tgindex
پنجره- خردسرای فردوسی نیشابور (پنجره‌ای برای دیدن، شنیدن و شنیده شدن)

پنجره- خردسرای فردوسی نیشابور (پنجره‌ای برای دیدن، شنیدن و شنیده شدن)

Статистика
@PanjarehGalleryперсидский

@F0ROUq ارتباط با ادمین نشانی: ورودی بلوار ملاصدرا از بعثت غربی، بعثت ۲۸، نبش بعثت ۲۸/۳. پلاک ۲۷۱

Последний пост
18 февр.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
457
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
569
20 постов
Вовлечённость
124,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ▪️جشن در ایران‌زمین از دورۀ باستان تا به امروز، تنها شادی‌آور و شورانگیز نبوده؛ چه‌بسا جانِ آیین‌های ایرانی، بر خردورزی و آگاهی بنیان شده است. ▪️امروز، از پس‌ِ چهل روزی( تو بخوان چهل سالی) که از ماهِ پیش تا کنون، بر ایران و ایرانی گذشت، روزِ زن، زمین، مادر و روزِ عشق ایرانی است... سپندارمذگان است! شگفتا از رخدادهای زمانه و دوصد شگفت از هم‌زمانی آیین‌های ایرانی! ▪️به‌سانِ روزهایِ پیش از این، در ادامه و تا زمانی دیگر، سخنی نداریم برای گفتن! زبانی برای سخن و واژگانی که بهترش را حکیم توس نگفته باشد و خود ندانید، نداریم. شاید روزی برای گفتن و نوشتن، سخن نوی یافتیم... 💚🤍♥️ ایرانِ جان مانا 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣‍ رادی و جوانمردی در شاهنامه 🎧 پوشه شنیداری دکتر علیرضا قیامتی (قائم مقام خردسرای فردوسی) ‍ «سخن را چو بگذاشتم سال بیست» (گرامی‌داشت بیستمین سال تأسیس خردسرای فردوسی) آدینه، ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ مشهد، تالار همایش‌های آریو مصلی‌نژاد خردسرای فردوسی 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣جدایی: نام و وضعیت به یادبود نام بلند بهرام بیضایی ✍فروغ خراشادی خردسرای فردوسی نیشابور «جدایی»، تخلُص «میرسیدعلی» نگارگر سدۀ دهم خورشیدی، فقط یک نام هنری نبود؛ نوعی خودآگاهی تلخِ پس از هجرت بود. پایه‌گذار مکتب نگارگری هندوایرانی، آن شکوفایی را از دل انتخابی آزاد برنیاورده بود. هجرتش به هند، اگرچه به دعوت همایون‌شاه گورکانی اما پس از آن روی داد که شاه تهماسب صفوی یک‌شبه کارگاه هنری مکتب تبریز صفوی را برچید چراکه هنردوستی او یک‌باره رنگ دین‌خویی بنیادگرایانه به‌خود گرفت. از این‌رو، «جدایی» نام وضعیتی شد که هنرمند، پیش از ترک سرزمین، در درون خود تجربه کرده