مینویسم
Статистикаسکوتِ وجودم گاهی اوقات قلم دستم را به تحرک وا میدارد... نبشتههای دارم، میشود که با مطالعهی آنها قوت قلبم باشید! میتوانید از پیشنهادات، نظریات و انتقادات باارزش و نیکتان بهرهمندم سازید.👇 @Edrispanah
- Последний пост
- 16 июл.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خلل کجاست؟! چند روز پیش فرصتی فراهم شد و به رسالهٔ وزین مرحوم دکتور یوسف قرضاوی تحت عنوان «أین الخلل» نگاهی انداختم. خواندن این اثر بسیار چسبید و امیدوارم برای شما نیز آنچنان که باید بچسبد. گزیدههای از آن نوشتار را در ذیل جمع نمودم، شاید مفید واقع شود، رفع ابهامی بکند و گرهٔ بگشاید. برای خوانش متن کلیک کنید!
رَبِّ اِنّی لِما اَنزَلتَ اِلیَّ مِن خَیرِ فَقیر خُدایا من به هر آنچه از خیر برایم میفرستی سخت نیازمندم.. •┈┈••❥📚❥••┈┈
فرق بین بهشت و جهنم در این است که بهشت یک راه طولانی دارد اما آتش جهنم، راههای بسیار کوتاه و میانبر دارد. #ادهم_شرقاوی
سخنی فراموششده هنوز که با هم به جان کلمات نامرتب ذیل نرفته ایم، فنجانی قهوه و یا چای برگیرید، کنجی دنج و گوشهی آرام برگزینید، موبایلتان را متروک و هر چیز و ناچیز نابجا و دغدغهآفرین را از خویشتن و جان خویش بَر کَنید تا با درآویختن با متن ذیل، فهمی حاصل شود، تغییری پدید آید، نشاط و روحی دوباره به جان دمیده شود و قوت و نیرویی در تن مان ظهور بنماید. به امید آن ذات لایزال که سخنش حق است و وعدهاش حتمی! سخنی سنگین و ثقیل، کلامی با برکت، روحی دمیده در جان است، آن کتاب مبارک و موزون؛ که بسی از شعر بالاتر و از سخنی موزون فزونتر است. کلام الهی، که از رمضان پیشین تا بدین حال از آن دل کَنده ایم، و آنرا به جمع فراموششدهها افزون بنمودیم، دیریست که باب رفاقت را بهروی مان بسته. ما همه، نه اندک، که بیشتر از پیش به مجازات سختی روبرو ایم. تو خود یک بار بنگر، که چه بهرهها از قرآن نازنین بردهای؟ در کدامین گاه و ناگاه به سراغش رفتهای؟! آخرین بار، چگونه و چطور آنرا با قلب و جوارح خود محکم بفشردی و خاطری بیاسودی؟! مگر نه این است که پیوند قرآن و انسان، به پیوند حیات و آب، زندگی و هوا میماند! اینچنین است که جسمها زنده و روانها خسته شده است! حیاتی بدون هوا و معیشتی بدون آب ممکن مینماید؟! نه، هرگز! پس چرا با درک این حقیقت، هنوز که هنوز است، با آنکه تشنه ایم، آبی نمینوشیم، با آنکه خسته و درمانده ایم، اندکی آرام نمیگیریم، با آنکه بیمار و ناتوانیم، دارو و دوا اخذ نمیکنیم؟ ما در گرو یک مجازات سخت گیر مانده ایم، گرفتار باتلاقی عمیق و نفسگیر شده ایم. این مجازات، مجازاتیست متفاوت، که برای هر کس و ناکسی آنچنان که باید آشکار نمیماند و چهره در هم نمی فشارد. این مجازات، مجازاتیست بهنام عدم احساس آدمی به محرومماندن از قرآن. بلی، عدم احساس آدمی به محرومماندن از قرآن، خود مجازاتیست که دامن هر مسلمانی که از خداوند بزرگ و دین و آیینش، رو گرداند، و بهسوی ارزشها و سنتهایش اخم کرده و چهره رنگین نماید، میگیرد و وی را آنچنان که نمیداند و احساس نمیکند، آرام آرام به آنجایی که هیچ انسان باهوش و سلیمالعقلی میل نمیکند، میکشاند و سرانجام، وی را به هلاکت میرساند. اگر به حال خود درنگ کرده و اندی سر در گریبان خود کنیم، خواهیم دید که برای هر قول و فعلی وقت است، اما برای قرآن نه. مگر نه این است که با هر آشنا و ناآشنایی ساعتها حرّافی کرده و به این و آن میپردازیم. به نگاه هر تصویر و فیلمی، به جواب هر سخن ناصواب و زشتی، به غیبت هر نزدیک و خویشاوندی، به بستن تهمت به هر دوست و رفیقی، به شنیدن هر کلام موزون و ناموزونی، وقت نمیشناسیم و محدودیت و چارچوبی نمیبینیم. اما برای رفتن بهسوی کلام الهی، جسمهای مان خسته، دستان مان کوفته و ذهنهای مان مهموم و مغموم است. ما داریم مجازات میشویم و آنهم از نوع سخت و دشوارش! ناآشنایی دیدم که با آشنایش سه ساعت پیدرپی حرف زد و گفت و شنفت، خسته نشد، درمانده نشد و برایش کسالتی ظهور ننمود. اما خود میگفت برای خواندن کلام خداوند متعال وقتی ندارم. این