tgindex
سایه‌روشنِ زندگی | امید کشمیری

سایه‌روشنِ زندگی | امید کشمیری

Статистика
@Omidkeshmiriперсидский

مدرس و پژوهشگر فلسفه/ روانشناسی🔸 مشاور فلسفی🔸 دکتری فلسفه| دانشگاه تهران🔸 http://Instagram.com/Omid_keshmirii اینستاگرام *راه ارتباط: @Omdke

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
12 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
687
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
883
20 постов
Вовлечённость
128,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
256
1/48двое суток
293
1/72трое суток
316

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 10 авг.8381из khanehashena

    🌿 برنامه‌های تابستانه مؤسسه خانه آشنا در این تابستان، مؤسسه خانه آشنا با مجموعه‌ای از دوره‌ها و نشست‌های آموزشی در حوزه فلسفه، علوم انسانی و هنر، میزبان علاقه‌مندان است. 📚 اطلاعات دوره‌ها و برنامه‌ها را می‌توانید از طریق صفحات رسمی مؤسسه دنبال کنید. ☎️22222300 📞09213019019 @Khanehashena

  • 8 авг.2221612

    اخلاقِ جدایی ✍️ امید کشمیری 🔹 ما به هنگام وصل و رسیدن به محبوب خود، معمولاً مراقب و سراپا حساسیم و به انواع ظرافت‌ها و دقایق توجه داریم که دل او را نیازاریم، چون هم انگیزه کافی و قوی داریم و هم سرشار از عواطف مثبت برای وصال و رسیدن به معشوق‌مان هستیم. در این ایام انواع سوگیری‌های شناختی که دیگری را کم/ عاری از خطا و عیب و نقص ببینند نیز در کارند تا به مدد غرایز، عواطف و هیجانات مثبت مسیر همدلی و مراقبت را هموار کنند. اما به هنگام جدایی، در بر پاشنه‌دیگری می‌چرخد و میل و طبیعتِ ما، بی‌پروا، زمخت، تلخ و حتی بی‌رحم می‌شود. ▫️ گویی دل‌کندن و حل و فصل کردن تجربیات و خاطراتِ آن وقایع مثبت و شیرین جز با «خشونت عشق» میسر نمی‌شود. به همین دلیل، داشتن انصاف در جدایی کاری به غایت دشوار است و اخلاق جدایی بسیار پرهزینه‌تر و دشوارتر از اخلاق وصال است. دلیل آن هم روشن است: در این مواقع، عواطف و غرایز و سوگیری‌های شناختی ما، برخلاف ایام وصال، برای جلوگیری از فروپاشی خود، عمدتاً علیه دیگری و به نفع خود کار می‌کنند و به همین دلیل است که رعایت اخلاق، هم سخت‌تر است و هم ارزشمندتر. 🔹 در آستانه جدایی، دیگری نیز همچون ما در رنج است و رنج، تنها سهم ما نیست. او نیز دارد فرو می‌ریزد و چه بسا دیوارهای وجودش ترک‌هایی عمیق خورده است. در چنین احوالی است که خشمِ سوزان، حسرتِ جان‌کاه، خودسرزنشی‌های بی‌امان و برای برخی نیز آن وسواس اخلاقیِ دردناک که وجدان‌ و روحیات پرمسئولیت را به عذاب می‌کشد قدرت و قوت می‌گیرند. همه این‌ها قطب‌نمای عقل را از کار می‌اندازند و ما را به ورطه یک‌جانبه‌نگری عمیقی می‌افکنند؛ روایتی که در آن، من همواره مظلوم و محق، و دیگری ظالم یا مقصر اصلی جلوه می‌کند. 🔹 برای گریز از این آفات و خطرات لازم است که از دایره تنگ ذهن خویش بیرون بپریم و از افراد دلسوز، آگاه و تا حد امکان بی‌غرض یاری بگیریم. نگاه کسانی که نه در گرداب خشم ما غرق‌اند و نه در دام تعصب ما گرفتار، می‌تواند خطاهای دید عاطفی‌مان را بنمایاند و از شدت یک‌سویه‌نگریِ پرآسیب ما بکاهد. 🔹 و اما نکته‌ای که بیشتر از آن غافلیم این است که «جدایی» به معنای تبعید ما یا دیگری به سیاره‌ای دیگر نیست. ما همچنان در خاطرات مشترک و محفل دوستان یکدیگر که مایه آرامش ما بوده‌اند نفس می‌کشیم. چه بسا سخنی که امروز در آتش جدایی بر زبان می‌رانیم، فردا چون خاری در مسیرِ ناگزیرِ برخوردِ دوباره‌مان فرو نشیند. تبعات سخنان شتاب‌زده و تصمیمات قهرآمیز، همیشه در گوشه‌ای از جهان مشترک ما باقی می‌ماند و آتش آن بیش از دیگری دامان خودمان را می‌گیرد. 🔹 دیگر اینکه در این گیرودار است که به‌راحتی در دام دوگانه‌سازی‌های افراطی می‌افتیم. گاه دیگری را شیطان می‌بینیم و خود را فرشته‌ای بی‌خطا، و گاه چنان از سر وسواس اخلاقی خویش به هراس می‌افتیم که خود را شیطان ماجرا و دیگری را قدیس می‌پنداریم. اما واقعیت این است که زندگی مشترک، کتابی است با دو نویسنده که نمی‌توان تمام فصل‌های ناخوشایند آن را به گردن یکی و فصل‌های خوش را به پای دیگری نوشت، یا بالعکس. مسئولیت (نه لزوماً تقصیر) و انتخاب در تمام مراحل زندگی همراه بوده و لحظه جدایی نیز از این قاعده مستثنی نیست. این به معنای برابر بودن مسئولیت یا تقصیر دو طرف نیست؛ بلکه به این معناست که پیچیدگی یک رابطه را نمی‌توان تقلیل‌گرایانه به یک مقصر و یک بی‌تقصیر فروکاست. دیدن این پیچیدگی و پرهیز از تحلیل‌های سیاه‌وسفید که رنجی دیرینه را به افسانه‌ای ساده و یک‌سویه فرو می‌کاهند، با پیچیدگی عالم انسانی سازگارتر است. 🔹 هنر ارتباط تنها آن نیست که چگونه دل محبوب را به چنگ آوریم؛ بلکه این است که بدانیم چگونه (حتی وقتی عشق مخدوش و مکدر شده و از میان رفته است) پروای روان و احساسات شکننده دیگری را نیز داشته باشیم و خشم زیاد خود را لزوماً به معنای وجود مقصری بزرگ چه در خود و چه در دیگری تفسیر نکنیم و همیشه سهم بزرگی از این احوالات را از وجوه تراژیک عالم و ارتباط انسانی بدانیم. ‌ 📌 متتشر شده در رسانه خبری انصاف‌نیوز به این آدرس: 🔗 https://ensafnews.com/658665/%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%ac%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/ 🌾@Omidkeshmiri

