tgindex
آموزش نگارگری با محمد بلورچی

آموزش نگارگری با محمد بلورچی

Статистика

آموزش نگارگری مطالب مرتبط با فرهنگ، هنر و زندگی Training in the art of Persian miniature Enriched by cultural and life perspectives 🌾 @Bolourchiii

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
9
Всего постов
94
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 891
+10 за 5 дн.
Сутки
+2
+0,07%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
433
40 постов
Вовлечённость
15,0%
к подписчикам
Постов в день
1,3
всего 94
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
156
1/48двое суток
178
1/72трое суток
192

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • مهمانت شده‌ام، با دلی چون کبوتر... بخشی از تابلوی توّسل اجرا: سال ۸۹ #شمس_الشموس #کبوتر_حرم #نگارگری #آبرنگ Holy Shrine Dove – Watercolor @NegargariBolourchi

  • 11 авг.3761110

    نکات آموزشی پیرامون پوشش‌دهی آثار زیرلاکی Final Lacquer Coating in Gol-o-Morgh, 9:46

  • 11 авг.3721513

    شیوه پوشش‌دهی آثار زیرلاکی با روغن کمان بدون استفاده از قلم‌مو Coating by kaman oil

  • دوستان عزیز لطفا این پست را مطالعه بفرمایید تا چند نکته آموزشی مهم پیرامون پوشش‌دهی و لاک الکل خدمتتون بیان کنم.

  • کارگاه یک روزه بررسی سیر تحول چهره‌نگاری در هنر ایرانی، رضا مهدوی، سه شنبه ۲۷ امرداد ماه جاری، مدرسه عالی هنر رضوی، مشهد تلفن ثبت نام: ۰۵۱۳۸۴۲۳۵۷۵ @rezamahdavi51

  • ⚜️@rezamahdavi51.

  • دایره‌المعارف موجودات افسانه‌ای - اساطیر بین‌النهرین و ایران: مجموعه‌ای مصور از جانوران افسانه‌ای، هیولاها و ارواح از دوران باستان. ⚜️@rezamahdavi51.

  • 9 авг.484107

    شب و موسیقی با چشمان بسته...🎶 For some special nights 🌙

  • 9 авг.511138

    هنرمندان نگارگر و زرنگاری که تمایل به شرکت در این نمایشگاه را دارند، می‌تواند جهت کسب اطلاعات بیشتر با مهندس عباسی عزیز در ارتباط باشند. تاریخ گشایش نمایشگاه: ۵ شهریورماه ۱۴۰۵ 🔻🔻🔻 @Abbasigallery

  • 9 авг.507285

    قاب اثر آماده شد 🌿 تلفیقی از چوب ترمو و گلابی Wooden frame

  • 7 авг.599216

    ای دل عبث مخور غم دنیا را فکرت مکن نیامده فردا را کنج قفس چو نیک بیندیشی چون گلشن است مرغ شکیبا را بشکاف خاک را و ببین آنگه بی مهری زمانهٔ رسوا را این دشت، خوابگاه شهیدانست فرصت شمار وقت تماشا را از عمر رفته نیز شماری کن مشمار جدی و عقرب و جوزا را دور است کاروان سحر زینجا شمعی بباید این شب یلدا را در پرده صد هزار سیه کاریست این تند سیر گنبد خضرا را پیوند او مجوی که گم کرد است نوشیروان و هرمز و دارا را این جویبار خرد که می‌بینی از جای کنده صخرهٔ صما را آرامشی ببخش توانی گر این دردمند خاطر شیدا را افسون فسای افعی شهوت را افسار بند مرکب سودا را پیوند بایدت زدن ای عارف در باغ دهر حنظل و خرما را زاتش بغیر آب فرو ننشاند سوز و گداز و تندی و گرما را پنهان هرگز می‌نتوان کردن از چشم عقل قصهٔ پیدا را دیدار تیره‌روزی نابینا عبرت بس است مردم بینا را ای دوست، تا که دسترسی داری حاجت بر آر اهل تمنا را زیراک جستن دل مسکینان شایان سعادتی است توانا را از بس بخفتی، این تن آلوده آلود این روان مصفا را از رفعت از چه با تو سخن گویند نشناختی تو پستی و بالا را مریم بسی بنام بود لکن رتبت یکی است مریم عذرا را بشناس ایکه راهنوردستی پیش از روش، درازی و پهنا را خود رای می‌نباش که خودرایی راند از بهشت، آدم و حوا را پاکی گزین که راستی و پاکی بر چرخ بر فراشت مسیحا را آنکس ببرد سود که بی انده آماج گشت فتنهٔ دریا را اول بدیده روشنئی آموز زان پس بپوی این ره ظلما را پروانه پیش از آنکه بسوزندش خرمن بسوخت وحشت و پروا را شیرینی آنکه خورد فزون از حد مستوجب است تلخی صفرا را ای باغبان، سپاه خزان آمد بس دیر کشتی این گل رعنا را بیمار مرد بسکه طبیب او بیگاه کار بست مداوا را علم است میوه، شاخهٔ هستی را فضل است پایه، مقصد والا را نیکو نکوست، غازه و گلگونه نبود ضرور چهرهٔ زیبا را عاقل بوعدهٔ برهٔ بریان ندهد ز دست نزل مهنا را ای نیک، با بدان منشین هرگز خوش نیست وصله جامهٔ دیبا را گردی چو پاکباز، فلک بندد بر گردن تو عقد ثریا را صیاد را بگوی که پر مشکن این صید تیره روز بی آوا را ای آنکه راستی بمن آموزی خود در ره کج از چه نهی پا را خون یتیم در کشی و خواهی باغ بهشت و سایهٔ طوبی را نیکی چه کرده‌ایم که تا روزی نیکو دهند مزد عمل ما را انباز ساختیم و شریکی چند پروردگار صانع یکتا را برداشتیم مهرهٔ رنگین را بگذاشتیم لؤلؤ لالا را آموزگار خلق شدیم اما نشناختیم خود الف و با را بت ساختیم در دل و خندیدیم بر کیش بد، برهمن و بودا را ای آنکه عزم جنگ یلان داری اول بسنج قوت اعضا را از خاک تیره لاله برون کردن دشوار نیست ابر گهر زا را ساحر، فسون و شعبده انگارد نور تجلی و ید بیضا را در دام روزگار ز یکدیگر نتوان شناخت پشه و عنقا را در یک ترازو از چه ره اندازد گوهرشناس، گوهر و مینا را هیزم هزار سال اگر سوزد ندهد شمیم عود مطرا را بر بوریا و دلق، کس ای مسکین نفروختست اطلس و خارا را ظلم است در یکی قفس افکندن مردار خوار و مرغ شکرخا را خون سر و شرار دل فرهاد سوزد هنوز لالهٔ حمرا را پروین، بروز حادثه و سختی در کار بند صبر و مدارا را قصیده‌ای زیبا از بانو #پروین_اعتصامی 🌿

  • без подписи

  • 7 авг.558213

    قلمدان با نقش گل و مرغ

  • 6 авг.1 76918

    без подписи