tgindex
𝘕𝘶𝘡𝘩𝘢。⋆𐙚 ִ.۟

𝘕𝘶𝘡𝘩𝘢。⋆𐙚 ִ.۟

Статистика
@Nu_ZHaперсидский

‌ི you can change your favorite version

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
162
+2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
23
22 постов
Вовлечённость
14,2%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
3
1/48двое суток
3
1/72трое суток
3

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 15 авг.1из Arencelive

    خلاصه ک سلامتی همه 🍻 https://t.me/Arencelive

  • از مکالمه و پرگویی بیجا نجات پیدا خواهید کرد اگر به یاد بیاورید که مردم هرگز نصایح شما را قبول نمی‌کنند مگر اینکه وکیل مدافع یا دکتر باشید و آنها برای شنیدن صحبت های شما پول خرج کرده باشند! « جورج برنارد شاو »

  • «و آن‌ها که قول همیشه ماندن را می‌دهند، زودتر از همه می‌روند.»

  • اگر روزی از من بپرسند زیباترین اتفاق زندگی ات چه بود،شاید نامی از تو نبرم؛اما لبخندی خواهم زد که همه چیز را لو می دهد.

  • این تنهایی مرا اذیت می‌کند، می‌خواهم امشب با تو چند کلمه صحبت بکنم... چون وقتی که به تو نامه می‌نویسم، مثل این است که با تو حرف می‌زنم... اگر در این کاغذ "تو" می‌نویسم مرا ببخش... اگر میدانستی درد روحی من تا چه اندازه زیاد است! روزها چقدر دراز است؛ عقربک ساعت آنقدر آهسته و کند حرکت می‌کند که نمی‌دانم چه بکنم... آیا زمان به‌نظر تو هم اینقدر طولانی است...

  • می‌دانم چرا هیچگاه یاد من نیستی. من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم که با هر تلنگری یادم بیفتی. انسان به زخم‌ها بیشتر می‌اندیشد تا مرهم‌ها.

  • فراموشی؟ از یاد بردن؟ تمام زخم من از این است که همه‌چیز مدام یادم می‌آید؛ آن‌قدر یادم می‌آید که زندگی برایم سیاه می‌شود.

  • دیگر به راستی می‌دانستم درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بیهوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را در هم می‌شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد:)

  • روزای سخت میگذره و روزای خوب میان؛ اما این زخمان‌ که باقی میمونن .

  • без подписи

  • زخم‌هامو دوست دارم، چون يادم مى‌ندازن هيچ‌وقت تماشاگر زندگی نبودم. تلاش كردم، تجربه كردم، اعتماد كردم، دل بستم، ريسك كردم، باختم و یاد گرفتم.

  • без подписи

  • در موردش ناراحت نیستم، در موردش از خودم متنفرم.

  • دلتنگی بلندترین دیوار از سخت ترین زندانی بود که می خواستم از آن فرار کنم.

  • без подписи

  • گفت: شما هم دلتنگ می‌شدید؟ گفتم: بله، تا دل‌تان بخواهد دلتنگ می‌شدم؛ اما نمی‌شد، یعنی نباید نزدیکش می‌شدم.

  • اما عزیزم، نمی‌شود که آدم اندوهش را از یاد ببرد. تو اندوهِ بزرگ منی، عمیق‌ترین غمی که در دلم خانه کرده و همیشه همراهم هست.

  • 8 июл.33из My_Samuel0p

    و کاش عزیزم اگر به غم مبتلا شدی پناهی هم داشته باشی)

  • ❤️🌱مَن فراموشی بگیرم اون همه خاطره رو یادم نمیره..!🤍🍀