  • без подписи

  • 📌 معرفی دوره: «تأملاتی درباره مرگ» (ترم ۱) 🎙 مدرس: امید کشمیری (پژوهشگر فلسفه و روانشناسی اخلاق) 📍 شیوه برگزاری: حضوری و مجازی 📚 تعداد جلسات: ۴ جلسه 🗓 زمان: پنجشنبه‌ها ⏰ ساعت: ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۰۰ 📅 آغاز دوره: ۸ مردادماه 💳 شهریه (حضوری و مجازی): ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان (امکان پرداخت در دو نوبت فراهم است.) ☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰ 📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹ 🏡 @khaneashena 🌾 @Omidkeshmiri

  • 📌 معرفی دوره: «تأملاتی درباره مرگ» (ترم ۱) 🎙 مدرس: امید کشمیری (پژوهشگر فلسفه و روانشناسی اخلاق) 📍 شیوه برگزاری: حضوری و مجازی 📚 تعداد جلسات: ۴ جلسه 🗓 زمان: پنجشنبه‌ها ⏰ ساعت: ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۰۰ 📅 آغاز دوره: ۸ مردادماه 💳 شهریه (حضوری و مجازی): ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان (امکان پرداخت در دو نوبت فراهم است.) ☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰ 📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹ 🏡 @khaneashena 🌾 @Omidkeshmiri

  • 19 июл.248107из khanehashena

    📚 مؤسسه خانه آشنا با همکاری مؤسسه خرد و خیال برگزار می‌کند 📌 عنوان دوره: «تأملاتی درباره مرگ» (ترم ۱) 🎙 مدرس: امید کشمیری (پژوهشگر فلسفه و روانشناسی اخلاق) 📍 شیوه برگزاری: حضوری و مجازی 📚 تعداد جلسات: ۴ جلسه 🗓 زمان: پنجشنبه‌ها ⏰ ساعت: ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۰۰ 📅 آغاز دوره: ۸ مردادماه 💳 شهریه (حضوری و مجازی): ۱ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان (امکان پرداخت در دو نوبت فراهم است.) ☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰ 📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹ 🏡 @khaneashena

