tgindex
The Tonight Show

The Tonight Show

Статистика
@Neganfansперсидский

Ah Shit Here We Go Again

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
223
−2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
82
20 постов
Вовлечённость
36,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
15
1/48двое суток
17
1/72трое суток
18

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 авг.17из Arrangement_By

    در رفاقت رسم ما جان دادن است یک قدم را صد قدم پس دادن است

  • کونم گشاد همش متن هوش مصنوعی میزارم

  • • عبدالرحمن قاسملو: او رهبر یک حزب منسجم (حزب دمکرات کردستان) با بدنه اجتماعی مشخص و نیروی نظامی بود. او قدرت مذاکره دیپلماتیک داشت و یک خطر استراتژیک برای تمرکزگرایی قدرت به شمار می‌رفت. • فریدون فرخزاد: او قدرت عجیبی در برانگیختن توده‌ها و نفوذ در میان لایه‌های مختلف جامعه (از روشنفکر تا مردم عادی) داشت. ترور او حذف یک «رسانه زنده و پرقدرت» بود. با حذف این افراد، اپوزیسیون از حالت «حزبی و تشکیلاتی» به حالت «فردمحور و نمادین» تغییر شکل داد. 📚 ۲. پدیده «اپوزیسیون سلبریتی» در برابر «سیاستمدار حرفه‌ای» وقتی چهره‌های دارای تشکیلات حذف می‌شوند، خلاء قدرت توسط کسانی پر می‌شود که لزوماً از صندوق‌های رأی یا احزاب نیامده‌اند، بلکه به واسطه نام خانوادگی (مانند رضا پهلوی) یا شهرت در شبکه‌های اجتماعی (اپوزیسیون توییتری) شناخته شده‌اند. • چالش حاکمیت: برای یک نظام امنیتی، مقابله با یک «حزب» که در داخل کشور ریشه یا هسته مخفی دارد بسیار دشوارتر از مقابله با یک «هشتگ» یا یک چهره در ماهواره است. • خطر کمتر: اپوزیسیون رسانه‌ای و توییتری، هرچند در فضای مجازی پرصداست، اما به دلیل نداشتن «ساختار میدانی» و «کادر رهبری آموزش‌دیده»، توانایی عملیاتی برای سرنگونی یا مدیریت دوران گذار را به ندرت پیدا می‌کند. 📚 ۳. تضعیف مفهوم «آلترناتیو» (جایگزین) استراتژی حذف سیستماتیک باعث شد که جامعه ایران دچار نوعی «بی‌سرِگی سیاسی» شود. وقتی جایگزین‌های معتبر و با برنامه ترور می‌شوند، حاکمیت می‌تواند این پیام را به جامعه القا کند که: «بعد از ما، هیچ‌کس نیست جز هرج‌ومرج یا کسانی که توان اداره یک نانوایی را هم ندارند.» 📚 ۴. نقش رضا پهلوی در این فضا بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که رضا پهلوی به دلیل خصلت‌های شخصی و رویکردش، بیش از آنکه یک «رهبر انقلابی» باشد، یک «چتر نمادین» است. او نه حزب دارد، نه تشکیلات مخفی در داخل، و نه تمایلی به رهبری رادیکال میدانی نشان داده است. این دقیقاً همان وضعیتی است که حاکمیت از آن استقبال می‌کند؛ داشتن رقیبی که: 1. در خارج از کشور است. 2. ابزار اصلی‌اش رسانه است نه سازماندهی. 3. حضور او باعث می‌شود بخشی از نیروهای اپوزیسیون (جمهوری‌خواهان، چپ‌ها و قومیت‌ها) به دلیل اختلافات تاریخی با سلطنت، با او متحد نشوند و اپوزیسیون همیشه تکه تکه بماند. 📚 نتیجه‌گیری ترورهای دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی (شمسی)، در واقع عملیات «زمین سوخته» بود. حاکمیت با حذف چهره‌های کارکشته، اجازه داد فضای مخالفت به سمتی برود که در آن «هیاهوی مجازی» جای «عمل سیاسی سازمان‌یافته» را بگیرد. در این فضا، اپوزیسیونی رشد کرد که هرچند در جلب خشم مردم موفق است، اما در ارائه یک ساختار منسجم برای جایگزینی، به دلیل نداشتن کادرهای سیاسی حرفه‌ای (که پیش‌تر حذف شده‌اند)، ناتوان می‌ماند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که تحلیل شما را تایید می‌کند: اپوزیسیون بدون سازمان، برای حاکمیت یک «مزاحمت» است، نه یک «خطر موجودیتی».