بود. و این وضعیت، برای هنرمند ایرانی نخستین‌بار نبود. پیش‌تر نیز، نگارگرانی بربالیده از مکتب جلایری به حکم تیمور گورکانی به سمرقند کوچانده شدند؛ نه به‌عنوان مهاجر، که به‌مثابه سرمایۀ مصادره‌شدۀ فرهنگی. گاهی و جایی دیگر، «شاه‌قلی» و «ولی‌جان» ناچار راه عثمانی را در پیش گرفتند... تاریخ‌ هنر ایران، تاریخ حرکت مدام هنرمند است؛ حرکتی از سر ناخواستگی، از روی فشار و ناچاری. شگفت آن‌که این هنرمندان هرجا رفتند، قدر دیدند و بر صدر نشستند؛ در دربارها، در کارگاه‌ها، در حافظۀ تاریخی و فرهنگی و هنری ایرانیان؛ اما این عزت بیرونی، هرگز جای آن فقدان درونی را پر نکرد. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ در جان هنرمند دورافتاده، به‌تدریج این وضعیت بیرونی به حالتی درونی می‌گراید. هنرمند می‌داند که جامانده است؛ نه از زمانۀ نو؛ از امکان زیستن در سرزمینی که ریشه‌هایش آن‌جاست. و شاید به همین دلیل است که یاد بهرام بیضایی امروز و این چند روز، چنین سنگین و اندوه‌بار جان‌فشار است. بیضایی، سال‌ها در استنفورد، از فرّه‌مندی و گران‌سنگی برخوردار بود و در هر انجمن و بر هر صحنه، جوشید و چون همیشه درخشید اما زیست او در این سال‌ها، زیست یک کوچ‌گر اجباری بود؛ کوچ از میهنی که عاشقش بود اما هر روز برایش تنگ‌تر و دلتنگ‌کننده‌تر می‌شد. او در غربت، در دل بزرگ‌ترین سرمایۀ خود، فرهنگ، اسطوره و شاهنامه زیست و این‌که به انتخاب خود و به گفته همسر هنرمندش، مژده شمسایی، همان‌جا به خاک سپرده می‌شود، نه نشانۀ بریدن، که سند تداوم همان «جدایی» تاریخی است. همان جدایی که قرن‌هاست سرنوشت هنرمند ایرانی را رقم می‌زند حتی آن‌گاه که جهان به احترام خفتۀ او برمی‌خیزد. همان جدایی که گاهی نام می‌شود و گاهی فرجام... 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • در روزی که بهترین نبود، من به دنیا آمدم گریان بر مرگِ امروزۀ خویش! خون از زانو برگذشته و آتش در سینۀ من است. هرکس دیگری را سبب می‌داند و به‌راستی که ما همه سبب‌ایم! تاراج نامه 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣در همان‌ روزی که طالع شده بود، غروب کرد... بیضایی بزرگ بیضایی شریف بیضایی یگانه درگذشت در زادروزش 💚🤍♥️ کسی که همه زندگی و زیستش ایران و فرهنگ ایران بود رفت با میراثی مانا که از خود به یادگار گذاشت... 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 21 дек.5312811