  • دومین نشست آپاراتوس پنل نقد و تحلیل مستند زائر شرقی ( داریوش شایگان ) ساخته حسن خادمی از سمت راست: - محسن خیمه‌دوز: منتقد سینما - سهند عقدایی: دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی - امید کشمیری: دکتری فلسفه و روان‌شناسی - مسعود زنجانی: پژوهشگر فلسفه - حسین شیخ‌رضایی: دکتری فلسفه علم - علیرضا دارابی، دکتری فلسفه (شاخه منطق) - حسن خادمی: کارگردان - حنیف شمیم: برگزارکننده مراسم - امیرحسین ابراهیم: پژوهشگر فلسفه سیاسی - منوچهر بشیری‌راد: شاعر و مترجم - شهین اعوانی: دکتری فلسفه - حسن سیدعرب: دکتری فلسفه اسلامی - علیرضا ساعتی: دکتری فلسفه ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @DrHanifShamim

  • 🔗 یادداشت حاضر در پاسخ به پرسش دکتر محمدرضا واعظ نوشته شده است: https://t.me/tanhaatarazyekbarg/1495 📌 معلم تفکر نقاد را با چه معیاری باید داوری کرد؟ ✍️ امید کشمیری آیا موضع‌گیری‌های سیاسی و اجتماعی یک معلم تفکر نقاد می‌تواند معیار مناسبی برای داوری درباره صلاحیت او در آموزش تفکر نقاد باشد؟ به گمانم پاسخ به این پرسش را نمی‌توان صرفاً به تفکیک میان «زندگی شخصی» و «نقش حرفه‌ای» فروکاست؛ زیرا کسی که آموزش تفکر نقاد را بر عهده دارد، نه فقط مهارت‌های استدلالی، بلکه نوعی رویه معرفتی (و اخلاقی) را نیز، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، منتقل می‌کند. 🔹 نخست به گمانم میان حرفه‌هایی مانند پزشکی و نقش‌هایی مانند معلمی، به‌ویژه معلم تفکر نقاد، تفاوت مهمی وجود دارد. در بسیاری از حرفه‌ها می‌توان میان باورهای شخصی فرد و عملکرد حرفه‌ای او تفکیک کرد. برای مثال، پزشکی که خود به توصیه‌های سلامت‌بخش عمل نمی‌کند، لزوماً پزشک فاقد صلاحیت نیست، مادامی که در مقام حرفه‌ای وظیفه خود را درست انجام دهد. اما در آموزش تفکر نقاد، وضعیت تا حدی متفاوت است؛ زیرا موضوع آموزش فقط مجموعه‌ای از اطلاعات یا مهارت‌ها نیست، بلکه شیوه مواجهه با باورها، شواهد، مخالفان و امکان خطاپذیری خود نیز بخشی از آن است. از این جهت، رویه، فضایل و رذایل فکری، و اخلاق باورِ یک معلم می‌تواند در ارزیابی صلاحیت او اهمیت داشته باشد. افزون بر این، معلم تفکر نقاد در جایگاه یک الگوی فکری نیز قرار دارد و مخاطبان حق دارند از رویه او تقلید کنند یا از آن الهام بگیرند. از همین‌رو، نسبت میان آنچه آموزش می‌دهد و آنچه در عرصه عمومی انجام می‌دهد، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. 