tgindex
نگاه منتقد

نگاه منتقد

Статистика
@Negah_e_Montaghedперсидский

من اصغر زارع کهنمویی هستم. اینجا تلاش می‌کنم به قصد خیر عمومی و با رعایت ملاحظات مرسوم، رخدادها را وصف و نقد کنم. نوشته‌های پرایراد من جای نقد و تذکر بسیار دارد. عمر ما بسیار کوتاه‌تر از دیوار بلند سوءتفاهم‌ها است. مرا بخوانید و نقد کنید. @a_zareh_k

Последний пост
15 сент. 2025 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
259
+1 за 5 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
591
23 постов
Вовлечённость
228,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • این تصویر زیبای احترام نظامی قهرمان کشتی به پرچم ایران، گویای نسبت نمادین ما مردم با کشورمان است. ما تحت هر شرایطی، برای حفظ و اعتلای ایران، زیر پرچم خدمت می‌کنیم. جان و تن ما فدای سرزمینی که تنها خانه و تنها پناه ما است. @negah_e_montaghed

  • رمز عبور دولت پزشکیان، انصاف و عدالت است. به نام حمایت از اقتصاد دیجیتال، تبعیض را سیستماتیک نکنید. @Negah_e_Montaghed

  • حتی شهروندانی عادی هم مثل تیم رییس‌جمهور به جاده نمی‌زنند. @Negah_e_Montaghed

  • مرثیه‌ای برای مرگ تدریجی یک رویا به بهانه آغاز ۴۶ سالگی اصغر زارع کهنمویی بیست سال پیش در تیرماه ۱۳۸۴ اصلاح‌طلبان دستاوردهای اندک اما محکم دموکراسی‌خواهی را فدای توهم و نخوت خود کردند و دولت را به معجزه هزاره تحویل دادند و رفتند خانه‌های‌شان. ما دانشجویانی…

  • مرثیه‌ای برای مرگ تدریجی یک رویا به بهانه آغاز ۴۶ سالگی اصغر زارع کهنمویی بیست سال پیش در تیرماه ۱۳۸۴ اصلاح‌طلبان دستاوردهای اندک اما محکم دموکراسی‌خواهی را فدای توهم و نخوت خود کردند و دولت را به معجزه هزاره تحویل دادند و رفتند خانه‌های‌شان. ما دانشجویانی که از چند سال پیش، از اوایل دبیرستان، از زمانی که چشم باز کرده‌ بودیم و گنده‌گویی‌های آن‌ها را خوانده بودیم، باور نمی‌کردیم آن‌ها اینگونه به یک کوتوله ناشناخته باخته باشند. آن‌ها به خانه‌های‌شان رفتند ما اما در میدان سیاست ماندیم. آن‌ روزها من کارشناسی را تمام کرده بودم و دنبال کار بودم. دوستِ دوستم ناظر فنی یک کارگاه ساختمانی بود. از پارتی او استفاده کردم و به عنوان کارگر روزمزد مشغول به کار شدم. برای دانشگاه تهران سولۀ ورزشی می‌ساختیم. صبح تا شب ملات می‌زدم و شب‌ها در همان کارگاه می‌ماندم و تا دیروقت نماز و کتاب می‌خواندم. ظهور احمدی‌نژاد، فارغ‌التحصیلی، خاطرخواهی ناکام، بی‌پولی، بی‌پناهی و آینده کاملا تاریک، افسرده‌ام کرده بود. من هر شب در آن کارگاه چند بار می‌مردم و زنده می‌شدم. به‌خصوص شب تولد ۲۶سالگی‌ام، لحظات ویرانگری را تجربه کردم. کارگر پزشکان جوانی شدم که چند ماه قبل باهم اردوی سیاسی رفته بودیم. نمی‌دانستم چه باید بکنم. آن روزهای سخت، تنها به یک چیز فکر می‌کردم. احمدی‌نژاد نباید دوره بعدی رییس‌جمهور شود. با این انگیزه وارد رسانه شدم. چهار سال بعد در گفتگوهای خیابانی شب‌های انتخابات دیدم من تنها نیستم. نسل من پای صندوق آمده بود تا احمدی‌نژاد را به خانه بفرستد. او به خانه نرفت اما ما هم ناامید نشدیم. خرداد ۸۸ زرنگ‌هایی که زمان طلوع و غروب را خوب می‌دانند، کت‌وشلوار اتوکشیده خود را پوشیده بودند و پشت در وزارتخانه‌ها ایستاده بودند، تا فردای تحلیف بر صندلی قدرت بنشینند. اما بخت با آن‌ها یار نبود. تا دیدند هوا گرگ‌ومیش است، رفتند و در خانه‌ها و شرکت‌های خود قایم شدند. ما اما وسط میدان ماندیم و این‌بار ۹۲ و بعد ۹۴ و ۹۶ را ساختیم و آن‌ها را دوباره به پاستور و بهارستان برگرداندیم و صندلی صدها مدیریت ارشد وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها را به آن‌ها سپردیم. آن‌ها از قفای ما آمدند اما مدیر شدند و مدیریت‌ها کردند. آن‌ها باز هم با خرابکاری، مردم را از اصلاحات ناامید کردند و به خانه‌های‌شان برگشتند، بدون اینکه به ما خردادسازان و به مردم پاسخی بدهند. ما همچنان در میدان سیاست ماندیم و به خانه نرفتیم. صندوق را حتی در ۹۸ و ۱۴۰۰ رها نکردیم. در میان تمسخر و ریشخند و غر و نق و اعتراضِ «آن‌ها» محکم ایستادیم. آن‌ها در ویلا و دفتر و کافه و ساحل اختصاصی مغازله می‌کردند و «سیاست را به زمان خودش سپرده بودند»، ما اما در ولیعصر و جمهوری و بلوار کشاورز و کارگر و انقلاب و آزادی و... پوستر کاندیداهای ناشناخته را به دیوار می‌زدیم تا راهی به آن سوی دیوار باز کنیم. می‌خواستیم در اوج قهر مردم و عبور سیاستمداران از سیاست و رد صلاحیت‌‌ها، روزنه‌ای به سیاست و عقلانیت باز کنیم. این بار هم در اوج ناباوری، ما حماسه ساختیم و پاستور را گشودیم. رییس‌جمهور انتخاب نکردیم، رییس جمهور ساختیم. این بار هم آن‌ها فردای پیروزی آمدند، کمیته‌های سری تشکیل دادند و سریعا صندلی‌ها را قبضه کردند. سی سال آزگار است وظایف تقسیم شده است. ما خوش‌گذران‌های قبل از پیروزی هستیم آن‌ها سختی‌کشان بعد از پیروزی. آن‌ها چهار تا هشت سال شبانه‌روز زحمت می‌کشند و مدیریت می‌کنند. ما فقط چند روز، دور هم در ستادها می‌نشینیم و گعده می‌کنیم. من پشت سر سروهای استواری بودم که نه ۸۴ ناامید شدند، نه ۸۸، نه ۹۸ و نه ۱۴۰۰؛ از جنس اندک کنشگرانی که باور داشتند سیاست با ظهور احمدی‌نژاد و رییسی به پایان نمی‌رسد و همچنان امکان‌های زیادی برای بازی در لابلای سطور وجود دارد. به همین دلیل با وجود فشارهای زیاد، پای صندوق ماندیم. ما رد صلاحیت شدیم،  فراخوانده شدیم، تحقیر شدیم، مسخره شدیم، فحش خوردیم اما ایستادیم. رای دادیم، رای جمع کردیم. حتی کاندیدا دست و پا کردیم. ایستادیم تا بگوییم می‌توان راهی ساخت. می‌توان کشور را از جنگ دور کرد و در ریل توسعه انداخت. باور داشتیم تنها صندوق می‌تواند ایران را از گردونه‌های خطر دور کند. من هنوز هم کارگرِ تمام وقتم، کارگر یقه‌سفیدی که بیشتر از عملگی در سوله ورزشی و دار قالی و مزرعه، کار می‌کنم و بیشتر از آن دوران خسته می‌شوم. من باید هر روز بدوم تا زنده بمانم. من مثل بسیاری از آقازاده‌ها و زرنگ‌ها نبودم، مشاور و مدیر و مدیرکل نشده‌ام تا در کنار مشغله‌های زیاد و سخت مدیریتی، به سینما، گعده، رستوران، سفر، ورزش و... برسم و زندگی و سیاست، بر وفق مرادم باشد. ما کارگران یقه سفید برخلاف مدیران، همیشه از کار عقبیم. آن‌ها زرنگ‌اند به کارهایشان می‌رسند اما ما کودن‌ها و دست‌وپا چلفتی‌ها نمی‌توانیم. بخش دوم در 👇 @Negah_e_Montaghed