خود نشانهی از نشانههای آن مجازات سخت است. رفیقی دیدم که به رفیقش میگفت تمام آنچه را که از قرآن حفظ بنمودم، دیریست که از ذهنم برخواسته و مرا بیچاره رها کرده است. عزیزی دیدم که میگفت غیر از رمضان، نه که یادم بیاید قرآن خوانده باشم، که در طول سال آن را لمس نیز ننمودم. به قول دوستم که خداوند مهربان پناهشان باد، زیاد اند آنهایی که قرآن را حفظ میکنند، ولی کم اند آنهایی که قرآن ایشان را حفظ میکند. سخنیست تکاندهنده، برای همه، که برای تو، که برای من، برای قاری و حافظ قرآن. وقتش نیست که چشمان مان را شسته و آبی به صورت زنیم، غبار جهل بزداییم و زنگار قساوت از دل بَر کَنیم؟! از امشب، که همین حالا وقتی برای قرآن و کلام الهی کنار گذاریم، شبهای آرام، سحرهای یخ و دلکش و ظهرهای داغ و زرد خود را با کلام الهی زینت ببخشیم. آنگاه، برای من و تو، که حوادث روزگار همدم و آشنایی نمیگذارد، به کلام آشنایی آن آشنا چنگ زنیم که خود از جسممان آشنایی آفرید تا با وی و در کنار وی دمی بیاساییم. من خود همینجا رشتهی سخن قطع میکنم تا به طوال نینجامد. این رشته ادامه دارد، دانهاش دیر یا زود به توفیق و لطف ایزد لایزال که خود توفیقدهنده است درآمده و ان شاءالله گپی نو با خود به بار خواهد آورد. به آرزوی روزهای باقرآن و شبهای با نیایش و مناجات! ✍️ محمد ادریس پناه
چین؛ قدرتی خاموش بهدنبال توسعهی اقتصادی و گرفتن نظم جهانی برای همه هویداست که امروزه دانش موتور توسعهی همهجانبهی کشورها محسوب میشود. با دانش است که بذرهای تعهد و تخصص میرویند، رشد میکنند و سرانجام به چنان بلندی و قامتی میرسند، که مردمان در سایهی آسایش و رفاهاش آرام میگیرند و خنک میشوند. دانش امروزی گستردهتر، پیچیدهتر و پر شاخ و برگتر شده است؛ گویی آنچنان که برای گذشتگان تصرف در همه حوزهها میسر و مقدور مینمود، امروزه ممکن نمینماید. رشتهها وسیعتر شده و هر روز بهمقدار سالهای واپسین به تجربه و دانش انسانی افزدوه میگردد و فهم و خرد انسانی بیشتر. قدرتها با فهم این مهم، گام بهپیش گذاشتند و برای سیطره و تسلط بر همنوعان و همقطاران خویش سلاح دانش به دست گرفتند و زرهی اختراع به تن نمودند. از میان علوم و رشتههای مختلف، علوم طبیعی امروزه جایگاه ویژهتری پیدا نموده و سایهی خویش را بر حوزههای متفاوت و بیشماری گسترانده است. در این میان، اختراع، علایم تجارتی، مدلهای کاربردی و طرحهای صنعتی که از مؤلفههای مهم حوزه حقوق مالکیت صنعتی محسوب میشوند، توسط ابرقدرتهای جهان جهت نیل به توسعهی اقتصادی بیشتر و نهایتاً قدرت سیاسی فزونتری، بسیار زیاد مورد توجه قرار گرفتند. در ذیل میکوشیم با فرصتی که پدید آمده است، نگاه مختصر و کوتاهی به تعداد اختراعات، علایم تجارتی، مدلهای کاربردی یا نمونههای اشیایی مصرفی(اختراعات کوچک) و طرحهای صنعتی ثبتشدهای سال 2023 میلادی کشورهای ایالات متحده امریکا، چین و جاپان، که از پیشقراولان اختراع و صنعت محسوب میشوند، داشته باشیم. حقیقتاً قبل از پرداختن و ذکر اختراعات کشورهای مذکور، خوب است نگاهی کوتاهی داشته باشیم به قارهها. در سال 2023 میلادی به تعداد 365200 اختراع در اروپا، 2438700 اختراع در آسیا و 21500 اختراع در آفریقا در سازمان جهانی مالکیت معنوی مورد ثبت قرار گرفته است. علایم تجارتی که برای تفکیک کالای تجارتی یک شرکت تجارتی از شرکت دیگر تجارتی مورد استعمال قرار میگیرد، در اروپا به تعداد 2621100، در آسیا به تعداد 10160800 و در آفریقا در حدود 290700 علامت تجارتی مورد ثبت قرار گرفته است. طرحها و دیزاینهای صنعتی که معمولاً متمرکز بر زیبایی ظاهری کالاهای تجارتی است و نقش بارزی در تحریک مشتری به خرید دارد، در سال 2023 میلادی به تعداد 357900 طرح در اروپا، 1051900 طرح در آسیا و 17000 طرح در آفریقا ثبت شده اند. مدلهای کاربری و یا نمونههای اشیایی مصرفی که از آنها به اختراعات کوچکی مثل سربازکن نوشابه نیز تعبیر میشود، در اروپا به تعداد 32900، در آسیا به تعداد 3089890 و در آفریقا به تعداد صرفاً 740 مدل کاربردی بعد از تأیید ثبت گردیده