tgindex
مُحَلِّل

مُحَلِّل

Статистика

محلل: تحليلگر، مفسر، ناقد، منتقد 📌 لینک کانال در ایتا: https://eitaa.com/Muhallel 📌 لینک کانال در بله: https://ble.ir/Mohallell 📌 لینک کانال در سروش پلاس: https://splus.ir/Mohallell 📌 لینک کانال در روبیکا: https://rubika.ir/Mohallell

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
16
Всего постов
44
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
24 722
+11 за 5 дн.
Сутки
+3
+0,01%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
4 676
40 постов
Вовлечённость
18,9%
к подписчикам
Постов в день
2,3
всего 44
Упоминаний
16
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
2 935
1/48двое суток
3 363
1/72трое суток
3 627

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.2 91545

    без подписи

  • 14 авг.3 12959

    без подписи

  • 14 авг.3 14960

    без подписи

  • 14 авг.3 14648

    без подписи

  • 14 авг.3 15352

    без подписи

  • 14 авг.3 14254

    без подписи

  • 14 авг.3 08943

    без подписи

  • 14 авг.3 25744

    без подписи

  • 14 авг.3 36245

    без подписи

  • 14 авг.3 40453

    без подписи

  • 13 авг.4 94659

    همه شب سجده برآرم که بیایی تو به خوابم و در آن خواب بمیرم که تو آیی و بمانی

  • 13 авг.6 45193

    #مهم در هفته‌های اخیر، تپه علی الطاهر به تحت‌نظرترین نقطه از نظر سیاسی، نظامی و اطلاعاتی در سطح منطقه ای تبدیل شده است؛ تپه‌ای که در زیر آن تأسیسات گسترده زیرزمینی قرار دارد و رژیم صهیونیستی آن را مرکز فرماندهی نظامی جنوب حزب‌الله و شامل تونل های موشکی و زاغه های مهمات می داند،  در کنار روایاتی که معتقدند تاسیسات معروف عماد ۴ حزب الله در واقع در زیر این تپه قرار دارد. رژیم همچنین تخمین می زند که بین ۳۰ تا ۴۰ نفر از رزمندگان حزب الله به همراه برخی از مستشاران جمهوری اسلامی ایران در این تاسیسات حضور دارند، امری که باعث شده رژیم دستیابی به آن را به عنوان یک هدف استراتژیک ترسیم کند. البته توجه اسرائیل به این منطقه با تجاوزات اخیر آغاز نشده است؛ چرا که از زمان آتش‌بس در سال ۱۴۰۳، این منطقه به هدفی تکرارشونده برای شناسایی و پرواز مداوم پهپادها و کوادکوپترهای دشمن تبدیل شده بود. حتی اسرائیل در یک نوبت تلاش کرد با استفاده از مزدوران روی زمین به این تأسیسات دست یابد و ورودی‌ها و ماهیت استحکامات اطراف آن را کشف کند، اما مقاومت توانست این گروه را شناسایی و تلاش آنان را ناکام بگذارد. با برقراری توافق آتش‌بس فعلی، دشمن اسرائیلی این منطقه را در زمره‌ «مناطق امنیتی» قرار داد که باید تحت کنترل امنیتی‌اش باقی بماند اما چالش واقعی پیش روی ارتش اسرائیل این است که با وجود محاصره شدید آتش‌باری و اطلاعاتی، رزمندگان مقاومت همچنان در داخل شبکه تونل‌ها و استحکامات زیر این ارتفاعات حضور دارند. طبق روایت رژیم، قرار بود سرنوشت کسانی که در داخل تأسیسات باقی مانده‌اند بر اثر محاصره مداومِ حدوداً سه هفته‌ای و قطع آذوقه و آب، با «مرگ یا تسلیم» یکسره شود. با این حال، این سناریو محقق نشد و ارتش اسرائیل را در برابر یک معضل تحلیلی قرار داد: چگونه همچنان حضور مقاومت در مکانی که فرض بر محاصره کامل آن است ادامه دارد؟ خود روایت‌های اسرائیلی در پاسخ به این پرسش دچار تناقض می‌شوند؛ گاه از عناصری سخن می‌گویند که شبانه از میان شکاف‌های محاصره نفوذ می‌کنند، گاه از امدادرسانی با پهپادهای کوچک، و گاهی نیز اعلام می‌کنند که تأسیسات از نظر نظامی سقوط کرده و آنچه باقی مانده صرفاً بقایای نمادین مقاومت است. در میدان، این منطقه شاهد تنش‌زایی روزانه است که از آتش توپخانه و حملات هوایی آغاز شده و به استفاده از فسفر سوزان برای آتش زدن پوشش گیاهی و کشف ورودی‌های تونل می‌رسد. چند روز پیش، در پی عملیات رصد و پایش، درگیری مستقیمی در یکی از نقاط میان چند تن از مجاهدان حزب‌الله و یک نیروی متجاوز اسرائیلی از یگان نخبه ایگوز درگرفت. منابع مطلع اشاره می‌کنند که یکی از اهداف این عملیات، تلاش اسرائیل برای اجرای کمینی به منظور به اسارت گرفتن یکی از رزمندگان بود تا اطلاعات مستقیمی درباره تأسیسات و شرایط داخلی آن به دست آورد. در برابر این صحنه، به نظر می‌رسد اشغالگران اسرائیلی تا کنون شرط‌بندی بر محاصره و فرسایش را ترجیح می‌دهند، به این امید که تأسیسات خودبه‌خود زیر بار فشار سقوط کند. در نتیجه، تپه علی الطاهر امروز به نمادی برای یک معادله گسترده‌تر تبدیل شده از یکسو شرط‌بندی سیاسی و نظامی اسرائیل بر یکسره کردن پرونده پیش از کارزارهای انتخاباتی، در مقابل ایستادگی میدانی که مقاومت با آن به عنوان نبردی با ماهیت کربلایی برخورد می‌کند. این احتمال با توجه به مواضع ایران که امنیت لبنان را به امنیت ملی خود پیوند می‌دهد، بعدی منطقه‌ای نیز به خود می‌گیرد زیرا موضوع فوق مستقیماً به امنیت ملی جمهوری اسلامی ارتباط پیدا می‌کند. از این رو، هرگونه ارزیابی اسرائیل مبنی بر اینکه یک عملیات نظامی گسترده در علی الطاهر می‌تواند در محدوده همین تپه محصور بماند، شرط‌بندی بسیار خطرناکی است؛ چرا که چنین عملیاتی می‌تواند سریعاً مسار تصعیدی جدیدی فراتر از مرزهای منطقه بگشاید و به رویارویی وسیع‌تری بینجامد که در آن تهران خود را در برابر گزینه مداخله برای حمایت از حزب‌الله ببیند. همچنین در این ایام دعا برای مدافعان و رزمندگان این دژ حساس فراموش نگردد. @Mohallell

  • 13 авг.5 47543

    اکنون تاریخ چهارشنبه، ۸ مهر ۱۴۰۵(۳۰ سپتامبر) تبدیل به تاریخ کلیدی و مرکز بحث ها در عراق شده است. تا این تاریخ، قرار است نیروهای آمریکایی به طور کامل از خاک عراق خارج شده و دولت نیز اعلام کرده که تا این تاریخ باید خلع سلاح رخ داده و حتی بعد از آن آماده رویارویی است. در این بین چندین طرح وجود دارد و مذاکرات فشرده ای میان طرف های مختلف برقرار است. مقاومت نیز متعهد است که ضمن حفظ اصول خود، وارد درگیری و رویارویی که منجر به شعله ور سازی اختلافات و درگیری های داخلی در عراق شود، نگردد. یکی از محاور اصلی سفر روزهای اخیر سردار قاآنی به عراق نیز همین موضوع بوده و به نظر در سفر آتی دکتر قالیباف به بغداد نیز شاهد بحث ها در این خصوص باشیم. مسئله اصلی این است که به نظر ما خلع سلاح محدود به این موضوع نیست و جریاناتی که این طرح را هدایت می کنند به دنبال تغییرات ساختاری عمیق تر و وسیع تر در عراق هستند. ضمن اینکه مشخصا در زمانه ای که تهدیدات آمریکا، اسرائیل و سعودی و توابع آنها همچون جولانی به اوج رسیده و از سوی دیگر پرونده های منطقه ای همچنان در شرایط بلاتکلیف قرار دارند، خلع سلاح فصائل عراقی خنجری بر محور است. @Mohallell