  • اگر آن چهره‌ها زنده می‌ماندند، فضای سیاسی اپوزیسیون به احتمال بسیار زیاد مسیری کاملاً متفاوت را طی می‌کرد. در حضور آن‌ها، رضا پهلوی به چند دلیل عمده، شانس بسیار کمتری برای تبدیل شدن به «تک‌چهره» یا «محور اصلی» مخالفت‌ها داشت: 📚 ۱. سایه سنگین «اعتبار سیاسی» بختیار شاپور بختیار یک سیاستمدار «ساخته شده» بود؛ او نه به واسطه خون و نسب، بلکه به واسطه دهه‌ها مبارزه در جبهه ملی، زندان رفتن در زمان شاه و تجربه نخست‌وزیری اعتبار داشت. • برتری بختیار: در دهه ۶۰ و ۷۰، اگر بختیار زنده می‌ماند، لایه نخبگان، تکنوکرات‌ها و ملی‌گرایان ایران قطعاً پشت سر او می‌ایستادند. بختیار قائل به حکومت قانون و قانون اساسی مشروطه بود، اما تفاوتش با رضا پهلوی در این بود که او «سلطنت» را یک مقام تشریفاتی می‌خواست و خود را رهبر اجرایی می‌دید. • نتیجه: رضا پهلوی در حضور بختیار، احتمالاً به یک مقام نمادین و تشریفاتی در حاشیه تبدیل می‌شد و قدرت مانور سیاسی و رهبری فعلی را پیدا نمی‌کرد. 📚 ۲. قدرت تشکیلاتی و ایدئولوژیک قاسملو عبدالرحمن قاسملو نه‌تنها رهبر کردها، بلکه یک دیپلمات با نفوذ بین‌المللی و یک سوسیال‌دمکرات باسواد بود. • ایجاد بلوک قدرت: او می‌توانست جبهه‌ای از اقلیت‌های قومی و نیروهای چپ دموکرات تشکیل دهد که وزنه‌ای بسیار سنگین‌تر از «شورای ملی» یا ائتلاف‌های نیم‌بند فعلی می‌شد. • چالش برای پهلوی: حضور قاسملو باعث می‌شد که بحث «فدرالیسم» و «تکثرگرایی» به جای «تمرکزگرایی پهلویستی» در مرکز بحث‌های اپوزیسیون قرار بگیرد. رضا پهلوی در برابر قدرت تشکیلاتی حزب دمکرات کردستان، حرف زیادی برای گفتن در مناطق مرزی و لایه‌های روشنفکری چپ نداشت. 📚 ۳. تسخیر قلوب توسط فرخزاد فریدون فرخزاد کاری را انجام می‌داد که امروز رسانه‌های بزرگ ماهواره‌ای با صرف میلیون‌ها دلار نمی‌توانند انجام دهند. • ارتباط با توده‌ها: فرخزاد قدرت تهییج توده‌ها را داشت. او ترسی از تابوشکنی نداشت و به شدت میهن‌پرست بود. • پیش‌دستی رسانه‌ای: اگر فرخزاد زنده می‌ماند، او «صدای اول» براندازی می‌شد. رضا پهلوی به دلیل روحیات محافظه‌کارانه‌اش، همواره در واکنش نشان دادن کند بوده است؛ در حالی که فرخزاد همیشه در صف اولِ کنشگریِ رادیکال بود. حضور او اجازه نمی‌داد فضا برای اپوزیسیونی که فقط در توییتر و اینستاگرام فعال است، مهیا شود. 📚 ۴. تفاوت «نوستالژی» و «برنامه سیاسی» دلیل اصلی ظهور مجدد رضا پهلوی در سال‌های اخیر، «شکست پروژه‌های دیگر» و «نوستالژی دوران پهلوی» در واکنش به ناکارآمدی جمهوری اسلامی است. • اگر بختیار زنده بود، او به عنوان یک «آینده‌ی ممکن» (دمکراسی سکولار) مطرح می‌شد. • اما در غیاب این چهره‌های قدرتمند، جامعه ایران به جای «ساختن آینده با رهبران سیاسی»، به «بازگشت به گذشته با نماد پهلوی» پناه برد. 📚 ۵. استراتژی «تفرقه بینداز و حکومت کن» حاکمیت ترور این افراد توسط حاکمیت با این هدف انجام شد که اپوزیسیون از حالت «سیاسی-اجرایی» به حالت «نوستالژیک-رسانه‌ای» تبدیل شود. حاکمیت می‌دانست که: • با بختیار نمی‌توان شوخی کرد (چون او راه و چاه کشورداری را می‌دانست). • با قاسملو نمی‌توان جنگید (چون او سازماندهی نظامی و تشکیلاتی داشت). • اما با رضا پهلوی و اپوزیسیون توییتری می‌توان به راحتی مقابله کرد؛ با ارتش سایبری، با ایجاد اختلاف بین طرفداران و مخالفان سلطنت، و با بزرگ‌نمایی خطر تجزیه. جمع‌بندی: در یک سناریوی فرضی که این افراد زنده می‌ماندند، رضا پهلوی احتمالاً به عنوان «وارث تاج و تخت» در موزه‌ی تاریخ یا در بهترین حالت به عنوان یک نماد ملی در حاشیه باقی می‌ماند. حضور آن غول‌های سیاسی، اجازه نمی‌داد که «خلاء رهبری» با هشتگ و توییت پر شود. حاکمیت با حذف آن‌ها، در واقع رقبای اصلی و خطرناک خود را کشت و اجازه داد رقیبی زنده بماند که بیش از «عمل میدانی»، در «فضای رسانه‌ای» حضور دارد. برای درک بهتر این موضوع، می‌توان چند لایه مختلف را بررسی کرد که تایید می‌کند چرا حذف چهره‌هایی مانند بختیار، قاسملو و فرخزاد، ماهیت اپوزیسیون را تغییر داد: 📚 ۱. حذف «وزنه‌های سیاسی» و «تشکیلات» تفاوت اساسی چهره‌هایی که نام بردید با اپوزیسیون فعلی، در «سابقه حکمرانی» و «قدرت سازماندهی» بود: • شاپور بختیار: او یک سیاستمدار استخوان‌دار بود که سابقه جبهه ملی و مدیریت دولتی داشت. او نه تنها یک نماد، بلکه یک «آلترناتیو اجرایی» محسوب می‌شد که می‌توانست ساختار اداری کشور را مدیریت کند.