  • جنگی که می‌توانست طولانی، فرساینده و ویرانگرتر شود، با تدابیر فرماندهی کل قوا، هوشمندی دستگاه دیپلماسی، شجاعت نیروهای نظامی و ایستادگی مردم، در روز دوازدهم با افتخار و اقتدار خاتمه یافت. و بدین‌ترتیب، تنها کشوری هستیم که در برابر نسل‌کشی تمام‌عیار اسراییل، شجاعانه ایستادیم و در میدان عمل، تمام‌قد جنگیدیم. تا ابد قدردان نیروهای نظامی و امنیتی، شهدای مظلوم و‌ مردم بسیار فهیم، عزیز، پرافتخار و بزرگ هستیم که جنگی تحمیلی، نابرابر، ناجوانمردانه و تمام‌عیار را در کمتر از دو هفته به آتش‌بس و صلح رساندند. آن‌ها برای صلح سریع نیامده‌ بودند، آمده بودند ایران را به زمین سوخته تبدیل کنند. مردم به ریش‌ و ریشه‌‌شان خندیدند. اکنون در فردای جنگ، ملت و دولت باید قدر هم را بدانند. کشور و نظام و ملت یکی شده است. نظام و کشور متعلق به همه مردم است. با این تجربه زیستۀ جمعیِ بسیار ارزشمند، انشاءالله مردم تا همیشه پشتیبان کشور و نظام خواهند بود و نظام پاسبان حقوق و آزادی‌های مردم. حضور و حمایت قاطبه مردم، ضمانت طلایی حفظ کشور و قدرتمندترین بازدارنده در برابر تعرض خارجی است. امیدوارم این مفاهمه ملی بسیار متعالی، به دستاوردهای بزرگِ ملموس منجر شود. انشاءالله در دوره‌های انتخاباتی آتی، با تایید بهترین‌ها توسط حاکمیت و انتخاب بهترین‌ها توسط ملت، راه برای توسعه کشور هموار شود. ♦️ ایران را بزرگ کنیم 💪 اصغر زارع کهنمویی ۳ تیر ۱۴۰۴ @Negah_e_Montaghed

  • اینجا سرزمین اجدادی من است. ترامپ، نتانیاهو، پوتین، شی‌پینگ، مکرون، بن‌سلمان و...، کوچک‌تر و حقیرتر از آن هستند که برای وطن من تصمیم بگیرند. با همه نقدها پشت سر مدافعان وطن هستیم و مثل یک سرباز از تمامیت ارضی ایران دفاع می‌کنیم. پهلویسم دو‌بار با چکمه‌های بیگانه بر تخت قدرت نشسته؛ پهلوی اول در سال ۱۲۹۹ توسط استعمار انگلیس و پهلوی دوم در سال ۱۳۲۰ توسط متفقین اشغالگر. اکنون هرگز اجازه نمی‌دهیم برای بار سوم چشم‌آبی‌ها پهلوی سوم را بر ما مسلط کنند. نظام برآمده از انقلاب مردمی ۵۷، هزار بار به دیکتاتورهای اتوکشیده نشسته بر جنگنده‌های اسرائیلی شرف دارد. با شبه‌سیاسیونی که با شعار ایران، علیه ایران می‌جنگند، هرگز کنار نخواهیم آمد. به عنوان یک منتقد فعال، علاقمندم جمهوری اسلامی امروز خود را از تجاوز‌ها و تهدیدهای بیگانه حفظ کند و فردا با اصلاحات درونی، دموکراتیک شود، ارتقا یابد و بماند. موشک‌ها و بمب‌های آنگلاساکسونی و صهیونیستی برای ما دموکراسی، توسعه و رفاه نخواهند آورد. مقدرات کشور ما باید بدون دخالت خارجی رقم بخورد. راه توسعه ایران در درون کشور است.‌ بیگانه‌ها حق دخالت ندارند. اصغر زارع کهنمویی ۲۷ خرداد ۱۴۰۴

