tgindex
@OldTurkmens2
@OldTurkmens2арабский

آشنایی با تاریخ فرهنگ وتمدنی اقوام تورک و تورکمن. @OldTurkmens2 Gadym Türkmen ýol ارتباط بامدیرکانال: @YilmazSahneh

Последний пост
19 мар. 2025 г.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
арабский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
168
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
209
22 постов
Вовлечённость
124,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 19 мар. 2025 г.19254из TurkmensofIran

    معرفی شادروان، دولت محمد بال قزل شاعر و فرهیخته ترکمن صحرا. دولت محمد بال قزل در سال 1852 میلادی در روستای پنج پیکر(باش یوسغا) به دنیا آمد نام پدرش میرزالی قزل و نام مادرش قربان بیکه بود. ایشان فرزند آخر خانواده بودند ولی در همان کودکی چون برادران بزرگتر او را به نام بالی صدا می کردند در بزرگسالی هم این نام بر روی ایشان می ماند . ایشان در دوران زندگی خود خصوصا در ایام جوانی با دوستان خود گروه موسیقی تشکیل داده و به جاهای مختلفی سفر می کردند و به جهت شعرهای زیبا و اجرای بسیار عالی در منطقه شهرت فراوانی کسب کردند. نام همسر ایشان آق منگلی (آقی) بود . از آقی دارای دو پسر به نامهای نیاز محمد و عوض محمد می شوند و از همان کودکی آنها را با هنر آشنا می نماید که نیاز محمد دوتار و عوض محمد قیجاق می نواختند و در بین مردم طرفداران زیادی هم پیدا می کنند ولی این دو فرزند در ایام جوانی به دلیل بیماری از دنیا می روند و پدر خود را تنها می گذارند . ایشان دارای سه دختر هم می شوند به نامهای نورسلطان ، امان دولت و قربان بیکه که نام همسر مرحوم خود را روی دختر آخر می گذارد. دولت محمد مردی بود دارای صورتی کشیده درشت اندام و قد بلند و بسیار سفر می رفت و در شهرهای اترک و حسنقلی ترکمنستان هم شهرت فراوانی داشته است . بیشتر شعرهای دولت محمد در مورد مشکلات زندگی مردم بوده است و این شعرها را به موسیقی در آورده و خود با ساز می خواندند . ایشان برای امرار معاش نجاری می کردند و حتی سازهای خود را هم درست می کردند. شعرهای ایشان در کشورهای ترکمنستان و پاکستان توسط برخی از محققان به چاپ رسیده است در ایران هم به کوشش آقای مشهد قلی قزل و نوه خود دولت محمد بال قزل به نام حاجی محمد قزل دیوانی از اشعار این شاعر به چاپ رسیده است. دولت محمد بال قزل در سال 1912 میلادی در سن شصت سالگی از دنیا می روند و در قبرستان کنونی بهاالدین در مجاورت روستای خواجه لر به خاک سپرده می شود روایتی هم هست که ایشان اولین فردی هستند که در بهاالدین به خاک سپرده شده است. چند بیت از اشعار ایشان را هم در پایان قرار میدهم: روسلارینگ خزر یاقاسینا چوزوشینا باغیشلان قوشغوسی: "گیتدی ییگیتلر" گون گؤرونمز کافرلارینگ دردیندن قان بولوپ، سیل آقدی، آطینگ قارنیندان یارالی بولوپ سکگیز یریندن چکری منزیلینه آقدی ییگیتلر دؤرت یوز سگسن سکگیز طایپا تایلاری ایچینده "مامقولی" اولی بایلاری، کافر بیلن ترس ساواشان جایلاری، بولاشیپ، آلا قانا باتدی ییگیتلر ییگیتلریمیز رستم صفتلی، شیر دی، دیلینده ثناسی،، یانیندا پیر دی، شاه مردان دییپ ساواشا گیردی، شهیدلر یولونی توتدی ییگیتلر دولت مأمد  آیدا بیلمن جای به جای، بارچانی ساقلاسین یارادان خدای، جفا چکدی، "دوردی"، "قیزیل داوی بای"، گؤراوغلی یولون توتدی ییگیتلر از استاد بزرگوار آقای مشهد قلی قزل به خاطر کمک های ایشان در گردآوری این مطالب کمال تشکر را دارم تهیه و تنظیم : عبدالصمدایری @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 24 февр. 2025 г.21921из TurkmensofIran

