- Последний пост
- 29 авг. 2025 г.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
پی دی اف کامل این روایت که مدیون شما نشیم
без подписи
قسمت چهاردهم #رادار_ملی قسمت پایانی روایت از قول سرتیپ غلامی زمان زیادی نگذشت که کارگاه حقیرانه مجتمع سپهر به کارخانه بزرگ ساخت رادار تبدیل شد. با تجهیزات و تسترهای روز جهان بر مبنای علم و دانش روز دانشگاه های کشور و اینگونه کشور به بالاترین حد دانش ملی…
قسمت چهاردهم #رادار_ملی قسمت پایانی روایت از قول سرتیپ غلامی زمان زیادی نگذشت که کارگاه حقیرانه مجتمع سپهر به کارخانه بزرگ ساخت رادار تبدیل شد. با تجهیزات و تسترهای روز جهان بر مبنای علم و دانش روز دانشگاه های کشور و اینگونه کشور به بالاترین حد دانش ملی ساخت رادار رسید. دانشی بومی و پویا قلم این حقیر از بیان عظمت تلاش و فداکاری که این عزیزان با خلوص تمام انجام دادند و حتی وجودشان را وقف این امر خطیر کردند تا دستیابی به این فناوری فاخر که امروز در کشورمان به قله های افتخار نزدیک شده را ممکن سازند قاصر است. بجا است که شرح چگونگی پیشرفت کار و رسیدن به این موفقیت عظیم را به تک تک سرپرستان کارگاه های ۱۹گانه مجموعه سپهر واگذار نماییم، تا هم به چگونگی رشد و به ثمر رسیدن این فناوری آشنا شویم و هم شناخت بهتری از این عزیزان از خود گذشته پدافند هوایی پیدا کنیم و چگونگی انجام این مهم را به استاد گرامی و دانشمند ارجمند سرهنگ غلامرضا اینانلو واگذار میکنیم تا همان گونه که نقش اساسی در ادغام و هماهنگ نمودن بخشهای جزئی رادار و تبدیل آن به رادار عظیم ملی داشتند در گردآوری و ترتیب توالی مطالب نیز نقش اساسی را داشته باشند. امید دارم در این امر خطیر موفق باشند تا راهنمانی باشد برای آیندگان من الله التوفيق @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت سیزدهم #رادار_ملی اتاق کنترل کار طراحی و راهاندازی ساخت رادار به پایان رسیده بود ، نوبت به ساخت و بررسی محل بکارگیری رادار رسیده بود (اتاق عملیات). بخش مهمی که هیچ اهمیتی به آن داده نشده بود شاید هم ساخت رادار در مقوله ذهنی خودمان هم جا نیفتاده بود و ایمان به موفقیت آن نداشتیم به همین علت، برای محل بکارگیری آن اهمیت لازم را قائل نشده بودیم و زمانی که به چشم میدیدیم همه چیز در حال به نتیجه رسیدن است، به فکر تهیه آن افتاده بودیم. بخش کمی نبود و از چهار قسمت بزرگ و مجزا تشکیل شده بود: ۱) سیستم IFF شناسایی هواپیماهای خودی از دشمن و توان بکارگیری آن از اتاق عمليات: رادارهای برد بلند موجود در پدافند هوایی دارای سیستمی هستند که هواپیماهای خودی را با دشمن از هم تفکیک میکنند، گرچه سیستمی است ناقص و مورد قبول نیست ولی به راحتی میتواند نقش رادار ثانویه را بازی کند و مؤثر درکشف و کنترل هواپیماهای خودی گردد. به همین علت نمی توانستیم از آن چشم پوشی کنیم. استفاده از IFF مکمل خوبی برای رادارهای پدافند هوایی است. امکان استفاده از IFF های موجود در پدافند هوایی روی رادار ملی وجود داشت ولی باید اتاق عملیات را برای پذیرش و استفاده از IFF در مجتمع سپهر آماده میکردیم. با استفاده از متخصصین خبره پدافند هوایی و دپوی رادار کارگاهی جهت ساخت کامل IFF سپهر تشکیل شد تا تلاش نماید با استفاده از وسایل موجود یک سیستم IFF که شامل فرستنده و گیرنده، آنتن و مسیر انتقال امواج از روتوری جوینت تا آنتن باشد را همزمان با پیشرفت رادار آماده نماید. مسئولیت این بخش به عهده سرهنگ محمد طاهری قرار گرفت. در این زمینه نسبت به رادار عقب تر بودیم، ولی تجهیزات مازاد IFF در پدافند هوایی به وفور یافت میشد و با بهره گیری از آنها امکان آماده سازی همزمان وجود داشت. ۲) ارتباطات برای آنکه بتوانیم از رادار ملی در شبکه پدافند هوایی استفاده کنیم، نیازمند ارتباطات هماهنگ با پدافند هوایی بودیم که باید در سه بخش آماده سازی میشد: الف) ارتباط نقطه به نقطه که قادر باشد رادار را وارد شبکه یکپارچه پدافند هوایی نماید. یعنی امکان تماس با SOC و MC ها و همچنین CP و سایتها و کلیه تجهیزات زمینی را فراهم میکرد ب) نیازمندیهای ارتباط داخلی بخشهای مختلف رادار (فرستنده، گیرنده، آنتن). پ) ارتباطات زمین به هوا. مهمترین و اساسی ترین ارتباط مورد نیاز ایستگاههای رادار ایجاد تماس با انواع مختلف هواپیماهاست. به منظور کنترل امواج پخش شده در محوطه رادار تصمیم بر آن که کلیه تشعشعات را از محوطه سایت رادار دور نماییم تا دغدغه عملیات فقط تحت کنترل قرار دادن امواج رادار باشد و این تصمیم تأمین ارتباط زمین به هوا را مشکل تر نموده بود. ۳) نشان دهنده ها (اسکوپها) و چگونگی انتقال و نمایش ویدئوهای راداری روی آنها. چگونگی تأمین نرم افزارهای مورد نیاز اتاق عملیات و انتقال تصویر را