  • راز جاودانگی خلیج فارس اصغر زارع کهنمویی - عصر ایران تاریخ تجاوز خارجی به ایران، تاریخ مقاومت، افتخار، درد و رنج است. در تمام مرزهای ایران رد خون نشسته است، رد خون شجاعانی که آگاهانه انتخاب کردند نباشند تا ایران باشد. یکی از ماندگارترین لحظه‌های دفاع از ایران در سحرگاه سوم شهریور ۱۳۲۰ ثبت شده؛ سلحشوری همزمان دریاسالاران جاوید در خلیج فارس در جنوب و مرزبانان شجاع در حریم رود آراز (ارس) در شمال. متفقین (همه ارتش‌های امروز جهان) اراده کرده بودند اقیانوس هند را به سبیری بدوزند تا استالینگراد را از دست رایش سوم نجات دهند. آن‌ها باید از روی جنازه مرزبانان ایرانی می‌گذشتند. در آن صبح غم‌انگیز دریادار غلامعلی بایندر از ترک‌های طایفه گروس در بیجار (شهری در شرق استان کردستان امروزی) فرمانده نیروی دریایی ارتش ایران در ساحل خلیج فارس حضور داشت. او آتش به اختیار و بدون دستور از مرکز، با وجود آرایش نابرابر، در برابر اراده آهنین ارتش امپراطوری بریتانیا ایستاد. بایندر زمانی از خلیج فارس دفاع کرد که نه خبری از شیوخ پولدار عرب بود تا با دلار و نفت، هویت عربی برای خلیج ایرانی دست و پا کنند و نه خبری از دلاوران مجازی که با شطیحات‌ دگم ایران‌سوز خود، ایران را مخاطره بیاندازند. او که قبلا برای آرامش ارومیه، با خشونت بی‌حدوحصرِ اسماعیل سیمیتکو شورشی مسلح در آذربایجان غربی جنگیده بود، این بار در ساحل خلیج‌فارس با سربازان انگلیسی جانانه جنگید و سرانجام در سواحل بهمن‌شیر خرمشهر متوقف شد. بایندر دانش‌آموخته دارالفنون و مدارس نظامی فرانسه و ایتالیا بود و نه تنها در میدان جنگ که در عرصه فرهنگ نیز از وطن دفاع می‌کرد. او چندین اثر ماندگار خلق کرده که نام یکی از آن‌ها جغرافیای خلیج فارس است. دریادار بایندر اولین ترک ایرانی نبود که مقابل دشمن خارجی در مرزهای جنوبی ایستاد. سال‌ها قبل از او شاه‌عباس صفوی، پادشاه مقتدر ترک شیعه اردبیلی، پرتغالی‌های اشغالگر را از بندر گمبرون بیرون کرد. اگر قزلباش‌های ترک نبود، ما اکنون در جنوب ایران نه خلیج فارس داشتیم نه بندر مبارکه عباسی. سال‌ها بعد از شاه عباس و دریادار بایندر، دلاورانی جان بر کف از آذربایجان به جنوب ایران رفتند تا در کنار سلحشورانی از سراسر کشور خرمشهر را از زیر تانک‌های صدام‌ بیرون بکشند. در حماسه خلیج فارس، دریادار بایندر تنها نبود. در کنار او، افسران و ملوان های شجاعی از سراسر کشور حضور داشتند که یکی از آنان، ناوبان حسن کهنمویی بود، شخصیتی شجاع و فاضل که وصیت او برای توسعه آموزش در زادگاه اجدادی خود، راهگشایی زایدالوصفی است. انگلیسی‌ها ناوپلنگ او را غرق کردند و خونش را روی آب‌های نیلگون خلیج فارس ریختند. باقیات صالحات ناوبان کهنمویی مدرسه‌ای بزرگ و قدیمی است که همچنان در آذربایجان ثمر می‌دهد. خون او همچنان و تا همیشه نگهبان خلیج فارس خواهد بود. بعدها نام جاوید او روی یکی از ناوهای پرافتخار ارتش ایران نشست، ناو کهنمویی در صحنه‌های دفاع از ایران به‌خصوص در جنگ تحمیلی میدان‌داری بی‌نظیری داشت. هم‌زمان با سلحشوری دریاسالاران ترک ایرانی در خلیج فارس، در شمال ایران سه دریادل آذربایجانی روی پل آهنی رود تاریخی آراز در برابر لشکر شوروی صف کشیدند تا مانع ورود متجاوزین به کشور شوند. سرجوخه مصیب ملک محمدی، سید محمد راثی و عبدالله شهریاری دستور عدم مقاومت مرکز را نادیده گرفتند و شجاعانه در برابر ارتش استالین ایستادند. گلوله‌های کم‌تعداد آن‌ها سپاه عظیم سرخ را متوقف نکرد اما توانست پل آهنی جلفا (دمیر کورپوسی) را به عنوان نمادی آهنین برای حفاظت از ایران ثبت کند. بازدارندگی سلاح هسته‌ای نیست، بازدارندگی خونی است که در قلب ایرانیان از دل سنت‌های دینی و مناسک فرهنگی در سراسر کشور جریان می‌یابد. ایران را «همه مردم ایران» حفظ می‌کنند نه سلاح‌های همه‌کٓس‌کُش و توهمات ویرانگر ناسیونالیستی. بازدارندگی هویت چندفرهنگی و چندزبانی مردم ایران است. شهدای ایران با زمزمه‌های عاشقانه فارسی، ترکی، لری، عربی، کردی، گیلکی و... با پدر، مادر، همسر و کودک خود وداع کردند و به استقبال گلوله‌ها رفتند. همان‌طور که چرچیل، استالین و رزولت نتوانستند، خلیج فارس را از ایران بگیرند، ترامپ، نتانیاهو و شیوخ نفتی هم نخواهند توانست. چون بایندرها و کهنمویی‌ها همچنان پای ایران هستند و از خلیج فارس تا رود آراز مقابل دشمن ایستاده‌اند. اگرچه مردم به‌خصوص در آذربایجان از رفتارها و گفتارهای برخی کنشگران مرکز  گلایه دارند و از تغییر اسامی ده‌ها و صدها اسم شهرها و روستاها ناراحت‌اند اما برای دفاع از تمامیت ارضی هرگز کوتاه نمی‌آیند. راز جاودانگی خلیج تا ابد فارس در اتکا به همه مردم ایران با تمام هویت‌های متکثر آن‌هاست. هویت‌ همه ایرانیان و نام تاریخی همه شهرهای ایران باید حفظ شود همان‌طور که خلیج جنوبگان ایران باید تا ابد فارس بماند. @Negah_e_Montaghed

