م. موید
Статистикаشاعر، نویسنده این کانال بازتابدهنده آثار ادبی، دیدگاهها و بهویژه شعرهای شاعر معاصر م. موید است. 🌸 🌿 ← ارتباط با ادمین گزارشها، تصاویر و اشعار انتخابی خود از م. موید را برای ما بفرستید
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 62
- 1/48двое суток
- 71
- 1/72трое суток
- 76
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
[برای معصومه خانم و آن خانهء عزیز در لاهیجان] برای صبح برای سلامِ خانه که اوست برای زمزمهء روز ، آن ترانه که اوست برای نور که از پشتِ پرده میتابد برای نور که دارد از او نشانه...که اوست برای آمدن و رفتنش که دریاوار برای آبیِ آرامِ بیکرانه که اوست برای تکتکِ گنجشکها، کبوترها برای جمع شدن دورِ آن بهانه که اوست برای دستِ نوازش به پای هر کلمه برای ریشه که او، برگ او، جوانه که اوست برای شعر که در قامتِ گلیست سپید برای شعرترین شعرِ عاشقانه که اوست برای آن زنِ روشن، برای آن زنِ زن برای آنِ زنِ زیبا ، زنِ یگانه که اوست فاطمه سالاروند🍃
عهد مصطفی عهدی بود که از سنگ و گِل، بوی «دل» میآمد، و اکنون عهدی است که از دل بوی «سنگ» میآید. [ شیح احمد سمعانی روحالأرواح في شرح أسماء المَلِك الفتّاح/ به تصحیح نجیب مایل هروی] 🪴حلول ماه مبارک ربیعالاول خجسته باد🪴
آی ای مهربان آبیِ من تاببخشای بیتابیِ من گوشهء امنِ دلشورههایم سورهء سورهء سورههایم [السلام علیک یا علیبنموسیالرضا یا امام رئوف🕊]
ای گهرِ تاج فرستادگان تاجدهِ گوهرِ آزادگان هر چه ز بیگانه و خیلِ تواند جمله در این خانه طفیلِ تواند ...ای نفست نطقِ زبانبستگان مرهمِ سودای جگرخستگان تازهترین صبحِ نجاتی مرا خاکِ توام کآبِ حیاتی مرا
без подписи
عزیزم! به تو نگویم به که بگویم!؟ آلاچیقِ شاخِ نخل چترِ مرگ بود چیزی نگذشت و آفتاب سر بریده بر زمین ماند 🔹#م.موید
🔹آزادهای پابریده گوسپندِ سپیدمو در چراگاه آبی است دیریست کوبهء سندانی ریشهء بازو را مینمایاند چونان ماهِ دیدنی پی رنگِ مهر تو کاری کن روا مدار هیاهوی پلشت جنگل را گورِ آزادهای پابریده گرداند و نخِ ابریشمِ پیوند را بگسلاند تو را میگویم دریافتِ تنهایی آبستنِ تو را میگویم بازو را میگویم فردا باران میبارد دور و دیر زود و نزدیک گشته است چه سیاهیِ روشنی! شاخستانِ گوزن خاموش نیست بر پلِ ماه آمد و شد دارد. 🔸#م.موید
🔸شعر از#م.موید 🔸خوانش: فاطمه سالاروند [موسیقی از قطعهءدر انتهای شب]
مگر بازو بگشایی...
🔸نگاهِ تو نگاهِ تو آبیاری گرما بود مثل برفی که مینشیند روی تنِ گلِ سرخ آیا دریا بودم من!؟ که نگاهِ تو میآمد و برمیگشت تا آبیاری گرما! مثل برفی که مینشیند روی تنِ گلِ سرخ و تو نگاه بودی پیگیر تا برانگیزد و به آسمان رود و بازگردد مثل برفی که مینشیند روی تنِ گلِ سرخ چنانکه لبهء زیرینِ آن آتشین پیدا بود. 🔹#م.موید
без подписи
#م. موید و معصومه خانم🪴🪴 [با سپاس از خانم رجبی]
اِلی مَتی اَحارُ فیکَ یا مولای و اِلی مَتی؟
نامم سرزمینِ گلِ سرخ است در خانه مرا سوری مینامند تو اما به من میگویی تو و من ناگهان درمییابم از کجا آمدهام ساعت هنوز گلِ سرخ است. 🔸#م.موید هفتم تیرماه - به وقت تولدِ عزیزِ شما جنابِ شاعر 💐
ما خارِ این گُلیم برادر گواه باش این جنس خار بودن، فخر است عار نیست...