  • به بهانه سالگرد فریدون فرخزاد

  • اگر کمی گشایشِ مالی رخ دهد، توده‌ای که سال‌ها در فشار و تنش بوده، چه می‌کند؟ مسکنِ زودگذر: جامعه فوراً وارد فازِ «تنفس و مصرف‌گرایی» می‌شود. وقتی نانِ شب کمی ارزان‌تر و ریسکِ جنگ کمی دورتر شود، مطالباتِ بنیادی برای «عقلانیت، قانون‌مداری و ساختار» فراموش یا معوق می‌شود. بازگشتِ حافظهٔ کوتاه‌مدت: جامعه دوباره درگیرِ بازارهای روزمره (دلار، طلا، خودرو) و هیجاناتِ جدید می‌شود. همان‌طور که تاریخ بارها نشان داده، حافظهٔ جمعیِ توده‌ها در خاورمیانه به‌شدت کوتاه‌مدت است.

  • آخوند مردم آمریکا رو کنترل می‌کنه

  • اگر در یک طرفِ بوم، ایدئولوژیِ حاکم با شعارِ «نجاتِ اسلام و معنویت» از زیر بارِ حسابداریِ اداره‌ی کشور شانه خالی می‌کند، در طرفِ دیگر، بخشِ بزرگی از اپوزیسیون و جامعه هم با «پناه بردن به کوروش، داریوش، و حسرت‌خواری برای گذشته‌ی ۲۵۰۰ ساله»،همان مخدرِ روانی را بازتولید می‌کنند.

  • فرهنگ، دین یا سنتی که خودش تواناییِ بقا، انطباق و رقابت در بازارِ آزادِ اندیشه‌ها را ندارد و نیازمندِ یک «پلیس یا نجات‌دهنده‌ی متعصب» است تا از دستِ مدرنیته نجاتش دهد، از اساس یک نهادِ زیست‌پذیر و زنده نیست؛ یک شیءِ موزه‌ای است! غرب برای رشد کردن، نخواست «یونانِ باستان یا مسیحیتِ قرونِ وسطی» را نجات دهد؛ بلکه آن‌ها را زیر تیغِ نقد گذاشت، از آن‌ها عبور کرد و «ارزشِ جدید (علم، صنعت، حقوق)» خلق کرد.