    با اجرای خردجوی نازنین خردسرای فردوسی نیشابور، نگار تاجیک، به پیشواز شب‌چله برویم... نقل هفت‌خوان رستم؛ خوان دوم آمفی‌تئاتر دانشکده هنر دانشگاه نیشابور در این شب مهرانگیز، انار دلتان سرخ ♥️ 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣 اجرای گروه هنری «آوای امید شاندیز» به سرپرستی: حسین افشاریان در پنجاه‌وپنجمین همایش میان‌فصلی خردسرای فردوسی «شب یلدا(چله)، شب مهر» مشهد، تالار همایش پژوهش‌سرای ثابت فردوسی ۲۷ آذرماه ۱۴۰۴/ خردسرای فردوسی 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣دو اتفاق خجسته در عرصۀ پژوهش‌های شاهنامه - بخش نخست در چند روز گذشته دو کتاب منتشر شده که هریک خبری بسیار خوش برای شاهنامه‌پژوهان است. کتاب نخست مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری است به تصحیح سیدعلی محمودی لاهیجانی. از اهمیت این متن همه باخبرند. شاهنامۀ منثور ابومنصوری،…

  • 🟣دو اتفاق خجسته در عرصۀ پژوهش‌های شاهنامه - بخش نخست در چند روز گذشته دو کتاب منتشر شده که هریک خبری بسیار خوش برای شاهنامه‌پژوهان است. کتاب نخست مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری است به تصحیح سیدعلی محمودی لاهیجانی. از اهمیت این متن همه باخبرند. شاهنامۀ منثور ابومنصوری، تالیف 346 قمری، منبع اصلی (و برخی به ابرام می‌گویند تنها منبع) شاهنامۀ فردوسی است و از آن جز همین بخش باقی نمانده‌است. تصحیح علامۀ قزوینی از این متن مشهور است و بعدها دیگرانی نیز آن را تصحیح کرده‌اند. تصحیح محمودی لاهیجانی چندین ویژگی مهم دارد: نخست این که از تمام نسخ کهن شناخته‌شده که این مقدمه را دارند بهره برده‌است. دیگر این که مقدمه‌ای مفصل و مفید دارد. بسیاری از آنچه در این مقدمه آمده در تحقیقات فضلای قدیم نیز هست ولی مزیت پژوهش حاضر این است که به مدد دانش بیشتر امروز ما از بسیاری بی‌دقتی‌ها و حدسیاتی که در نوشته‌های قدما هست عاری است. در تحقیقات مربوط به تصحیح، تفاوت «اصل» و «مادرنسخه مشترک» مطلب مهمی است که نودونه سال پیش هنری کوئنتین نخستین بار طرح کرده‌است، به این معنی که گاه تمام نسخه‌ها به یک مادرنسخه مشترک برمی‌گردد ولی این به این معنی نیست که این مادرنسخه همان نسخۀ اصل است. مقدمۀ ابومنصوری به وضوح این را نشان می‌دهد. تمام نسخه‌های موجود از این مقدمه از یک مادرنسخۀ متاخر منشأ گرفته که تاریخش احتمالاً از اواسط قرن هفتم (ظاهراً ثلث میانی این قرن) عقب‌تر نیست و همان زمان است که کسی این متن و دو روایت افسانۀ فردوسی را به هم چسبانده و از هر سه یک مقدمۀ منثور برای شاهنامۀ فردوسی ساخته‌است و آن را به اعتبار کهن‌تر بودن از مقدمۀ بایسنغری (تالیف 829) مقدمۀ «قدیم» نامیده‌اند. بنابراین تصحیح متن ابومنصوری بر اساس نسخ موجود به همان مادرنسخۀ قرن هفتمی می‌رسد و البته می‌توان در مواردی آن نسخه را -که سیصد سالی جوانتر از اصل متن بوده- نیز تصحیح کرد و از آن عقب‌تر رفت. محمودی لاهیجانی نیز در بسیاری موارد چنین کرده و حال با انتشار تصحیحش این امکان نیز فراهم شده‌است که دیگران نیز در این راه طبع بیازمایند. کار دیگری که باید کرد این است که بر خود این تغییرات در سیصد سال بین تالیف متن ابومنصوری و کتابت تک‌نسخۀ قرن‌هفتمی، و سپس بر تغییرات متن از آن تاریخ به بعد، تمرکز کنیم و ببینیم در این متن چه دست‌هایی برده‌اند که آن را به شاهنامۀ فردوسی بخورانند و کجاهایش را بر اساس شاهنامۀ فردوسی عوض کرده‌اند (مثلاً آیا نگاره افزودن چینیان به «شاهنامه» در متن اصلی بوده‌است؟ حتی آیا آن چند نفر که راویان متن ابومنصوری می‌شناسیم در متن اصلی بوده‌اند یا از شاهنامۀ فردوسی به آن افزوده شده‌اند، و از این قبیل). در هر صورت، پژوهش حاضر راه این بحث‌ها را باز می‌کند و مواد خام لازم را برای پژوهشگران دیگر فراهم می‌کند، و تا زمانی که یک نظریۀ جدید بر پایۀ روشی متفاوت عرضه نشود یا نسخۀ کهنی ترجیحا از مادرنسخۀ دیگری پیدا نشود باید آن را پایان تصحیح متن ابومنصوری دانست و اگر هم باید جایی «در»ی را «اندر» کرد و از این قبیل، باید نوشت و عرضه کرد. با انتشار این متن یک اتفاق هم شدنی‌تر است: این که بالاخره از وسوسۀ «کهن‌ترین نثر» خلاص شویم و نگاهی بیندازیم به آنچه در مقدمۀ موسوم به «قدیم» بعد از آن آمده و به نسخه‌های موجود شاهنامه و بافتار کتابت و ویرایش آن‌ها (یعنی مآلاً به متن موجود شاهنامه) ربط بیشتری دارد. @fanneadab 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 14 дек.1 3701819