без подписи
نامت خوش است...نامت❤️
حاج محمد اسماعیل دولابی: خداوند عطش محبت، نصیبتان کند که وقتی بگیرد ریشه هر چه غیر خدا و غیر امام را میسوزاند. آن، عطشی بسیار قوی است که بدن انسان را خشک میکند، به حدی که مثل خاک خشک میشود. یَحولَ العطشُ بَینَهُ و بَین السّماءِ کالدُّخان. [۱] ای آدم، عطش بین اهل بیت حسینبنعلی علیهالسلام و آسمان، مثل دود است. ➖ عطش روز عاشورا اینجور بود. این را ظاهری حساب کنید. اگر یکوقت بچهای صدا بزند «آب» و کسی به او ندهد، دفعهی دوم که صدا میزند همه شما بلند میشوید. صدا طوری است که به همهجا میزند. اصلاً در عالم، هیچ چیز چون عطش نیست. ➖ شما وقتی تشنه میشوید اگر پنج دقیقه طاقت بیاورید، آخرِ سر هوار میزنید، یا دعوا میکنید که آب بیاور، یا خودتان طرف آب میدوید. عطش که زیاد شود، اختیار آدمی را میبرد. این تازه عطشِ ظاهری است. ➖ امیدوارم قلبهای ما در این گردابها به امام حسین نزدیک شود. کربلا تربت میسازد و همه ابدان شیعیان را تربت میکند. از عطش، آبِ بدن خشک میشود و تشنه دنیا و آخرت میشود. هم تشنه آب ظاهری میشود و هم تشنه معنوی. تشنگی، آب بدن را میکِشد و کم میکند و آن را خشک و خاک و تربت میکند. کسی که تشنه کربلا شد، بدنش سرانجام تربت میشود؛ همین بدن ظاهری، ولو نمرده باشد. ۱- [جبرئیل خطاب به حضرت آدم:] تشنگی او حائل شود میان او و آسمان، مانند دود سیاه. ✔️ دربارهء تربت: تربت را اگر به دریا بزنی، خجالت میکشد که طغیان کند و ساکت میشود. اگر آن را به تب شدید چهل درجه عرضه کنی، تب فوراً ساکت میشود و از آن بدن میرود- خجالت میکشد. تربت به او میگوید تو حرف نزن، من مال کربلایم. به تب میگوید من از صبح تا ظهر عاشورا طوفانها دیدهام. تو فقط یک طوفان دیدهای. تب خجالت میکشد و تا تربت امام حسین علیهالسلام به آن میرسد سرش را پایین میاندازد و میرود. اگر به دریایی که طغیان کرده است تربت نشان دهی، خجالت میکشد، سرش را پایین میاندازد و آرام میگیرد. همه شما، هم با عقلتان، هم با محبتتان و هم با ولایتتان میبینید که این درست است. ➖ اساساً وقتی کسی که ابتلا زیاد دیده است میآید، کسی که کم مصیبت دیده است، خاموش میشود. کسی برادر و یا عیالش مرحوم شده، دیگری بچهاش مرحوم شده است و گریه میکند. وقتی آن که ابتلای بزرگتر دیده است وارد میشود، آن یکی خاموش میشود و دیگر خجالت میکشد گریه کند. این خیلی ساده است. ➖ تمام ابتلائاتی که ما در دنیا میکشیم، با یاد کربلا ساکت میشود. امیدوارم این ابتلائات، ساکت شود سپس با خود کربلاییها گریه کنیم- با خود امام حسین و حضرت زینب. چقدر شیرین است؛ هر گاه آنها گریه کردند، تو هم گریه کنی و هر وقت سُرور داشتند، مسرور باشی. ➖ از مصیبتهای خود، راحت شویم و بنشینیم. چگونه راحت شویم؟ یاد مصیبت آنها ما را راحت میکند، زیرا مصائب آنها زیاد و تمام است. ابتلاهای ما کجا و ابتلائات آنها کجا؟ جای ما کجا و جای آنها کجا؟ امیدوارم ان شاءالله به حساب خوبان بگذاری. همه مصائب دنیا را به حساب کربلا بگذار؛ بگو با غصه کربلا، دیگر دنیا به مصیبتش نمیارزد که برایش غصه بخوریم و محزون شویم.
حاج محمد اسماعیل دولابی: امیدوارم قلبهایتان مُحرِم شود. عاشوراست. از فردا او خود همه را مُحِرم میکند. وقتی که امشب یا فردا خبر به شما میرسد و بچهها میگویند که از امروز در کربلا آب را بر اهل بیت علیهم السلام بستند، خبر بالاخره به قلوبتان میخورد یا پیش از این خورده است. ➖ شیعه هول میکند. هول، غیر ترس است و خیلی مشکل است. اگر آدمی از هول افتاد و یکمرتبه جان داد، زیاد نیست. تازه آب را بستهاند و [اهل بیت] هنوز تشنه نشدهاند. تازه میخواهند آب را ببندند؛ شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام هول میکنند. ➖ فردا صبح آثار هول و وحشت در این مذهب- هر کجا که باشند- هست. یعنی به قلب طبیعی و خلقیمان سرایت میکند. مگر آنکه فرد، توجه نداشته باشد و اشعار را بگویند و گوش بدهد و رد شود؛ و الا اگر به دل بخورد، هول و وحشت میکند. چهطور وقتی میگویند فردا چنین و چنان میشود، آدمی برای آب و نان دنیا وحشت میکند؟ آب را بر اهل بیت علیهم السلام بسته باشند و آدمی هم یقین داشته باشد که الان کربلاست- همه ما و مؤمنین و مؤمنات در کربلا هستیم و الان هم عاشورا است- آنوقت بگویند آب را بستند؟ به همین سادگی؟ ➖ آب هم از هر جور باشد، آب ظاهری باشد یا آب معنوی و تشنگی برای راه خدا باشد. آیا الان اهل مملکت شیعه، تشنهی آن نیستند که به امام حسین علیهالسلام نزدیک شوند؟ بیشتر، آن تشنگی [معنوی] است که این تشنگی [ظاهری] را هم در کنارش میگذارند. برای شیعیان که آن تشنگی است. ➖ آنها در دریای غیب بودند و از عالم غیب، سیراب بودند؛ در ظاهر آب نداشتند. ولی ما در هر دو سر نشستهایم؛ هم تشنهی آب دنیاییم که مبادا آب را ببندند و هم وحشت داریم که نکند از کربلا محروم بمانیم. به ظهر عاشورا و آن زمانی که کار تمام میشود نرسیم و خدای نخواسته نیمهکاره از این دنیا برویم. این هم تشنگی و عطش است.
без подписи