  • یوسفِ ایران اصغر زارع کهنمویی - روزنامه اعتماد مردم با مسعود پزشکیان، نوعی متفاوت، صمیمی و مردم‌محور از سیاست‌ورزی را تجربه کرده‌‌اند. افزایش محبوبیت او ده ماه بعد از انتخابات و همراهی و امید مردم به او، نشانه پذیرش و استقبال از تفاوت‌های معنی‌دار رییس‌جمهور با دیگران است. فرزند اول او هم که متربی مکتب رییس‌جمهور است، چهره‌ای جدیدی از «آقازادگی» را به نمایش گذاشته است. او صریح و صادقانه در میان مردم است و نماد نسلی است که میان «انتقاد و امید» در حرکت است؛ آقازاده‌ای که روشنفکری مساله‌محور را به نشستن پشت سر میز قدرت و چینش مهره‌ها ترجیح می‌دهد. اجازه بدهیم فرزند رییس‌‎جمهور، نویسنده بماند. از نوشته‌های او نرنجیم و نهراسیم. بدانیم که نوشته‌ها و افکار آزادانه او میانه‌ای با پاستور و پیوندی با قدرت ندارند. او در نوشته‌های خود فرزند رییس‌جمهور نیست، نویسنده‌ و استاد دانشگاه است. اجازه بدهیم یک انسانِ دغدغه‌مند که نزدیک‌ترین فرد به رییس‌جمهور است، با نوشته‌های صریح خود درباره محیط زیست، حقوق معلمان، حقوق اقوام، مشکلات آموزشی، بحران آب، حقوق زنان و...، نزدیک‌ترین فرد به مردم نیز بماند. اجازه بدهیم یوسفِ رییس‌جمهور، یوسف ایران بشود. صفحه اول روزنامه اعتماد، ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ 👈 متن کامل @Negah_e_Montaghed

  • سلام. کامنت زیر را ذیل این مطلب به صورت بداهه و بدون تامل نوشتم. خواستم اینجا هم بگذارم به یادگار بماند. وقتی از ارتفاع بالا به شهر نگاه می‌کنی: هر نوری از خانه‌ای، یک زندگی و یک روایت بی‌مانند و منحصر به فرد از جهان است.‌ آن نورهای کوچک جمع می‌شوند، شهر را، کشور را و جهان را شکل می‌دهند، هزاران نور، هزاران روایت و هزاران اراده، که هرکدام حقی و میلی دارند؛ حق برای روایت داستان خود و میل برای ساختن رویای خود. ای کاش همه انسان‌ها فرصتی کافی داشتند تا جهان را آنگونه که می‌دیدند روایت کنند و آنگونه که می‌خواستند بسازند. آن نانوسیاه‌چاله‌ها به اندازه همه‌ی جهان، عظیم‌اند و عظیم‌تر از آن، عظمت روایت و اراده‌ای است که می‌توانند اعمال کنند. @Negah_e_Montaghed

  • نظرخواهی باشگاه روزنامه‌نگاران ایران از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه: به نظر شما چهره‌ی سال کیست و چرا؟ اصغر زارع روزنامه‌نگار سیاسی به این پرسش پاسخ داده است. @journalistsclub1

  • 22 мар. 2025 г.29634из JournalistsClub1

    نظرخواهی باشگاه روزنامه‌نگاران ایران از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه: به نظر شما چهره‌ی سال کیست و چرا؟ اصغر زارع روزنامه‌نگار سیاسی به این پرسش پاسخ داده است. @journalistsclub1

