نیک اندیشان
Статистикаاین کانال با هدف انتشار پیامهای مثبت و مفید فعالیت میکند. خوشحال میشویم که نظرات وپیشنهادات شما عزیزان را دریافت کنیم. همچنین پیامهای خوبتان را برای درج در کانال برای ما بفرستید. با سپاس فراوان ادمین: @Arash_MT کانال دیگر ادمین: @DNVTH دل نوشته📝❤️
- Последний пост
- 12 сент. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
💚 *فیلم سینمایی Mine* *داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت ، یکی از پاهایش روی مین میرود، اما او بلافاصله متوجه شده و پایش را از روی مین برنمیدارد ، به همین دلیل مین عمل نمیکند.* با توجه به شرایط خودش نمیتواند مین را خنثی کند، پس مجبورست چندین روز در انتظار نیروی کمکی بماند. اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر میشه و مرگ او حتمی است . خستگی بیش از حد ، گرمای روز ، سرمای شب ، بی خوابی و ایستادنِ مداوم ، تشنگی و گرسنگی میتواند او را از پا دربیاورد. در این حال و روز ، او به حالتی نیمه هوشیار فرو میرود و مدام خاطرات گذشتهاش را مرور میکند. مینِ رابطه عاطفی با همسرش ، مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش ، مینِ درگیری در کافه با غریبهها و... این مین توی بیابان او را وادار میکند تا کاری را انجام دهد که قبل از این انجام نمیداده ، *مکث کردن* . او چند روز مکث می کند تا نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند . مکثی طاقت فرسا و بسیار دشوار . مین توی بیابان ، استعاره از مینهاییست که او در روابط عاطفی ، خانوادگی ، اجتماعی و شغلی خود منهدم کرده است. این مکثِ چند روزه در بیابان به او یاد میدهد که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات واکنشی نشان نمیداد ، زندگی بهتری رو تجربه می کرد. و به ما یاد میدهد که این *مکث آگاهانه*، چیزیست که در زندگی پرتلاطم به آن نیاز داریم. ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان میدهیم که تجربه کردهایم. ما به ناشناختههای امروز براساس شناختههای دیروز عکسالعمل نشان میدهیم . مکث کردن موقع کنشها و واکنشها میتواند افقی از انتخابهای جدید را به روی ما باز کند. آخر فیلم جالب تر است. آخر فیلم متوجه میشویم پای سرباز روی هیچ مینی نبوده و فقط یک سر عروسک زیر پایش قرار داشته است، موضوع همین است . توی زندگی، مینهای خودساختهی زیادی برای خودمان میتراشیم و گام بعدی را از دست میدهیم . خیلی از مینهایی که ما را فلج کردهاند وجود خارجی ندارند. زادهی خیالات ما هستند و آنقدر به آنها باور داریم که حاضر نیستیم قدم بعدی را برداریم. *موفقیت و پیشرفت در زندگی هر یک از ما بستگی به نوع نگرش و احساس خودمان دارد*. پس بیاییم و از فرصت دوباره زندگی هر روزمان، با نگرش و احساس درست، برای ایجاد تغییر ، اقدام موثر و مستمر برای نیل به آرزوهای جامانده از گذشته مان بیشترین بهره را ببریم و سهم عالی از حیات و زیست مان را بسازیم. @NikAndishan نیکاندیشان💚