اند. آمار فوق نشان میدهد که آسیا در تمامی موارد نسبت به اروپا و آفریقا در سطح بسیار بلندتری قرار دارد. دلیل این فاصلهی آماری بین آسیا و اروپا، آمار عجیب و غریب چین و بعد از آن جاپان است. در میان تمامی کشورهای آسیایی، صرفاً چین در سال 2023 میلادی به تعداد 1652437 اختراع را به ثبت رسانده است؛ چیزی بیشتر از نصف اختراعات کل آسیا. این طرف، جاپان نیز به تعداد 417709 اختراع را مورد ثبت قرار داده است. در حالیکه آمریکا با تمام قدرت اقتصادی و صنعتیاش، در سال 2023 صرفاً 516427 اختراع را ثبت کرده است. یعنی کشور چین بیشتر از سه برابر کل اختراعات آمریکا، در سال 2023 چیزهای متفاوتی را اختراع کرده است. در قسمت علامت تجارتی، چین به تعداد 7416716 علامت تجارتی، در حالیکه جاپان به تعداد 349709 و آمریکا به تعداد 848945 علامت تجارتی جدید داشته اند. در چین در سال 2023 دقیقاً 882873 طرح صنعتی درست شده و بعداً هم ثبت گردیده، در حالیکه در جاپان به تعداد 34646 و در آمریکا صرفاً 6934 طرح و دیزاین صنعتی ثبت شده است. علاوتاً به تعداد 3061373 اختراع کوچک در چین و 4320 اختراع کوچک در جاپان در سال 2023 ثبت شده اند، در حالیکه در آمریکا در این سال هیچگونه مدل کاربردی و یا هم اختراع کوچکی مورد ثبت قرار نگرفته اند. این آمار حقیقت پوشیده و پنهان جهان امروزی را نشان میدهد و آن اینکه چین فراتر از یک کشور، که همچون امپراطوریای بیوقفه با توسل به اختراع و صنعتیزهکردن بهشدت به دنبال توسعهی اقتصادی و گرفتن نظم جهانی است. پ.ن: این تحلیل با تکیه بر آمار و دادههای رسمی سایت معتبر IP Statistics Data center که مربوط سازمان جهانی مالکیت معنوی است، نگاشته شده است. ✍️ محمد ادریس پناه
حقوق مالکیت فکری؛ رشتهی که از سال ۱۴۰۲ ه.ش به آن سخت وابسته شدم. میشود گفت که توسعهی همهجانبه کشورها ناشی از توجه خاص بدین رشته است. نخستین کار تحقیقیای که با علاقهی وافر روی دست گرفتم، حقوق معنوی مؤلف در نظام حقوقی افغانستان بود، که در مجلهی وزین اندیشهی پوهنتون هرات بهنشر رسید. دومین کار تحقیقی من در زمینهی حقوق مالکیت فکری تحت عنوان« نقش حقوق مالکیت صنعتی در توسعهی صنایع کوچک و متوسط در افغانستان» بود، که الحمدلله در مجلهی بینالمللی AFAK بهنشر رسیده و در وبسایت معتبر ASJP نیز در دسترس است. نتایج این تحقیق را ضمن یک سمینار علمی به اشتراک گذاشتم و حالا خود مقاله را نیز در دسترس همهی عزیزان قرار میدهم تا در صورت علاقهمندی به مطالعهی آن بپردازند. https://www.asjp.cerist.dz/en/PresentationRevue/744?fbclid=IwAR1YcEky2X8BSD07UUbN2-0fegKRNXcNqU-3kOt5A33ggFosld0PPzE_Pck
نقش حقوق مالکیت صنعتی در توسعۀ صنایع کوچک و متوسط در افغانستان سمینار علمی "نقش حقوق مالکیت صنعتی در توسعۀ صنایع کوچک و متوسط در افغانستان" توسط پوهنیار محمد ادریس پناه استاد پوهنځی حقوق وعلوم سیاسی پوهنتون هرات برگزار گردید. در این سمینار که با حضور معاون علمی پوهنتون، معاون امور محصلان، رئیس پوهنځی شرعیات و علوم اسلامی، رئیس پوهنځی حقوق و علوم سیاسی، آمران دیپارتمنت های پوهنځی حقوق و استادان برگزار شد، استاد ادریس پناه به ارائه مقاله تحقیقاتی خویش پرداخت. در اخیر این سمینار علمی، به سؤالات اشتراک کنندگان نیزپاسخ ارائه شد. همچنین گفتنی است که این مقالۀ علمی در ژورنالهای بین المللی AFAK و ASJP نیز منتشر گردیده است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ د افغانستان د وړو او منځنیو صنایعو په پراختیا کې د صنعتي ملکیت د حقونو ونډه د "د افغانستان د وړو او منځنیو صنایعو په پراختیا کې د صنعتي ملکیت د حقونو ونډه" تر سرلیک لاندې علمي سمینار د پوهنیار محمد ادریس پناه، د هرات پوهنتون د حقوقو او سیاسي علومو د پوهنځي استاد، له لوري جوړ شوی و. په دغه سمینار کې د پوهنتون علمي معاون ، د محصلانو د چارو معاون، د شرعیاتو او اسلامي علومو د پوهنځي رئیس، د حقوقو او سیاسي علومو د پوهنځي رئیس، د حقوقو د پوهنځي د دیپارتمنټونو آمرانو او استادانو حضور درلود. استاد ادریس پناه په دې غونډه کې خپله څېړنیزه مقاله وړاندې کړه. د سمینار په وروستیو کې د ګډونوالو پوښتنو ته هم ځوابونه ورکړل شول. همدارنګه د یادولو وړ ده چې دغه علمي مقاله په AFAK او ASJP نړیوالو ژورنالونو کې هم خپره شوې ده. آمریت ارتباطات وآگاهی عامه پوهنتون هرات شنبه، ١٥ جمادی الثانیه ١٤٤٧ – 15 قوس 1404