🔹 دوم با این حال، به نظرم باید میان «نتیجه اندیشیدن» و «فرآیند شکل‌گیری باور» تمایز گذاشت. کاملاً می‌توان تصور کرد و نشان داد که دو متفکر که هر دو به اصول تفکر نقاد، پرهیز از مغالطه و ارزیابی منصفانه شواهد پایبندند، اما به دلیل اختلاف در وزن‌دهی به شواهد، پیش‌فرض‌های موجه یا ارزش‌های بنیادین، در نهایت به دو موضع سیاسی متفاوت برسند. از این‌رو صرف اینکه یک معلم تفکر نقاد به موضع سیاسی یا اجتماعی خاصی رسیده است، به خودی خود نشان نمی‌دهد که موضع او نامعقول است. در بسیاری از مسائل سیاسی و اخلاقی، افراد ممکن است با تکیه بر شواهد و استدلال‌هایی که خود معتبر یا موجه می‌دانند، به نتایج متفاوتی برسند. البته تأکید بر عقلانیت ناظر بر فرآیند، به معنای بی‌اهمیت دانستن نتیجه یا همان عقلانیت ناظر بر نتیجه نیست. واضح است که هر نتیجه‌ای صرفاً به این دلیل که فرد مدعی است با دلایل عقلانی به آن رسیده قابل دفاع نیست. همه سخن این است که اختلاف در موضع، به‌تنهایی نشان‌دهنده عدم معقولیت نیست و آنچه موضوعیت دارد مسیر رسیدن به آن موضع است چرا که خروجی اندیشه‌ورزی ما لزوماً با واقعیت منطبق نخواهد بود و وصول به حقیقت در غالب موارد تحت اختیار ما نیست. 🔹 سوم همچنین به نظرم در صورت‌بندی این پرسش، پیش‌فرضی نهفته است که جای تأمل انتقادی دارد: «اگر موضع یک معلم تفکر نقاد از نگاه بخشی یا کثیری از جامعه، همسویی با قدرت یا بی‌توجهی به رنج مردم تفسیر شود، این امر خود نشانه فاصله گرفتن او از عقلانیت است.» به گمانم گذر از «برداشت جامعه درباره یک موضع» به «قضاوت درباره معقولیت آن» قابل دفاع نیست. در تاریخ، موارد بسیاری وجود داشته که افراد یا جریان‌هایی در زمانه خود از سوی بخشی از جامعه با اتهام‌هایی مانند سازشکاری، خطای اخلاقی یا همراهی با قدرت مواجه شده‌اند، اما بعدها ارزیابی‌های متفاوتی درباره آنان شکل گرفته است (و بالعکس). بنابراین، صرف وجود چنین داوری اجتماعی‌ای نمی‌تواند به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش صلاحیت معرفتی یا اخلاقی یک آموزشگر باشد. 🔹 چهارم اما این نکته نیز به معنای مصونیت آنان از نقد نیست. آنچه می‌تواند معیار داوری آنان باشد بیش از آنکه نتیجه‌ای که به آن رسیده‌اند، نحوه رسیدن به آن باور و شیوه حضور آنان در عرصه عمومی است. برای مثال، آیا شواهد مخالف را جدی می‌گیرند؟ آیا آمادگی اصلاح باور خود را دارند؟ آیا رنج انسان‌ها را مستقل از تعلقات سیاسی می‌بینند؟ آیا با مخالفان خود منصفانه برخورد می‌کنند؟ بنابراین به نظر می‌رسد معیار داوری درباره یک معلم تفکر نقاد نباید موافقت یا مخالفت ما با مواضع سیاسی او باشد، بلکه باید میزان پایبندی او به هنجارهای عقلانیت، فضایل معرفتی و اخلاق باور باشد؛ فضایلی چون انصاف، فروتنی معرفتی، شجاعت فکری و آمادگی برای بازاندیشی انتقادی درباره خود و باورهای مسلّم و بدیهی‌انگاشتهٔ خویش. 🔹 سخن پایانی تفکر نقاد قرار نیست ما را به داوران نهایی حقیقت تبدیل کند؛ بلکه قرار است ما را نسبت به محدودیت‌های خود، خطاپذیری باورهایمان و ضرورت گفت‌وگوی منصفانه آگاه‌تر کند. ─────────────── سایه‌روشن زندگی 🌾 @Omidkeshmiri

