tgindex
آه!
@Mimistypingперсидский

{إِنَّ #آه اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}

Последний пост
22 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
263
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
289
20 постов
Вовлечённость
109,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
140
1/48двое суток
160
1/72трое суток
173

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کجا رسد به تو مکتوب گریه‌آلودم؟ که باد هم نبرد کاغذی که نم دارد.

  • без подписи

  • без подписи

  • روضه | شد چو بی‌خود از رحیق عشق شاه… عزاداری ظهر #عاشورا ماه #محرم ۱۴۴۸ ‌پنج‌شنبه ۴ تیر‌ماه ۱۴۰۵ #حاج_حنیف_طاهری سایت | یوتیوب | اینستاگرام | روبیکا | آپارات www.GHORB.ir

  • روضه | شد چو بی‌خود از رحیق عشق شاه… عزاداری ظهر #عاشورا ماه #محرم ۱۴۴۸ ‌پنج‌شنبه ۴ تیر‌ماه ۱۴۰۵ #حاج_حنیف_طاهری سایت | یوتیوب | اینستاگرام | روبیکا | آپارات www.GHORB.ir

  • اسپانسرشون من بودم.

  • 20 июн.2591из ghorb

    без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • من کیستم که بر سر خوانت بخوانی‌ام؟ شاهان عالم‌اند به خوانت گدا علی! عنقای عشق دربه‌در قاف قنبر است دیگر چه‌سان پرد مگس عقل تا علی؟ با مهرش از عدم به وجود آمدیم ما یعنی که هست رمز بقا و فنا علی بیم عذاب چیست؟ حساب و کتاب چیست؟ وقتی شفیع ماست به روز جزا علی خیبرگشا علی‌ست فقط، ای خوشا علی مرحب‌فکن علی‌ست فقط، مرحبا علی! لب‌بسته بلبلان سخن‌ور ز شرم او آن‌جا که کرده باغ بلاغت بنا علی هر فعل سر زد از علی آن فعل، فضل شد کاه است هر فضیلتی و کهربا علی هرچند ناخنش به فلک سربه‌سر رود با کودکی یتیم رود پابه‌پا علی از یمن طلعتش همه را عفو می‌کنند آید اگر به جلوه به روز جزا علی هرگز نبوده است جدا از علی خدا هرگز نبوده است جدا از خدا علی نور نهان به فره‌ی قدسی هشت و چار تاج سر و فروغ رخ اولیا علی خلقی‌ست مبتلای علی، کیست فاطمه؟ کافتاده در محبت او مبتلا علی! دست خدا علی‌ست ولی کیست فاطمه؟ کز جان به راه او همه‌تن گشته پا علی چشم خدا علی‌ست ولی کیست فاطمه؟ کز گرد چادرش بکشد توتیا علی شیر خدا علی‌ست ولی کیست فاطمه؟ کز غم به خرز او ببرد التجا علی وجه خدا علی‌ست ولی کیست فاطمه؟ کز عالمی کند به رخش اکتفا علی من الکنم ز مدحت خاتون عالمین وقتی که گفته حضرت او را ثنا علی عمری‌ست گفته‌ایم فقط یاعلی مدد آری مدد ز غیر تو ننگ است یاعلی! [محمود حبیبی کسبی]

  • 28 мая2876из sabadadkhah

    без подписи

  • یاد می‌داری که با من جنگ در سر داشتی؟ رای رایِ توست، خواهی جنگ و‌ خواهی آشتی نیک بد کردی شکستن عهد یار مهربان این بتر کردی که بد کردی و نیک انگاشتی دوستان دشمن گرفتن هرگزت عادت نبود جز در این نوبت که دشمن دوست می‌پنداشتی خاطرم نگذاشت یک ساعت که بدمهری کنم گرچه دانستم که پاک از خاطرم بگذاشتی هم‌چنانت ناخن رنگین گواهی می‌دهد بر سرانگشتان که در خون عزیزان داشتی تا تو برگشتی نیامد هیچ خلقم در نظر کز خیالت شحنه‌ای بر ناظرم بگماشتی هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست سر نهادن بـه، در آن موضع که تیغ افراشتی هر دم از شاخ زبانم میوه‌ای تر می‌رسد بوستان‌ها رست از آن تخمم که در دل کاشتی سعدی از عقبی و دنیا روی در دیوار کرد تا تو در دیوار فکرش نقش خود بنگاشتی.