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
💌 آغاز سال 2025، سال نو میلادی، بر همه هموطنان خصوصا هموطنان مسیحی مبارک ...🤗 بهانه ی شادیهاتون فراوان❤️ @DNVTH دلنوشته ها 💌
💚 اول ژانویه روزصلح جهانی است. اولین روز سال نوی میلادی به امید رسیدن به دنیایی در صلح و بدون جنگ، روز صلح جهانی نامگذاری شده است... @NikAndishan نیک اندیشان💚
💌 Happy New Years تبریک سال نو میلادی مبارک 🎉جینگل بلز🎉 جینگل بلز (جرینگجرینگِ زنگولهها) یکی از مشهورترین و پرطرفدارترین آهنگها و ترانههایی است که برای جشن کریسمس و سال نو میلادی اجرا و همخوانی میشود. این ترانه در سراسر جهان شهرت دارد و توسط هنرمندان بیشماری اجرا شده است. ترانهی جینگل بلز ساخته جیمز لرد پیرپانت (۱۸۲۲،۱۸۹۳) آهنگساز و ترانهسرای انگلیسی-آمریکایی است و در سال ۱۸۵۷ نوشته شده است. با سرعت از بین برفها رد میشیم سوار ِ یک سورتمه تکاسبه روباز از هرجایی که رد میشیم صدای خنده است و شادی. زنگولههای بسته به یال اسب صدا میکنن آدم رو سر حال میارن خندیدن و خوندن چه کیفی داره سرود سورتمهایِ امشب «اوه، جرینگ جرینگ زنگولهها، جرینگ جرینگ زنگولهها همهجا صدای جرینگ جرینگ چقدر سواری کردن کیف میده با سورتمه تکاسبه روباز» اجرای جینگل بلز را به رهبری آندره ریو نوازنده ویلون و رهبر ارکستر اهل هلند مشاهده میکنید. @DNVTH دلنوشتهها 💌
видео или голосовое, без подписи
💚 یلدا این جشن کهن و زیبا بر شما عزیزان فرخنده باد... 🍁🍂 🍃💫✨🌧⛈❄️☃️ @NikAndishan نیک اندیشان💚
💚 آدم حسابیها چه شکلی هستند؟ آدام گرنت (Grant)استاد دانشگاه پنسیلوانیا، کتاب معروفی دارد به اسم، «بده و بستان» که در آن با استناد به معتبرترین پژوهشها، نشان میدهد که چطور تعاملات ما با دیگران به موفقیت و خوشبختیمان منجر میشود. در بخشی از این کتاب گرنت میپرسد....: «آدم حسابیها چه شکلی هستند....؟» و پاسخ میدهد....... در کانادا یک جایزهای هست به نام «جایزه آدم حسابی سال». این جایزه را به کسی میدهند که یک دستاورد بزرگی برای جامعهاش داشته باشد. در یک بررسی فریمر (Frimer) و واکر آمدند ببینند برندههای این جایزه چه ویژگی مشترکی دارند که آنها را آدم حسابی کرده است. به عبارت دیگر؛ آدم حسابیها چه شکلی هستند! آنها برای رسیدن به پاسخ سوال از برندگان این جایزه دعوت کردند تا در یک مجموعه مصاحبه و آزمون شرکت کنند و شروع کردن به بررسی عمیق ابعاد مختلف شخصیت و زندگی آدم حسابیها. نتیجه پژوهش نشان میداد: ▫️ اولین ویژگی یک آدم حسابی «نوع دوستی است». آدم حسابیها، فارغ از پست، مقام، منصب و داشته و نداشتهها، عاشق خیر رساندن به دیگری هستند و بدون هرگونه انتظار، چشم داشت و منّتی، وقتی کاری از دستشان برای یکی بربیاد، دوست دارند آن کار را انجام بدهند. ▫️دومین ویژگی آدم حسابیها «شفقت به خود یا مهربانی با خود» است. یک آدم حسابی، در