نیز آقای مهندس سروش که سابقه کار چندین ساله روی سیستمهای تصویری پدافند هوایی، مخصوصاً روی سیستم هاگ و اسکای گارد داشتند، به عهده گرفتند. آرایش اتاق عملیات و چگونگی و ترتیب چیدمان ،تجهیزات، علاوه بر مدیریت کلی تمام شعبات ساخت رادار، به عهده سرهنگ غلامرضا اینانلو واگذار شد، یعنی چگونگی بکارگیری عناصر مختلف و اتصال آنها به همدیگر و بالأخره تبدیل نمودن آنها به یک سیستم کامل رادار کنترل برابر استانداردهای پدافند هوایی به عهده ایشان بود. ۴) سیستمهای کنترل رادار از اتاق عملیات (ریموت کنترل). ریموت نمودن و ساختن تجهیزات کنترلی ارتباطات UHF و VHF کار آسانی نبود. این امر مهم به عهده یکی از پرسنل متخصص و مبتکر پدافند هوایی به نام سرهنگ سمالی گذاشته شد که خیلی خوب از عهده آن برآمد. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت دوازدهم #رادار_ملی آنتن رادار مجتمع سپهر پدافند هوایی همان محلی که گیرنده و فرستنده در دست ساخت بود، بزرگ ترین محل را به ساخت آنتن اختصاص دادیم که شامل چهار بخش جداگانه بود: سه بخش جهت قید و بندهای سه تکه تشکیل دهنده آنتن و بخش چهارم، که اصلی ترین بخش بود، جهت مونتاژ کلی آنتن البته کار عظیم ساخت آنتن رادار به همین چهار بخش خلاصه نمیشد و نیاز به کارگاه های متعددی در تخصصهای مختلف داشت حتی همان کاسه ساده آنتن هم بعد از ساخت میبایستی آنیل میشد و روی آن پوششهای شیمیائی ایجاد می شد. به ناچار، مجبور شدیم چهار کارگاه جانبی دیگر در کنار بخش منعکس کننده ایجاد نماییم ۱- کارگاه ساخت موجبرها : در رادار سه بعدی GPS-11 سیستم موجبری خیلی پیچیده تر و سخت تر از بقیه رادار ها است به علت اینکه امواج در کانال های مختلف با توانهای متفاوت جهت تشکیل بیم های پشتهای چندگانه پخش میشد و مجدداً از همان کانالها اطلاعات برگشتی جمع آوری میشد و پس از تجمیع و شکل دهی بیم های برگشتی جهت تجزیه و تحلیل به قسمتهای مختلف گیرنده سه بعدی و پردازشگر ارسال میگردید که دانشگاه صنعتی اصفهان در این بخش پیچیده و دقیق بالاترین وظیفه را بر عهده داشت. در انجام اموری که با آن غریبه بودیم خیلی با دلهره و دقت پیش میرفتیم و کندی کار فراتر از حد معمول را پذیرفته بودیم. بیشتر تلاش ما بر آن بود که از ابزار آلات فوق العاده دقیق و پیشرفته ای که در سطح کشور موجود بود را در ساخت موجبرها استفاده نماییم و هیچ اصراری به ساخت قطعات در پدافند هوایی نداشتیم ولی با وسواس و دقت فوق العاده کار می کردیم، چون اگر کوچکترین بی دقتی در این بخش میشد شکست میخوردیم. کل سیستم موجبری را جداسازی کردیم و حتی قطعات را برش دادیم تا به تکنیکهای ساخت آن پی ببریم خوشبختانه از اینگونه قطعات فرسوده به علت آنتنهای موشک خورده و بمباران شده به وفور در پدافند هوایی وجود داشت و ما بهترین بهره را از آنها بردیم. برای ساخت اجزاء از کل صنایع داخل کشور مخصوصاً کارگاه های کوچک استفاده کردیم. هر کجا فرد هنرمند مبتکری بود به سراغش میرفتیم و از او کمک می گرفتیم، همچنین از ماشین آلات فوق العاده دقيق داخل كشور. ۲- سکوی استقرار و بخش چرخاننده آنتن : الف ـ سخت ترین قطعه این بخش روتوری جوینت (یا همان قطعه انتقال امواج در حال چرخش) بود که به صنعتگران خارج از پدافند هوایی واگذار گردید تا تحت نظر پرسنل فنی ساخته شود قبلاً روی ساخت آن برای رادار ADS4 تجربه داشتند که از همان تجربیات استفاده شد و با دقتی به مراتب بالاتر از قبلی ساخته شد. ب - موتور گیربکس در بازار تهران انواع و اقسام این گونه موتور گیربکس با ظرفیت مختلف وجود داشت که همگی با برق ۵۰ هرتز کار می کردند و مسئله ای در تأمین آن وجود نداشت. یکی از مناسب ترین آنها انتخاب شد و زحمتی برای ساخت آن کشیده نشد ولی استقرار موتور گیربکس و چرخ دنده ها و بلبرینگ اصلی اتصال بین آنتن و پدستال پروژه ای خیلی سخت و زمانبر بود که در نهایت، با موفقیت اجرا شد. ۳- سکوی استقرار و اکسل و چرخهای سیستم : توسط صنعتگران کشور و پدافند هوایی و با کمک آمادگاه خودروها و آمادگاه رادار ساخته شد، که از دقت فوق العاده ای در تراز نمودن رادار برخوردار بود و خیلی بهتر و سریع تر از اصلی جمع آوری و گسترش مییافت، که مرحوم اصغر شهابی بالاترین نقش را در ساخت آن داشتند. ۴- بخش شیمیایی : کلیه قسمتهای ،آنتن مخصوصاً موجبرها میبایستی برای طول عمر قطعات و سهولت در انتقال امواج کروماته میشد، که با توجه به ابعاد بزرگ قطعات آنتن کار آسانی نبود و نیاز به ساخت حوضچه هایی به بزرگی قطعات اصلی آنتن و تجهیزات انتقال قطعات به داخل حوضها بود. به گونه ای که آسیبی به آنها نرسد، با بالاترین کیفیت انجام شد، به گونه ای که تا آن روز داخل کشور انجام نشده بود. ۵- کارگاه تنش زدائی حرارتی کلیه قسمتهای آنتن به