    سلام هموندان عزیز، خداقوت کاربری عزیزی از بندرترکمن از بنده، سئوال تاریخ پرسیده بودند.... جهت اطلاع شما عزیزان؛ ‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩ سلام آقا صحنه. ببخشید. سئوال داشتم. دلیل نامگذاری شهرستان کردکوی چی بوده؟ ممنون میشم به سئوالم پاسخ دهید. میلاد از بندرترکمن، دیپلمه پاسخ: ‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩ وعلیکم السلام آقا میلاد عزیز. خداقوت. سپاسمندم از عنایت شما به بنده. اگه بخواهیم تاریخ رو ورق بزنیم عرض نمایم که ساکنین اولیه این شهر یعنی کردکوی امروزی، در اصل مازندرانی بوده‌اند. در خصوص تاریخ دقیق مهاجرت کردها آن چه بنا بر شواهد تاریخی صحیح تر به نظر می رسد این است که موج مهاجرت های اجباری کردها(گروههایی از ايلات مختلف كرد از كردستان ایران و عراق ) به نواحی مختلف از زمان شاه اسماعیل صفوی آغاز شده است و در دوران پادشاهان دیگر همچون شاه عباس اول و حتی پس از ضعف و سقوط دولت صفوی(توسط افغان ها) نیز در دوره فرمانروایی نادرشاه افشار و کریم خان زند ادامه یافته است. نادر شاه افشار پس از شکست توپال عثمان پاشا(از سرداران و صدراعظم‌های امپراتوری عثمانی) و گرفتن بغداد، در هنگام گذر از اورامانات کردستان برخی از طوایف کُرد را برای تجهیز سپاه خود و دفع ترکمن‌ها – که به مازندران و استرآباد حمله می‌کردند – به این ناحیه کوچ داد که این طوایف در محلی نزدیکی استرآباد(گرگان فعلی) که امروزه کُردکوی نامیده می‌شود، ساکن شدند. نزدیک به چند سده از کوچ کُردهای اورامانات به این ناحیه می‌گذرد و این سرزمین امروزه دچار دگرگونی‌های گسترده در حوزه فرهنگ، زبان و جمعیت شده‌ است. به گونه‌ای که دیگر نه کسی به کُردی سخن می‌گوید و نه جمعیت آن یکدست و بکر باقی مانده‌ است. این سرزمین تا ۱۹ تیر ۱۳۱۹ ه.ش به کُردمحله مشهور بوده که در این روز نام کُردمحله به کُردکوی تغییر داده شد. به طور کلی مهاجرت این گروه بیشتر در پی سیاست سرکوبی مخالفان منطقه صورت گرفته است. صفویان، افشاریان، زندیان و قاجارها با کوچ دادن قوم کرد، به منطقه کردکوی و مارندران همواره سه هدف اساسی را تعقیب می کردند. نخست اینکه با کوچاندن کردها نیروی متحد آنان گسیخته و خطر شورش آنان کاسته شد. دیگر بهره گیری از کردها در عرصه ی حفظ ایران و مقابله و سرکوب مهاجمین مانند ازبک و ترکمن ها، که صفحات شمال شرقی ایران را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند(عملکرد ناصحیح حاکم استرآباد در ضدیت با ترکمن ها را نباید از نظر دور داشت) و در نهایت سبب تقویت روحیه ارتش ایران را نیز در پی داشت. ‌✍️⁩بااحترام، صحنه، دبیرتاریخ گرگان دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳ه.ش @TurkmensofIran

  • 6 февр. 2025 г.2143из TurkmensofIran

    باورهای قدیمی ترکمن ها نسبت به تنور ترکمنها اولین سری نان تنور تازه‌تأسیس را به‌عنوان صدقه در راه خدا در بین مردم تقسیم می‌کنند، که معمولاً نان پخته‌شده از نوع کلوچۀ مرغوب(کوکه) است. پاره‌کردن و خوردن نان اول را تا زمانی‌که نان دوم و سوم از تنور درنیامده، و مقداری از آنها خورده نشده است، خوب نمی‌دانند. در غیراین‌صورت، شوهر زن نان‌پز می‌میرد.(۱) منبع: ۱- مرادی، منصور، «نان ترکمن، خوراک، بـاورهای عامیانه و فرهنگـی ترکمنها»، تهران، ۱۳۵۳ ش، صص ۲۹۰- ۲۸۹. تنظیم کننده مطلب: صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 6 февр. 2025 г.1942из TurkmensofIran

    یکی دیگر از باورهای قدیمی ترکمن ها نسبت به زمان ساخت تنور ترکمنها پخت نان در دم غروب و عصر را خوب نمی‌دانند. به باور آنها، از آنجا که زنان ترکمن زیورهای زیادی به خود می‌آویزند و لباس سرخ می‌پوشند، جنها هنگام غروب در اطراف تنور جمع می‌شوند و عاشق آنان می‌گردند و زنان جن‌زده می‌شوند. بنابراین، باید پیش از غروب، تنور را خاموش کرد (۱). منبع: ۱- مرادی، منصور، «نان ترکمن، خوراک، بـاورهای عامیانه و فرهنگـی ترکمنها»، تهران، ۱۳۵۳ ش، ص۲۹۰. تنظیم کننده مطلب: صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 6 февр. 2025 г.18111из TurkmensofIran