کنار عشق به دیگری (Other-interes)، خودش را هم عمیقاً و قلباً دوست دارد (Self- interest) و با خودش خیلی مهربان است. وقتی گرفتاری برایش پیش میآید، راحتتر میپذیرد و کمتر به خودش آسیب میزند. و در نهایت؛ ▫️سومین ویژگی یک آدم حسابی «صداقت است» شما از یک آدم حسابی، حس نمایشی، فیک بودن و ظاهرسازی نمیگیرید. آدم حسابی کاملاً اورجیناله و این را میشود خیلی ساده فهمید که دارد نقش بازی میکند یا واقعاً اینطوری هست. 🔚خلاصه کلام این که: آدم حسابی بودن نه به تیپ، قیافه یا داشتهها و نه به لاکچری بازی و برند پوشیدنه. همه اینها به تبی و شبی بنده، آدم حسابی واقعی کسی است که در کنار دوست داشتن خودش، در روابط صادقانهاش به دیگران عشق بدهد و عشق بگیرد و حالی را خوب کند. @NikAndishan نیک اندیشان💚 https://t.me/NikAndishan/1537
💚 شاید پارادکسیکال به نظر برسه اما یکی از بهترین ابزارها برای اینکه هر لحظه زندگی رو زندگی کنیم، فکر کردن در مورد مرگه. شاید به همین خاطر باشه که نیچه میگه: مرگ پایان زندگی است، ولی مرگاندیشی آغاز آن. @NikAndishan نیک اندیشان💚
💚 *ثروت چیست؟* *هر چیزی که به شما* *اضافه میشود و اضافه شدن آن وضعیت موجود شما را بهتر میکند،"* *ثروت" نامیده میشود.* *پس برخلاف تصور عموم* *مردم، ثروت "فقط پول" نیست "درک شما" ، "حس شما" ، "آرامش و آسایش" شما، "سلامتی شما،" "ارتباطات خوب شما" ، خانوادهی "شاد و موفق شما" ، "حس خوب دیگران دربارهی* *شما" ،"دلشادی" دیگران از دیدار شما، "دلتنگی" دیگران در غیاب شما، احساسات غرورانگیز از یادآوری "خاطرات شیرین* *و قهرمانانه" شما،" احساس لذت در گفتگو با دوستان قدیمی و* *یکدل"،" اعتماد و مشاوره دیگران "با شما و نظایر آن،* *ثروتهای ارزشمند زندگیتان هستند.* *اگر به حساب کارتی شما "پول،" به حساب مغزی شما "علم و آگاهی"، به حساب اجرایی شما "کردار نیک" و* *"انساندوستانه "و به زندگی شما "فرصت کمک به دیگران،" اضافه شود...* *شما یک انسان:* *ارزشمند و ثروتمند هستی* @NikAndishan نیک اندشان💚 https://t.me/NikAndishan/1535
💚نیک اندیشان 📺 ⭕️ استراتژی شما برای موفقیت در مسابقه زندگی چیست؟ مدرسه زندگی آلن دوباتن جهان مدرن زندگی را به مثابه یک مسابقه و رقابت نگاه میکند. ما از زمانی که چشم باز میکنیم در رقابت هستیم. رقابت در معدل، مسابقه زیبایی، پیروزی در کسبوکار، رقابت برای کسب ثروت و شهرت و منزلت. این فیلم قابل تامل از مدرسه زندگی آلن دو باتن رو با ترجمه و صدای دکتر ایمان فانی ببینید تا استراتژی زندگیتان را درست انتخاب کنید (رفرنس). @NikAndishan نیک اندیشان 💚