وسیله جوشکاریهای سنگین به هم متصل و ساخته میشد به همین علت تنشهای سنگینی در آنها ایجاد میشد. لازم بود به وسیله عملیات حرارتی تنش زدائی میگردید، باز هم بزرگی قطعات آنتن ایجاد مشکل نمود. در کشور کوره حرارتی که بتوان قطعات به آن بزرگی را همراه فیکسچر در آن جای داد وجود نداشت. مجبور شدیم کوره های حرارتی فوق العاده بزرگی را در مجموعه سپهر بسازیم و عملیات حرارتی را برابر دستورالعملهای استاندارد روی قطعات ساخته شده انجام دهیم تا از تغییر شکل حتی جزئی آنها به مرور زمان جلوگیری نماییم این امر عظیم توسط یکی از مبتکرترین نخبه نیروی هوایی به نام کارمند حسین صادق زاده انجام شد. کاری که اولین بار در آن حجم در کشور انجام می شد. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت یازدهم #رادار_ملی سپهر ، از کارگاه تا کارخانه پس از سپری شدن مدت ۳۰ روز تعیین شده مجدداً جلسه تشکیل شد و نظرات جمع آوری شد. ۱- فرستنده سرهنگ غفاری اعلام کرد آماده شروع کار هستم ، من هم اطمینان داشتم که از عهده این کار بر می آید پنج نفر کارشناس برق قدرت در اختیار نامبرده قرار داده شد و قرار شد با دو شرکت ایران ترانسفورمر و پارس کاپاستیور که همکاران پدافند هوایی در ساخت نیازمندیهای سیستم هاگ بودند، همکاری را شروع نماید. کارگاه کوچک تعویض لامپ های قدرت سپهر تبدیل شد به کارخانه ساخت فرستنده رادار که به مرور، کلیه تجهیزات و نیازمندیهای آن تأمین گردید و ۵ نفر کارشناس برق قدرت همراه ۵ نفر پرسنل قدیمی با تجربه و تعدادی افسران وظیفه یک مجموعه ۱۵ نفری را تشکیل دادند و شروع به کار شبانه روزی روی بخشهای مختلف فرستنده نمودند. به شکر خداوند متعال روند پیشرفت کار بیش از تصور و انتظار بود و خیلی راحت مراحل ساخت انجام شد و آماده آزمایش و تست گردیدند. ۲- گیرنده کارگاه گیرنده سپهر تبدیل شده بود به یک کارخانه که هر ۱۰ روز یک گیرنده کامل تحویل پدافند هوایی میداد؛ کاری علمی، اساسی و پایه ای و ناظران دانشگاه صنعتی اصفهان هم روی آن نظارت داشتند با دانشگاه صنعتی هم صحبت شد که برای فشرده سازی و کوچک نمودن گیرنده برای رادار ملی تلاش نمایند. علاوه بر فشرده سازی، به علت اینکه رادار ملی متحرک بود نیاز بود که قادر به تحمل ضربه ها در جا به جایی ها باشد و توان سه بعدی نشان دادن اهداف را داشته باشد نشان دادن ارتفاع هدف اضافه بر بُرد و سمت کار آسانی نبود ولی با توجه به اینکه دانشگاه صنعتی اصفهان و پرسنل پدافند هوایی به مهارتهای بالایی در کار روی گیرنده های رادارها رسیده بودند، اطمینان داشتیم که از عهده این کار نیز بر می آیند به هر حال قراردادی هم با دانشگاه صنعتی بسته شد تا کار اصولی و کامل انجام شود. نیازمندیهای پروژه به صورت کامل تأمین شد تا همزمان کار روی فرستنده، گیرنده هم جلو برده شود. تا این زمان در ساخت گیرنده رادار و تعویض لامپ ها سیاست کلی دراز مدتی وجود نداشت و همه تلاشها برای رفع نیاز شبکه راداری بود. با تصمیم ساخت رادار تصمیم کلی برای ایجاد دو بخش ساخت فرستنده و گیرنده رادار در کنار هم گرفته شد و برای ساخت اساسی گیرنده و فرستنده رادار نسبت به تأمین تجهیزات کامل و پرسنل واجد شرایط و آموزش آنها اقدام گردید. ۳- آنتن سرهنگ داوودی مسئول کپی سازی کاسه رفلکتور آنتن، ایشان خیلی مطمئن و محکم آمادگی خود را برای ساخت اعلام کردند. با یک لیست بلند بالا از نیازمندیها که مهمترین آنها اکسترود نمودن مواد خام ساخت رفلکتور برابر نمونه ها بود و به دنبال آن تجهیزات لازم جهت آنیل و کرماته کردن قطعات بزرگ آنتن پس از ساخت که کار فوق العاده مشکلی بود، مخصوصاً ساخت کوره های بزرگ حرارتی که توان آن را داشته باشد رفلکتورهای ساخته شده را با فیسکچر داخل آن قرار دهیم. تصمیم به انجام کار گرفته شد و با جدیت هرچه تمامتر کار شروع شد. آنتن در پدافند هوایی بی آزارترین بخش رادار است در طول جنگ، هیچ گاه به تعمیر نیاز نداشت. به همین علت، هیچ یک از پرسنل پدافند هوایی توجهی به آن نداشتند. حتی با قاطعیت میگویم اکثر قریب به اتفاق پرسنل پدافند حتی شکل آنتن را در بیشتر رادارها ندیده اند. البته قسمتهای جانبی مثل روتوری جوینت (قسمت متحرک انتقال امواج موتور گیربکس چرخاننده آنتن بخشهای متحرک پدستال آنتن به علت اینکه نیاز به تعمیرات داشت، پرسنل فنی با آن آشنایی جزئی داشتند، ولی قسمتهایی مثل فيدهرن تاباننده امواج به آنتن و منعکس کننده امواج یا کاسه آنتن بخشهای کاملاً ناآشنایی برای پرسنل فنی بودند با توجه به ناآشنا بودن به ساخت آنتن، کار سخت و سنگین پیش میرفت، چون خیلی با احتیاط و ترس کار را شروع کردیم و با دقت بیش از حد، که لازم نبود، قدم برمی داشتیم تصمیم گرفتیم تغییری در اجزاء آنتن ندهیم و اجزاء منعکس کننده و تابشگرها را دقیقاً در جنس مواد و شکل آن تقلید نماییم؛ ولی در چگونگی سکوی آنتن و موتور گیربکس آن هیچ گونه محدودیتی قائل نشدیم و آزادانه شروع به طراحی بومی نمودیم. پدافند هوایی در تأمین برق ۴۰۰ هرتز دچار مشکل بود. به همین علت پایه امور را برق معمول در کشور یعنی ۵۰ هرتز قرار دادیم، البته در گیرنده و فرستنده کار با برق ۵۰ هرتز را آزموده بودیم و مشکلی با آن نداشتیم. اولین قدم تهیه اقلام جزئی تشکیل دهنده آنتن بود. با همین هدف، نمونه های میله های تشکیل دهنده آنتن و ویوگایدهایی را برای ساخت به کارخانه های اکسترودکننده آلومینیوم واگذار کردیم و با نظارت پرسنل پدافند قالب سازی های آنها شروع شد. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت دهم #رادار_ملی رادار همطراز با GPS-11 پس از ابلاغ مسئولیتها و مأموریت به افراد ذکر شده در همان جلسه نفرات نظر خود را به قرار زیر بیان فرمودند: فرستنده سرهنگ غفاری اعلام آمادگی نمودند و به صراحت اعلام کردند که قادر به ساخت فرستندهای ۱۰۰ درصد ایرانی به مراتب تواناتر از فرستنده اصلی رادار 11-GPS هستند و نیازی به کاغذ سفید امضاء ندارند با حجم کمتر. گیرنده سرهنگ سید اشرفی: اعلام کردند با توجه به PC های کوچک و ضدضربه موجود در بازار که دارای توان فوقالعاده هستند و تمام شاخصه های نظامی و استانداردهای مورد نیاز رادار را دارا هستند، میتوانیم گیرندهای به مراتب کوچکتر و تواناتر از گیرنده GPS-11 بسازیم، ولی نیازمند همفکری و کمک دانشگاه صنعتی اصفهان مخصوصا در بخش ارتفاع یابی هستیم. امور ارتباطی سرهنگ سمالی، که به تازگی کار خود را در مجموعه سپهر شروع کرده بود هم گفتند: وسایل ارتباطی اصلی این سیستم از آلمان خریداری شده، مانند VHF و UHF و HF ها که در انبار موجود است و تبدیل به سیستم نمودن آنها من جمله ریموت آنها به اتاق عملیات کار مشکلی نیست. من از عهده آنها برخواهم آمد. هنوز کار اساسی روی سیستم IFF بررسی نشده بود؛ ولی مسئله مهمی نبود، حداکثر میشد از IFF های موجود در پدافند استفاده نمود. برای تمام موارد جانبی، متولی مشخص شد و شروع به کار کردند. آنچه آن روز با آن غریبه بودیم، موج برها، رفلکتور آنتن و سیستمهای چرخاننده آن بود اینها قسمتهایی بودند که تا آن روز دچار عیب کمتری میشدند و پرسنل پدافند هوایی زیاد روی آن کار نکرده بودند مخصوصاً آنتن که سرهنگ داوودی مسئول بررسی آن شده بود. در همان جلسه قرار شد یک ماه همه تلاش و بررسی نمایند و ماه آینده راه کارهای اجرائی خود جهت ساخت یک رادار صد درصد داخلی همطراز با 11-GPS را اعلام نمایند. اینها قسمتهایی بودند که تا آن روز دچار عیب کمتری میشدند و پرسنل پدافند هوایی زیاد روی آن کار نکرده بودند مخصوصاً آنتن که سرهنگ داوودی مسئول بررسی آن شده بود. در همان جلسه قرار شد یک ماه همه تلاش و بررسی نمایند و ماه آینده راه کارهای اجرائی خود جهت ساخت یک رادار صد درصد داخلی همطراز با 11-GPS را اعلام نمایند. این در حالی بود که همه فرماندهان و پرسنل رده بالای فنی کلاسیک نهاجا از شوک جایگزینی گیرندههای رادارها و تعویض لامپ های قدرت بیرون نیامده بودند و در انتظار اتفاقات پیشبینی نشده این تعویضها بودند و فاجعههایی که احتمالا رخ خواهد داد. به راستی خودمان هم نگران بودیم آنتن در قدم اول، برای ساخت آنتن سراغ دانشگاههای کشور رفتیم و از هر دانشمند و نخبه ای که حدس میزدیم روی آنتن کار کرده، خبر میگرفتیم؛ ولی متأسفانه بحث غریبی برای دانشگاههای کشور بود و کسی کار پایهای در این موضوع انجام نداده بود. کپی سازی آنتن رادار GPS-11 تصمیم قطعی میشد به چند دلیل: ۱- خیلی سبک، پیشرفته و سهبعدی بود و کپی سازی آن آسان و هم بهترین آنتن رادار موجود در ایران در آن زمان بود بقول شهید ستاری، بهترین و اوج طراحی در نسل خود بود ۲- تعداد زیادی از این آنتنهای فوقالعاده خوب و با ارزش در طول جنگ یا در اثر جابهجایی های زیاد و سانحه و یا بمباران و موشکهای آرم آسیبدیده بودند و نیاز به بازسازی داشتند، که با کپی سازی آنتن هردو هدف تأمین میشد، یعنی هم کلیه آنتنهای آسیبدیده ما تعمیر میشد و هم ما به ساخت مدرنترین آنتن موجود دست مییافتیم. پ.