  • 13 авг.5 48148

    و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن

  • 12 авг.6 38433

    عربستان سعودی واضحاً در مقابله با یمن دچار محدودیت کارت‌هاست. یکی از آخرین کارت‌های باقی مانده اما تلاشی مشترک با آمریکا جهت شعله‌ور سازی جبهات داخلی، خصوصاً تشدید در محور الحدیده با هدف کاهش اشراف و کنترل انصارالله بر دریای سرخ است. در روزهای اخیر نیز تحرکات مختلف لجستیک خصوصا از عدن به حدیده صورت گرفته که هشدار حملات زمینی از سوی مزدوران را بالا برد و حتی در جنوب حدیده نیز یک درگیری سنگین ۴۸ ساعته رخ داد. از این رو از ابتدای هفته جاری انصارالله یک عملیات پیش‌دستانه‌ای را با نظارت، ردیابی و هدف‌گیری مداوم و پیشرفته مراکز فرماندهی و اتاق‌های عملیات، مراکز تجمع، زاغه‌های مهمات و انبارهای لجستیک مزدوران در نقاط ثقل دشمن آغاز کرده است. @Mohallell

  • 12 авг.6 45610

    🏴در سوگ نبی جهان پُر از ماتم شد زین داغ گران قامت هستی خم شد دیوار و در مدینه فریادزنان می‌گفت دل فاطمه پُر از غم شد عزای رحلت رسول خدا(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد

  • 9 авг.9 18060

    جامعه قمارباز و تکنولوژی‌زده در ساعات اولیه ۲۱ مارس ۲۰۲۶، امانوئل فابیان، روزنامه‌نگار تایمز اسرائیل، پس از گزارش فرود موشک ایرانی در منطقه بیت شمش در نزدیکی اورشلیم، تهدید به مرگ شد. این تهدید نه از سوی مرجع سانسور نظامی اسرائیل و نه حتی از سوی سازمان‌های امنیتی، بلکه از سوی قماربازان ناشناس در "بازار پیش‌بینی آینده" مطرح شد. این حادثه پس از وقایع مشابهی که پیش از جنگ اخیر با ایران رخ داد، بُعد جدیدی به خود می‌گیرد. این حادثه را می‌توان در چارچوب تحلیل "مالی‌سازی" جامعه که از اواخر دهه ۱۹۷۰ با سرمایه‌داری در اسرائیل همراه بوده است، درک کرد. این مفهوم به تغییر در اقتصاد جوامع از یک اقتصاد واقعی و مبتنی بر تولید به یک اقتصاد مالی مبتنی بر عملیات بانکی و حباب‌های مالی اشاره دارد. چنین پدیده‌ای اغلب سیاستمداران و جوامع قماربازی را ایجاد کرده است که رفتار اقتصادی و سیاسی آنها مبتنی بر ریسک است. بار دیگر، این تغییر به سمت قمار به عنوان بازتابی از سیاست‌ها و تاکتیک‌ها آشکار می‌شود، نه صرفاً به عنوان یک پدیده اجتماعی جدید. هیچ چیز این را بهتر از خود بنیامین نتانیاهو نشان نمی‌دهد، که رفتارش در جنگ با ایران نشان می‌دهد که او تصمیم به قمار گرفته است - برای سوق دادن ایالات متحده به جنگ با ایران بدون هیچ درک روشنی از پیامدهای آن در میدان. مشکلی که این رفتار قمارگونه نادیده می‌گیرد این است که فناوری به تنهایی برای پیروزی در جنگ‌ها علیه ملت‌ها و تمدن‌های تثبیت‌شده‌ای که تاریخ، جغرافیا و واقعیت همگی نشان می‌دهند به راحتی سرنگون نمی‌شوند، کافی نیست. بنابراین، نتیجه نهایی این درگیری طولانی نه تنها با قدرت تکنولوژیکی و نه با ماجراجویی‌های بی‌ملاحظه، بلکه با جغرافیا، جمعیت‌شناسی و اراده سیاسی تعیین خواهد شد - عواملی که هیچ سیستم تسلیحاتی نمی‌تواند از آنها اجتناب کند. واقع جهان امروز نشان می‌دهد که جنگ‌ها با ذهنیت شرط‌بندی و قمار انجام نمی‌شوند. بنابراین، نتانیاهو با رفتارش اسرائیل و ایالات متحده را به سمت یک قمار سوق می‌دهد، همان‌طور که تاکتیک‌های جنگی ارتش اسرائیل در دو سال گذشته، از غزه تا جولان، و از لبنان تا تهران، گواه آن است. در حالی که برج‌های «روئیه-یوریه» (ببین و شلیک کن) بر فراز دیوارهایی که ارتش اشغالگر در «مرزها» می‌سازد، قد علم می‌کنند، دیوارهایی در اطراف اسرائیل در حال بالا رفتن هستند که مانع از دیدن جامعه آن می‌شوند. در اسرائیل فناوری‌ها و تاکتیک‌های زیادی وجود دارد، اما دوراندیشی و بینش کمی وجود دارد؛ این امر به همان اندازه که توسط تاکتیک‌های ارتش آشکار می‌شود، توسط خود جامعه اسرائیل نیز تجسم می‌یابد. / پایان @Mohallell

  • 9 авг.7 00940

    مشکل جناح راست: نگاه می‌کند اما نمی‌بیند ایال وایزمن، محقق اسرائیلی، در کتاب خود با عنوان «سرزمین توخالی: معماری اشغال اسرائیل»، به مشکل اشغال به عنوان یک سیستم جامع نابینایی می‌پردازد. وایزمن استدلال می‌کند که دیوار حائل در کرانه باختری صرفاً یک مانع بتنی نبود، بلکه یک سیستم گفتمانی، اقتصادی و اجتماعی بود که بر اساس لزوم کور کردن مردم نسبت به فلسطینی‌ها ساخته شده بود. در واقع، سیاست‌های کوری که توسط دولت‌های متوالی اسرائیل از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا به امروز مهندسی شده است، به نظر می‌رسد از الگویی پیروی می‌کند که کاملاً با ظهور جناح راست اسرائیل همسو بوده است. جناح راست، ذاتاً از دیدن واقعیت در پیچیدگی‌ها و ظرافت‌های آن بیزار است. این گرایش صرفاً بر ایده‌های مذهبی رستگاری خود متمرکز است. برای درک تأثیر جناح راست جدید بر جامعه و ارتش، کافی است به تغییرات ساختاری رخ داده در سیستم آموزشی اسرائیل نگاهی بیندازیم. از اوایل دهه ۱۹۷۰، علوم انسانی در اسرائیل به نفع علوم فنی و کاربردی رو به افول بوده است. دانشگاه عبری اورشلیم (رهبر علوم انسانی) از دانشگاه تل‌آویو (رهبر علوم کاربردی) عقب مانده است. کیبوتص (دهکده کشاورزی سوسیالیستی) به نفع موشاو (شهرک تعاونی) کنار رفته است، در حالی که مرتز، حزب چپ‌گرای حامی راه‌حل دو دولت، زمین را به غوش امونیم، جنبش افراطی شهرک‌نشینان که در سال ۱۹۷۳ تأسیس شد و به دنبال کنترل تمام فلسطین تاریخی است، واگذار کرده است. این دقیقاً همان چیزی است که متفکر اسرائیلی، یشایاهو لیبوویتز، هنگام بیان اینکه جامعه اسرائیل از تمرکز بر "چرا" به "چگونه" تغییر می‌کند، مشاهده کرد. در چنین جامعه‌ای، سوالات فراگیر از بین می‌روند و خشونت به یک ارزش برتر تبدیل می‌شود. / ۷ @Mohallell