  • نردبانی برای عبور از سال مار ✍ اصغر زارع کهنمویی واقعیت این است که سال ۱۴۰۴ که از قفای یک سال سختِ هولناک می‌آید، دشواری‌های پیچیده و ترکیبی دارد و بیشتر از تبریکات، نیازمند تدارکات است. در این سال مار، برای بیرون آمدن از آوار تحریم‌ها و تهدید‌های خارجی، ناکارآمدی و ناترازی داخلی، تورم سنگین، فقر گسترده، آسیب‌های عمیق و...، به نردبان نیاز داریم. باید هم برای خانواده و هم برای جامعه و کشورمان کوله نجات ببندیم. می‌خواستم چند نکته صریح بنویسم اما آقای دکتر مجتبی لشکربلوکی، در یادداشتی با عنوان "چهار پیشنهاد غم‌انگیز برای سال ۱۴۰۴"، موضوع من را دقیق‌تر، عمیق‌تر و موثرتر نوشته است. بخوانیم و به کار بگیریم. در چهار پنج سال گذشته ما مشارکت‌جوهای دلسوز و اندک‌شمار، تلاش کردیم با حضور موثر و روزنه‌گشایی میلی‌متری، بر دشواری‌های شدید سال جدید و سال‌های آتی اثر مثبت بگذاریم. ما می‌دانستیم با چه مصائبی روبرو می‌شویم. راه برون‌رفت همین بود: مشارکت فعال. و باز تنها راه همین هست: مشارکت هدفمند. باید کابینه‌ای توافق‌گرا، مساله‌محور و تحول‌خواه تشکیل می‌شد. سرانجام بعد از رویدادهای عجیب، فرجه‌ای برای توسعه ایران پیش آمد و شخصیتی همچون پزشکیان به‌رغم ناممکن‌های بسیار، رییس‌جمهور شد. او می‌توانست منجی کشور باشد (و همچنان می‌تواند) اما دلاوران شنبه، اشباح ارزخوار، جویندگان مُلک ری، اصلاح‌گران دروغین و پایداری‌های دلباخته قدرت، از همون فردای پیروزی پزشکیان، با انواع روش‌ها ارابه انحراف را زین کردند و نگذاشتند دولت بر مدار توافق و عدالت شکل بگیرد. دولتی که می‌توانست ایران را از سال‌های بلا و بلوا عبور دهد، ابتدا با کمیته‌های کذایی و سپس با رمز عبور وفاق، توسط سهامدارانِ بروکرات چپ و راست، بلعیده شد. امیدوارم رئیس دولت، کابینه را بازسازی، چابک، متحد و منسجم کند. این کابینه با اینهمه منافع متضاد و دیدگاه‌های متعارض نمی‌تواند لباس رزم بپوشد. این جماعت قلب سلیم پزشکیان را ندارند و عمق سخن او را نمی‌فهمند. با دعوا نکنیمِ پزشکیان همراه نمی‌شوند. دولت سهامی خاص نیست. هیچ دولتی با اینهمه تشتت در نگرش و روش، دستاورد نمی‌سازد. رییس‌جمهور باید بساط وفاقِ سهم‌خواهانه را جمع کند. پزشکیان همچنان باید سیاست توافق‌گرایی را در بالا ادامه دهد و در پایین، به پایگاه رای چندبعدی خود برگردد. او یک تیم منسجم از جوانان کاربلد، دلسوز و باانگیزه تشکیل دهد و با قدرت تمام برای حل مشکلات مملکت اقدام نماید. به نوبه خودم، به عنوان کنشگری که در ۲۷ سال گذشته به‌خصوص در تیرماه ۱۴۰۳، شرف و آبروی خود را در گروی دعوت به مشارکت عمومی گذاشته‌ام، به‌خاطر وضعیت فعلی، عمیقا متاسفم و از تک‌تک دوستان عذرخواهم. بخشی از مضایقه شدید معیشتی به ظهور ناسیونالیسم سراسری ویرانگر در جهان ترامپوتینی (و پس رفتن دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر) برمی‌گردد و بخشی دیگر ریشه‌های داخلی دارد. من همچنان راه حل مشکلات را در مشارکت موثر می‌دانم. آنان که ما را رها کرده‌اند، آنان که به رای مردم پشت کرده‌اند، آنان که در کوچه‌های بن‌بست سیاست‌ورزی حرفه‌ای، با رفیق‌بازی و ژن‌بازی، بر صندلی‌های ایران‌ساز، به ایران‌سوزی مشغول‌اند، آنان که از پله‌های رای مردم بالا رفته‌اند و بی‌اعتنا به احوال مردم، فخر قدرت می‌فروشند، نمی‌توانند ما متولیان اصلی رای رییس‌جمهورساز تیرماه ۱۴۰۳ را از مشارکت منصرف کنند. ما برای آینده کشورمان و برای فردای فرزندان خود، همچنان به مشارکت و حضور موثر ادامه می‌دهیم. اما این بار به کسی چک سفید امضا نمی‌دهیم تا بدون اعتنا به پایگاه رای کاندیدای پیروز، دنبال دستیارسازی، معاون‌سازی، وزیرسازی و مدیرسازی سوگلی‌ها و نوچه‌‌های خود باشند. فقط دوست دارم در این سال سخت، شما جان‌سخت‌تر باشید. مواظب زندگی باشید. مراقب کودکان باشید. به همدیگر کمک کنید، کمک موثر. تاریخ ایران از این سال‌های سخت، زیاد دیده است. نوروز باستانی (ائل بایرامی) سنتی ارزنده برای تجدید حیات و بهانه‌ای برای شادکامی و آرزومندی است. امیدوارم بتوانیم از طوفان‌های قرن جدید با زورق تدبیر و آرامش عبور کنیم. اوصیکم بالصبر و المرَح. این نردبان عبور از سال مار است. سال نو مبارک. @Negah_e_Montaghed

  • سپیده که سر بزند دراین بیشه زار خزان‌زده شاید دوباره گلی بروید شبیه آن‌چه در بهار بوییدیم پس به نام زندگی، هرگز مگو هرگز اگر این روزها از دلار نود تومنی، گرانی دارو و گوشت و نان و میوه و...، تصادف دلخراش تیزهوشان و خبرهای تلخ مکرر، ناراحت و مأیوس شده‌اید، حتما تاریخ بخوانید. به خصوص تاریخ جنگ جهانی اول و دوم. در قفای همه ناامیدی‌ها و یأس‌های وحشتناک، شمع امید روشن می‌شود. اروپای مدرن و آرام و زیبای قرن ۲۱ روی ویرانه‌های قرن نوزدهم و بیستم ساخته شده است. ناامید نباشید. در این عصرگاه سرد که شبی تاریک را در برابر خود حس می‌کنیم، مواظب «زندگی» باشید. امید دقیقا جایی آغاز می‌شود که شمع‌ها خاموش و روزنه‌ها بسته می‌شوند. هنوز شمع‌های بسیاری روشن و روزنه‌های بسیاری گشوده‌ است. حق نداریم ناامید شویم. قرن ما قرن پایداری است. ما ایستاده‌ایم و به پشت سرمان می‌خندیم و به کسانی که به زودی پشت سر خواهیم گذاشت. ۲۰۲۸ به زودی زود فرا می‌رسد... . پی‌نوشت: مدتی است، به دلایلی دست به قلم نمی‌برم و نمی‌نویسم. حال و حوصله حرف جدی ندارم. اما به‌خاطر یاس و ناامیدی فراگیری که قابل درک است، این چند خط را نوشتم. ناامیدی پایان قصه ما است. قصه ما پایان ندارد. اصغر زارع کهنمویی ۲۰ بهمن ۱۴۰۳ @Negah_e_Montaghed