    باورهای قدیمی ترکمن ها نسبت به نوسازی و مرمت تنور معمولاً نوسازی و مرمت تنور به‌صورت نذر انجام می‌شود، یعنی نذر می‌کنند که اگر حاجتشان برآورده شد، تنور را بازسازی ‌کنند؛ برای نمونه، برجستگی دهانۀ تنور را که زود به زود خراب می‌شود، نوسازی می‌کنند و تمام این کارها را مستوجب اجر اخروی می‌دانند. ترکمنها هواکش تنور را به سمت قبله قرار می‌دهند. آنها مقداری نمک به دهانۀ برجستۀ تنور می‌زنند تا تنور برکت داشته باشد. این‌گونه تنورها را «دُوزلی تامدِر»، یعنی تنورهای بانمک می‌نامند. جایگاه این نوع تنور تا آنجا ست که به آن قسم یاد می‌کنند و نانی را که از آن بیرون می‌آورند، به آرامی بر زمین می‌گذارند؛ زیرا پرت‌کردن نان را بی‌حرمتی می‌دانند. به باور آنها، خوردن نان سر تنور هنگام پخت ثواب دارد. روی نان داغ تازه از تنور درآمده آب می‌پاشند؛ زیرا باور دارند این کار سبب می‌شود که در آخرت هنگام بیرون آمدن از جهنم، روی آنها آب بپاشند. برخی نیز بر این باورند که در آخرت نان از طباخ می‌پرسد: زمانی‌که من از تنور آمدم تو چکار کردی تا من خنک شوم؟ (۱). منبع: ۱- مرادی، منصور، «نان ترکمن، خوراک، بـاورهای عامیانه و فرهنگـی ترکمنها»، تهران، ۱۳۵۳ ش، صص ۲۹۰- ۲۸۸-۲۷۷- ۲۷۵. تنظیم کننده مطلب: صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 6 февр. 2025 г.1571из TurkmensofIran

    باورهای قدیمی ترکمن ها نسبت به تنور در ترکمن صحرا، تنور را در حکم «اولیا» (به معنی مقدس یا تقدس‌یافته) می‌دانند و برای آن احترام زیادی قائل‌اند (۱). در ترکمن‌صحرا، اگر در زمان پخت نان، سگها به دور تنور جمع شوند، زنان نان‌پز تکه‌ای از آن را در آب خیس می‌کنند و به سگها می‌دهند؛ زیرا در باورهای مردمی، سگ قابل احترام است (اشاره به سگ اصحاب کهف). منبع: ۱- مرادی، منصور، «نان ترکمن، خوراک، بـاورهای عامیانه و فرهنگـی ترکمنها»، تهران، ۱۳۵۳ ش، ص ۲۸۸. تنظیم کننده مطلب: صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 6 февр. 2025 г.1191из TurkmensofIran

    سوخت تنور ترکمنی در میان ترکمنها، سوخت تنور بیشتر پشکل گوسفند، گاو، پهن الاغ و یا مخلوطی از پشکل گوسفند، آب، برگ و بوته است که آن را «چور» می‌نامند. در برخی نقاط، از چوب درختان و خاری که در حاشیۀ رود اترک می‌روید و به آن «ییلقان» گفته می‌شود، برای سوخت تنور استفاده می‌شود.(۱) منبع: ۱- شریعت‌زاده، علی‌اصغر، «آلاچیق ترکمن»، مجموعۀ مقالات مردم‌شناسی، تهران، ۱۳۶۲ ش، ج ۱. ص۱۰۲. تنظیم کننده مطلب: صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 6 февр. 2025 г.13411из TurkmensofIran