  • نمایش و بررسی مستند «زائر شرقی» روایتی از داریوش شایگان 🎙نشست با حضور: • حسن خادمی | کارگردان • امیرحسین ابراهیم | پژوهشگر • حنیف شمیم | پزشک، منتقد سینما 🎤اساتید مهمان (به ترتیب حروف الفبا): شهین اعوانی | دکتری فلسفه اسدالله امرایی | نویسنده و مترجم منوچهر بشیری‌راد | شاعر و مترجم بهنام بهزادی | فیلمساز و استاد سینما محمدرضا بهشتی | دکتری فلسفه شهرام پازوکی | دکتری فلسفه هومن پناهنده | دکتری زبان‌شناسی محمدجعفر جامه‌بزرگی | دکتری فلسفه اسلامی امیرحسین خداپرست | دکتری فلسفه محمد دهقانی | دکتری ادبیات مسعود زنجانی | پژوهشگر فلسفه علیرضا ساعتی | دکتری فلسفه حسن سیدعرب | دکتری فلسفه اسلامی حسین شیخ‌رضایی | دکتری فلسفه علم بابک عباسی | دکتری فلسفه حسن عشایری | دکتری عصب‌پژوهی امید کشمیری | دکتری فلسفه و روانشناسی علی‌اصغر مصلح | دکتری فلسفه حسین معصومی‌همدانی | دکتری فلسفه علم عبدالرحمن نجل‌رحیم | نورولوژیست میلاد نوری | دکتری فلسفه تطبیقی 📅 جمعه ۱۹ تیر 🕑 ساعت ۱۴:۰۰ تا ۱۷:۴۵ 📍 صبا مال، میدان حر 💳 ثبت‌نام: ۳۵۰ هزار تومان 📩 برای ثبت‌نام، به شماره زیر پیام دهید: +989190766726 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖ @DrHanifShamim

  • 🔹🔸🔶🔹 🎥 نمایش و تحلیل فیلم در "خانه آشنا" 🎞 پدر(۲۰۲۰) The Father 📆 جمعه ۲۹خرداد ⏰ ساعت ۱۷ 👤 با تحلیل، گفت‌و‌گو و تسهیلگریِ امید کشمیری | حسین بیات 📍جهت ثبت نام کلمه «پدر» را به آیدی یا به شماره تلفن زیر، ارسال کنید: @Khaneashena ☎️0921 301 9019 🏠آدرس: میرداماد، مصدق جنوبی، تابان، پلاک ۱۱

  • 27 мая52562из khanehashena

    🎬 رونمایی و نشست صمیمانه‌ی فیلم کوتاه «آبی تلخ» دومین ساخته‌ی علی فرهمند با حضور: 🎥 علی فرهمند (کارگردان) 🎙 امید کشمیری (تحلیل‌گر) 📷 مسعود امینی تیرانی (فیلم‌بردار) 🎭 روشنک گرامی (بازیگر) 🎭 پوریا شیخ‌الاسلامی (بازیگر) و جمعی از بازیگران و عوامل فیلم 🕔 زمان اکران: جمعه، ساعت پنج عصر این نشست نیمه‌خصوصی است و ظرفیت آن بسیار محدود است. 📞 جهت ثبت‌نام با شماره‌های زیر تماس حاصل فرمایید: 02122222300 09213019019 ✉️ و یا عبارت «آبی تلخ» را به همراه نام خود به این شماره پیامک کنید: 09213019019

  • 4 мая5534из khanehashena

    🔶🔶🔶 🎞 نمایش و تحلیل فیلم در "خانه آشنا" ◀️ فیلم «دشت خاموش» کارگردان: احمد بهرامی 📍برنده‌ی جایزه افق‌های فستیوال ونیز با حضور: علی فرهمند (منتقد و فیلم‌ساز) احمد بهرامی (فیلم‌ساز) امید کشمیری (پژوهشگر فلسفه و روان‌شناسی اخلاق) 🗓 جمعه ۱۸ اردیبهشت ⏰ ساعت ۱۷:۰۰ 📍جهت ثبت نام کلمه «دشت» را به آیدی زیر، یا به شماره تلفن زیر، ارسال کنید: @khaneh_ashena 0921 301 9019 آدرس: میرداماد، مصدق جنوبی، تابان، پلاک ۱۱ 🔶🔶🔶