  • 9 авг.5 23540

    کوری قبل از ۷ اکتبر سرتیپ مایر فینکل، رئیس تحقیقات مرکز دادو (یک موسسه تحقیقاتی وابسته به ستاد کل ارتش اسرائیل)، با استناد به کتاب «تفکر، سریع و آهسته» نوشته دانیل کانمن، این مشکل را به تفکر کند (بوروکراتیک) در اسرائیل قبل از عملیات لبه محافظ نسبت داد. فینکل در مقاله‌ای که در ماه مه ۲۰۲۲ منتشر شد، اظهار داشت که ارتش اسرائیل اطلاعاتی در مورد طرحی به نام «دیوار اریحا» دریافت کرده است که جزئیات یک حمله غافلگیرانه گسترده به غلاف غزه و شهرهای نقب غربی را شرح می‌دهد. افسر مسئول تجزیه و تحلیل این اطلاعات، سرهنگ دوم «Y»، یک افسر اطلاعاتی در تیپ غزه بود. او از زمان پایان عملیات لبه محافظ (جنگ اسرائیل علیه غزه در سال ۲۰۲۱) به دنبال اطلاعات مشابهی در مورد دیوار اریحا بود، اما هیچ چیز قابل مقایسه‌ای پیدا نکرد. (بعداً مشخص شد که اطلاعات نظامی در واقع اطلاعات مشابهی را در سال ۲۰۱۸ به دست آورده بود، اما هنگام انتشار به طور کامل مورد مطالعه قرار نگرفت و متعاقباً نادیده گرفته شد.) بنابراین، این افسر فرض کرد که دیوار اریحا صرفاً یک طرح اولیه است. در ماه مه ۲۰۲۲، بر اساس ارزیابی‌های افسران اطلاعاتی، این طرح به عنوان «نقطه مرجع تقویت نیرو» (یعنی یک طرح نظری) با این فرض که طرحی کاملاً عملی و قابل اجرا نیست، در نظر گرفته شد. این ناتوانی در پیش‌بینی، بازتابی از یک طرز فکر کلی اجتماعی بود. ایال نداو استدلال می‌کند که این عدم پیش‌بینی‌پذیری ناشی از عوامل بوروکراتیک و روانی بود. اولویت‌بندی شاباک بر سیستم‌های تکنولوژیکی منجر به نادیده گرفتن واحد ۵۰۴ (واحد استخدام اطلاعات انسانی) و ایخا مستبرا شد. این واحد اخیر پس از آن تأسیس شد که اطلاعات اسرائیل به دلیل آنکه فرض می‌کرد مصر حمله نخواهد کرد، نتوانست جنگ اکتبر ۱۹۷۳ را پیش‌بینی کند. در نتیجه، دپارتمانی در اطلاعات نظامی به نام «ایخا مستابرا» که به معنای کلمه «عکس آن صادق است» است، ایجاد شد که به ایجاد شک و تردید در هر گزارش اطلاعاتی اختصاص دارد. در ۷ اکتبر، این یک «مفهوم» خاص نبود که اطلاعات اسرائیل را گمراه کرد، بلکه اتکای فزاینده به فناوری بود. شاباک منابع دیجیتال را در اولویت قرار داد و منابع انسانی را که گزارش‌هایی مبنی بر تأیید قصد حماس برای شروع حمله خود در ۷ اکتبر ارائه کرده بودند، نادیده گرفت. همچنین بی‌توجهی متقابلی بین دپارتمان تحلیل و «ایخا مستبرا» وجود داشت. / ۶ @Mohallell