    تنور اشتراکی ترکمنی استفادۀ بهینه از هیزم، هدرندادن گرما و شاید کمبود هیزم، نیز همیاری در پخت نان سبب شده است در بسیاری نقاط، شاهد تنورهای عمومی یا به اصطلاح تنور اشتراکی باشیم. در بعضی مناطق، افراد خیر تنور را وقف عام کرده‌اند و استفاده از آن افزون بر صرفه‌جویی، نوعی همیاری عمومی را نیز می‌طلبد. قوشه‌تپۀ شهرستان گنبدکاووس، جلو چند تا از خانه‌ها هم تنور ساخته‌اند و در هر تنوری، زنان یا دختران ۴-۵ خانوادۀ قوشه‌تپه‌ای نان می‌پزند.(۱) منبع: ۱- پورکریم، هوشنگ، «اینچه بورون»، هنر و مردم، تهران، ۱۳۴۷ ش، شم‌ ۷۳؛ همو، «پاکدِه»، هنر و مردم، تهران، ۱۳۴۳ ش، شم‌ ۲۷؛ همو، «ترکمانان دهکدۀ قوشه تپه»، هنر و مردم، تهران، ۱۳۴۹ ش، شم‌ ۹۱، ص۴۰. تنظیم کننده مطلب: صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 6 февр. 2025 г.14312из TurkmensofIran

    تنور ترکمنی ترکمنها گودالی به عمق تقریبی ۸۰ سانتی‌متر، و به شکل دایره به نحوی در زمین می‌کنند که محیط دایره در عمق زمین، گشادتر از محیط دهانۀ آن در سطح باشد. پس از آن، از ۳ نقطۀ عمق آن سوراخهایی به سطح زمین باز می‌کنند تا عمل احتراق از طریق نفوذ هوا، آسان شود. پس از این عملیات، دیوارۀ گودال را با گل آمیخته با نمک، صاف می‌کنند تا برای پخت نان آماده شود. نوع دیگر تنور از نظر شکل کلی مثل تنور زمینی است؛ با این تفاوت که به جای کندن زمین، گل را مشت‌مشت روی هم می‌چینند تا ارتفاع آن به حدود ۸۰ سانتی‌متر برسد. در این نوع تنور نیز، محیط دهانۀ بالا از محیط مماس با سطح زمین تنگ‌تر است. وقتی بدنۀ تنور خشک شد، برای حفظ گرمای آن، به شعاع نیم متر دورتادور آن را با شن و ماسه پر می‌کنند. پس از پایان کار، به مدت دو شبانه‌روز در تنور آتش روشن می‌کنند تا بدنۀ آن کاملاً پخته و سفت شود و به رنگ سفید درآید. زمانی که تنور روشن است، مقداری آب و نمک را با نمد به جدارۀ داخلی آن می‌مالند تا چسبندگی‌اش بهتر، و دیواره سفت و سخت شود. در کنار این تنور، افزون بر هواکشی که رو به جنوب غربی جای دارد، سایه‌بانی نیز می‌سازند تا تنور از باد و باران در امان بماند. به روایتی، ترکمنهای «تنگراه» این نوع تنور را از کردهای خراسان و کوهساریها یاد گرفته، و به همین سبب، به آن نام «کردتامدِر» داده‌اند.(۱)،(۲)،(۳) منابع: ۱- اعظمی‌راد، گنبد دردی، نگاهی به فرهنگ مادی و معنوی ترکمنها، مشهد، ۱۳۸۲ ش، صص ۱۲۰-۱۱۹ ۲- شریعت‌زاده، علی‌اصغر، «آلاچیق ترکمن»، مجموعۀ مقالات مردم‌شناسی، تهران، ۱۳۶۲ ش، ج ۱، ص۱۰۲. ۳- مرادی، منصور، «نان ترکمن، خوراک، بـاورهای عامیانه و فرهنگـی ترکمنها»، تهران، ۱۳۵۳ ش، صص ۲۷۷-۲۷۵ تنظیم کننده مطلب: صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 11 янв. 2025 г.177из TurkmensofIran