  • قبح استعفا را نشکنید ✍ اصغر زارع کهنمویی سخن از کنار رفتن و استعفای رییس‌جمهور نه تنها خیلی زود که یک فاجعه سیاسی تمام‌عیار است. چرا باید قبح چنین موضوعی اینقدر راحت بشکند؟ چون معاون رییس‌جمهور گفته برخی اعضای شورای عالی فضای مجازی رفع فیلترینگ را به صلاح مردم نمی‌دانند، پس بگوییم رییس‌جمهور کنار بکشد تا جلیلی‌‌چی‌ها برگردند؟! به این زودی باید جا خالی کرد؟ فیلترینگ و حجاب، دو مساله بسیار پرچالش برای کشور ما است. رفع این دو مساله چندان ساده نیست. برخی نیروهای سیاسی که اقلیت هستند اما به هر دلیل در مصادر تصمیم‌گری و تصمیم‌سازی نشسته‌اند، مخالف این رفع فیلترینگ و کاهش حساسیت‌ها درخصوص حجاب هستند. راه‌حل تهدید به استعفا نیست. راه‌حل گفتگو و تعامل و درخواست و کمپین اجتماعی و تلاش حقوقی و جذب شرکای اجتماعی و سیاسی موثر است. راه دموکراسی بسیار باریک است. با تندروی‌ها کاری نکنیم که همین راه باریک نیز مسدود شود. باور کنیم که وفاق پزشکیان کارساز خواهد بود. کسانی که از استعفا و بازگشت پزشکیان سخن می‌گویند کمی تامل کنند، اگر در این روزهای پرالتهاب خاورمیانه، جلیلی‌چی‌ها بر صندلی‌های قوه مجریه می‌نشستند، نگرانی‌های جامعه چندین برابر نبود؟ دولت که فقط برای رفع فیلترینگ نیامده؟ دولت مسئولیت هزار و یک حوزه دیگر را هم برعهده دارد که برخی از آن‌ها اتفاقا در شرایط بحرانی هستند. دولت پزشکیان دستاورد بزرگی در میانه تندروهای داخلی و منطقه‌ای است. باید سرمان را بالا بگیریم که در زمانه خشونت و واپس‌گرایی، مردم ما وفاق و اعتدال را برگزیده‌اند. باید محکم و تمام‌عیار از این دستاورد دفاع کنیم. سخن از استعفا و کناره‌گیری دولت جفا به وطن است. مردم استعفا را نمی‌پسندند. تنها براندازها و جلیلی‌چی‌ها از استعفای رییس‌جمهور استقبال می‌کنند. تهدید به استعفا ضد وفاق است. در فضای سیاسی ما کار نمی‌کند. البته مدیران ارشد دولت نباید به بهانه وفاق، ترک فعل کنند و هواداران خود را فراموش نمایند. دولت باید برای اجرای وعده‌های خود تمام‌قد تلاش کند و مرتب با جامعه حرف بزند. دولت باید بگوید، چه کرده و چه می‌کند و کار تا کجا پیش رفته. موانع چیست و برنامه بعدی چه خواهد بود. مردم دولت گفتگوکننده و پاسخگو را می‌‌پذیرند. پزشکیان باید تا اخر بیاستد، بماند و با مردم حرف بزند. استعفا راهکار نیست، فرار از مسئولیتی است که مردم بر دوش دولت گذاشته‌اند. استعفا تفاوتی با ترک فعل و بی‌اعتنایی با مطالبات مردم ندارد. @Negah_e_Montaghed

  • عبرت گرفتید؟ ✍ اصغر زارع کهنمویی - سازندگی قانون عفاف و حجاب، قانون خوبی نیست اما قانون است، قانونی که به تصویب مجلس رسیده، در شورای نگهبان تایید شده و در آستانه ابلاغ است. قانونی پرمشکل، پرحاشیه و پرابهام که نگرانی فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی را برانگیخته و همه تمام‌قد در حال انذار و تحذیر هستند. آن‌ها معتقدند اجرای این قانون، وفاق با جامعه را بر هم‌می‌زند و می‌تواند مشکلات زیادی را برای دولت به وجود آورد. به رغم همه‌ نگرانی‌ها باید توجه داشت، هر چیزی که در مجلس مصوب می‌شود و به تایید شورای نگهبان می‌رسد، «قانون» است و حتی اگر رییس‌جمهور هم ابلاغ نکند، به محض ابلاغ توسط رییس مجلس، لازم‌الاجرا است. سپهر سیاسی کشور با وضعیت بغرنجی مواجه شده. اکثریت، مخالف اجرای قانون هستند اما اقلیتی که اکثریت کرسی‌های مجلس را در اختیار دارد، مصر به اجرای آن است. تکاپوی نیروهای سیاسی، قابل توجه و البته قابل نقد است. برخی صراحتا خواستار لغو قانون توسط مجمع تشخیص مصلحت شده‌اند‌. این در حالی است که مجمع نمی‌تواند به‌صورت پسینی به قوانین مصوب مجلس ورود کند. مجمع تنها زمانی می‌تواند قوانین مجلس را اصلاح یا لغو کند که مصوبه مجلس توسط شورای نگهبان رد و به‌صورت سیستماتیک به مجمع برود. اما قانون حجاب و عفاف در شورای نگهبان تایید شده و اساسا به مجمع ارجاع نشده. از این حیث، مجمع احتمالا نمی‌تواند مثل قوانین دیگر درباره قانون حجاب اقدام کند. مجمع تنها در صورتی می‌تواند به این قانون و هر موضوع دیگری ورود کند که توسط رهبری ارجاع داده شود. در واقع، کسانی که خواستار لغو مصوبه مجلس با استفاده از ظرفیت مجمع تشخیص مصلحت هستند، به‌صورت غیرمستقیم، خواستار دستور رهبری به مجمع برای لغو یا اصلاح قانون شده‌اند. تا جایی من به یاد دارم، تاکنون مصوبات مجلس بعد از تایید شورای نگهبان، توسط مجمع اصلاح یا لغو نشده‌اند. چرا که مجلس اعتبار بسیار بالایی دارد و لغو مصوبات آن بدعت درستی نیست. راهکار همان است که دولت و شخص رییس‌جمهور پیگیری می‌کند؛ گفتگو و تعامل بر پایه گفتمان وفاق. دولتمردان و کنشگران سیاسی باید بتوانند با گفتگوهای همدلانه مبتنی بر فهم شرایط خاص جامعه، اکثریت پارلمان را با ضرورت اصلاح قانون همراه کنند و با ارائه لایحه دوفوریت، مشکل را حل کنند. باید با حساسیت بالا تاکید کرد که مجلس تنها محل تصویب قانون است و همو تنها جایی است که می‌تواند قانون مصوب را اصلاح کند. اصلاح و لغو قانون مصوب مجلس در خارج از مجلس، یک اشتباه تاریخی، یک بدعت خطرناک و یک ضربه اساسی به جمهوریت است. پیگیری چنین امری توسط نیروهای سیاسی اصلاح‌جو اشتباه استراتژیک عمیقی است. اعتبار مجلس باید حفظ شود. دموکراسی و اتکا به قانون همیشه شیرین نیست، گاهی تلخ‌ترین مزه را دارد. باید به اصول دموکراسی پایبند باشیم و هزینه آن را بدهیم. زمان جلوگیری از تصویب قانون بد، بسیار قبل‌تر از تصویب آن است یعنی همان زمان که اقلیتِ پرهیاهو در اوج بی‌اعتنایی سیاسیون، مجلس را با رای کم‌شمار فتح و این ریسک‌های سنگین به جامعه تحمیل کرد. کسانی که امروز نگران شده‌اند و پیگیر لغو قانون مصوب مجلس هستند، باید به اسفند ۹۸ و اسفند ۱۴۰۲ برگردند. زمانی که برخی جوانان امیدساز اصلاح‌طلب به تکاپوی مشارکت افتادند و تلاش کردند هژمونی اقلیت پایداری را بشکنند. آن‌ها آشکارا مورد تحقیر و استهزای کسانی قرار گرفتند که امروز نگران اجرای قانون عفاف و حجاب هستند. پا پس کشیدن از صندوق و تقدیم دودستی پارلمان به‌ پایداری تصمیم خسارت‌باری بود که نیروهای سیاسی به جامعه تحمیل کردند. محدودیت‌های موجود در تایید صلاحیت‌ها همیشه بوده اما همیشه از جمله سال ۹۸ و ۱۴۰۲ کسانی در میان تایید صلاحیت‌شده‌ها بودند که حداقل مشکلی مانند قانون عفاف و حجاب را ایجاد نمی‌کردند. قانون عفاف و حجاب تنها قانون ضعیف مجلس فعلی و قبلی نیست. اگر عملکرد این دو مجلس مورد بررسی قرار بگیرد به طرح‌های دیگر هم می‌رسیم. طرح‌هایی که چون مجلس تصویب کرده، لازم‌الاجرا هستند. مجلس مهم هست چون قانون تصویب می‌کند و بر اجرای قانون نظارت می‌کند. رها کردن انتخابات توسط نیروهای سیاسی به ضعف نهاد قانون‌گذاری و تصویب قوانین ضعیف منجر می‌شود. جامعه ما با درایت نخبگان سیاسی از جمله اتکای رییس دولتِ حق و عدالت به وفاق از مشکل پیش‌رو عبور خواهد کرد. پیش‌بینی من این است که گفتگوهای  پزشکیان کارساز خواهد بود و قانون در مجلس اصلاح خواهد شد. اما آنچه مهم است درس عبرت نیروهای سیاسی از بی‌اعتنایی به صندوق است. کشور ما هیچ زمانی از صف‌های انتخاباتی آسیب ندیده است. قانون عفاف و حجاب و قوانین مشابه محصول قهر از صندوق است. امیدوارم همه کسانی که به مردم توصیه کردند اسفند ۹۸ و اسفند ۱۴۰۲ در خانه بمانند، عبرت تاریخی اندوخته باشند. منبع: روزنامه سازندگی، ۱۸ آذر ۱۴۰۳ @Negah_e_Montaghed

