مجموعه اشعار پاپی حسین نظری
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 8
- 1/48двое суток
- 9
- 1/72трое суток
- 9
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
خوبه این موضوع رو در مورد بیمه ی شخص ثالث بدونید: هر حادثه ای که ناشی از وسیله ی نقلیه باشه، چه تصادف باشه چه نباشه بیمه شخص ثالث اون رو شامل میشه 📣 کانال خبرفوری بروجرد👇 @khabar_Boroujerd
میرنوروزشاعرنامی لر بالاگریوه ، مقارن با سلطنت شاه سلیمان صفوی در جایدر پلدختر لرستان پای به عرصه گیتی نهاد ، مه گاوی دارم د ، ده ، یکیش کم (یعنی ۹ سالش است) ، د زمونه شاه سلیمو می زنه دم ، اما دردهلران ایلام چشم از جهان فرو بسته و در همانجا هم به خاک سپرده شده است ، بنا بر اقوال، نسب وی به شاهوردی خان ، آخرین اتابک مقتدر لرستان در زمان شاه عباس اول میرسد که در سال 1006 هجری قمری به فرمان شاه عباس به اتفاق دو فرزند رشیدش بی رحمانه در کنار رودخانه صیمره و بغل پل گاومیشان به قتل رسید ، به هنگام مرگ یکی از زنانش که دختر سید محمد مشعشعی والی هویزه بود ، و به وسیله خاندان پدری وی را به هویزه فراری داده بودند ، حامله بود ، بعد از ماهی چند از مرگ شوهر نام آور و رستم گون ، دو فرزند پسر زائید و آنها را به نامهای احمد و نیدل نامیده و میر نوروز نوه نیدل میباشد.(نیدل جد خاندان میر و احمد جد خاندان چند طایفه چگنی است زادگاه میر در جایدر پلدختر متولد شده است و در حال حاضراز آن روستا فقط باقی مانده قلعه آن بجا مانده است! میر اهل سیاحت بوده و در نقاط مختلف لرستان ، چرخیده و چون آدم عاشق پیشه ای بوده بیشتر به زیبایی زنان آن مناطق نظر داشته ، این در شعرهای بجا مانده از ایشان هویداست ،، وقتی در منطقه چگنی به مردم طایفه رک رک می رسد و زنان طایفه را می بیند می سراید،،مردمون هل خو د رکرکو نی * ساوشو برزو ریشو دیدنی نی ، به سراب نایکش چگنی می رسد ، می گوید ،، سرسراو نایکش کولا بونی * یه دمه وا دوس بویی وا دوس بخنی ، میر همچنین به اصفهان، همدان، شیراز سفر کرده و در شیراز به اسهالی مبتلا می شود که هر چی حکیمان درمان می کنند ، اسهال بند نمی آید ، بعداز چند روز که نایی برای وی نمانده می فهمد که در رنجه اش (خرجینش) مقداری بلوط کوبیده هست ، آنرا با ماست قاطی کرده و می خورد و درجا اسهالش بند می آید ، این بیماری آن هم در شهر حافظ و سعدی چنان میر را بی زار می کند که سفر را پایان داده و به لرستان برمی گردد ، خودش گفته،، همونه بلی ده رنجه کی عسگری ساز * بهتره ده شال و نال شهر شیراز، میر در سیر و سیاحت درپشتکوه و دهلران دل سپرده عشقی بنام «شیرین» میشود ولی خانواده معشوق بدلیل فقر میر نوروز بوی جواب منفی میدهند، میر سالها درگیر این عشق بوده و مرتب بین جایدر و دهلران در رفت و آمد و هیچ معلوم نیست که در نهایت به وصال این عشق نافرجام رسیده یا نه و لیکن در پایان عمر در دهلران به رحمت ایزدی پیوسته و در همانجا بخاک سپرده شده است ، شعر