    کاربری از دیار کوموش تپه از بنده سئوال کردند؛ ‌⬇️⁩‌⬇️⁩ سلام آقای صحنه. خوبی؟ ببخشید. یه سئوال داشتم. من از نسل دهه‌ی هشتادیم. می‌خوام بدونم که چرا در گذشته، زن ترکمن هیچوقت هم ردیف شوهرش در خیابون و مجلسی راه نمی‌رفت و حتما باید پشت سر شوهرش راه بره؟ این چه رسمی بوده؟ ممنون. امید از کوموش دفه. پاسخ: ‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩ سلام امیدجان. خداقوت. سئوال خوبی رو مطرح کردید. از شما سپاسگزارم‌ به نظر بنده، اینگونه رسم برمیگرده به دوره پدرسالاری در خانواده ترکمن ها. در بیرون از خانه، حفظ نجابت، وقار، فروتنی، زیبایی و مهمتر ابراز عشق و محبت زن و مرد، حریم و مرز مشخص و شناخته شده ای داشت و می بایست پنهان بماند و در ضمن، اقتدار مرد را نشان می داد!! حقیقتا در فرهنگ ترکمنی، زیبایی زنانه از دو بعد مادی و معنوی تشکیل می شود. بعد مادی در برگیرنده مؤلفه های ظاهر بدن زنانه، و بعد معنوی حاوی مؤلفه های خلقی و میزان پایبندی به ارزش های جمعی است. اغلب بعد معنوی در زیبایی، نقشی موثر نسبت به بعد مادی دارد. بی شک سیر تحول جایگاه و نقش زنان در فرهنگ ترکمنی، تحت تاثیر تحولات و ساختار جامعه است. زن ترکمن پا به پای همسر خود برای داشتن یک زندگی آرام تلاش می کند. او مطیع بی چون و چرا همسر خود است. یک بانوی ترکمن معتقد است نفسش صرفاً متعلق به همسرش است و فقط نفس همسر او می‌تواند بر چهره او دمیده شود. طبق گفته برخی از بزرگان، در خانواده ترکمن در نظام سنتی و پدرسالاری، زنان در مرتبه ی پایین‌تر از مردان قرار داشت. حتی زنان نمی توانستند با مردان در یک جا و در یک محوطه باشند. زنان جوان باید از بزرگان خانواده اطاعت می کردند و آنها همچنین باید همواره و حتی در میان زنان آهسته صحبت کنند. به ویژه در مقابل مادر شوهر و پدر شوهر، عروس باید جلوی دهان خود را میگرفت تا به آرامی و یا حتی با اشاره صحبت کند! حتی برای صدازدن شوهرش، به هیچ‌وجه اسمش را بکار نمی برد.البته اینگونه رفتار و کردارها با توجه به شرایط زمانی قابل نکوهش و سرزنش نیست. اما امروزه شرایط کاملا تغییر کرده و زنان ترکمن، دیگر خود را در قید و بندهای سنتی گذشته نمی دانند و رو به جلو حرکت می کند، تحصیل می کنند و برای زندگی مشترک خود اهدافی والا دارند.سهم برابر از زندگی دارند. امروز آنان با حفظ عزت و نجابت خود در فعالیت های مدنی شرکت می کنند و پابه پای مردان به فعالیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، فنی و سیاسی  می پردازند. بااحترام، صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 11 янв. 2025 г.1551из TurkmensofIran

    نیازی نیست برای توصیف بزرگواری یک خانم اورا تشبیه به مرد یا شیر کنیم او به سادگی یک زن است... باشکوه !!!✋☺️💞 @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • سلام. ارتباط اویغورها با چچن ها: اویغورهای ترک و مسلمان از پیشگامان فرهنگ و تمدن در زمینه‌هایی مانند زمامداری، تولید کاغذ و رسم‌الخط و انتشار و ترجمه کتب مختلف میان مسلمانان به ویژه منطقه آسیای مرکزی بوده‌اند. حتی مشاوراعظم چنگیزخان یعنی محمود یلواج نیز اویغور بوده... اویغورها به همراه هون‌ها و گوک‌ترکها از قبایل بزرگ ترکها به شمار می‌روند. آنها با به ارث بردن امپراتوری گوک‌ترکها در سال ۷۴۴ میلادی پایه‌های دولت بزرگی را بنا نهادند که در تاریخ آسیای میانه از اهمیتی ویژه برخوردار است. به مانند دیگر ترکها در بین اویغورها نیز، دولت دارای کیانی دوگانه؛ یعنی نیمه‌زمینی و نیمه‌ الهی بود و حاکمان خود را تنها نمایندگان برگزیده «بیگ تانگری» یعنی خدای متعالی می‌دانستند.... اما در مورد قوم چچن: طبق افسانه ای چچنی، زمانی كه خداوند زمين را در بين اقوام تقسيم ميكرد، كوه نشينان به افتخار او بزمی را ترتيب داده بودند و به همين دليل دير رسيدند. آنگاه خدا زمينی را به آنها اختصاص داد كه برای خود در نظر گرفته بود. از آن زمان تاكنون در كوههای قفقاز، ملت نوخچی كه بيشتر به چچن معروف هستند، زندگی مي كنند. جايي كه امروزه، قسمتي از قفقاز شمالي به شمار ميرود‌چچن ها خود را «نوخچی» مينامند. در تاريخ از آنها با نامهای «ناخچی مات»، «دوردزوق»، «كيس تی»، «تسانار» و «إر» ياد شده است. اين واژه با املا و تلفظ كنونی از قرن ۱۸میلادی و در نتيجه تماس نزديك اين قوم با روسها متداول شده است. در متون از چچنها اغلب با نام «وايناخها» (ترجمه لفظ به لفظ: ملت ما) و يا «ناخها» (به معنای ملت) ياد شده است. جوزف کارست، مورخ مشهور آلمانی، معتقد است كه چچنها از نظر نژادی و زبان شناختی تفاوت زیادی با ساير ملل كوه نشين قفقاز دارند. زبان چچنی به خانواده زبانی ايبری- قفقازی تعلق دارد كه ريشه اين زبان در كتيبه های حكومتهای باستانی مشرق زمين، پادشاهی ميتانی(۹ تا ۱۴ قرن قبل از ميلاد) و اوراتو (۶ تا ۹ قرن قبل از ميلاد)، ثبت شده است. حيات نژاد چچن از قوم باستانی هوری كه در ۲ تا ۳ هزار سال قبل از ميلاد در قفقاز و آسيای صغير ميزيسته، آغاز ميشود. به هر صورت، ريشه فرهنگ و دين باستان چچن به اين دوره باز ميگردد و در آثار مكتوب تمدن هوری است كه اولين نشانه های زبان و فرهنگ چچن مشاهده ميشود..... تنظیم کننده مطلب:. صحنه، دبیرتاریخ گرگان @OldTurkmens2