без подписи
ـــــــــــــــــــــــــــــ 🏷️ اندر باب کتاب و این روزها...! 👤 محمد ادریس پناه، استاد دانشکده حقوق دانشگاه هرات و این روزها...، کتابی با برگهای ریز و درشت و ترجمهی بیبدیل. حدود یک ماه پیش، همسرم که از علاقهی وافرم به ادهم شرقاوی، کتب و سخنانش بسی آگاه است و میداند که در واپسین ایام دو سال گذشته با آنکه آثار این نویسنده و دعوتگر آشنا و معروف هنوز به دست ترجمه گرفته نشده بود و نسخهای از آن نیز در کتابخانههای شهر و دیارمان یافت نمیشد، من سه کتاب جالب و شیرینش را با نامهای"لیطمئن قلبی، إلی المنکسرة قلوبهم و نحن نقص علیک"همچون چپتری چاپ و با شوق زیاد به خواندنشان پرداختم، ایشان رفتند و از طریق نشر حریر، که این روزها رسالت خویش را چه زیبا و محکم ادا مینماید، کتاب دیگری از ادهم شرقاوی را که تحت عنوان "و این روزها..." نگاشته شده و با قلم توانا و گرانسنگ استاد نازنین ما، محترم عبدالرحمن عزام به فارسی برگردانده شده، برایم تهیه نمودند. این کار مبارک و هدیهی پربهایشان همیشه به یاد و خاطرم انشاءالله خواهد ماند. حقیقتاً ترجمه و برگرداندن یک اثر از زبانی به زبانی دیگر، با آنکه مهارت و ظرفیت زیاد و بالایی میطلبد، از سویی عشق، علاقه و حوصله را نیز نیازمند است. با خوانش این اثر، که به گمانم انشاءالله کلمهای حتی نیز از آن بهجا نماند، هنر و استعداد جناب استاد در ترجمه و ترکیب جملاتی با ساختار بومی با معنای درست و مناسب، بیشتر هویدا گردید. به باورم، با این ترجمهی خوانا که تشبیهات و استعارات جالبی نیز در خود نهفته دارد، حق کتاب و تلاش نویسندهی اثر به توفیق و مدد الهی ادا گردیده است. از این کتاب بهرهی زیادی به چنگ آوردم و در هر دمی که دغدغههای کاری، نشاطی از من میربود و یا خستگیهای روزگار ملالت و کسالتی پدید میآورد، دست به این کتاب میبردم و به سیر و سیاحتی میپرداختم. من با این کتاب انگیزهی فراوانی به دست آوردم، برای خودم اهدافی تعیین کرده و انجام هیچ کار و امری را توأم با اراده و خواست الهی ناممکن ندانستم. توصیهام برای شما این است که بعد از خواندن این جملات، کتاب را برای خود تهیه نموده و در هر روز برگهایی از آن را برگیرید. #این_روزها #کتاب_بخوانیم @Em_Roozam
#تأملات ------------------------------------------------------------------ 📖 از کودکی تا بزرگی! همه آشفته اند. آن شور و شعفی که بباید زیست، آن نشاطی که بباید دید، نیست. همه غرق در این و آن اند، انگار خویشتن را فراموش کرده اند. زندگی و حیات آدمی به واقعیت که عجیب، گاهی جالب و بعضاً تلخ و شیرین است. تمامی دوران زندگی انسان یکسو و شرارتهای کودکی یکسو. در دوران کودکی، انسان آنچنان که باید میزید، به نداشتههایاش میگرید، به ناکامیهایاش غمگین، به موفقیتها و رسیدنهایاش شاد و منشرح میگردد. کودک چون همگام با فطرتی که خداوند برای وی به ودیعت گذاشته قدم بر میدارد، از زندگی و بیشتر از آن، از حاشیههای زندگی و گذر عمر خویش لذت میبرد و شادمان میخندد. ما جوانان و بیشتر از ما، کهنسالان و بزرگان، آرام آرام به خیلی از دلچسبیها و شیرینبازیهای کودکی ناآشنا و بیگانه میشویم. علت را من در نکتهی بسی مهم و باارزش یافتم. ببینید! خداوند مهربان با کلام بزرگ و سترگ خویش، در بسیاری از موارد، بیش از آنکه برای انسان از لذتهای مادی محضی همچون خوردن و نوشیدن یاد کند، به لذتهای معنوی و گاهاً غیرمحسوسی اشاره میکند که اثر آنها بادوامتر و قوت تسکین آنها بهمراتب بیشتر است. شما به یکبارگی در قرآن کریم به آیتی روبرو میشوید که تصویر قشنگ و منقشی از طبیعت را در ذهنتان مجسم میسازد، که یکسوی آن دریایی است عریض و طویل، آنسوتر درختانی است سبز و