  • کاری ندارم جوگیر شدن مردم چون زمان قطعی نت ها هم داشتن اعدام میکرد حکومت میگه هزینه مخالفت با من اینه اعدام که نزاره موج اعتراضات بعدی شکل بگیره

  • کمک در راه است. Donald.J.Trump

  • میچرخونم و میچرخم اره من ی لر ۱۸ چرخم

  • دروازه های تمدن بزرگ لرستان

  • لر ۱۸ چرخ

  • یه بار الکس مشکی کاکو بارک کردم پلیس اومد‌ گفتم رینک خرچنگی داروم کاکو پلیس ریخت رو ششه ماشین پنوماتیکه کاکو میدونی؟ بعد شوتی کردوم هر ELX شو پلیس میکونه ماشن

  • باقر پس گردنی یازده و بیست دقیقت رو خوردی 😜😂

  • تغییرِ رژیمِ «شکلی» به جای تغییرِ رژیمِ «سیستمی» آمریکایِ ترامپ به دنبالِ ملت‌سازی یا جایگزینیِ یک دموکراسیِ شیک در ایران نیست؛ او به دنبال «بی‌خطر کردنِ جغرافیایِ فلات برای بازار و امنیتِ بین‌الملل» است. فرجامِ مادی: اگر فشارِ هوایی و مالی به نقطه خفگیِ مطلق برسد، هسته سختِ قدرت برای بقایِ بیولوژیکِ خود، دست به یک «جهشِ ژنتیکیِ ساختاری» می‌زند. سیستم ممکن است چهره‌هایِ ایدئولوژیکِ رادیکالِ خود را قربانی کند، پوسته و ویترینِ ایدئولوژیکِ ۵۷ را دایورت کند، و به سمت یک «حکومتِ صلبِ نظامی-تکنوکراتیک» (شبیه به مدل‌های کودتایی یا مصرِ السیسی) سوئیچ کند. در این مدل، حاکمیت با دادنِ امتیازاتِ ژئوپلیتیک به غرب و کنترلِ موشکی، بلیتِ بقایِ اقتصادیِ خود را نقد می‌کند؛ بدون اینکه لزوماً آزادیِ سیاسی به توده بدهد.

  • جامعه‌ای که ۴۷ سال است زیر شلاقِ ماتریکسِ جنگ و تحریم فرسوده شده و خودش توانِ هیچ اقدامِ تشکیلاتی و صلبِ داخلی را ندارد، مدام به دنبالِ یک «تاریخِ انقضایِ فرضی» برای منجیِ خارجی می‌گردد. یک روز می‌گفتند «بعد از انتخابات آمریکا»، روز دیگر گفتند «بعد از عید»، حالا می‌گویند «بعد از جام جهانی»، و فردا خواهند گفت «بعد از کریسمس»! این یک چرخه بی‌پایانِ «جقِ روانی» است تا توده انفعالِ خودش را توجیه کند و منتظر بماند تا یک نیرویِ غیبی یا خارجی بیاید و فاکتورِ تغییر را برایش دلیوری کند.

  • توده‌ی مردمِ ایران دهه‌هاست که زیر شلاقِ تورمِ مزمن، سقوطِ نجومیِ ارزش پول ملی، بی‌آیندگیِ مطلق و نابودیِ طبقه متوسط زندگی می‌کنند. ارگانیسمِ توده‌ای که برای خریدِ نانِ قسطی، داروهای کمیاب، یا یک خودرویِ از رده خارجِ ۴۰ سال پیش باید کلِ پهنای باندِ بیولوژیکش را بسوزاند، خیلی وقت است که استانداردهایِ «عصر مدرن» را از دست داده است. انهدامِ چند پلِ ترانزیتی در جنوب توسط موشک‌هایِ غربی، صرفاً شکلِ بیرونیِ این جهنمِ مادی را عریان‌تر می‌کند، اما ماهیتِ آن را برای کارگری که از قبل هم توانِ خریدِ گوشت نداشت، تغییر نمی‌دهد.

  • من در اتاق بیضی کاخ سفید هستم، جایی که همین حالا تماس بسیار خوبی با پادشاه محمد بن سلمان آل سعود، عربستان سعودی، محمد بن زاید آل نهیان، امارات متحده عربی، امیر تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی، نخست‌وزیر محمد بن عبدالرحمن بن جاسم بن جابر آل ثانی، و وزیر علی الثعادی، قطر، مارشال فیلد سید عاصم منیر احمد شاه، پاکستان، رئیس‌جمهور رجب طیب اردوغان، ترکیه، رئیس‌جمهور عبدالفتاح السیسی، مصر، پادشاه عبدالله دوم، اردن، و پادشاه حمد بن عیسی آل خلیفه، بحرین