  • درسی که مردم کره جنوبی دادند ‏نمایندگان مجلس ‎کره جنوبی شبانه از دیوارهای پارلمان بالا رفتند، به حد نصاب رسیدند و ‎حکومت نظامی را لغو کردند. در کنار آنان، مردم به خیابان آمدند، کارگران اعتراض کردند و روزنامه‌نگاران ایستادند‌. سرانجام تنها پس از ۶ ساعت، دموکراسی‌ستیزها تسلیم شدند و نظامی‌ها به پادگان برگشتند. کره جنوبی همچین هم آرام نبوده. نظامی‌ها قبلا هم خیابان‌های سئول را قرق کرده و دولت تشکیل داده‌اند. برخی علامه‌های داخلی به دلیل نقش خاصی که به دولت‌های اقتدارگرا در توسعه کره قائل‌اند، حضور سرهنگ‌ها در سیاست‌ را توجیه می‌کنند. این بار اما مردم کره، نظامی‌ها را از سیاست دور کردند. ✍ اصغر زارع کهنمویی @Negah_e_Montaghed

  • ♦️ صدای او سمفونی راز بود ♦️ اصغر زارع کهنمویی صفحه ‌اول روزنامه شرق ✅ و سلیم، آخرین اشهد خود را خواند و حنجره طلایی خود را به خاک بخشید. همیشه‌ی تاریخ، مرگ اسطوره، سوزناک و باورنکردنی است؛‌ مگر اسطوره‌ها را می‌توان مرده تلقی کرد؟ مگر می‌توان باور کرد…