خرم با صدای پرندگان و چهچههای بیمثالشان، آن بالا، آسمانیست آبی و دلکش که گوشهاش با یک رنگینکمان قشنگ، دلپذیر گشته است و ابرهای سفید و صاف در آن معلق و آویزان مانده است. این تصویر، جدا از درس و پیامی که برای تفکر و اندیشهورزی دارد و انسان را از این ره بهسوی خالق هستی میکشاند، پیام جالب و حیرتانگیز دیگری نیز دارد؛ این پیام لذتبردن انسان از زیبایی است. بلی، زیبایی همچون دیگر لذتهای مادی آنچنان که باید گذرا نیست. خداوند مهربان میخواهد برای انسان این حقیقت را نمایان سازد که برای شیرینکردن حیات، تحملپذیرساختن زندگی و پیکارهای درون آن، باید از این لذتهای معنوی بسی بهره جست. کودکان از این زیباییها زیاده بهره میبرند، ولی مایان نه. کودک در لحظه زندگی میکند و برایش اصلاً مهم نیست که بعدش چه اتفاقی میافتد، ولی مایان در درون لحظههای شادی و سرور، به فکر فردای غمانگیز خویشتنیم؛ فردایی که پر از دردهای است برای تحملکردن و رنجهای است برای بهدوش کشیدن. آیا این زندگی برای مؤمن میزید، حال آنکه خداوند مهربان راههای بسی شیرینی برای پرمزهساختن و بانمککردن زندگی به انسان معرفی نموده است؟! برای کودکان دلنشین است که وقتی به موتری سوار میشوند، چوکی اولی و جلو را تصاحب کنند، لباسی تازه بپوشند و کفشی نو به پای کنند، برای هر جرعه و قورت چایشان شکلاتی به دست و دیگری به دهن داشته باشند. بلی، برای آنها زیبا و دلچسب مینماید تا با نیرنگ کودکگونه و بچگانهی خود، حال و دلی خوش کنند و غم و دردی از روح و روان دیگران برهانند. برای آنها همهچیز شیرین است، حتی اخمهای پدر، نگاههای تند برادر و قهرشدنهای رفیق. چرا که پشت آنها قرار است اتفاقات خوبی رقم خورد و حالشان بهتر و جانانهتر شود. چه زیباست که همچون کودک زندگی کنیم. به امید نشاط و تحرک کودکگونه! محمد ادریس پناه
او نشانهی عشق خداوند به بندگاناش است! شیفته و دلباختهی او ایم؛ به امید بغلکردنتان یا رسول الله صلیالله علیه و سلم. جایی بزرگواری سخنی گفت که همانندش نشنیده بودم و تئوریای مطرح کرد که مثالاش ندیده بودم. چه سخن مبارک و چه ادعای پربهایی! گفت: رسول خدا، حضرت محمد صلیالله علیه و سلم نشانهی عشق خداوند متعال به بندگاناش است. خوی و عادات او، مهرورزی و محبت او، سلیمالقلب و گشادهرویی او، جمال و زیبایی او، نرمخویی و متانت او، شفقت و ترحم او، سخاوت و شجاعت او، همه و همه یک پیام دارند و آن اینکه: خداوند مهربان چقدر میتواند بندگاناش را دوست داشته باشد. به واقعیت که این سخن از حکمت و درایت است و از اندیشیدن و تعقل برخاسته و برای نوازش دل و روح برآمده است. سیرت و زندگی پیامبر اکرم صلیالله علیه و سلم را باید دوباره خواند، با عشق و علاقه خواند، اصلاً طور دیگری باید خواند و ورق زد؛ آنچنانکه این اندیشمند همت به خرج داد و چنین اندیشهی مطرح نمود. سیرت پیامبر مهربانیها صلیالله علیه و سلم مملو و پر است از پیامهای عارفانه و عاشقانهی یک پیامبر با امتیاناش. هر لحظه قلب نرماش برای هدایت و بیداری همنوعاش میتپد. حق مظلومین را از ظالمین زمان که بندگان خداوند متعال را به بندگی و اطاعت خود کشانده بودند، میستاند. زرهی جنگ علیه طاغوتیان زمان بر تن میکند و برای مأموریتاش بیوقفه تلاش میکند و عرق میریزد. او از یک سو، پدری دلسوز، برادری مهرورز، معلمی حکیم، مربیای ساعی، چوپان و در نهایت تاجری بیمدعا است و از دیگر سو، پیامبری نمونه، انسانی بیمثال و شفیق، دعوتگری حکیم و رفیق و حاکمی عادل، فهیم، زیرک و با فراست و صلابت است. درود خداوند بر تو باد ای پیامبری که نشانهی عشق و محبت خداوند مهربان به بندگاناش استی. به آرزوی دیدار و بغلتان یا رسول الله صلیالله علیه و سلم اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَعَلَىٰ آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ. اللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، كَمَا بَارَكْتَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَعَلَىٰ آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ.