    دانشگاه نیشابور به مناسبت هفتۀ پژوهش برگزار می‌کند: سفال منقوش نیشابور به‌مثابه تاریخ پژوهشگر: فروغ خراشادی گاه: ۲۵ اذر۱۴۰۴؛ ساعت ۱۲:۳۰ جای: آمفی‌تئاتر دانشکده هنر دانشگاه نیشابور 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣ثبت جهانی هنر آینه‌کاری ایرانی 🟪در جریان بیستمین نشست کمیته بین‌دولتی پاسداری از میراث ناملموس یونسکو در دهلی هند، «هنر آینه‌کاری در معماری ایرانی» با عنوان رسمی Ayeneh-Kari, the art of mirror-work in Persian architecture به فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس جهانی اضافه شد. 🟪این ثبت جهانی، نخستین مورد ایران در حوزه معماری ایرانی در میراث ناملموس است و اهمیت نور، روشنایی و زیبایی در سنت‌های معماری ما را بار دیگر یادآوری می‌کند. با این ثبت، تعداد عناصر میراث ناملموس ایران در یونسکو به ۲۷ اثر رسید. 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣«مینیاتور به سبک بهزاد», نگارگری سبک بهزاد, به نام افغانستان ثبت جهانی شد در بیستمین نشست کمیته بین ‌دولتی پاسداری از میراث‌ فرهنگی ناملموس یونسکو، افغانستان موفق شد «هنر مینیاتور به سبک بهزاد» را به نام خود در یونسکو ثبت کند. افغانستان این پرونده را در سال ۲۰۲۱ برای ثبت در یونسکو معرفی کرده بود. این اجلاس از ۱۶ آذرماه در هند آغاز شده و قرار است از ایران «پرونده هنر آینه‌کاری در معماری ایرانی»، برای ثبت جهانی بررسی شود. اقدام افغانستان برای ثبت هنر مینیاتور به سبک بهزاد در یونسکو به نام خود، مدتی است در ایران واکنش‌برانگیز شده است. علیرضا ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، نیز در این رابطه گفته بود که «اگر افغانستان بخواهد مکتبی را تحت عنوان «مکتب بهزاد/ هرات»، ثبت کند، باید بیاید با ما بنشیند و رضایت ایران را بگیرد.» ایسنا - سمیه حسنلو 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 3 дек.439104

    🟣گرد خاطره (بازم دوباره بارون می‌باره) خواننده: هومن محمودی آهنگساز و تنظیم: کورش یغمایی ترانه‌سرا: حسین نجفیان از آلبوم سل۲ (به سال ۱۳۵۹) این آهنگ را کورش یغمایی روی ملودی مشهور «هاوا ناگیلا» ساخته و در آلبوم سل۲ که در سال ۱۳۵۹ (مشترک با فریدون فروغی) منتشر کرده است. 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 3 дек.697139