  • ♦️ صدای او سمفونی راز بود ♦️ اصغر زارع کهنمویی صفحه ‌اول روزنامه شرق ✅ و سلیم، آخرین اشهد خود را خواند و حنجره طلایی خود را به خاک بخشید. همیشه‌ی تاریخ، مرگ اسطوره، سوزناک و باورنکردنی است؛‌ مگر اسطوره‌ها را می‌توان مرده تلقی کرد؟ مگر می‌توان باور کرد که آن مرد آسمانی دیگر نخواهد خواند؟ آذربایجان چگونه می‌تواند بدون آن صدای لاهوتی آیین بی‌نظیر عاشورایی برگزار کند؟ ✅ تو گویی سلیم از سرزمین رازها آمده بود تا نیم قرن تمام، در سرزمینِ عاشیق‌ها، برای مردمی سمفونی راز اجرا کند که سراپا عاشق‌اند و در عیش معنوی‌شان، با چیزی کمتر از موذن‌زاده سماع نمی‌کنند. ✅ سلیم نوایی از متن بهشت و پنجره‌ای گشوده از سرزمین لاهوتیان است. در بطن صدای ملکوتی او، دریایی از صفا و صداقت نهفته است. او نماد فرهنگ، اخلاق، مرام، دینداری و هنر آذربایجان و در یک کلام، الگویی کلاسیک برای انسان آذربایجانی است، انسانی که در پنج دهه گذشته، با صدای آسمانی سلیم ‌بزرگ شده، گریسته و زیسته‌ است. ✅ بی‌جهت نیست که انحراف اجتماعی در آذربایجان و اردبیل کمتر است. صدای او مربی است. مگر می‌توان او را شنید و گریه نکرد و شنید و زشت ماند؟ صدای او قلب‌ها را رقیق، دل‌ها را آرام و جامعه را رام می‌کند. صدای او، درمانگر است. این صدای اساطیری، هرگز فراموش نخواهد شد. ✅ سلیم، تفاوتی بنیادی با دیگر هم‌سنخ‌های خود دارد. کارویژه او، نه مداحی که معلمی است. او مداح زیبایی‌های معنوی و اخلاقی سیدالشهدا است. او با مدحش از حسین، جامعه را به آزادگی، ‌حریت، اخلاق و خوبی فرامی‌خواند. ✅ چه بسا کسانی که در منبر مدح، خشونت و خرافه تبلیغ می‌کنند و چه بسا آنان‌ که فرصت مداحی را تریبونی برای تبلیغ آرای حزبی خود کرده‌اند. سلیم هرگز چنین نکرد. سلیم هرگز از مدار دینداری،‌ اخلاق و معنویت خارج نشد و رسالت معلمی و مربی‌گری خود را فراموش نکرد و دامن خود را به پستی نیالود. ✅ او پنجاه سال در اوج ماند و هرگز، آلوده به پلشتی‌های شبه مدرن نشد. او موسیقی را می‌شناخت و می‌توانست بسیار زودتر از «جوانک‌های یک‌روزه»، به قالب‌های ناساز با فرهنگ عاشورایی روی آورد اما می‌دانست، آنان که یک‌شبه مجالس نجومی را فتح می‌کنند،‌ هرگز بر دل مردم نمی‌نشینند. ✅ او از کمالِ انسانی سخن گفت و از بلندی نقشی که زینب ایفا کرد. به‌راستی چه کسی می‌تواند زینب را زیباتر از سلیم بسراید؟ بیان سلیم نزدیک‌ترین روایت به واقعیت عاشورا بود. او مکتب عاشورا را نه با سوسیالیسم آمیخت و نه با لمپنیسم آلوده کرد. او محض و مطلق، صدای عدالت‌خواهی حسین را با مظلومانه‌ترین لحن ممکن بیان کرد. در دستگاه موسیقیایی او، کمترین وجهی از خشونت و خرافه نمی‌توان یافت. او «دردآشنا»ی زینب بود و خود، «کنز حیا» بود و «روح با ایمان». ✅ صدای او سمفونی صلح بود. او که می‌خواند، شیپورها خاموش می‌شدند و جنگ هفتاد ‌و دو ملت فراموش می‌شد. نوای اذان او، آدمی را به عروج می‌برد. تنها با سمفونی سلیم است که انسان می‌تواند به صدای ابدیت گوش دهد. او با صدای خود،‌ رازهای کهکشان‌ها را باز می‌خواند و «اذاالشمس کورت» تفسیر می‌کرد. ✅ صدای او اسرار مگوی جهان را به پرده می‌کشید. او نقاش نادیده‌ها بود. باید صدای او را گوش می‌دادی و خود را به قالیچه سلیمان می‌سپردی و به سیر آفاق و انفس می‌پرداختی. صدای او مصدر سماع بود. ✅ موذن‌زاده تنها یک مداح نیست، رمزی بزرگ از یک مکتب عارفانه است. او چهره نمادین عرفان عاشورایی آذربایجان و صدای بلند مردان و زنانی است که «خوب‌زیستن» را با «عاشورایی‌زیستن» آمیخته و آموخته‌اند. در هیچ کجای جهان نمی‌توان، نقاشی زیبایی را که سلیم با صدای لاهوتی خود بر پرده هستی می‌کشید، تجربه کرد. این نقش بی‌بدیل را تنها می‌توان در زیست‌بوم فرهنگی آذربایجان دید، یک بار در قامت «سلیم و ودود» و بار دیگر در قامت «عالیم و فرغانه». ✅ سلیم را باید در تاروپود معنایی فرهنگ آذربایجانی شنید و شناخت. سلیم نماد آیینی است که عاشورا را فراتر از یک سنتِ سالانه و فراتر از طبل و دهل، به مثابه فرهنگی فربه در متن تجربه زیسته، پیاده می‌کند و تمام ارکان حیات را در قامت «حسین»، «عباس» و دیگر قدیس‌های اخلاقی عاشورا، بازنمایی می‌کند. ✅ آنچه سلیم را سلیم کرده؛ سنتی فرهنگی در متن آذربایجان است از جنس همان سنتی که شهریار را شهریار کرد. «زینب زینب» سلیم و «حیدربابا»ی شهریار، تکرار مدام قافیه‌ای عرفانی در قصیده بلند نبوغ آذربایجانی است. ✅ سلیم بی‌تردید، همان شهریار است با همه ابعاد عرفانی و معرفتی‌ و با تمامیت روح لطیف و ذهن شریف شهریار. سلیم همان‌قدر زیبا تصنیف می‌خواند که شهریار، دلنوازانه شعر می‌گوید و شهریار همانقدر شورانگیز «همای رحمت» می‌خواند که سلیم عارفانه «زینب زینب» می‌گوید. هر دوی آن‌ها، این سادگی، شورانگیزی و دلنوازی را مدیونِ قافیه نخبه‌ساز آذربایجان هستند. @harf_haa

  • عدالت زیربنای توسعه و غایت وفاق است. اگر وفاق نتواند، عدالتِ موجود را حفظ و عدالتِ ممکن را محقق کند، مفت نمی‌ارزد. بدون عدالت، برنامه‌های توسعه، آواری از آهن و بتن بر تن و جان مردم می‌شود. بهبود شاخص‌های توسعه انسانی (HDI) نیازمند اعتلای وضعیت عدالت در همه حوزه‌ها است.‌ دولتی که مجبور است تصمیم‌های بزرگ و سخت بگیرد، نباید گفتگو‌ با مردم را فراموش کند‌. اطلاع‌رسانی مشفقانه و گفتگوی اقناعی با مردم می‌تواند شوک اجتماعی را کمتر کند و بسامد تاثیر را بر بازارهای دیگر را کاهش دهد. «پیوست عدالت» مختص سخنرانی‌های زیبا نیست؛ به وقت افزایش ۳۰ درصدی نرخ خودروهای داخلی، به عدالت و وفاق اقتدا کنید. تصمیمات سخت را با مردم در میان بگذارید. مردم را شرکای اجتماعی خود بدانید. آن‌ها را با خودتان همراه کنید. وفاق با مردم، اساس وفاق است. ✍ اصغر زارع کهنمویی https://t.me/Negah_e_Montaghed