حقوق معنوی مؤلف در نظام حقوقی افغانستان عنوان مقاله: حقوق معنوی مؤلف در نظام حقوقی افغانستان ✍️: محمد ادریس پناه
#یک_سرزمین_تسلیت به هر فصلی غمی، هر صفحهای انبوهِ اندوهی، وطن جان! خستهام، پایانِ خوبِ داستانت کو؟
بعد از مدتی دوباره بازگشتم و امیدوارم اینبار مفیدتر واقع شوم! در این جا، کارهای علمی و تحقیقیای را که تا کنون به انجام رساندهام، قابل مشاهده بوده و در دسترس شما قرار دارد. بمنه و کرمه! حساب ریسرچگیت
مسابقه برترین گفتمان علمی محصلین چندی پیش، چند دوستی جمع شدیم. دغدغه داشتیم و نمیدانستیم چگونه برای عزیزان مان در خانواده حقوق، نشاط و طربی بیاوریم. با خود زیاد کلنجار رفتیم و به بهانههای متفاوتی شب و روز، وقت و ناوقت، باهم و بیهم حرف زدیم، مناقشه و گفتگو کردیم. بعد از اندی، در کمیته فرهنگی قبل از آغاز سال جدید تحصیلی، برآن شدیم تا مسابقهی برترین گفتمان علمی محصلین را راهاندازی نمائیم. حقیقتاً برای همه هویداست که گفتگو، مناظره و مناقشه از اجزای اصلی یک محصل حقوق اند. مگر میشود حقوقدانی یافت که با گفتمان و گفتگو آشنا نباشد؟! مگر میشود یک حقوقدان بدون گفتن، حرفزدن، مناظرهکردن و نقد کردن زنده بماند؟! نه! این چنین نیست. ما در این خانواده سالهای واپسین شب و روز میگفتیم، همه از محصل حقوق، از شجاعت، استدلال، قدرت بیان، فهم و عمق درک و درایت وی میهراسیدند، ما در همه جا اول بودیم، کسی حاضر نبود با اعضای خانوادهیمان به مناظره بنشیند و گفتگو کند؛ چه جا که باز به نقدمان بنشیند! اصلاً و ابداً. ما فلسفهی گفتمان علمی را میدانیم؛ چون با آن زندگی کردیم، عرق ریختیم، تشنه و گرسنه، گسسته و پیوسته، سریع و آهسته، ایستاده و نشسته با آن کیف کردیم، از آن لذت بردیم، با آن خوی و عادت کردیم. روحمان بدون گفتگو خسته و آزرده مینماید. ما خانوادهی حقوق ایم؛ خانوادهی که هر روز برای گفتمان علمی آماده است و برای آن لحظه شماری میکند، با کاوش در مباحث روز، چالشهای عمده و نوین را میشکافد، راه حلی میپوید، میرود و خود را از شر هر تاریکی و جهالتی که قطعاً باطل است، به روشنی و نوری که حق است، میرساند. این فلسفهی وجودیمان است. کمیته فرهنگی این را رسالت خود میداند تا به ضرورتهای مبرم و اقتضاءات پوهنحی حقوق و علوم سیاسی در حوزههای فرهنگی و علمی با راهاندازی و برگزاری مسابقات اینچنینی، پاسخ دهد. ما در اینجا، در خانوادهی حقوق، همه یکی ایم؛ همچون روحی در چند جسم. عزیزان، گرانمهران و بزرگان زیادی داشتیم که با آنکه عضو کمیته نبودند، اما به مراتب بیشتر از ما برای این کار علمی، زحمت کشیدند، با لذت و کیف تمام به برگزاری این مسابقه لبیک گفتند. جای دارد از هرکدام اساتید عزیزمان هر یک محترم نامزدپوهنیار عبدالرقیب ضرغام، نامزدپوهنیار نجیب الرحمن ترهکی، نامزدپوهنیار امیدشاه احمدی، نامزدپوهنیار سمیعالله فیضی و نامزدپوهنیار سروش غنایی که در این عرصه به زحمت افتادند و به هیچ درخواستمان جواب رد ندادند، تشکری و امتنان ویژهی داشته باشم. همچنان از اعضای محترم هیئت ژوری، هریک استاد محترم پوهنمل احمد فواد صدیق، رئیس هیئت ژوری، استاد محترم پوهنمل عبدالقدیر ندائی و استاد محترم پوهنیار سید مودود اسلمزده اعضای محترم هیئت ژوری که با حوصلهمندی تمام به گفتمانهای علمی یک ساعتهی هر گروه گوش جان سپردند، اظهار سپاس مینمایم. در اخیر باید یادآوری کنیم که این محصلانمان در این گفتمان علمی ثابت ساختند که هر کدامشان میتوانند صاحب یک نظر و مکتب حقوقی باشند و با دلیلهای محکم و قوی، پایههای نظریات گذشته و حال را سست و بیبنیاد کنند. آنان ثابت ساختند که گامهای نخستین را برای اندیشمندشدن و حقوقدانشدن، بسیار استوار و متفاوت برداشتند. به یقین میتوانم بگویم که مباحثهی هرکدام از گروههای اشتراککننده، آنقدر جالب، جذاب، مبتکرانه و هیجانانگیز بود که خستگی و ملالت را از جان و روح هر تماشاکننده و شنوندهی میربود. محصلین عزیزمان! شما خود الگو اید، امیدوارم همیشه مثل این گفتمان علمی درخشیده و با جرأت و شجاعت در راستای آشکارساختن حقایق و زودودن اباطیل محکم و استوار گام بردارید. خداوند مهربان در آنچه که راضی میشود و دوست دارد، انشاءالله توفیقتان دهد. باید یادآور شوم که نتایج این گفتمان علمی قرار است بعد از ختم ایام رخصتی عید سعید اضحی، ضمن محفلی با تقدیر از تیم برنده و دیگر اعضای اشتراککننده، اعلان شود. همهی شما قهرمان و برنده اید! به امید دیدار دوباره انشاءالله. پیشاپیش عید سعیدتان مبارک! محمد ادریس پناه