  • 9 авг.5 15838

    پس از پایان جنگ سرد، مفاهیم جان اشلی واردن، سرهنگ بازنشسته و استراتژیست برجسته نیروی هوایی ایالات متحده، و دن کویل، معاون رئیس جمهور ایالات متحده در طول جنگ دوم خلیج فارس، در مورد "عملیات مبتنی بر اثربخشی" در دیدگاه ارتش اسرائیل غالب شده بود. برداشت واردن را می‌توان به عنوان ضرورت به کارگیری نیروی هوایی نه تنها برای پشتیبانی از نیروهای زمینی، بلکه برای انجام حملات دقیق علیه مراکز فرماندهی و کنترل دشمن با استفاده از آتش با دقت بالا خلاصه کرد. این برداشت‌ها در طول جنگ دوم خلیج فارس و به طور قابل توجهی، در عملکرد ارتش اسرائیل در طول جنگ دوم لبنان در سال ۲۰۰۶ پدیدار شد. آنها همچنین تأثیر قدرتمندی بر برنامه‌های توسعه استراتژیک ارتش اسرائیل، معروف به "گیدئون" و "تنوفا"، در دهه دوم دهه ۲۰۰۰ داشتند. با این حال، به طور متناقضی، عملکرد ارتش اسرائیل در غزه و لبنان پس از طوفان الاقصی، تغییر به سمت برنامه‌های جدید را نشان داد. در واقع، ارتش اسرائیل برنامه‌های جنگی را که برای آنها آموزش دیده بود، اجرا نکرد. در مورد روش‌های جنگی ارتش اسرائیل پس از به دست گرفتن کنترل مناطق شهری غزه در اواخر سال ۲۰۲۵ مباحث مطرح شده در صفحات "معاراخوت"، مجله رسمی ارتش اسرائیل، به وضوح این سردرگمی را آشکار می‌کند. در مقاله‌ای از سرگرد تامیر (فرمانده سابق گروهان و افسر عملیات در گردان ۸۱۰۸)، او یک مدل جنگی جدید برای آنچه که به عنوان "پاکسازی منطقه" شناخته می‌شود، پیشنهاد می‌کند. از نظر او، شکاف عمیقی بین نظریه‌ای که شامل عملیات پاکسازی در عملیات تهاجمی می‌شود و واقعیت عملی که در آن نیروها این مرحله را به عنوان یک تلاش دفاعی طولانی و گیج‌کننده تلقی می‌کنند، وجود داشت. بنابراین، تامیر شکل جدیدی از نبرد دفاعی را پیشنهاد می‌کند که نیازی به دستورات طولانی ندارد. در عوض، کافی است مرزهای بخش و دستورات دفاعی را تعریف کنیم تا ماموریت زیردستان روشن شود: جلوگیری از سقوط مناطق حیاتی در بخش تحت مسئولیت گردان، جلوگیری از رسیدن دشمن به عقبه گروه‌های رزمی و ایجاد شرایط برای حمله متقابل. تمام این دستورات فرض را بر این می‌گذارند که مدافع، درست مانند آنچه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ اتفاق افتاد، از قلمرو خود در برابر نیرویی که ممکن است به آن نفوذ کند، محافظت می‌کند. اما تامیر می‌پرسد: «این دستورات تا چه حد با واقعیت ماه‌ها جنگ برای پاکسازی یک منطقه و تثبیت کنترل عملیاتی در آن مطابقت دارند؟» صرف نظر از پاسخ‌ها به مقاله او، به نظر می‌رسد مشکل نظامی که سرگرد در مورد آن بحث می‌کند، اساساً عملیاتی، سیاسی و حتی اجتماعی است. ستاد کل اسرائیل، در جنگ‌های خود علیه غزه و لبنان، با همان منطق گودریان عمل کرد، به شدت به اطلاعات متکی بود و فاقد درک اجتماعی بود. / ۵ @Mohallell