💚 💠⭕️نقاشی که یک شهر را از جنگ نجات داد! سال ۱۹۴۴ میلادی در روزی از روزهای جنگ جهانی دوم، زمانی که نیروهای بریتانیایی به شهر کوچک و زیبای «سانسهپُلکرو» در ناحیه توسکانی ایتالیا رسیدند، فرمانده «آنتونی کلارک» در حالی که بالای تپههای مُشرف به شهر، سنگر گرفته بود به نیروهایش دستور آتش نداد. فرمانده کلارک، نیروهای بریتانیایی را از حمله بازداشت چون مقالهای خوانده بود از نویسنده مشهور هموطنش آلدوس هاکسلی که نوشته بود نقاشی (فرسکو) «رستاخیز» اثر «پییرو دِلا فرانچسکا»، نقاش دوران رنسانس بر دیوار تالار شهر «سانسهپُلکرو» در ایتالیا «بهترین تصویر دنیاست.» فرمانده کلارک نمیخواست سربازانش به «بهترین تصویر جهان» آسیبی برسانند. کنجکاوی این فرمانده ارتش در مورد هنر و عطش او برای دیدن این نقاشی باعث شد گلولهای به سمت شهر شلیک نشود و به آرامی و کمترین خشونت شهر را تصرف کنند و یک راست بروند جلوی نقاشی «رستاخیز» تا این اثر هنری را همراه با سربازانش از نزدیک ببینند. کسی چه میداند، شاید اگر فرماندهان نظامی یا حاکمان، خلبانهای جنگنده، رهبران و سیاستمداران از این جور مقالهها بیشتر میخواندند یا اصلاً کششی به سمت هنر داشتند یا به جای متخصصشدن در زمینه چگونه آتشسوزاندن و چطور فریبدادن و قلدریکردن و چهجور تصاحبکردن شهر و کشور و آدمها و ویرانهساختن از آبادیها، به کسی، چیزی، ایدهای، متفکری، اندیشهای، اثری، فلسفهای یا جملهای در زمینه هنر علاقهای داشتند، آنوقت فِرت و فِرت گلوله و بمب و موشک روی سر شهرها نمیریختند و قبل از لتوپار کردن شهر و آدمها و کشتن و با خاک یکسانکردن، اول یک سَری به آنجا میزدند شاید آنجا هم «بهترین تصویر دنیا» را داشت. نقاشی: «رستاخیز» اثر «پییرو دلا فرانچسکا»، دوران رنسانس، ۱۴۶۰ میلادی؛ اشاره به نام شهر (به معنی آرامگاه یا قبر مقدس) و برگرفته از دو یادگار از دو زائر در قرن نهم میلادی است. تصویر عیسی مسیح بر روی نشان شهر هم وجود دارد. (رفرنس: صفحه اینستاگرامیِ «گوشه») 💠⭕️تحلیل از آکادمی جام: در نگاه معنوی هیچ امر خوب یا بدی در این جهان گمشدنی نیست. ادیان آسمانی آمدهاند که بگویند هر چه میکنی خواهی دید. حتی در آیات آسمانی آمده است که در حد یک ذره ناچیز! ما هر کاری که میکنیم ولو کوچک و بیاهمیت اگر به یکی از این سه ختم شود: زیبایی، نیکویی، دانایی. روزی روزگاری اثر خود را در جهان هستی خواهد گذاشت. بگذارید با مثالهایی ساده و دمدستی اینها را توضیح دهیم: ◻️شما یک گلدان شمعدانی زیبا می گذارید جلوی پنجره خانهتان (کنشی معطوف به زیبایی). همان گلدان شمعدانی زیبا میتواند حال یک رهگذر را عوض کند. سپس وارد خانه میشود. مادرش/همسرش/فرزندش را مشتاقانه میبوسد و برایش یک شعر زیبا میخواند و شما روحتان هم بیخبر است. ◻️شما همراه با یک نفر سوار اتوبوس میشوید. سر صحبت باز میشود، او از سختی روزگار مینالد و سخت ناامید است. شما برایش خاطرهای از تجربه شخصی خودتان یا فرد دیگری را میگویید که در سختترین شرایط نه دل به ناامیدی داد و نه تن به شرافتفروشی؛ و چندی بعد روزگار گونه دیگری میچرخد(کنشی معطوف به دانایی). او از اتوبوس پیاده میشود. پیش از آن قصد داشت که کسی را به قصد انتقام به قتل برساند اما از این کار منصرف میشود. ◻️شما در حال رد شدن از