  • 17 апр.5511311

    از توضیحِ رنج تا توجیهِ خشم ✍ امید کشمیری 📍این روزها مواجهه با برخی رفتارها و شنیدن برخی سخنان برایمان غریب و حتی تکان‌دهنده شده است؛ شکل‌هایی از خشونت کلامی و رفتاری، هم از دیگران و گاه از خودِ ما، که اگر تا چند ماه پیش با آن‌ها روبه‌رو می‌شدیم، شاید باور نمی‌کردیم روزی چنین آسان و چنین مکرر رخ دهند. 📍واقعیت این است که جنگ و بحران فقط خیابان‌ها، خانه‌ها یا روابط بیرونی را به‌هم نمی‌ریزد؛ معماری درون ما را نیز دست‌کاری می‌کند. ترس، ناامنی، خستگی، بی‌ثباتی و فرسودگی روانی، فقط احساسات ما را تغییر نمی‌دهند؛ شیوه دیدن، داوری کردن و نحوه نسبت برقرار کردن ما با دیگران را هم دگرگون می‌کنند. آدمِ خسته زودتر می‌بُرد، اضطراب، افقِ دید را محدود می‌کند، و کسی که پیوسته و ناخواسته در معرض همدلی با مصیبت است، ممکن است دچار فرسودگی عاطفی شود و کمتر نای شنیدن، دیدن و درکِ دیگری را داشته باشد. نتیجه آن است که مسئولیت عقلانی و اخلاقی نیز، اگر یکسره تعطیل نشود، دست‌کم بخشی از اهمیت سابق خود را از دست می‌دهد. 📍در این وضعیت، ذهن برای دوام آوردن و گریز از ابهام، جهان را به تصویری ساده و خطی فرو می‌کاهد؛ جایی که دیگر مجالی برای لایه‌های خاکستری نیست و همه‌چیز در قالب دوگانه‌هایی صلب چون «دوست یا دشمن»، «میهن‌پرست یا وطن‌فروش»، «با ما یا علیه ما» و مانند آن فهم می‌شود. 📍اما خطر اصلی از همین‌جا آغاز می‌شود؛ آنجا که پناه بردن به تبیین‌های روان‌شناختی یا تحلیل‌های جامعه‌شناختی، ناخودآگاه به ابزاری برای سلب مسئولیت بدل می‌شود. خطر آن است که فهمِ ریشه‌های یک رفتار را با توجیهِ آن یک‌کاسه کنیم. گاهی نیز این گرایش خود را در جمله‌هایی آشنا نشان می‌دهد: «الان وقت این اخلاقی‌گری‌ها نیست»، «فعلاً باید واقع‌بین بود»، یا «در بحران نمی‌شود با معیارهای معمول داوری کرد». روان‌شناسی و جامعه‌شناسی به ما می‌گویند چرا چنین شده‌ایم، اما نه توجیه‌گر اعمال ما هستند و نه لزوماً مجوزی برای ماندن در این وضعیت صادر می‌کنند. 📍منظر اخلاقی و زبان مسئولیت همچنان ضروری است. اگر عاملیت انسانی را یکسره در ساختارها، تروماها و شرایط خاص اجتماعی منحل یا معلق کنیم، اساساً نقد، اعتراض و مطالبه‌گری نیز بی‌معنا می‌شود؛ درواقع همان کنش سیاسی و عدالت‌خواهانه نیز بی‌پشتوانه خواهد شد. 📍اهمیت داوری کردن، نه به‌عنوان قضاوتی از سر برتری‌جویی، بلکه به‌مثابه توانایی سنجشِ درست از نادرست، شاید در روزگار آرام بدیهی به‌نظر برسد، اما ارزش حقیقی آن هنگامی آشکار می‌شود که فشارهای روانی و اجتماعی، ذهن را به سوی دوقطبی‌سازی و بقای آنی سوق می‌دهند. داوری، همان ترمز عقلانی و اخلاقی است که از سقوط در پرتگاه «همه‌چیز مجاز است» یا «بعضی چیزها به هر قیمتی می‌ارزند» جلوگیری می‌کند. 📍وقتی منظر اخلاقی و امکان داوری در جامعه تضعیف یا معلق شود، بزنگاه‌های تاریخی به کابوس‌های تکراری بدل می‌شوند. تجربه‌ اخیر در ایران نشان داد که نفرت از وضع موجود چگونه می‌تواند قضاوت سیاسی را مختل کند؛ تا جایی که حساسیت نسبت به تمامیت ارضی، امنیت شهروندان و استقلال کشور تضعیف شود.کسی‌ که به امید ضربه زدن به رقیب داخلی، از تهدید یا تجاوز بیرونی استقبال کند، درواقع مرز میان «نقد حکومت» و «تسلیم و نابودی کشور» را از میان برداشته است. 📍فقدان داوری جمعی، فضایی می‌سازد که در آن فجایعی مانند بمباران زیرساخت‌ها، کشته شدن غیرنظامیان و تضعیف حاکمیت ملی نه‌فقط ممکن، بلکه از سوی شماری از مردم همان سرزمین «قابل توجیه» پنداشته شود. تجربه تاریخی نشان داده است که خشم از حکومت چگونه می‌تواند تعلق به وطن و همدلی با هم‌وطن را نیز فرسوده کند. 📍ساده‌سازی جهان شاید سازوکاری برای بقا باشد، اما وقتی این مکانیسم به بهای قربانی شدن حقیقت و انصاف تمام می‌شود، مرزهای اخلاقی کمرنگ می‌شوند. فهمیدن علت یک رفتار تلخ یا بی‌رحمانه، لزوماً به معنای تبرئه کردن فاعل آن نیست. این تحلیل‌ها، خشونت و بی‌انصافی ما را توضیح می‌دهند، اما آن را موجه نمی‌کنند. اینکه بدانیم تحت فشار ساختارها و بحران‌های روانی به این نقطه رسیده‌ایم، به معنای معافیت از نقد یا رها کردن مسئولیت فردی نیست. 📍شاید دشوارترین کار در روزگار سخت، حفظ همین توازن باشد: اینکه در عین فهم ریشه‌های روانی، سیاسی و اجتماعی وضعیت‌مان ــ ریشه‌هایی که می‌توانند ما را به مدارا با خود و دیگری سوق دهند ــ داوری عقلانی و اخلاقی خود را وانگذاریم؛ همان نگاهی که هنوز ما را در برابر کنش‌هایمان مسئول و پاسخگو می‌داند. پایگاه خبری انصاف‌نیوز 🌾@Omidkeshmiri