  • 7 сент. 2024 г.2663из Yilmazsahneh

    ‍ ‍ عنوان شعر: غم نان می‌گذرد...... شعر از استاد حاج یدالله صحنه صدا: از استاد حمید کر Voice @OldTurkmens2🌸 @TurkmensofIran🌸

  • 6 сент. 2024 г.2523из TurkmensofIran

    سلام هموندان عزیز. کاربرمحترمی بی نام البته با اعداد ۸۹۷۰۰۰ از بنده در گروهمون سئوالی پرسیده بودند: ‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩ سلام من یه سوال از شما داشتم معنی دوغزلق در زبان ترکمنی چیه اگه توضیح بدین ممنون میشم. پاسخ: ‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩ وعلیکم السلام. خداقوت. «دوقوزلیق»، یکی از یادگارهای نوعروسان و تهیه بقچه آن رسمی برجای‌مانده از قوم ترکمن در جشن عروسی است و به معنی «۹ تایی» است. دوقوزلیق جزئی از جهیزیه عروس است که توسط خانواده داماد تهیه می‌شود و در روز دوم عروسی به همراه زنان خانواده داماد با کاروان عروسی به خانه عروس برده می‌شود. دوقوزلیق به‌صورت دو بقچه تهیه شده و در هرکدام از آن بقچه ۹ دست پارچه پیراهنی و ۹ دست شلوار سوزن‌دوزی شده قرار می‌دهند. انتخاب جنس پارچه لباس‌های بقچه و میزان سوزن‌دوزی روی لباس بستگی به توان مالی خانواده‌ها دارد. طایفه یموت قوم ترکمن در این بقچه علاوه بر لباس‌های مذکور، یک عدد شانه به نام «باش داراق»، یک عدد آیینه و یک جفت بندِ مو (برای بافتن گیسوان عروس که داخل پارچه‌ای سفیدرنگ قرار می‌گیرند) نیز می‌گذارند تا نوعروس در طول سال‌های زندگی خود، از آن‌ها استفاده کند. بعد از نامزد شدن پسر و دختر، بقچه مخصوص «دوقوزلیق» با طرحی خاص، در رنگ‌های مختلف توسط زنان فامیل یا همسایه‌ها دوخته و آماده می‌شود. روز عروسی لباس‌های عروس را داخل این بقچه گذاشته و آن‌ها توسط زنان بزرگ فامیل ازجمله عروسان یا دختران بزرگ خانواده با کجاوه‌ای که عروس و ساقدوش در آن نشسته‌اند، به خانه داماد می‌برند. نگهداری بقچه بر عهده ساقدوشان عروس است. هنگامی‌که دوقوزلیق‌های خانواده عروس و داماد برده شد فقط بقچه‌های عروس، توسط بزرگان خانواده داماد به‌ غیر از مادر داماد در جمع فامیل و بستگان نزدیک باز می‌شود تا همه فامیل آن را ببینند. پس از باز کردن دوقوزلیق افراد فامیل سه مرتبه دست بر لباس‌ها کشیده و آن را بر چشمانشان می‌کشند تا از آن متبرک شوند. داخل دوقوزلیق نیز تبرک می‌گذارند که شیرینی‌های سنتی ترکمن چون بیشمه، قاتلاما، یابما چورک، دو عدد کله‌قند تزیین‌شده و کیسه‌ای حاوی نخود، کشمش، شکلات، قند و سکه را شامل می‌شود. چهار عدد از این کیسه‌ها را که هردو عدد آن در یک دستمال قرار می‌گیرد، داخل دوقوزلیق گذاشته می‌شود. هنگامی‌که دوقوزلیق باز شد شیرینی و تبرکی که روی بقچه گذارده شده است بین مهمانان پخش و با آن پذیرایی می‌شوند و هر فردی که شیرینی را برمی‌دارد دعایی مختص دوقوزلیق با این مضمون می‌خواند: «بیزده نصیب اِدسین» به این معنا که «شیرینی دوقوزلیق نصیب ما هم شود». در گذشته به‌منظور تهیه لباس‌های دوقوزلیق همسایه‌ها و افراد فامیل به یاری خانواده داماد آمده و بر اساس سنت یاور (یور) هر کس آماده کردن یک دست پیراهن و شلوار را عهده‌دار می‌شد و سوزن‌دوزی روی شلوار و بافت پارچه پیراهنی را انجام می‌دادند. در قبال آن، خانواده داماد نیز این همیاری ایشان را بی‌پاسخ نمی‌گذاشته و هرگاه پسر آن خانواده نامزد می‌کرد، او نیز خود را موظف به انجام این همکاری و همیاری برای تهیه دوقوزلیق می‌دانست، اما امروزه این امر هماهنگ با ریتم زندگی مدرن از شکل و فرم گذشته دور گشته و رنگ و بوی مدرن به خود گرفته است. حفظ آدابی از این‌ دست که بخشی از فرهنگ مردم قوم ترکمن را تشکیل می‌دهد، برای بهبود روابط و انسجام طوایف و اقوام در جامعه امروزی، ضرورت دارد، زیرا این‌گونه سنن دارای غنای بسیاری بوده و در بین مردم ترکمن از جایگاه خاصی برخوردار است و بدون شک ⁦حفظ این موضوع در غنی شدن هر چه بیشتر فرهنگ جامعه تأثیرگذار خواهد بود، زیرا حفظ داشته‌های فرهنگی در هر جامعه، باعث حفظ هویت و غرور ملی می‌شود. ‌✍️⁩بااحترام، صحنه، دبیرتاریخ گرگان @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 29 авг. 2024 г.2272из TurkmensofIran