ن: موشک آرم ARM : Anti Radiation Missile موشک ضد تشعشعات @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت نهم #رادار_ملی ساخت رادار دو سال تلاش پرسنلی با تجربه و با دانش فنی بالای پدافند هوایی که اکثراً دوره فنی رادار را در کشورهای سازنده رادار طی نموده بودند همراه با استادان و دانشمندان دانشگاههای کشور مخصوصاً دانشگاه صنعتی اصفهان کار عملی و پایه ای و علم و دانش رادار را در پدافند هوایی دگرگون کرده بود. به گونه ای که هر صاحب نظر پژوهشگر ژرفنگری که این سطح کارایی و دانش همراه با ابزار و تسترها و تجهیزات پیشرفته مورد نیاز در پدافند هوایی و دپوهای رادار را میدید این جسارت در او به وجود می آمد که هوس ساخت رادار در کشور را بنماید و واقعاً هم ساخت یک رادار روز و مدرن و کارآمد در پدافند هوایی امکان پذیر بود. آنچه در ساخت رادار در شروع کار اصل و اساس به نظر میرسد، فرستنده و گیرنده است، که هر دو در پدافند هوایی در حال ساخت و تولید انبوه بود و به کلیه رموز و نقاط کلیدی ،آن مخصوصاً دانشمندان دانشگاه صنعتی ،اصفهان، تسلط کافی یافته بودند. تنها قسمتهایی خیلی جزئی از فرستنده باقی مانده بود که همه توسط شرکتهای داخلی همانند ایران ترانسفورمر و پارس کاپاسیتور در داخل کشور قابل تولید انبوه با کیفیت نظامی بودند. پدافند هوایی هم همان گونه که عقل حکم میکرد تصمیم به ساخت یک رادار صد درصد ایرانی به نام رادار ملی گرفت. در قصر فیروزه ۲ قطعه زمین بزرگی بی مصرف باقیمانده که تصمیم گرفته شد بود فعالیتهای ساخت رادار در آن زمین متمرکز گردد و نام مجتمع فنی سپهر برای آن برگزیده شد که به مرور قسمتهای زیر در آن تشکیل گردید ۱- بهترین و زبده ترین پرسنل رادارهای تاکتیکی -11-GPS به سرپرستی یکی از شاخص ترین پرسنل فنی رادار پدافند هوایی به نام سرهنگ غلامرضا اینانلو که مسئولیت کلی جمع آوری رادار ملی به عهده او واگذار شد. ۲- کارگاه ساخت گیرنده رادار به سرپرستی سرهنگ محمود سید اشرفی که مسئولیت ساخت گیرنده رادار ملّی فشرده شده گیرنده رادار ساخته شده قبلی و ضد ضربه و سه بعدی نمودن همان گیرنده در حال ساخت. ۳ـ کارگاه ساخت فرستنده رادار به سرپرستی سرهنگ غفاری که مسئولیت تعویض لامپهای قدرت رادار را به عهده داشت با همان مشخصات و هماهنگ گیرنده در حال ساخت رادارهای FPS100 ۴- کارگاه ساخت منعکس کننده و کاسه آنتن به سرپرستی سرهنگ داوودی، که قبلاً رئیس پروژه ساخت هواپیمای پرستوی نهاجا بودند. ۵- کارگاه ساخت ارتباطات رادار شامل زمین به هوا و نقطه به نقطه و داخلی به سرپرستی سرهنگ سمالی. ۶- مسائل زیر به بعد موکول شد ویوگایدها پدستال آنتن، روتوری جوینت و از همه مهم تر IFF @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت هشتم #رادار_ملی لیست ۲۸۰ قلمی عملا پاره شد! در همان جلسه، زیر برگ سفیدی را امضاء کردم و به او دادم و گفتم شما کار را شروع کنید. اگر اتفاقی افتاد، هرچه دلت خواست در این برگه بنویس. من تمام مسئولیتهای آن را میپذیرم و این جمع هم شاهدند. ایشان با حالت بهت زده برگه را گرفتند و گفتند من شروع میکنم. جلسه تمام شد و از جلسه خارج شدیم. امیر عدالت نژاد عصبانی بودند و گفتند شما میدانید دو مگاوات یعنی چه؟ با این نوشته این رادار را منفجر کردید. جواب دادم رادار که بناست غیر عملیاتی در کناری افتاده باشد، اگر منفجر هم شود فرقی نمیکند. کار شروع شد. اعتباری را در اختیار فرمانده گروه بندرعباس گذاشتیم و تأکید کردم هر کمکی که ایشان نیاز داشت، تأمین نمایید. رادار بندرعباس فقط یک چانل عملیاتی داشت، ولی پرسنل فنی به اندازه کافی در اختیار داشت. نفری که با شجاعت این کار بزرگ را پذیرفت، یکی از افسران فنی قدیمی این سیستم به نام حسن غفاری بود. ایشان به صورت شبانه روزی روی سیستم کار میکرد و خیلی زود به نتیجه رسید. پس از شش ماه، لامپ قدرت KL28 روی رادار FPS100 سوار و عملیاتی شد و به یاری خداوند متعال، هیچ اتفاقی نیفتادو خیلی قدرتمندتر از قبل، رادار بندرعباس با لامپ جدید شروع به کار کرد. امیر بزرگوار عدالت نژاد با دلهره روند پیشرفت کار را نظارهگر بودند. برای تحویلدهی سیستم همراه ایشان به بندرعباس رفتیم. چگونگی کار و سیستمهای ایمنی را بررسی و همه را تأیید کردند. در روز شروع کار فرستنده جدید، ایشان از همه خوشحال تر بودند و اظهار نمودند این کار به مراتب بزرگتر، شجاعانه تر و شیرینتر از کار کیش است (گیرنده رادار) در این روز، آن لیست نیازمندی ۲۸۰ قلمی رادارها کاملا تأمین شد و رادارهای کشور نیازمند به هیچ قطعهای نبود که در انبار وجود نداشته باشد، یعنی بعد از یک سال و نیم آن عملا لیست پاره شد. مکانی را در محل ساخت گیرنده رادار به نام فرستنده تشکیل دادیم و سرپرستی آن را به عهده افسر فنی شجاع حسن غفاری گذاشتیم و بدینگونه تولید انبوه نیازمندیهای تعویض لامپهای فرستنده رادارهای FPS100 شروع گردید لازم به یادآوری است که همیشه ولتاژ بالای فرستنده رادارها دغدغه فکری پدافند هوایی بود وبه فکر چارهاندیشی برای این معضل، جدیدترین رادارهائی که پدافند هوایی قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی تحویل گرفته بود رادارهای ADS4 ساخت کارخانه وستینگهاوس آمریکا بود. دراین رادارها، از ولتاژ به مراتب پایینتری استفاده گردیده و با بالا بردن شدت جریان، خروجی مورد نیاز نهائی را تأمین نموده بودند. راه خوبی است و امنیت بیشتری را برای کاربران تأمین میکند. با توجه به میل نوآوری که درمجموعه سپهر پدافند هوایی به وجود آمده بود، نتوانستیم از این پدیده شیرین در این نسل رادارها چشمپوشی کنیم. به همین علت، همزمان تحقیق، پژوهش و کپی سازی فرستنده دومی را درکنار فرستنده اول شروع کردیم، تا در صورت موفقیت، جهشی باشد در ساخت فرستنده های رادار. این مهم به عهده دو نفر از بهترین و تواناترین پرسنل متخصص رادار ADS4 به نام علی محسنی و غلام حسین دودانگه واگذار گردید. خوشبختانه در این مسیر هم موفق بودیم، که به شرح چگونگی آن خواهیم پرداخت. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت هفتم #رادار_ملی ساخت فرستنده پس از اینکه به ساخت گیرنده رادار اطمینان پیدا کردیم، کار ساخت فرستنده رادار را شروع کردیم. برای آخرین بار، از دانشگاه صنعتی اصفهان درخواست کردیم روی فرستنده هم شروع به کار نمایند. جواب دادند ما تحقیق را شروع میکنیم، ولی برای فرستنده در حد رادارهای دوربرد، مثل رادار کیش که دو مگاوات خروجی دارد، نمیتوانیم قولی بدهیم؛ با توجه به وضعیت موجود، منتظر ما نمانید. قبلا هم با سایر دانشگاهها و مؤسسات علمی مختلف صحبت کرده بودم که نتیجهای حاصل نشده بود. پرسنل فنی رادارهای برد بلند در دو محل از توان بالایی برخوردار بودند: همدان و بندرعباس. به بندرعباس نزدیک بودم. همراه تیم تحویل گیرنده رادار کیش به بندرعباس رفتم. تیم درخواست داشت به بندرعباس برود و رادار جدید را با رادار بندرعباس مقایسه نماید. همزمان با بازدید تیم از رادار بندرعباس، همراه امیر عدالت نژاد، که یکی از افراد توانا و مسلط به رادار بود، پرسنل فنی رادار بندرعباس را در نمازخانه رادار بندرعباس جمع کردیم و چگونگی کار روی رادار کیش را برای آنها شرح دادیم و گرفتاریهای بزرگ فرستنده را برای آنها روشنتر بازگو کردیم. رادارهای FPS100 با لامپ قدرتی به نام LC35 کار میکرد، که از رده تولید خارج شده بود و با تلاش هشت سالهای که در فرماندهی لجستیکی داشتم، به این نتیجه رسیده بودم که امکان خرید آن غیرممکن است و کاملا تهیه آن به روشهایی که جهت دور زدن تحریمها در آن زمان داشتیم ناامید شده بودیم. کشور چین لامپ قدرت رادارهای ADS4 را که لامپ مدرنتر و جدیدتری بود به نام KL28، برای پدافند هوایی ساخته بود و تعدادی در انبارها موجود داشتیم و امکان تهیه آن وجود داشت. مطرح کردن کلیه مطالب فوق و اینکه اگر اقدامی نکنیم کلیه رادارهای ما بی مصرف باقی خواهد ماند، حالت عجیب و بدی در پرسنل فنی ایجاد کرد. پیشنهاد دادم لامپ KL28 رادارهای ADS4 را روی رادار FPS100 سوار نمایند. بندرعباس بهترین محل برای مطرح کردن این خواسته بود، چون تنها محلی در ایران بود که هم رادار FPS100داشت و هم یک رادار عملیاتی ADS4 و پرسنل فنی با هر دو لامپ و هر دو رادار آشنا بودند. سکوت بر جلسه حکم فرما شد. دیگر کسی صحبت نمیکرد. امیر عدالت نژاد هم در جلسه حضور داشتند. یک نفر دست خود را بلند کرد و گفت من هر دو لامپ را میشناسم، جایگزین کردن آنها کار فوقالعاده خطرناکی است، اگر کسی مسئولیت آن را بپذیرد من انجام میدهم. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت ششم #رادار_ملی مجتمع سپهر کارگاه مجهزی را در مجموعهای به نام مجتمع سپهر ایجاد کردیم و ساخت گیرندههای روز رادارها را با کمک دانشگاه صنعتی اصفهان شروع کردیم و یکی پس از دیگری گیرنده های رادار ایران را تعویض کردیم مخالفت های یگان های مختلف نهاجا و ارتش ، مخصوصا جهاد خودکفایی با مسیر جدید ادامه داشت و تیم تعویض گیرنده های رادار هم با سماجت به راهشان ادامه دادند. لازم به توضیح است که پرسنل سنتی نهاجا و پرسنل جهاد خودکفایی همه انسانهای شریف، فداکار و عاشق پدافند هوایی و جمهوری اسلامی بودند و در طول جنگ، خدمات ارزندهای به کشور کرده بودند و از دوستان صمیمی و همکاران پر تلاش ما در هشت سال دفاع مقدس بودند. مخالفتهای آنها ناشی از اعتقادات و دید آنها به پدافند هوایی بود. گیرنده رادار بومی ساخت دانشمندان و اندیشمندان کشورمان با تمام سختی ها راه خود را پیدا کرد و هر روز در حال توسعه بود. آنقدر روند تغییرات و بهینهسازی ها روی آن زیاد بود که همه خسته شده بودیم. در طول ساخت گیرنده دوم، حدود ۱۰ بهینهسازی روی گیرنده اول انجام شد. البته همه صحیح و بجا بود و هر بهینهسازی قدرت دید و توان رادار ما را به طرز چشمگیری تغییر میداد، ولی ما عجله داشتیم و خواهان ساخت سریع ۲۰ دستگاه گیرنده رادار بودیم، تا کلیه رادارهای ایران حداقل یک چانل ساخت وطن داشته باشند و بحمدلله تمام کسانی هم که عقایدی بجز این داشتند، در نهایت تسلیم شدند؛ البته نه در تمام زمینهها و بدین گونه، با کمک استادان دانشگاه صنعتی اصفهان، پدافند هوایی سازنده بهترین گیرنده دیجیتال با توان بالا و قابل توسعه گردید و کشور را از نیاز به ۲۵۰ قطعه همان لیست کذائی نجات داد. حدود ۳۰ قطعه باقیمانده مربوط به سایر قسمتهای رادار، بخصوص فرستنده بود. معمولا رادار در نگاه اول از ۳ بخش کلی تشکیل شده: آنتن ، فرستنده و گیرنده @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
