که بارید، کجاست در فکر من این است که نم‌نم خشکید *** ای کاش اگر که نان نباشد، آبی باشد به گلوی تشنه‌ی بی‌تابی ای کاش اگر که روز ماها شب شد بر دیده‌ی ما باز بیاید خوابی 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • دی‌ماه بود و لاله‌‌ی در خون‌تپیده‌، بود آذر نبود و قصه‌ی آبان ِ دیده، بود خنده نبود بر لب گلهای سرخ باغ غم بود و داغ بود و لب ِ داغدیده بود از هیچ جا صدای عدالت نمی‌رسید از هر کجا چکاچک خنجر رسیده بود هر کودکی میان تماشای صبح و شام با آرزوی رفتن شب قد کشیده‌ بود ناگاه سیلی آمد و آن کودک عزیز در خون میان سینه‌‌ی خاک آرمیده بود باد آمد و شکسته شد آن بغض سر به‌زیر شبنم به روی برگ شقایق چکیده بود وقتی چکید نوگل پرپر به روی خاک با اشک خویش نقشه‌ی رفتن کشیده بود یوسف‌صفت روانه‌ی چاه شغاد شد پیراهنش به چنگ تفنگی دریده بود آن سرو آن ستاره‌ی خندان کوچه‌ها تا آسمان هفتم شب پر کشیده بود 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/alirezadelarami97

  • خورشید که سر می‌زند از جا برخیز گنجشک که پر می‌زند از جا برخیز چون عاشق نور و روشنایی‌هاییم صبح آمده در می‌زند از جا برخیز 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار @Mehreyar400

  • می‌خواهم از جنون دلم بی‌خبر شوم بیچاره‌‌تر شوم من و آواره‌تر شوم در آرزوی دیدن موی سیاه تو در سایه‌سار کوچه‌ی شب در به در شوم فریاد می‌‌زنم در و دیوار بشنود تا همنوای ناله‌ی مرغ سحر شوم اول دو بیت نذر دو چشم تو می‌کنم تا در هوای چشم تو بی بال و پر شوم یک دم مرا به چشم تماشا نگاه کن تا سرو جان سبز خودم را تبر شوم در ساحلی نشسته‌ و چشمم به راه توست دریا بیا که بی‌خود و زیر و زبر شوم 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • 10 июн.1 616206

    در خون نشسته چشم پر از انتظار من چشمان سوگوار من و اشک‌بار من از زندگی به وادی قلبم رسیده غم من در هوای شادی و غمها دچار من رفت از میان باغچه یاسی، صنوبری رفتند لاله‌های چمن از کنار من دلخوش نشستم از سر شب تا طلوع صبح صبحی دمید تیره‌تر از شام تار من مویت به روی چهره‌ی ماهت ترانه داشت مانند نغمه‌های غریب دوتار من چون، بند تار موی تو بودم بهارها پاییز شد تمامی باغ و بهار من با اینکه در سراسر عمرم دویده‌ام با عشق بوده عاقبتِ کار و بار من شکر خدا که از مدد سایه‌سار بخت هر روز بوده سایه‌ای از دوست، یار من 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • 30 мая30751из hafezaneha1

    #آنلاین_خوانی #آموزشی قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع شراب خانگیم بس می مغانه بیار حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع خدای را به می‌ام شست و شوی خرقه کنید که من نمی‌شنوم بوی خیر از این اوضاع ببین که رقص کنان می‌رود به ناله چنگ کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع به عاشقان نظری کن به شکر این نعمت که من غلام مطیعم تو پادشاه مطاع به فیض جرعه جام تو تشنه‌ایم ولی نمی‌کنیم دلیری نمی‌دهیم صداع جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع 🎙 #محمدرضاکاکائی 🗓 ۳۱ اردیبهشت ماهِ ۱۴۰۱ خورشیدی @hafezaneha1

  • 30 мая2362из shaeranetahmine

    🍁 نهم خرداد ماه سالروز درگذشت« #فریدون‌توللی»شاعر زادروز:     ۱۲۹۸ خورشیدی  _  شیراز درگذشت:  ۹  خرداد  ۱۳۶۴   _  تهران روحش شاد و یادش گرامی💐 ‌  معـرفت نیـست در ایــن معرفت آموختگان   ای خوشـــــا دولت دیــدار دل افـــروختگان    دلـــــــم از صحبت ایـن چرب زبانان بگرفت   بعد از این دست من و دامن لب دوختگان     عاقـــبت بر ســـر بازار فـــــریبم بفـــروخت   نـــاجوانــمردی ایـــن عـــاقبت انــدوختگان     شـرمشان باد زهنگــامه رسوایی خویش   این متـــاع شـــرف از وسوسه بفروختگان   یار دیـــرینه چنان خاطرم از کینه بسوخت   که بنــــــــالید به حالـــم دل کین توختگان   خوش بخندیــد رفیقان که درین صبح مراد   کهنـــه شد قصه ما تا به سحر سوختگان     #فریدون_توللی ‌ #‌آوای‌آنلاین‌ #‌تهمینه‌زیدانی🎙 ‌‌‌ ‌

  • دی آمد و ناله‌ کرد و بهمن، که نگو از هر دو کشیده رنج، میهن که نگو اسفند فقط مانده و می‌ترسم که تیری برسانَد به دل من که نگو 🍃🌸🍃🌸🍃🌸 #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • شاعر : #سعدی خوانش و نوازش : #علیرضادلارامی_مهریار https://t.me/Mehreyar400

  • #ایران_وطنم https://t.me/Mehreyar400

  • رقص آنجا کن که خود را بشکنی پنبه را از ریشِ شهوت بَرکَنی رقص و جولان بر سرِ میدان کنند رقص اندر خونِ خود مردان کنند چون رهند از دستِ خود دستی زنند چون جهند از نقصِ خود رقصی کنند مطربانْشان از درون، دف می‌زنند بحرها در شورشان کف می‌زنند تو نبینی لیک بهرِ گوششان برگ‌ها بر شاخ‌ها هم کف‌زنان تو نبینی برگ‌ها را کف‌زدن گوشِ دل باید نه این گوشِ بدن #مثنوی_ مولانا به زودی در این باره بیشتر خواهم گفت : گوش ِ دل باید نه این گوش ِ بَدَن https://t.me/Mehreyar400

  • خواهرم ! آتش سینه‌ات جهانی را آتش می‌زند ببین چه روزی‌ست که می‌گویم ! 😭😭😭