خیابان هستید، پسری ده ساله را میبینید که در حال جمع کردن زبالههاست. بر میگردید داخل ماشینتان. یک بسته خوراکی و یک کتاب را که برای فرزندتان خریده بودید از داشبورد بر میدارید. او را به مهربانی صدا میکنید. دستی روی شانههایش میزنید. به او میگویید خدا قوت. به او خوراکی را میدهید و می گویید اینها را برای پسر خودم خریده بودم، اما فکر می کنم تو شایستهتری برای دریافت این کتاب و کیک. از اینکه برای کسب درآمد تلاش میکنی باید به خودت افتخار کنی. فقط یادت باشد که حتما درس هم بخوانی (کنش معطوف به نیکویی). او که از زندگی متنفر است اکنون نگاه دیگری به خودش و زندگی دارد. شاید من و شما اکنون در حال نجات دادن یک شهر باشیم ولی خودمان حواسمان نیست. کنشهای معطوف به نیکویی، دانایی و زیبایی روزی به بار خواهند نشست. آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا @NikAndishan نیک اندیشان💚
💚 💠⭕️وقتی ناخواسته احمق میشوی! دکتر سندهیل مولایناتان استاد علوم رفتاری دانشگاه شیکاگو ما از کشاورزان هند وقتی محصولشان را تازه فروخته و پول داشتند، یک آزمایش هوش گرفتیم. آزمایش دوم آخر سال بود که پولهایشان را خرج کرده و معمولا در بدهکاری و قرض بودند. آیکیوشان ۱۰ تا فرق میکرد. همان آدم وقتی پول در جیبش بوده، ۱۰تا باهوشتر بود و این شوکهکننده است. ۱۰ تا در آزمون هوش فاصله بین متوسط تا تیزهوش است. یک اثر فقر بر مغز از بینبردن «خودکنترلی» است. مولایناتان میگوید: ما در رفتار اقتصادی-اجتماعی فقرا یک چیز تکرارشدنی میبینیم. رفتار خوب دارند و ناگهان یک رفتار اقتصادی انفجاری و غلط میکنند. مثلا پسانداز اندکشان را یکجایی صرف میکنند که خیلی غلط است و پول شان از دست میرود. چرا؟ تصور کنید در مغز ما یک عضله خودکنترلی وجود دارد. ما دایم خودمان را کنترل میکنیم تا زیاد خرج نکنیم، تصمیم غلط نگیریم و... برای فقرا این عضله حتی در خرید خواربار و مایحتاج زندگی آنقدر کار میکند تا خسته میشود و از یکجا دیگر مغز را عملا رها کرده و کنترل نمیکند. برای همین تصمیمات انفجاری میگیرند. آدمها در زندگی برای رسیدن به جایگاه خوب باید خطا کنند و در عین حال اصلاحش کنند و باز خطا-اصلاح کنند تا به هدف خود برسند. من و شما در فرایند زندگیمان خیلی اشتباهات کردهایم که بعدا اصلاحش کردهایم. اما این امکان را طبقه اقتصادیمان که متوسط بوده به ما داده تا تصحیحش کنیم. فقرا امکان تصحیح اشتباهاتشان را ندارند. یعنی گشودگی در زندگیشان خیلی کم است. اگر یک تصمیم غلط بگیرند، امکان اینکه بتوانند دوباره این مسیر را طی کنند، ندارند. یک اشتباه میتواند به معنی پایان کار آنها باشد. برای پایاننامه دکترایم از بچهها پرسیدم اگر شما در مدرسه تنبیه فیزیکی شوید، واکنشتان به آن چیست؟ ۹۳٪ بچههای طبقه متوسط گفتند این غیرمنصفانه است. ما برخورد کرده و به مدیر یا خانواده میگوییم. ولی فقط ۳۱٪ بچههای محروم فکر میکردند اگر کتک بخورند غیرمنصفانه است. معتقد بودند حتما ما کاری کردهایم و حتما ایرادی در من هست که شایسته آن تنبیه هستم! شکسپیر میگوید: هیچ زندانی به اندازه زندانی که دیوارهایش را نمیبینیم، ما را محدود نمیکند. وقتی فقر به «درماندگی آموختهشده» تبدیل میشود یک زندان با دیوارهای نامرئی میسازد. در یک آزمایش معروف درباره تابآوری به یکسری آدم، شوکهایی وارد میکردند. برای بعضی یک دکمه برای توقف وجود داشت، در مورد گروهی دیگر هیچ دکمهای روی میز نبود. کسانی که دکمه توقف روی میزشان بود تا درد را متوقف کنند، چندین برابر بیشتر تحمل میکردند، چون فکر میکردند من خودم میتوانم [درد را] کنترل کنم. ولی آدمی که آن کنترل را نداشت در اولین [فشار] تابآوریاش میشکست و فرو میریخت. فقر هم دکمه توقف ندارد و تحت شرایط فشار و کمبود، امکان اینکه آدم یکجا این دکمه توقف را بزند و متوقفش کند، وجود ندارد. معمولا بدهیها، فشارها و ... پشت هم جمع میشود و این تابآوری آنها را کاهش میدهد. تابآوری هم بخش مهمی از موفقیت است. ما میگوییم آدمها باید پوستکلفت باشند و تحمل کنند، ولی کسی که احساس میکند کنترلی بر شرایطش ندارد، آستانه تحملش خیلی کم میشود. 💠⭕️تحلیل از آکادمی جام: مهمترین آموزه: اگر ما درگیر کمبود باشیم، به این معنی نیست که احمق باشیم بلکه به اندازه دیگران باهوشیم اما قسمت زیادی از ظرفیت ذهن و توجه ما و در واقع پهنای باند ما، درگیر آن کمبود میشود. فقر فقط فقر نیست؛ فقر یعنی کاهش تابآوری، کاهش اعتماد به نفس و کاهش خودکنترلی. میتوانیم این متن بالا را بخوانیم، یک نکته علمی بیاموزیم و بگذریم. اما اگر بخواهیم طبق قاعده طلایی اخلاق عمل کنیم داستان کاملا متفاوت خواهد شد. این قاعده چه میگوید: به گونهای با دیگران رفتار کن که دوست داری دیگران در شرایط مشابه با تو همانگونه رفتار کنند. یک سوال می پرسیم و خودمان و شما را با این سوال تنها میگذاریم و دیگر هیچ نمیگوییم: حالا فرض کنید جای شما و آن کارتن خواب، آن یتیم و آن گورخواب یا آن پسر یا دختری که تا کمر داخل سطل آشغال خم شده است عوض شود، آن وقت صادقانه چه انتظاری داشتی؟ آیا الان آن گونه عمل میکنیم؟ نویسنده در تلاش است که توجه ما را به سمت تاثیرات منفی فقر ببرد. اما یادمان باشد بسیاری افراد از جوامع فقیر برخاستهاند و اکنون به افرادی خودساخته و موفق تبدیل شدهاند. همچنین کودکان ثروتمند نیز به خاطر اتکا به خانواده ممکن است تواناییهای خود را از دست بدهند. به عبارت دیگر فقر حتما و الزاما مساوی ناتوانی ذهنی و عملی نیست. خلاقیت بسیاری اوقات در تنگنا و محدودیتها خود را نشان میدهد. اما با این حال طبق قاعده طلایی اخلاق، چیزی از مسوولیت اخلاقی ما برای کمک به تهیدستان کاسته نمیشود. @NikAndishan نیک اندیشان💚