مجتمع سپهر
قسمت پنجم #رادار_ملی مخالفت ها و سنگ اندازی ها با اطمینان میگویم اگر من دو شغل مهم فرمانده پدافند هوایی و جانشینی قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء را بر عهده نداشتم و کس دیگری بجز امیر شهبازی فرمانده قرارگاه و کل ارتش بود، این پروژه ادامه پیدا نمیکرد؛ ولی امیر بزرگوار شهبازی روبهروی همه مخالفت ها ایستادند و از پروژه دفاع کردند. چگونگی کار به عرض امیر شهبازی رسید. قرار شد ایشان با رؤسای ادارات ارتش جهت بازدید از پروژه به کیش بیایند. این امر خیلی سریع انجام شد و یک تیم ۱۵ نفره جهت مشاهده این کار عظیم به جزیره کیش آمدند. سیستم با یک فروند هواپیمای F4 از پایگاه بوشهر در حضور ایشان و کلیه مسئولین نهاجا و ارتش آزمایش شد. خوشبختانه همه چیز فوقالعاده بود. پس از ارزیابی، امیر شهبازی دستور استفاده دائمی از این رادار را در شبکه پدافندی کشور صادر کردند و کار رسمی گیرنده ملی آغاز گردید. دعوت از آن تعداد به کیش سیاست امیر شهبازی بود برای جلوگیری از مخالفت با کنار گذاشتن رادار اصلی ساخت آمریکا و جایگزینی آن با گیرندهای که در ایران ساخته شده بود. این امر برای پرسنلی که دوره نگهداری استاندارد این رادار را در آمریکا دیده بودند و سالها با کتاب ها و روش های کلاسیک نگهداری رادار سروکار داشتند، پذیرفتنی نبود؛ به همین علت شدیدا با روش جدید مخالفت میکردند ولی قطعات تشکیل دهنده رادارهای قدیمی به کلی از تولید خارج شده بود و دیگر امکان تأمین آن قطعات با ولتاژ بالا و با آن مصرفهای سرسامآور وجود نداشت. ما باید این مرز فکری را میشکستیم که کار بسیار مشکلی بود. پرسنل سنتی نهاجا و پدافند هوایی همه آشفته شده بودند، زیرا همه علم و دانش خود را بر باد رفته میدیدند و فکر میکردند باید از نو به کلاسهای دانشگاه بروند و کار با سیستمهای جدید را یاد بگیرند. به همین علت، فعالیتهای خود را روی روش های قدیمی صد چندان کردند و برای هر یک از قطعات قدیمی جایگزین درست میکردند. کار به جایی رسیده بود که میگفتند شبکه راداری ما عیبی ندارد، تمام قطعات آن تأمین است و رادار PAR هاگ را بهگونهای بازسازی کردند که برد آن به ۲۰۰ کیلومتر رسید. اینها همان کسانی بودند که میگفتند شش ماه دیگر راداری در ایران وجود ندارد، ولی باز هم من از روش نو عقب ننشستم و به مسیرم ادامه دادم. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
سرلشکر شهبازی رئیس ستاد مشترک ارتش ۶۷-۷۷ اولین فرمانده کل ارتش ۷۷-۷۹
قسمت چهارم #رادار_ملی اولین قدم اساسی در بومی سازی صنعت رادار در ایران فشار روی پرسنل فنی جهت عملیاتی نگه داشتن رادارها ادامه داشت و روزی چند بار با دانشگاه صنعتی اصفهان جهت سرعت در کار تماس میگرفتم. پس از هشت ماه، هیچ راداری غیرعملیاتی نشد و گیرنده رادار دانشگاه هم در این مدت به نتیجه رسید. اولین قدم اساسی در بومی سازی صنعت رادار در ایران. لازم به توضیح است که رسیدن به این نتیجه شیرین، ثمره شش سال کار و تحقیق دانشگاه صنعتی اصفهان روی رادار بود. از زمانی که یک دستگاه رادار PAR در اختیار دانشگاه صنعتی اصفهان گذاشته شده بود تا آن روز دقیقا شش سال گذشته بود. با کمک خداوند متعال، در ایجاد تحول در پدافند هوایی هم همانند لجستیک نهاجا موفق بودم و خیلی زود پدافند هوایی در تمام زمینه ها همانند عملیاتی، فنی، رفاهیات و از همه مهمتر پرسنل پدافند هوایی متحول شده و با روحیه و امید زیاد تلاش خود را چند برابر کرده بودند. همه جای پدافند در حال تلاش و تکاپو بود و پدافند هوایی چهرهای نو به خود گرفته بود. عملیات نهاجا، بخصوص مدیریت ارتباط و الکترونیک، اعلام کرد من گیرنده جدید رادار را در صورتی که در جزیره کیش جواب مثبت بدهد قبول دارم. خلیج فارس مخصوصا در آخر تابستان که شرجی بود و رطوبت هوا به حداکثر میرسید روی رادار های منطقه اثر نامطلوبی میگذاشت و باعث کاهش شدید دید میگشت و صفحه رادار را مملو از نویزهای فشردهای میکرد که به سی کلاتر (Sea Clutter) معروف بود. ما در بدترین فصل سال از نظر رادار و در انبوهی از نویز های دریایی مخصوص خلیج فارس، شروع به نصب گیرنده نوپای ساخت داخل کشور کردیم؛ کاری که آمریکاییها سالها روی آن کار کرده بودند، ولی به نتیجه نرسیده بودند. تنها مزیتی که این فصل برای ما داشت، تعطیلی دانشگاهها