    🟣اجرای تصنیف بارون کیهان کلهر در ساندچک کنسرت 💟ببار ای بارون ببار با دلم به هوای کوی‌ یار به یاد عاشقای بی‌مزار.... این قطعه حدود ۲۸ سال پیش بر اساس ملودی خراسانی به‌دست کیهان کلهر آهنگسازی شده و با صدای محمدرضا شجریان در آلبوم "شب، سکوت، کویر" منتشر شده است. بعدها این اثر به یکی از ماندگارترین آثار این هنرمندان تبدیل شد. 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣یک پژوهش تازه دربارهٔ شاهنامه ◻️ابیات پراکندهٔ شاهنامه در منابع کهن فارسی تا پایان سال هفتصد هجری، کتابی مفید است که بخشی از دامنهٔ نفوذ فرهنگی شاهنامه را در چارچوب متون فارسیِ قرن ششم و هفتم بررسی می‌کند (علی غلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ۶۷۵ ص). بررسی‌های آقای دکتر غلامی به این نتیجه رسیده که در پنجاه‌ودو کتاب منثور فارسی تألیف‌شده تا سال ۷۰۰ هحری، از شاهنامه شعری آمده. رجوع نویسنده به نسخه‌های کهن این متون، اعتبار کار را بالا برده است. هرچند دربارهٔ استفاده از «منابع جنبی» در تصحیح انتقادی اختلاف‌نظر هست، دستاوردهای این کتاب برای آن حوزه نیز فایده دارد. ◻️در پایان کتاب، فهرستی از اشعار آمده است. به شمارش من، اگر اشتباه نکرده باشم، نزدیک به ۱۷۰۰ بیت شاهنامه در این متون نقل شده؛ رقمی چشمگیر. برخی کتاب‌ها مجموعه‌ای گسترده نقل کرده‌اند (مثل گنج الگنج شاذان نیشابوری یا راحة الصدور راوندی) و برخی تنها یک یا دو بیت. بعضی ابیات نیز در چند متن تکرار شده‌اند. گاهی ابیاتی به شاهنامه منسوب شده که در متن و نسخه‌بدل‌های تصحیح خالقی‌مطلق نیست و احتمالاً برساخته است. اختلاف ضبط‌ها نیز کم نیست و نویسنده همه را با دقت بررسی کرده است. این پژوهش نشان می‌دهد که شاهنامه تا سال ۷۰۰ نفوذ وسیعی داشته است؛ از فرارود تا آناتولی، در کتاب‌هایی با موضوع تاریخ، تصوف، تفسیر قرآن، کلام، فلسفه، اخلاق، لغت، بلاغت، عروض، آداب ملوک، حکایت‌نامه‌، شهرنامه‌، دانش‌نامه‌، ترسلات فنی و مصنوع، مکاتبات و قصص عامیانه از شاهنامه شعرهایی نقل شده است. صاحبان سلایق گوناگون بیت‌های شاهنامه را در آثارشان آورده‌اند: اسدی طوسی، احمد جام، ابوالفتوح رازی، عین‌القضات، احمد غزالی، ظهیری سمرقندی، عبدالکریم شهرستانی، خواجه نصیر طوسی، صدرالدین قونوی، مولانا جلال‌الدین، عطاملک جوینی، شمس قیس رازی، عوفی و نیز نویسندگان مجمل التواریخ و القصص، سمک عیار، مرزبان‌نامه، مرصادالعباد و دیگران. ◻️در گزینش ابیات نیز تنوع فراوان است: یکی اندرزها را برگزیده، دیگری اشارات اساطیری و تاریخی را؛ یکی وصف شب و شراب را، و دیگری مضامین توحیدی یا حکمت و اخلاق را. یکی بزم و آن دیگری رزم را. مولانا جلال‌الدین دو بیت مشهور «فریدون فرخ فرشته نبود…» را در مکتوبی نوشته و احمد غزالی و عین‌القضات بیت «ستم‌ نامهٔ عزل شاهان بود…» را. ◽️◽️این کتابِ پیراسته و محترم می‌تواند دست‌مایهٔ بررسی‌های تازه دربارهٔ شاهنامه باشد؛ از دل آن نکات روشنگری می‌توان بیرون کشید. کانال تلگرامی نورسیاه- میلاد عظیمی 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 26 нояб.38318из akheratimorteza58

    برای زنده‌یاد استاد اسلامی نُدوشن مرگ آمد و دید جان روشن با ماست تیغ آمد و فهمید که جوشن با ماست ظلمتکده‌ی شب است و روز بیداد پرویزیِ مُشکاتِ نُدوشن با ماست مرتضاآخرتی https://t.me/akheratimorteza58

  • 💟 در رثای سوختن جنگل‌های هیرکانی علیرضا قربانی با انتشار تصاویری از جنگل‌های هیرکانی همراه با قطعه «حریق خزان» به آتش‌سوزی اخیر در این میراث جهانی واکنش نشان داد. نسوز این چنین گرم در خود مسوز مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ که گر دست بیداد تقدیر کور تو را…

  • 💟 در رثای سوختن جنگل‌های هیرکانی علیرضا قربانی با انتشار تصاویری از جنگل‌های هیرکانی همراه با قطعه «حریق خزان» به آتش‌سوزی اخیر در این میراث جهانی واکنش نشان داد. نسوز این چنین گرم در خود مسوز مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ که گر دست بیداد تقدیر کور تو را می‌دواند به دنبال باد مرا می‌دواند به دنبال هیچ 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 15 нояб.1 4601811