💚چقدر خوشبویی تو! ✍️علی سلطانی؛ دانشجوی دکتری الهیات تطبیقی دانشگاه بُن جلوی پیشخوانش ایستادهام. از آنهایی که شیشه مقابلشان چند تا سوراخ دارد. پشت سرم کولر روشن است و باد به تنم میخورد و به او میرسد. پشت پیشخوان، مردِ کتابدار محترمیاست که راستش را بخواهی، غبطه شغلش را میخورم. منی که عادت به غبطههای نرسیدنی دارم! یک دفعه وسط بحث، بیربط میگوید آقای فلانی! عطرتان چه خوشبوست! باد میخورد و به ما میرسد! جا میخورم. مدتهاست از این دست جملهها نشنیدهام. خودم هم مثلشان را به کسی نگفتهام؛ انگار مدتهاست در بیان خوبی و احساس و زیبایی لال شدهایم. گفتم عطر را از کردستان خریدم. فروشندهاش میگفت ترکیبشان دستساز است. رایحه شیرین و شکلاتیای دارد. ولی دیدهاید عطر همیشگیای که میزنی، برای خودت غایب و گریزان میشود؟ یعنی خودت دیگر از فرط عادت، بویش را حس نمیکنی. شبیه مکندگی عادت برای خیلی چیزهای خوب دیگر! مثل ساحلنشینانی که دیگر صدای دریا را نمیفهمند؛ یا خانههای فقیرنشین کنار ریل و صدای قطار. به او گفتم قابل ندارد؛ نمونه دیگرش در کیفم هست. چون از توجهش ذوق کردهام، میدهم دستش تا بو کند. «این هم خیلی خوب است، اما آن که زدید نیست.» میگویم بله بله. من کم عطرباز نیستم! میخندیم. میگویم رفتم خانه نام عطر را مینویسم و برایتان میفرستم. تشکر میکند. کتابهای امانتی را میخواهد تاریخ بزند. میگوید ولش کن. ثبتش کنم، تاخیر میخورد. شما ببر، هر وقت خواستی بیار. تشکر میکنم. دمخوردن با کتاب، آدمها را هیچچیزی نکند، دست کم محترم میکند! دلم میخواهد از توجه و حرفهای عطرآمیزمان بیشتر بگویم. دوست دارم میگفتمش، کاش حُسنهای اخلاقی در آدم، اینقدر با جان و تن و پیراهنش، آمیخته و یکی بشود که خودش دیگر حسش نکند و عطر حُسن خلقش پراکنده در هوای ارتباط، شامه همه را بنوازد. چه حالا مثل خیلیها نگویند و مثل کتابدار یکی بگوید که چقدر اخلاقت خوشبوست! و نامت به خوشبویی، اینسو و آنسو بوزد! دوست داشتم به او میگفتم، کاش دردهای آدم هم اینقدر شفاف و پیدا و سیال بود که با نسیمی به صورت دیگری میخورد. دیگری حتی نمی گفت دردت چیست؟. حتی شاید حرفی هم نمیزد. اما از سنگینی تلمباری و پنهانی بودنشان، کم میشد تا روح کمی نفس میکشید و خستگی روزگارش فرو مینشست و قرار مییافت. دوست داشتم به او میگفتم بیا کمی از این حرفها بزنیم! آدمها، چیزهای پنهان و تلمبار و نگفته زیادی دارند که مثل عطر همیشگیات، بیآنکه بخواهی، پیدا نیستند. سنگینِ پنهانِ پنهانِ پنهانند! ولی کاش، پیدای پیدای شفاف بودند! وزان و رها در هوا! (رفرنس داستان؛ کانال تلگرامی هامش؛ نوشته علی سلطانی) @NikAndishan نیک اندیشان💚
💚گذشته رو فراموش کن، ولی درسی که بهت داد رو نه! @NikAndishan نیک اندیشان 💚
💚شاد باش... #شادی #زندگی @NikAndishan نیک اندیشان💚
@NikAndishan نیک اندیشان💚
💚قاعدهای وجود ندارد كه به درد همه بخورد، هر كس باید خودش راهی بیابد كه او را نجات دهد. #زیگموند_فروید #موفقیت @NikAndishan نیک اندیشان 💚
💚شکست فرصتی است برای شروع دوباره با هوشیاری بیشتر. هنری فورد #هنری_فورد #موفقیت @NikAndishan نیک اندیشان💚