بود و استادان دانشگاه صنعتی با فراغت خاطر در این امر مهم شرکت نموده بودند و همین مسئله باعث سرعت کار و دقت بالای آن شده بود. همه نفرات اصلی پروژه، مانند دکتر علوی، در محل حاضر بودند و با اشتیاقی توصیف ناپذیر روی پروژه کار میکردند. دغدغه اصلی طراحان و سازندگان، سیستم نویزهای سنگین منطقهای بود که بیشترین وقت صرف از بین بردن آنها میشد. از اول امیر بزرگوار شهبازی با این امر موافق نبودند و میفرمودند از بچهای که تازه میخواهد راه رفتن را تمرین کند، میخواهند در دو ماراتن شرکت نماید و صحیح میفرمودند. آزمایش اولین گیرنده رادار بومی کشور در جزیره کیش در شهریور ماه در اوج پدیده سی کلاتر کار فوقالعاده سختی بود؛ ولی آنقدر دانشگاه به کار خود اطمینان داشت که اصرار میکرد باید این کار در بدترین وضعیت آزمایش شود. به هر حال، تیم طراح و سازنده دانشگاه صنعتی اصفهان مدت بیست شبانه روز تلاش نمودند تا گیرنده ساخت داخل کشور جایگزین گیرنده رادار FPS100 جزیره کیش (بدون نویز) گردد. البته رادار کیش دو قسمت یا دو چانل مجزا از هم داشت، که یک چانل در اختیار دانشگاه صنعتی اصفهان قرار گرفته بود و چانل دوم به همان شکل اصلی کارخانه سازنده نگه داشته شده بود. به سرعت به کیش رفتم و دو روز متوالی دو چانل رادار را با هم تعویض میکردم و دید رادار قدیمی را با جدید مقایسه میکردم. گیرنده بومی ساخت دانشگاه صنعتی اصفهان به مراتب تواناتر در حذف کلاترها بود و دید فوقالعاده خوبی داشت. رادار سه مرتبه با درخواست F4 از پایگاه بوشهر به طور کامل چک شد که نتیجه به مراتب از پنج سال گذشته بهتر بود. این تحول عظیمی بود در صنعت رادار ایران، که تا آن زمان سابقه نداشت. حتی قابل فهم و درک برای اکثر پرسنل فنی دپوها و جهاد خودکفایی نهاجا نبود و شروعی بود برای مخالفت ها. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus
قسمت سوم #رادار_ملی تا ۶ ماه دیگر هیچ راداری عملیاتی نیست! شروع کار در پدافند هوایی را پس از معرفی با یک جلسه کلی شروع کردم. به یاد دارم اولین معاونتی که در پدافند هوایی شروع به گزارش کرد، معاونت لجستیکی پدافند هوایی بود و اولین بحث او روی رادار بود. لیستی را در دست داشت، شامل حدود ۲۸۰ قلم قطعات مورد نیاز رادارهای پدافند هوایی و اعلام کرد اگر قطعات این لیست به پدافند هوایی واگذار نشود، تا شش ماه دیگر هیچ راداری در ایران عملیاتی نیست و کل کشور بدون پوشش راداری خواهد بود و آن لیست چهار یا پنج صفحهای را به من داد. من در حضور جمع آن لیست را پاره کردم و در سطل آشغال ریختم و گفتم به پرسنل فنی ابلاغ کنید قطعهای وجود ندارد. باید رادارهای پدافند هوایی عملیاتی باقی بمانند وگرنه به پرسنل فنی نیاز نداریم. جلسه بهم ریخت و پایان یافت. به دفتر آمدم و با دانشگاه صنعتی اصفهان تماس گرفتم و گفتم رادار PAR ما چه شد؟ گفتند تحقیقات ما به پایان رسیده و آماده همکاری با نهاجا هستیم. سریعا به اصفهان رفتم و نیاز روز پدافند هوایی را با دانشگاه در میان گذاشتم. مذاکرات دو روز طول کشید و تیم فنی دانشگاه درخواست بازدید از رادار هاشم آباد را نمود، که همگی به رادار برد بلند هاشم آباد رفتیم. پس از بازدید اعلام نمودند ما آمادگی ساخت کامل گیرنده این رادار را داریم و حاضریم گیرنده قدیم رادار را کنار بگذاریم و یک گیرنده کامل ساخت خودمان را جایگزین نماییم. این همان ایدهای بود که من قبول داشتم، ولی در پدافند هوایی و نهاجا مخالفین سرسختی داشت. لازم است یادآوری کنم که برای آنها باور کردنی نبود نه اینکه عنادی داشته باشند. به پژوهشکده اصفهان گفتم قرارداد را برای کمترین زمان ممکن آماده نمایند و به تهران مراجعه کردم. در آن زمان، جانشین قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء هم بودم و امیر بزرگوار سرلشکر شهبازی فرمانده قرارگاه بودند و همین امر مرا از سلسله مراتب سخت رها کرده بود. با مدارک مربوطه به امیر شهبازی رجوع کردم و نیاز به ساخت گیرنده رادار و مخالفت های موجود در این زمینه را برای ایشان به صورت کامل تشریح کردم. امیر شهبازی فرمودند: من در جریان چگونگی کار هستم. شما شروع کنید، حتما موفق خواهید شد و قول حمایت کامل از پروژه را دادند. بدون فوت وقت به اصفهان برگشتم و با دانشگاه صنعتی اصفهان قرارداد ساخت یک گیرنده رادار با برد ۴۰۰ کیلومتر را برای رادارهای FPS100 به مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان امضا کردم. استادان دانشگاه صنعتی اصفهان قول دادند حداکثر یک ساله و احتمالا شش ماهه یک گیرنده رادار به پدافند هوایی تحویل خواهند داد. اعتبار آن تأمین و واگذار شد و رادار هاشم آباد اصفهان و رادار کیش جهت تحقیق در اختیار آنها قرار داده شد. @Mokhtasatk @Mokhtasatk_Plus