    قدیمی‌ترین متن‌های الفبایی متعلق به تورکمن- ترک‌ها که تاکنون مکشوف گردیده سنگ‌نبشته‌های روی مزار مربوط به قرن پنجم میلادی می باشند. نمونه‌ی این سنگ‌نبشته‌ها در اطراف رودخانه‌های تالاس و صوچی و بارلیق کشف گردیده‌اند. در یکی از این سنگ‌نبشته‌ها چنین آمده است: ۱- ار ارد می آتیم تا پدیم اردمی ۲- اوزییگن آلپ توران آلتی اوغوز بودوندا اوچ یگیرمی (یاشیمکا) آدیر یلدیم ۳- بگ اریکیمه سیزیمه آدیر یلدیم ترجمه‌ متن ۱- به شایستگی جوان با فضیلت نام گرفتم. ۲- از قوم سلحشور آلتی اوغوز در ۱۳ سالگی ترک دنیای فانی کردم. ۳- با داشتن خصلت‌های بزرگی و اقتدار از شما جدا گردیدم. @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 29 авг. 2024 г.2153из TurkmensofIran

    تورکمن- ترک‌های قدیم به قانون توره می‌گفتند. و رعایت یورت برای همه حتی برای خاقان الزامی بوده است. از پایه‌های اساسی قانون(توره): ✅ ایجاد عدالت(گونی لیک)، ✅ نیک و پرفایده بودن(اوزلوق)، ✅مساوات(توزلوک)، ✅انسانی بودن(کیشی‌لیک) ✅و جهانی بودن محسوب می‌گردیدند. @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • 29 авг. 2024 г.21711из TurkmensofIran

    در کتاب قورقوت آتا: شرایط برای بیگ بودن یک فرد، داشتن توانایی نظامی- سیر کردن گرسنگان و لباس پوشاندن به مستمندان به شمار آمده است. @TurkmensofIran @OldTurkmens2