معروفش ،، ای دل سی دهلرو هی می زنی زار * یه تونو یه دهلرو یه دین یار ، به این سفرها و دلیل آنها اشاره دارد ، در مقدمه ای که مرحوم غضنفری بر دیوانه نگاشته این چنین آورده ، میر زندگی ای پر تلاطم داشته ، او در زاگرس زندگی کرده،زاگرسی که فرصت تمام داشت ها ی فرهنگی آن درلابلای جغرافیا و تاریخ سراسر جنگ و گریز مردمش از بین رفته اند! فقری که بر همه احوال مردم زاگرس آنزمان سایه افکنده بود، از میر هم نگذشته ، وقتی بخاطر فقر موفق به وصال معشوق نشده ، سروده ،، " تف دری دست پتی ار کر شاهی/ چی قرون شاه سلیمو ناروایی" مثل اینکه معشوق وقتی تمناهای زیاد میر را می بیند پنهان از خانواده با دلداده شاعر عهد می بندد که بجز با او به ازدواج با ديگری تن درندهد و اطرافیان دختر پس از آشنائی با میر او را جوانی با ذوق و عالم می یابند و با والدین دختر وارد مکاتبه می شوند تا آنها راضی به وصال کنند و سرانجام موفق می شوند و دو دلداده به وصال یکدیگر نائل میگردند و با خوشی در کنار هم زندگی می کنند و این شعر را می سراید👇 " ای دله سی دهلرو ، هی می زنی زار / یه تونو یه دهلرو یه دیدن یار " بی تردید وی شعر لری را دوام و قوام بخشید و شکل نوینی به آن داد هیچ سراینده شعر لری نیست که شعر بسراید ولی از او تقلید نکند میرنوروز بوسیله ی این تک بیت ها توانست موسیقی_لری را دگرگون کند،تک بیت های میرنوروز درگفتار مردمان زاگرس نشین چه لر لک بختیاری که فرهنگی مشترک دارند که بصورت مثل سائره درآمدند، بعنوان مثال وقتی آدم بی ارزشی به مقام بالایی که درخور وشایسته او نیست میرسد،این تک بیت کم نظیر میرنوروز را برایش بکار می برند "مردمونه سیل کنیت وی کار ناشر/ زین مخمل هانین وگرده خر" ای مردم نگاه کنیدبه این کار ناپسند که زین مخملی بر پشت خر می گذارند.
حسینعلی قدمی قیاسوند - درهشهر زخمکم کهنه بیه ترکش د لاشه غم اوما بالا سرم چی کوگ و واشه صو سحر کوگی می ون وا داغ سینه پَر نَزِه مآوا بییر قوش د کمینه
без подписи
شوقِ دیدارت مرا تا بیکرانها برده است این دلِ عاشق مرا تا آسمانها برده است چشمِ تو دریایِ نور و موجِ آن آرامبخش هر نگاهی از تو بر جانم امانها برده است دستِ تو وقتی که در دستِ منِ تنها نشست غصههای مانده را تا کهکشانها برده است با تو هر شب در خیال، از مرزِ دنیا میگذرم خوابِ شیرینِ تو ما را تا جهانها برده است گرچه دوری از بَرم ، نزدیکتر از جان منی عشقِ تو هر لحظه از من ناتوانها برده است در غمت صد بار مردم، در نگاهت زنده ام سِحر و جادویت مرا تا بینشانها برده است هر نفس با یادِ تو در سینهام گل میکند عطرِ لبخندت مرا تا باغِ جانها برده است بیتو حتی آسمان هم رنگِ خود را گم کند با تو اما آسمانم را نشانها برده است 🌹🌹🌹 ✍ پاپیحسین نظری
без подписи
💥ناجی کیوان💥 انتظارت میکشیم ، گلدستهی رضوان بیا جام نوشین زمان ، مستانهی شهران بیا ای که بینامت جهان رنگی ندارد بر دلم ای نسیمِ صبحِ صادق، از دلِ هجران بیا خستهایم از کوچههای بیخبر از ماجرا ای سراجِ راهِ عاشق، کوکبِ زُهران بیا هر نفس نامت دعا شد،دستها بر آسمان ای امیدِ دلخوشیها وصلهی جانان بیا سوی این راهِ دراز در انتظارت ماندهایم چشم یعقوبِ زمانه ، یوسف کنعان بیا آسمان بیتو غبارآلود ، بی شمس و قمر کهکشانِ راه شیری ، هالهی میزان بیا چشمها بر جاده خشکیدند از شوقِ وصال هان که پنهان رفتهای از دیدهها، عیان بیا دل به هر سو میدود از مکه تا سردابِ زَم خواهی آرامَش کنی؛ با یک نگاه ، آسان بیا شامِ تارم بیتو صدها سال طولانی شده ای سحرگاهِ رهایی، بر سرِ پیمان بیا هر که را دیدم ز تو پرسیدم و پاسخ نداد ای جوابِ بیجوابان، آیهی قرآن بیا خاکِ این دنیا بدونِ تو نفس کِی میکشد یکهتازِ بام هستی ، ناجیِ کیوان بیا ✍ پاپیحسین نظری
💜🍃💜🍃💜🍃💜🍃💜🍃💜🍃💜🍃 💫شاعر : پاپی حسین نظری💫 ما لُریم،از دودمانِ شیرهای با وقار خسته از جور زمان اما وزین و برقرار نسلی از کاسیت با جنسی ز مفرغهای خاص جامه ای از شال و سِتره با سواری کهنه کار ما ز قزوین تا خراسان از شمال تا فارس و دز مردمانی با عیاریم کوهیار…
روزهایم مثل چایِ مانده در استکان سرد شدهاند نه عطری نه رنگی نه شوری برای نوشیدن. اما هنوز یک گوشهی دلم میگوید شاید فردا کسی بیاید و دوباره آب جوش روی زندگیام بریزد.😔😔 ✍پاپیحسین نظری ۱۴۰۵/۳/۱۱
خستهام… از خیابانهایی که هر صبح به جای آفتاب قیمتِ تازهی درد را روی پیشانی مردم مینویسند. خستهام… از دستهایی که نان را وزن میکنند اما وزنِ آدمها هیچوقت سبک نمیشود. ✍پاپی حسین نظری ۱۴۰۵/۳/۱۱
без подписи
طاق بِرمِت پُل وِرِسک و گردِنت مِلَه گِدوک قُرص چَشِت ماه چارده سَروَنت تاج مِلوک تخت سینَت مُلکِ مازن کوه الوند هیکِلِت قافِت یا وِ تُرک شیراز نَ گلِ قَن شَکِروک 💥گِدوک : گردنه گدوک به طول ۱۷ کیلومتر در جاده فیروزکوه در حوزه شهرستان سوادکوه در استان مازندران قرار دارد 💐💐 ✍پاپی حسین نظری
без подписи
ویدیویی زیبا که با هوش مصنوعی درست شده...
без подписи
مادری بر سر گور پسرش میرقصد اشک میریزد و با چشم ترش میرقصد در همش میشکند مرگ عزیزش، امّا دستافشان و غزلخوان به برش میرقصد جامهی سوگ به تن دارد و ویران، امّا با دلِ سوختهی پرشررش میرقصد قامتش خم شده از مرگ جگرگوشه، ولی سینهی سوختهی خونجگرش میرقصد جشنِ دامادیِ سرویست به خاک افتاده حجله در خون شده امّا پدرش میرقصد
خواننده : استاد حشمت رجب زاده کمانچه : استاد درویش زاده منظمی "دلم می ها بمیرم د هجریاری نشنووم بالا سرم دنگ براری " "گر بزه گر دم نیای رنگت بینم آز د دلم نمنه د پا زوینم " 🥀🍂🖤🍂🥀
سپهر بابا کجایی؟😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
без подписи
🟠 اصطلاحاتی که بهتره موقعی که به کافه میری بدونی : ◀️1- اسموتی : نوشیدنی غلیظ از میوههای مختلف ◀️2- کوکتل : آب میوه و آب گازدار (سودا) ◀️3- آفوگادو : قهوه داغ روی بستنی ◀️4- دتاکس : میوهای که در آب نگهداری شده ◀️5- پانچ : آبمیوه گازدار و میوه ◀️6- شیک : بستنی و شیر و خامه