  • از این وضع خسته‌ام. دلم برای این‌جا تنگ شده.😭

  • آیدی کانال بله: @mimistyping

  • رسید از دست محبوبی به دستم. لحظه‌ای که این عکس را می‌گرفتم، آن طرف شیشه‌های چسب‌خورده‌ی پنجره پدافند کار می‌کرد. امید و شور زندگی من اما هنوز آن‌قدری هست که چندباری زاویه و نور را عوض کنم تا این جسم سیاه دقیق‌تر معلوم باشد. عکس دقیقی از آن بگیرم و بعدتر، بعد افطار مثلا، نوشته‌ای برایش بنویسم. کم‌تر از یک‌ساعت قبل از اینکه عکس را بگیرم، در خبرها خواندم که مردمی برای خرید بلیت به سمت خارک، صف بسته‌اند در اسکله بندر گناوه. هرچند که ترامپ تهدید کرده، آمریکا و مرگ را توامان به سخره می‌گیرد ایرانی. یک‌روز قبل از عکس، ساعت‌های اولیه روز شنبه، آن زردک جنین‌خوار با چه آب‌وتابی از حمله‌اش به جزیره خارک توییت زده بود. پیام دادم: «حرومزاده خارک رو زد!». جواب گرفتم: «هنوز خودیا چیزی نگفتن. صبر.» نوشتم: «نفتمون چی می‌شه؟» گفت: «عراق هشت‌سال بمبارون کرد هیچی نشد؛ این‌م ایشالا هیچی نمی‌شه.» یک‌ماه قبل با چه وسواس و احترامی این تکه‌های سیاه‌رنگ، و آن صدف‌ها و سنگ‌های سفیدِ سواحل بوموسی را از کتابخانه برداشته بودم، زیرشان را و حتی کتاب‌های کنارشان را، حسابی گردگیری کرده بودم و دوباره بادقت در طبقه ناداستان‌ها و سفرنامه‌ها چیده بودم. آن موقع زندگی مثل رودی خروشان جاری بود. داشتیم خانه‌تکانی می‌کردیم که بعدش ماه رمضان را فقط به روزه و عبادت و مناجات بگذرانیم. و بالاخره چیزی حدود یک‌سال قبل! اواخر دی‌ماه هزار و چهارصد و سه من هم فکر می‌کردم این جسم سیاه تکه‌سنگی یا چیزی از این دست است. نبود اما. طلا بود. نفتی‌ست که از چشمه‌های نفتی به آب‌های خلیج‌فارس ریخته و به‌مرور با شن و خاک ترکیب شده. نفت ایران، خلیج‌فارس ایران، خاک ایران! آمده به ساحل. ساحل جزیره خارک. ساحل جزیره خارکِ ایران! این جسم سیاه تذکره‌ای‌ست از هرآن‌چه که برای ایران است. دست عزیزی آن را به یاد من برداشته و سوغات آورده. این جسم سیاه خودش سوغات است و آن نفت و خاک و آبش ارثیه اجدادی من که به بچه‌هایم و بچه‌هایشان هم ارث خواهد رسید. ایرانی نه فقط نفتش از زمین، بلکه خونش در رگ می‌جوشد از غیرت وطن. حتی اگر این خاک و آب را به خونمان آغشته کنند، دست آخر آن‌چه از این جسم سیاه نصیبشان خواهد شد، همین روسیاهی‌ست فقط برای بی‌شرف خائن به وطن، و تنها خوابی خوش برای اجنبی. بعد از این روزهای انفجار و سیاه، چو فردا برآید آفتاب، دخترک من در دستانش این گوهر سیاه را خواهد داشت، شاید سوغات از جانب معشوقش... .

  • без подписи

  • 14 мар.28042из masoudfth

    محسن چاوشی موزیک جدیدی منتشر کرده. باز از «ایران» خوانده و گفته. بسیار احساس می‌کنم که با او و خط فکری‌اش و جایی که ایستاده مماس هستم. انگار خیلی‌ها این احساس را دارند. یادمان نرود محسن چاوشی وسط ایستاده اما خیلی‌ از ماها وسط نبودیم. وسط نبودیم که این بلاها سرمان آمد. خیلی‌هامان یا این‌ور را مرگ می‌گفتیم یا به آن‌سو گلوله می‌چکاندیم. یا این را لو می‌دادیم یا آن را فحش. خیلی‌هامان جز خودمان را تحمل نمی‌کردیم. خیلی‌هامان در دو سر طیف بودیم و میانه را خالی کردیم. میانه که خالی شد این بلاها سرمان آمد. یادمان نرود که خیلی‌هامان وسط را فحش می‌دادیم. وسط‌باز را فحش می‌دادیم. خیلی‌هامان بقیه را مجبور می‌کردیم که یا با شاه باشند یا با آقا. یا در خانه بنشینند و از گرسنگی بمیرند یا در خیابان باشند و از گلوله. خیلی‌هامان با از بین بردن وسط و قشر متوسط به این سرزمین ظلم کردیم. به این مردم. به آینده. خیلی‌هامان حق نداریم حنجره چاوشی را مصادره کنیم. حق نداریم موزیک چاوشی را منتشر کنیم. حق نداریم کنار چاوشی بایستیم. خیلی‌هامان باید در خودمان فرو رویم و بعد از جنگ، بعد از این فاجعه هولناک، اگر زنده ماندیم، در خودمان و کرده‌هایمان بازنگری کنیم.

  • Voice message

  • «…اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست! این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…  من ترجیحم این است که  در همین وسط بایستم و بمیرم وسط مدرسه میناب وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… وسط خیابان‌های شهرم…» ـ محسن چاووشی