🔖نامهای از دوست«۱۶» رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ(قصص: ۲۳). ترجمه: «پروردگارا! من به آن خیری که به سویم نازل میکنی سخت نیازمندم.» انسانها با درنظرداشت نیازهای که دارند، دست به دعا بلند کرده و از خداوند مجیب، که اجابتکنندهای دعاهاست، چیزهایی میطلبند. حالا هر فرد بنابر دانش، حکمت و فراستی که دارد از خداوند مهربان با روش خاص و طریقهای ویژه، آنچیزی را که در آرزوی رسیدن به آن است، درخواست میکند. پیامبران (ع) خود الگویی بینظیر در چطور درخواستکردن و چگونهطلبیدن اند. حضرت موسی (ع) بعد از سختیها و مشقتهای زیادی که در مسیر حق متحمل شد و آنگاه که بدون مسکنی برای زیستن، همسر و یاوری برای رازدلکردن و کار و حرفهای برای معیشت ماند، به سایهای درختی تکیه نمود و گفت: رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ترجمه: «پروردگارا! من به آن خیری که به سویم نازل میکنی سخت نیازمندم.» چه دعایی مبارکی صورت گرفته و چه حکیمانه و مظلومانه این کلمات زیبا بهدنبال هم سلسلهوار آمده اند! دوستم! با خداوند مهربانات زیبا حرف بزن، آنقدر دلچسب سخن ران که خودت در شیرینی و نرمیای دعا و راز و نیازت متحیر بمانی. این دعای حضرت موسی (ع) سبب شد تا دروازهای سه خیر بزرگ برای وی گشوده شود؛ با این دعا هم ازدواج کردند، هم صاحب وظیفه شدند و هم خانه و آشیانهای برای زیستن یافتند. این از لطف و مرحمت خداوند اجابتکننده است. دوستم! تو هم مثل حضرت موسی (ع) مظلومانه بطلب، امید است که در فرصتی مناسب دروازههای خیر و برکت خداوند مهربان برایت باز گردد. محمد ادریس پناه
🔖نامهای از دوست«۱۵» وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي * هَارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي(بقره: ۲۹-۳۲). ترجمه: و وزیری از خاندانم برای من قرار ده. هارون، برادرم را. پشتم را به وسیله او محکم گردان. و او را در کار من شریک ساز. دوستم! همهای ما با تمام توانایی، ظرفیت و مهارتهای که داریم، گاهی کم میآوریم، سُست و ضعیف میشویم، رسالت خود را فراموش میکنیم، کارهای انجام میدهیم که نباید انجام بدهیم، سخنانی به زبان میآوریم که نباید بیاوریم. انسان در حقیقت ضعیف است، به تنهایی از عهدهای کاری بر نمیآید. به یار و یاوری نیازمند است، همفکر و همسخنی که درک کند، آرامش ببخشد، در هر سختی و مشقتی همراهیات کند، برای حمل مسئولیت و رسالت زندگی بالی باشد، نه باری! دوستم! تو هم تا به حال چنین چیزی را احساس کردی و برای حل آن، راهی جستجو بنمودی؟ حضرت موسی (ع) با آنکه پیامبر و نبی خداوند مهربان بود، بدون هیچگونه دغدغه و ترسی، از الله وهّاب و هدیهکننده میخواهد تا به وی یاور و همکاری عطا کند. حتی پا را از این نیز فراتر گذاشته و برای خداوند نازنین، این یار و یاور را پیشنهاد نیز میکند. برادرش هارون را به یاوری و همکاری میطلبد. دوستم، ببین! زندگی پستیها و مشقتهای زیادی دارد، گاهی دل انسان از ضیق و سختی به تنگ میآید و اینکه در مسیر زندگیاش یاوری نمیبیند، میافتد و در وسط مسیر خسته و درمانده شده و سرانجام از رسیدن به مقصد باز میماند. یکی نیاز است، یکی که دستات را بگیرد، سخنات را بفهمد، شمعی روشن کند، معضلی حل کند، چالشی رفع کند و دستات را گرفته تا آخر مسیر همراهیات کند. از خداوند متعال بخواه تا برای تو اینچنین یاوری ببخشد. محمد ادریس پناه
🔖نامهای از دوست«۱۴» أُجِيبُ دَعْوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ(بقرة: ۱۸۶). ترجمه: دعای دعاکننده را، هنگامی که مرا بخواند، اجابت میکنم. دوستم! دعا برای خیلی از انسانهای اطراف ما متأسفانه به امر کلیشهای، غیرمهم و بیاهمیتی تبدیل شده است. گویی آنقدر دعا کرده اند، که برای آغاز و انجامشان کافیست. امروزه دستها کمتر بلند میشوند، راز و نیازها نیز کاهش یافته اند. از اشک که چیزی نگوییم، بهتر است. شاید یاد خیلیها نباشد که آخرین بار چه زمانی اشک ریخته و با پرودگار مهربانشان درد دل نمودند. دوستم! آیا تو هم در دلات میگویی که از دعا خسته شده ایی؟ هر چه دعا کردی، اجابت و پاسخی از جانب خداوند نازنینات ندیدی؟ ببین دوستم! حضرت یعقوب (ع) سالهای سال در فراق حضرت یوسف سوخت، دعا کرد و خسته نشد. آنوقت من و تو بعد از دو مرتبه دعا در دو روز، در صورتیکه که اجابتی واقع نشود، باز اعتراض میکنیم که چرا نشد، چرا چنین شد و چنان نشد! اگر دعایمان مورد اجابت قرار نگرفته، حتماً حکمتی دارد، حتماً ما ظرفیت آنچیزی را که میطلبیم فیالحال نداریم. حتماً خیر در همین نشدن است. ممکن اجابت دعا نظم زندگی ما را برهم میزد و یا دغدغههای زیادی میآفرید. حالا که اثر و نتیجهای از دعایات نمیبینی، به این معنی نیست که دعایات مورد اجابت الله نازنین قرار نگرفته است. اجابت شده، لیکن وقوع آن در دنیایمان شاید به وقت و زمان دیگری موکول شده است. اجابت شده، لیکن تبدیل به ثواب و پاداشی شده که قرار است در بهشت برای مان برسد. اجابت شده، لیکن توسط آن قرار است بلا و مصیبتی از اهل و نزدیکانمان دور شده و از بین برود. دوستم! لطفاً از دعاکردن دست نکش. بزرگان اوقات روز را به چند قسمت خاص تقسیم کرده و در هر وقت، دعای مخصوصی مینمودند؛ بخشی برای پدر و مادر، زمانی برای همسر و فرزندان، وقتی برای دوستان و نزدیکان... لطفاً دعا را فراموش نکن. محمد ادریس پناه
🔖نامهای از دوست«۱۳» "قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا" ترجمه: قطعاً که رستگار شد، آنکسی که نفساش را تزکیه و پاک نمود. دوستم! وقتات بخیر. امیدوارم از این روزهای مبارک و پرخیر نهایت استفاده را نموده و جهت قرب و نزدیکی به پروردگار تلاش قابل ملاحظهای بنمایی! حقیقتاً برای خیلی از انسانهای اطراف ما، موفقیت معنای متفاوت، دنیایی و مادیگونهای گرفته است. گویی همه، داشتنها و رسیدنها را موفقیت مینامند و تمام نداشتنها و نرسیدنها را ناکامی. برای عدهای ثروت هدف است، برای بعضی شهرت، برای دیگری خانه، شاید سفر و یا هم به چیز خاصی رسیدن. اما تعریف خداوند مهربان از قانون موفقیت بسیار زیاد تفاوت میکند. ببین دوستم! خداوند مهربان ما به سادگی تمام میگوید: آنکس موفق است، پیروز است و شکستناپذیر، که نفساش را بپالاید. ما اگر به تمام ظواهر موفقیت دست پیدا کردیم، ولی نفس را نشستیم، آنگاه ناکام و ناموفقایم. تاجری که نفساش را تزکیه نکند، چه تضمینی وجود دارد تا از طریق حرام و برای مسیر حرام خرج و مصرف نداشته باشد؟ استادی که نفساش را نشوید، چه تضمینی وجود دارد تا به صنفاش آمادگی بگیرد، سر وقت و با قدرت علمی کاملی حضور به هم رساند؟ هنرمند و هنرپیشهای که نفساش را نشناسد و برای پالایش آن وقتی نگذارد، چه تضمینی وجود دارد تا هنر و مهارتاش را در خدمت کارهای زشت و ناپسند قرار ندهد؟ تا مادامی که انسان به دنبال تزکیه نفس و پالودن آن از هر گندیدگی و زشتیای باشد، قدمهایاش سست نشده، گامهایاش استوار، سخناش نرم و متین، عملاش زیاد و ثقیل و رفتارش خردمندانه و حکیم است. دوستم! این را بهخاطر داشته باش که مقدمه و پیشدرآمد هر موفقیت دنیوی و اخرویای تزکیه نفس است. به قول دانشمند و حکیم فرزانهای: اگر در این میدان نبرد پیروز شدی، قطعاً که در میدانهای دیگر پیروز خواهی شد. محمد ادریس پناه
🔖نامهای از دوست«۱۱» قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ(هود: ۴۶). [خداوند] فرمود: «ای نوح! او [پسرت] قطعاً که از اهل تو نیست. ما انسانها خط و مشی خاص خودمان را برای نزدیکی و یا دوری با افراد داریم. عدهای دوست دارند در کنار دیگران باشند، صرفاً به این خاطر که از ثروت بیشتری بهرهمند اند. عدهای دیگر و اما دوست دارند همیشه در پهلوی انسانهای معروف و شناختهشده باشند. بعضی نیز بیشتر دوست دارند با بیگانگان باشند تا نزدیکان. در مقابل، بعضی دیگر دوست دارند با نزدیکان باشند تا بیگانگان. بناءً هر فردی پالیسی خاص خودش را برای دوستی و نزدیکی با دیگران دارد. خداوند مهربان برای حضرت نوح (ع) بهترین و مهمترین پالیسی را برای این مهم معرفی میکند. زمانیکه فرزند او به سخناش اعتنایی ننمود، به کیش و آیین پیشیناش باقی ماند و با پدر در کشتیاش هممسیر نشد و بعداً غرق گردید؛ حضرت نوح (ع) برای او طلب مغفرت نموده و او را از اهل و نزدیکان خود اعلان نموده بود. خداوند مهربان فوراً خطاب به وی گفت، که او همانا از اهل تو نیست. درست است که فرزند توست، اما چون ایمان نیاورد و با بدان و کجاندیشان همقطار شد، دیگر از اهل تو نیست. ای نوح (ع) او را از نزدیکان خود نشمار. دوستم! بهترین مؤلفه و شاخصه برای برقراری دوستی و اعتماد به بیگانگان و نزدیکان، تقوا و خدادوستی است. بیشتر با کسانی بنشین که به خدا نزدیکتر باشند، چهره و سخنشان تو را به یاد خداوند مهربان اندازد. امیدوارم از امروز به دنبال اینگونه افراد باشی، دوست عزیزم! محمد ادریس پناه