  • سلام و عرض ادب خدمت اعضا و کاربران عزیز. سپاس از همراهی خوبتان در پاسخ به سئوال تستی؛ ‌⬇️⁩پاسخ صحیح آزمون: گزینه د: اوغوش ‌⬅️⁩28 درصد به سئوال، پاسخ صحیح دادند. تعداد شرکت کننده:206 نفر 💞 توضیح کوتاه: ‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩‌⬇️⁩ تشکیلات اجتماعی براساس کتیبه‌های اورخون بنیان‌های اجتماعی و تشکیلات از خانواده (اوغوش) شروع تا ایل(ملت یا دولت) گسترده می‌شود. چند اوغوش یا خانوار یک اوروغ چند اوروغ یک بوی(کلمه ی بویداش از این کلمه مشتق شده است) یا قبیله را تشکیل داده و به بویی که به یک تشکیلات سیاسی وابستگی داشته اوق اطلاق می‌گردید، به مجموعه چند بوی نام بودون می‌دادند. بودون می‌توانست از نظر سیاسی مستقل و یا وابسته به یک ایل باشد. یعنی ایل یا ملت مجموعه‌ای از بوی‌ها و بودون‌ها بوده که از نظر سیاسی استقلال داشته است. در تفاوت با عرب‌ها تورکمن- ترک‌ها به صورت قبیله‌ای زندگی نکرده بلکه به صورت ملت زندگی کرده‌اند. خانوارها بر اساس خویشاوندی پی‌ریزی شده و تحت سرپرستی پدر (آتا ارکی) اداره می‌گردید. بر خلاف مغول‌ها که در آن‌ها مادر سالاری اساس بوده است.

  • 27 авг. 2024 г.171из TurkmensofIran

    видео или голосовое, без подписи

  • 25 авг. 2024 г.18122из TurkmensofIran

    دودورغا Dodurga را بهتر بشناسیم؛ دودورغا Dodurga: نویسنده: گ . ای. کارپوف، 1925 طایفه گؤکلنگ را به چهار شاخه قایی، دودورغا Do:durga، هاتاپ Hatap و موقری mukry تقسیم می‌کند. لازم به ذکر است که دو طایفه‌ی هاتاپ Hatap و موقری mukry خود طوایفی جدا هستند که کارپوف جزو گؤکلنگ به حساب آورده است. دوْدورغا به نظر وی شامل: گرکز، قیریق، یانگاق(در ایران)، سنگریک (در ایران)، باییندیر، (در ایران)، کِییک‌قوْدانا، سوْورانلی است. جان‌مأمِّت عوضوْف Janmämmet Öwezow که درباره تیره‌های طایفه‌ی گؤکلنگ مقاله‌ای را به نگارش درآورده است معتقد است که این طایفه به دو شاخه تقسیم می‌شود: قایی و دودورغا. در تحقیقات جان‌مأمِّت عوضوْف، دوْدورغا به زیرشاخه‌های زیر تقسیم می‌شود: گرکز، سوْورانلی، کؤپک، کیرریک kirrik، قاراقوُزی، قوْدانا، دینگ‌لیک، قاراووُل، کییک، چاقیر، گؤکجه، یانا؟، چکیر، قانجیق، خوجامباز، آی‌درویش، آوشار (اوْوشار)[1]، ارککلی، باینار؟، کله‌سانگ‌لار، قارناس، ککچ، کؤولی، مۆرزه‌بای، قاراقاناق؟ garaganak?، چوْودور[2]، بایات[3]»[4]. در تحقیقات عبدالرحمن آخوند تنگلی آمده است: نسب گؤکلنگ اینگونه است: اوغوزخان شش پسر به نام‌های: گۆن خان، آی‌خان، ییلدیزخان، گؤک‌خان، داغ خان و دنگیزخان داشته است... آی‌خان چهار پسر داشته است: یازیر، یافیر، توکه، دودورغا. طایفه‌ی گؤکلنگ از دودورغا بن آی‌خان است. گؤکلنک به دو شاخه تقسیم می‌شود: دودورغا، حالقاداغلی. لازم به ذکر است که در تحقیقات عبدالرحمن آخوند، قایی در دو جا آمده است: قایی بن گون خان که معتقد است طایفه قایی ازوست و نیز در جایی دیگر قایی را زیرشاخه‌ای از حالقاداغلی دانسته است. در تحقیقات عبدالرحمن آخوند تنگلی به چهار زیر شاخه تقسیم می‌شود: یانگاق، سنگریک، قیرق، باییندیر[5]. منابع: [1]  استاد عبدالرحمن آخوند تنگلی قراقچی در شیرین بیان، اوْوشار پسر ییلدیزخان است. [2]  به نظر استاد عبدالرحمن آخوند تنگلی قراقچی در شیرین بیان، چوْودور پسر گؤک‌خان است. تیره‌ی «چوْودور» ازوست. [3]  به نظر استاد عبدالرحمن آخوند تنگلی قراقچی در شیرین بیان، بایات پسر گون‌خان است. [4]  شجره‌ و نسب‌نامه‌ طوايف‌ تركمن(به زبان ترکمنی)‌، سلطانشا آتانيازوف‌، عشق‌آباد، انتشارات‌ توران‌-1،1994، ص 250. [5]  در شیرین‌بیان آخوند تنگلی، باییندیر پسر گؤک‌خان است. ✅ اینترنت:  سایت نسب‌شناسی طوایف ترکمن @TurkmensofIran @OldTurkmens2