  • 23 февр.2 201924

    📍آیا اعتماد به سخن دیگران نشانه‌ای از ناپختگی معرفتی است؟ اگر خودآیینی فضیلت و الزامی عقلانی است، «گواهی دیگران» در نظام باورهای انسان چه جایگاهی دارد؟ 📑 مقالهٔ اخیرم با عنوان «نسبت‌سنجی خودآیینی و گواهی؛پیشنهادی آشتی‌جویانه» با همکاری دوست اندیشمندم دکتر…

  • 22 февр.4 5201428

    📍آیا اعتماد به سخن دیگران نشانه‌ای از ناپختگی معرفتی است؟ اگر خودآیینی فضیلت و الزامی عقلانی است، «گواهی دیگران» در نظام باورهای انسان چه جایگاهی دارد؟ 📑 مقالهٔ اخیرم با عنوان «نسبت‌سنجی خودآیینی و گواهی؛پیشنهادی آشتی‌جویانه» با همکاری دوست اندیشمندم دکتر محمدرضا امینی اخیرا در مجله تاملات فلسفی منتشر شده است. در این مقاله به یکی از تنش‌های مهم در معرفت‌شناسی معاصر پرداخته‌ام؛ نسبت میان خودآیینی و تکیه بر آرای دیگران. بسیاری اعتماد و اتکا به سخن دیگران را نوعی تعبد و ناسازگار با شأن انسانِ خودآیین دانسته‌اند و از این رهگذر، نقش گواهی را در معارف موجّه زیر سؤال برده‌اند. در این مقاله کوشیده‌ام نشان دهم این تقابل لزوماً واقعی نیست. استدلال می‌کنم که نه‌تنها نقدهای مبتنی بر خودآیینی برای بی‌اعتبار کردن گواهی قانع‌کننده نیست، بلکه رجوع سنجیده به آرای دیگران می‌تواند بخشی از همان عقلانیت و خودآیینی‌ای باشد که قرار است از آن دفاع کنیم. بر این اساس، این مقاله تلاشی است برای ارائه‌ی خوانشی آشتی‌جویانه که هم ارزش خودآیینی را حفظ کند و هم جایگاه بنیادین گواهی را در زیست معرفتی انسان توضیح دهد. https://3danet.ir/evaluation-the-relationship-between-epistemic-autonomy-and-testimony-a-conciliatory-proposal/ 🌾 @Omidkeshmiri

  • اخلاقِ سکوت و سخن در نقدِ «آیا بی‌طرفی، بی‌شرفی است؟!» آیا همیشه سخن گفتن نشانهٔ مسئولیت است؟ و آیا سکوت را می‌توان به‌سادگی به بی‌تفاوتی یا عافیت‌طلبی فروکاست؟ در هفته‌ها و ماه‌های اخیر، در فضای مجازی و گفتار عمومی، تعابیری از سنخ «بی‌طرفی بی‌شرفی است» بیش از پیش تکرار می‌شود؛ صورت‌بندی‌هایی که میان بی‌طرفی و بی‌شرفی نوعی تلازم برقرار می‌کنند. رواج چنین زبانِ دوگانه‌سازی‌شده‌ای، فارغ از زمینه‌های عاطفی پیدایش آن، می‌تواند به تشدید قطبی‌سازی و تضعیف امکان گفت‌وگوی عقلانی بینجامد. به بهانهٔ یادداشت دکتر واعظ با عنوان «آیا بی‌طرفی بی‌شرفی است؟» در این نوشته کوشیده‌ام نسبتِ سکوت، سخن و مسئولیت را از منظر اخلاقِ تحلیلی بررسی کنم. 🔗 یادداشت دکتر واعظ 📍نقد من با عنوان "اخلاقِ سکوت و سخن" 🌾 @Omidkeshmiri

  • 5 февр.1 210715

    🎞 نمایش و تحلیل فیلم: سقوط ناگهانی از مجموعه آیینه سیاه (balck mirror) محصول سال ۲۰۱۶ 🎙 تحلیل‌گر: امید کشمیری جمعه ۱۷ بهمن‌ماه ⏰ ساعت ۱۷ مبلغ: ۲۵۰ تومان 📍ثبت‌نام از طریق تماس با شماره‌ها و آیدی زیر: ☎️ ۲۲۲۲۲۳۰۰ 📞 ۰۹۲۱۳۰۱۹۰۱۹ @Khaneashena http://www.khanehashena.com 📌 آدرس: میرداماد، مصدق جنوبی، کوچه تابان، پلاک ۱۱ موسسه فرهنگی خانه آشنا

  • 2 февр.2 6342044

    🖋بر زمینِ واقعیت ​نقدی بر مقاله:«کجا هستم؟ کجا باشم؟» امید کشمیری 📌 «کجا هستم؟ کجا باشم؟» نوشته دکتر حسین بیات تلاشی است برای صورت‌بندی مواضع مختلف در میدان سیاست ایران و یافتن نوعی هم‌افقی برای برون‌رفت از بن‌بست سیاسی موجود. تأکید بیات بر به رسمیت شناختن «دیگری»، پرهیز از منطق حذف و ضرورت بازاندیشی در روحیه و رویکرد کنشگران سیاسی(به‌ویژه در فضای به‌شدت قطبی‌شده‌ی امروز) دغدغه‌‌ای ارزشمند، به‌موقع و ضروری است. با این حال نسبت به برخی از جنبه‌های توصیفی و توصیه‌ایِ نوشتار ایشان ملاحظاتی انتقادی دارم. نکات و ایده‌‌های تامل‌برانگیز ایشان به‌عنوان یک اثر تحلیلی و خیرخواهانه، بهانه‌ای مغتنم شد تا برخی دغدغه‌های فکری خود را که در فضای عمومی کمتر مجال طرح یافته‌اند مطرح کنم. دغدغه اصلی من بیش از آن‌که درباره نسبت‌های ایدئولوژیک ترسیم‌شده در متن باشد، ناظر بر پیامدهای عملیِ چنین صورت‌بندی‌هایی از مسئله است. دسته‌بندی‌هایی‌که طبق آن‌ها برخی رویکردهای غیررادیکال به تغییر سیاسی (فارغ از موفقیت یا ناکامی‌شان در صحنه سیاست‌ورزی ایران) عمدتاً به‌عنوان مواضعی «هم‌سو» یا «هم‌دل» با ساختار قدرت تفسیر می‌شوند. خطر اینجاست که با این تقلیل، خودِ پرسش‌های حیاتی درباره‌ی هزینه‌ها و مخاطرات عینیِ «براندازی» یا هر شکل دیگری از تغییر سیاسی که نسبت خود را با محدودیت‌های واقعی روشن نکرده باشد، به حاشیه رانده می‌شود. گویی مبتنی بر چنین پیشفرضی است که مسئله اصلی تنها پس ازتغییر است و خودِ مسیرِ تغییر امری ساده، کم‌هزینه و فاقد ریسک‌های فاجعه‌بار خواهد بود... ​📑 مطالعه متن کامل 🔗 مطالعه متن: «کجا هستم؟ کجا باشم؟»

  • без подписи

  • без подписи