    🟣تحلیل گفتمانی توهین نمادین به فردوسی بزرگ و پاسخ قضایی نامتوازن ✍فروغ خراشادی - خردسرای فردوسی نیشابور ماجرای توهین به حکیم ابوالقاسم فردوسی را نمی‌توان صرفاً یک کنش فردی یا خطای لحظه‌ای تلقی کرد؛ این رخداد درواقع آزمونی برای فهم عمومی وضعیت آزادی بیان و نیز سنجشی برای کیفیت مواجهۀ قضایی با جرائم فرهنگی است. در درک مدرن آزادی بیان، افراد حق دارند نقد، مخالفت، اعتراض یا حتی طنز خود را آزادانه بیان کنند، اما این آزادی تا جایی معتبر است که به نفرت‌پراکنی، تحقیر هویت‌های جمعی، یا آسیب به کرامت دیگری منتهی نشود. چنین مرزبندی روشنی از سنت لیبرال می‌آید؛ چنان‌که در نظریۀ «اصل آسیب» جان استوارت میل، آزادی تا جایی قابل دفاع است که به زیان ملموس یا نمادین دیگری نینجامد. ازاین‌رو، توهین آشکار به شخصیت‌هایی که حامل میراث جمعی‌اند، نه در دایرۀ نقد سازنده قرار می‌گیرد و نه با استانداردهای گفت‌وگوی عمومی قابل توجیه است؛ زیرا این‌گونه گفتارها ارتباط اجتماعی را تخریب می‌کنند و می‌توانند زمینهٔ تنش، تحقیر و واگرایی فرهنگی را فراهم آورند. نقد حکم و مفهوم تناسب جرم و مجازات نظر به بخش نخست گفتار، پرسش اصلی نه درخصوص مشروعیت برخورد قانونی با رفتار موهن، بلکه دربارۀ تناسب حکم با ماهیت جرم است. جرایم فرهنگی معمولاً واجد ماهیتی نمادین، تربیتی و اجتماعی‌اند و مجازات آن‌ها باید بر مبنای اصلاح، فهم‌بخشی و ترمیم طراحی شود. در پروندۀ یادشده، حکم نه‌تنها فاقد تناسب با ماهیت جرم است، بلکه در سطح کارکرد اجتماعی نیز ناکارآمد جلوه می‌کند. شاهنامه‌خوانی یا تدریس آن به‌عنوان مجازات، آن را از یک متن هویتی و آموزشی به ابزاری تنبیهی فرومی‌کاهد و به‌جای پاسداشت متن و مؤلف، نوعی بی‌اعتنایی و بی‌احترامی غیرمستقیم را القا می‌کند. چنین مجازاتی بیش از آنکه اصلاح‌گر باشد، جنبۀ نمایشی دارد؛ یعنی هدف آن آرام‌سازی افکار عمومی در کوتاه‌مدت است نه اصلاح رفتار فرد یا تقویت بازدارندگی اجتماعی. گویی هدف «مجازات‌های نمادین و غیرکارکردی» بوده است نه تغییر نگرش مجرم یا ترمیم آسیب فرهنگی. راهکارهای اصلاحی و الگوی کارآمد برخورد راه درست‌تر در مواجهه با جرایم فرهنگی، بهره‌گیری از مجازات‌های ترمیمی و آموزشی است؛ مجازات‌هایی که رفتار فرد را در بستر اجتماعی و فرهنگی اصلاح کنند و به او درک دقیق‌تری از مسئولیت شهروندی، اخلاق عمومی و پیامدهای گفتار بدهد. حضور در دوره‌های آموزش سواد رسانه‌ای، کارگاه‌های آشنایی با حقوق شهروندی و پیامدهای گفتار خارج از عرف، ارائه عذرخواهی عمومی و رسمی، یا محدودیت موقت در فعالیت رسانه‌ای می‌تواند در این چارچوب قرار گیرد. این نوع برخوردها نه‌تنها با استانداردهای حقوقی و نظریه‌های جدید عدالت ترمیمی هم‌خوان است، بلکه به افزایش آگاهی اجتماعی و پیشگیری از تکرار رفتارهای مشابه کمک می‌کند. در نهایت، مسئله اصلی نه مجازات فرد، بلکه حفظ شأن میراث فرهنگی و تقویت فرهنگ گفت‌وگوست؛ امری که تنها با رویکردی آموزشی، مسئولیت‌مند و مبتنی بر اصلاح ممکن می‌شود نه با مجازات‌هایی که کارکردی نمادین و نمایشی دارند. 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید

  • 🟣قائم‌مقام خردسرای فردوسی: به‌رغم همۀ تلاش‌ها برای از بین بردن و نادیده‌گرفتن کوروش (و هخامنشیان)، روز به روز، جاودانه‌تر می‌شود... این بخش کوتاه از سخنان دکتر علیرضا قیامتی را ببینید و بشنوید: https://youtube.com/shorts/y4YEPI1gudU?si=XUnMqN2e0nTSKzyn 🔲پنجره‌ای برای دیدن    پنجره‌ای برای شنیدن 🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید