tgindex
پاراگراف

پاراگراف

Статистика
@Paragraphcontentперсидский

اینجا پاراگراف و من ایلیا هستم. همون‌طور که از اسم کانال مشخصه، این‌جا قراره درمورد محتوای متنی باهم صحبت کنیم. راستی! برای پروژه‌های محتوایی، می‌تونین روی تیم ما حساب باز کنین. من این‌جام: @iliaoy

Последний пост
26 мая
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
38
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
166
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
412
38 постов
Вовлечённость
248,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 38
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 26 мая199124

    اگر در این مدت حتی ذره‌ای مدافع قطع اینترنت، فیلترینگ، محدودیت دسترسی برای همه‌ی مردم، اینترنت پرو، اینترنت سازمانی و هزار داستان و ماجرای این‌چنینی بوده‌اید؛ خواهشا دیگر پایتان را به فضای تلگرام، اینستاگرام، ایکس و دیگر پلتفرم‌هایی که فیلتر و محدود هستند، نگذارید. به نقل از پیامبر(ص): رطب خورده کی کند منع رطب... بگذارید ما با این وضعیت سختی که درونش افتاده‌ایم، لااقل با هم‌دردان خودمان تنها بمانیم. به امید پایان جنگ و آمدن روزهای پر از آرامش برای همه‌ی ما. ● ایلیا نصری پاراگراف

  • 7 мая2308из contentkade

    تصور کن شغلتو از دست دادی، پروژه‌هات خوابیده، تعدیل شدی، کسب‌وکارت نابود شده و مدتهاست درآمد درست‌حسابی نداری. (البته نیازی به تصور نیست چون این واقعیته!) . بعد وسط همه‌ی این داستانا یهو یکی با ژست «دیدی گفتم» وارد می‌شه و می‌گه: “خب مقصر خودتی آخه شغلی که داشتی واقعی نبوده” . چه حسی پیدا می‌کنی؟ اونم وقتی همین آدم‌ها سال‌ها از خروجی کار تو و امثال تو استفاده می‌کردن. . اگر توی گوگل سوالی رو سرچ می‌کردن و جواب می‌گرفتن، به خاطر یه نویسنده محتوا و سئوکار و برنامه‌نویس و… بوده. . اگر توی اینستاگرام چیزی یاد می‌گرفتن یا سرگرم‌ می‌شدن پشتش یک تولیدکننده محتوا و ادیتور و فیلم‌بردار و… داشتن واقعا کار می‌کردن. . اگر از یک فروشگاه آنلاین خرید می‌کردن، اگر تبلیغ یک برند رو می‌دیدن، اگر به واسطه یک پیج با یک کافه، فیلم، کتاب یا حتی پزشک آشنا می‌شدن، پشت همه‌ی این‌ها، آدم‌هایی بودن که شغلشون همین بوده. . دیجیتال مارکتر، طراح، برنامه‌نویس، کپی‌رایتر، مدیر شبکه‌های اجتماعی، استراتژیست محتوا، تدوینگر و ده‌ها شغل دیگه‌ای که شاید دیده نشن، ولی بخشی از زندگی ما رو ساختن و روش تاثیر گذاشتن، مشاغلی که الان نابود شدن. . شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا اینه که آدمی که شغلش رو به خاطر تصمیمات مسئولین و قطع اینترنت از دست داده و با یه دنیا مشکل درگیره حالا باید از ماهیت شغل و مهارتش هم پیش کسی که احتمالا هیچ درکی‌ ازش نداره دفاع کنه. . حالا شما اگه نمی‌خوای باور نکن، ولی شغل تمام ما واقعی بود، “واقعی‌تر‌ از مستند، ثابت شده بی‌نیاز از سند.”

  • 27 апр.2092из RetroProduct

    #خبر تقاضای کار رکورد زد ثبت ۳۱۸ هزار درخواست کار در یک روز در جاب‌ویژن پلتفرم جاب‌ویژن از ثبت رکورد ۳۱۸ هزار رزومه ارسالی در یک روز خبر داد که نشان‌دهنده افزایش شدید تقاضای کار در مقابل کاهش فرصت‌های شغلی است. شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ تعداد رزومه‌های ارسالی توسط کارجویان در پلتفرم جاب‌ویژن به رکورد ۳۱۸ هزار مورد رسید. رقم عجیبی که نشان می‌دهد سیل بیکاری شدت گرفته و میزان تقاضای کار در یک روز جهش پیدا کرده است. جاب‌ویژن اعلام کرده که این تعداد رزومه ارسالی ۵۰ درصد نسبت به بیشترین مقدار ثبت‌شده در تاریخ این پلتفرم افزایش داشته است. به این معنا که رکورد قبلی ثبت رزومه در جاب‌ویژن ۲۱۲ هزار مورد بوده و حالا به ۳۱۸ هزار مورد در یک روز رسیده است. @RetroProduct

  • 25 февр.1 35516

    استخدام بازاریاب پروژه‌های سئو و طراحی سایت 🔎 ما به دنبال یک بازاریاب هستیم که بتواند برای مجموعه‌ی ما پروژه‌های سئو و طراحی سایت جذب کند. اگر شبکه ارتباطی قوی دارید و با کسب‌وکارها در ارتباط هستید، این فرصت می‌تواند همکاری خوبی برای ما باشد. ✨ برای دریافت جزئیات بیشتر به آیدی من پیام دهید: @Iliaoy

  • چه‌قدر تلگرام زیباست.

  • رستم: تو كه بدين خردی رستم را می‌آزمايی بگو نام چهاربن را شنيده‌ای؟ سياوش: آب و باد و خاک و آتش! رستم: كدام چيره‌ترند؟ سياوش: هر دم يكى؛ چون تشنه‌اى آب، چون خونت بريزند خاک، چون درگذرى باد و چون دلت بسوزد آتش... ● بهرام بیضایی بدرود آقای بیضایی عزیز 🖤

  • آقایان مدافعان فیلترینگ، تبریک! شما برنده شدید و یک ملت باخت این متن خطاب به مدافعان سرسخت فیلترینگ نوشته می‌‌شود برای عرض تبریک. خطاب به آقای آقامیری، رئیس مرکز ملی فضای‌مجازی و همکاران‌شان. به آقای پژمانفر، نماینده محترم مجلس که سال‌ها سفت‌وسخت علیه اینترنت آزاد مبارزه کردند. به آقای تقی‌پور، وزیر سابق و نماینده امروز که انصافاً بی‌وقفه برای فیلترینگ پلتفرم‌های مورد اقبال مردم کار کردند. به خیلی‌های دیگر؛ آقایان آقاتهرانی، زارع‌پور و رسول جلیلی. به آن‌دسته از نمایندگان محترم مجلس که وقتی زمزمه رفع فیلتر یک‌پلتفرم مطرح می‌‌شود، فردایش در صحن علنی چنان نطقی می‌کنند که گویا از استفاده از تلگرام، گناهی بزرگتر وجود ندارد. صدالبته که پیش از ظهر، ویدئوی نطق آتشین خود را در کانال تلگرامی‌شان آپلود می‌کنند تا به‌قول خودشان، در جنگ رسانه‌ای حضور فعالی داشته باشند. شما در همه این‌سال‌ها توانستید این روایت را جا بیاندازید که خطر پلتفرم‌هایی که همه مردم دنیا از آن‌ها استفاده می‌کنند، از فیلترشکن‌های بی‌نام‌ونشان بیشتر است. شما توانستید کاری کنید که در گوشی هر کودک و بزرگسالی، فیلترشکنی نصب شود که هیچ‌کس نمی‌داند در چه سطوحی، چه دسترسی‌هایی دارند. شما موفق شدید. موفق شدید کاری کنید تا مسئولان ارشد کشور هم روی گوشی خود، ناامن‌ترین نرم‌افزارها را نصب کنند تا بتوانند به کانال‌های تلگرامی و صفحات توئیتری دسترسی پیدا کنند. شما توانستید به افراد متنفذ، سیمکارت سفید برسانید تا درد کُندی اینترنت، درد کار نکردن فیلترشکن و کلی درد دیگر را تجربه نکنند. کاری کردید که حتی صفحه «خطا در اتصال اینترنت» برایشان آشنا هم نباشد. که حتی شاید یادشان برود کدام سایت فیلتر است و کدام نیست. شما کاری کردید که صدای متخصصان امنیت شبکه شنیده نشود. نه‌تنها شنیده نشود، بلکه با بدبینی به حرف‌هایشان نگاه شود. ناامیدانه تلاش کنند بدیهیات را توضیح دهند و نه‌تنها قدر نبینند که حرف‌هایشان با سوءظن تفسیر و تحلیل شود. کاری کردید که عده‌ای باور کنند تلگرام عامل بیچارگی کشور است؛ که نبودن مردم در توئیتر باعث امنیت می‌شود، که همه مشکلات از اینستاگرام است و اگر فیلتر شود و فیلتر بماند، آنچه به‌زعم شما معضلات فرهنگی است، رفع و رجوع می‌شود. شما میلیون‌ها دانش‌آموز را از استفاده از منابع آموزشی مختلف، محروم کردید و کسی در این کشور یقه شما را نگرفت که چرا، به چه‌حقی و با چه‌هدفی؟ شما حتی به افرادی سیمکارت سفید دادید تا در همین پلتفرم‌های فیلترشده، حضور پیدا کنند و از فیلترینگ دفاع کنند؛ موضوعی که از هر زاویه‌ای، خنده‌دار و فراتر از آن است؛ اما آنقدر طبیعی با آن برخورد کردید که برای ما هم تبدیل به یک موضوع عادی شد. شما در تسنیم، فارس و رجانیوز از اشتباه‌بودن فعالیت در تلگرام نوشتید و هم‌زمان به ادمین‌های همین خبرگزاری‌ها و سایت‌های خبری، اینترنت سفید دادید تا در تلگرام به فعالیت خود ادامه دهند. شما برای آقای مومن‌نسب بودجه گرفتید تا در شبکه‌های اجتماعی فیلترشده به‌اسم افراد مشهور، اکانت بسازد و در راستای منافع‌تان توئیت کند. حتی این موضوع را علنی هم بیان کردید. اما روا ندیدید که ما هم مثل یک انسان عادی به این شبکه‌های اجتماعی دسترسی داشته باشیم. آنقدر فکر همه‌جایش را کرده بودید که حتی به بعضی رسانه‌های مستقل هم این سیمکارت‌ها را رساندید تا در بزنگاه اعتبار و انتقادات، آن‌ها را هم زیر سوال ببرید. جای تبریک دارد. برنامه شما حداقل تا امروز بی‌نقص بوده. در روزگاری که معاون وزیر ارتباطات مستقیماً از مشکلات امنیتی میلیون‌ها فیلترشکن نصب‌شده روی گوشی و کامپیوتر شهروندان می‌گوید، شما همچنان کک‌تان نمی‌گزد. شما حتی مسئولیت وضع فعلی را هم برعهده نمی‌گیرید. حتی نمی‌آیید دفاع کنید. حتی به‌روی خودتان هم نمی‌آورید‍. آنقدر خوب بازی می‌کنید و آنقدر خوب مهره‌هایتان را چیده‌اید که پس از افتضاح سیمکارت‌های سفید هم کسی به شما خرده نمی‌گیرد. دمتان گرم و خسته نباشید. شما موفق شدید فیلترینگ را سفت‌وسخت نگه ‌دارید و قدرتمندترش کنید. هیچ‌کس هم زورش به شما نرسید و نخواهد رسید. ما به شما باختیم. خیلی‌چیزها را باختیم. کشور اقتصاد دیجیتال‌اش را باخت. مردم ایران، وقت و پول‌شان را. جوانان کشور، جوانی‌شان را و هرکسی که در این سال‌ها ضدفیلتر فعالیت کرد، انگیزه و انرژی‌اش را به شما باخت. امیدوارم روزی مسئولیت آنچه در این یکی، دو دهه بر کشور گذشت را بپذیرید و پاسخگوی این باخت‌ها باشید. تا آن‌روز، پیروزی مبارک‌تان. ● حسین رمضان‏‌زاده ● روزنامه هم ‌میهن پاراگراف

  • 25 сент. 2025 г.50932из content_life

    مسابقه داریم؛ چه مسابقه‌ای 🥳 📅 به چه مناسبت؟ به مناسبت هشتم مهر، روز بزرگداشت مولانا، شاعر بزرگ قرن هفتم👳‍♂️ مولانا که زندگی دانشمندانه‌ای داشت و فرزند بهاءالدین ولد، از بزرگ‌ترین خطیبان و دانشمندان اون دوره است؛ یه جایی از زندگی‌ش متحول می‌شه و روش تدریسش رو عوض می‌کنه: 📖 مولانا قصه می‌گه! جلال‌الدین محمد ما از شیوهٔ داستان‌سرایی برای جاودانه و قابل فهم کردن علمش استفاده می‌کنه: ای برادر قصه چون پیمانه‌ایست معنی اندر وی مثال دانه‌ایست دانهٔ معنی بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را گر گشت نقل ❓ اما داستان مسابقه چیه؟ «قصهٔ طوطی و بقال»🦜 همون طوطی محبوب بقال که اشتباهی شیشه‌ٔ روغن رو می‌ریزه... بقال خیلی عصبانی می‌شه و می‌زنه تو سر پرنده. پرنده که مثل بقیه طوطی‌سانان موقع افسردگی پر می‌ریزه، کم‌کم هم پرهای سرش رو از دست می‌ده و هم از سخن گفتن می‌افته... هیچ دلجویی‌ای کارگر نمی‌افته تا... (ادامه‌شو اینجاها ببینید یا بخونید) 🎯 حالا ما قراره چه کنیم؟ می‌خوایم طوطی رو بفروشیم! نه هر طوطی‌ای؛ طوطی کچل قصه رو ✍️ برای طوطی پرریخته، یک آگهی فروش طراحی کنید. می‌تونید: » طنز یا جدی، رسمی یا محاوره، نثر یا نظم بنویسید. » یک متن بلند (تا ۳۰۰کلمه) یا فقط یک متن کوتاه پیامکی طراحی کنید. 🧑👩🧔‍♂️ مخاطب هدفتون می‌تونه یکی از اینها باشه: ۱- نسل‌ زِدی‌های پرنده‌دوست یا ۲- پرنده‌دوستای خیابون مولوی تهران 👮‍♂️قوانین مسابقه هر شرکت‌کننده فقط یک متن پیامکی یا یک آگهی حداکثر ۳۰۰ کلمه‌‌ای می‌تونه بفرسته. حواستون به غلط‌های املائی و نگارشی باشه! 📩 نوشته‌تون رو همراه نام و شماره تماستون در قالب PDF یا به‌شکل متن خالی برای نیمکت‌بان @Poshtiban_content بفرستید. مهلت ارسال: تا ۸ مهرماه ۱۴۰۴ 🏆 به خلاقانه و ترغیب‌کننده‌ترین متن‌های فروش، با رأی هیئت داوران، جایزه‌ اهدا خواهیم کرد و در لینکدین و تلگرام محتوازیست هم اعلام خواهیم کرد. #مسابقه 🌱@Content_Life|محتوازیست

  • 25 авг. 2025 г.37344из bamotamem

    مسیرهای زیبایی وجود دارند که تا گم نشویم آن‌ها را کشف نمی‌کنیم. ارول اوزان #نقل_قول جمله‌های روزانهٔ متمم

  • جوان زخم‌خورده‌ی این سرزمین، حالا به نقطه‌ای رسیده که دیگر رویای فتح جایی در جهان را به سخره می‌گیرد. روزگاری خیال می‌کرد می‌تواند سرنوشت را به چالش بکشد، اما آن‌قدر لگدمال و تحقیر و خسته شده که دیگر رمقی برای ایستادن ندارد. مثل کسی که بارها زمین خورده و دیگر حتی حوصله‌ی بلندشدن هم ندارد. سرنوشت را همان‌طور که هست پذیرفته؛ بی‌هیچ اعتراض و جنجالی. گوشه‌ی تختش می‌نشیند، عودی روشن می‌کند و دودش را آرام به تاریکی می‌سپارد. تنها دلخوشی‌اش نسیم خنکی‌ست که گاهی از پنجره می‌وزد و تنِ خسته‌اش را کمی آرام می‌کند. 📝 ایلیا نصری پاراگراف

  • در این چند روز اخیر چیزی که به وفور دیده می‌شود، افت محسوس کیفیت برق شهری است. نوساناتی که تجربه می‌کنیم، به قدری عجیب و غیرقابل پیش‌بینی هستند که حتی برای یک فرد عادی هم قابل تشخیص‌اند. این وضعیت، در ظاهر شاید فقط یک اختلال لحظه‌ای به نظر برسد، اما واقعیت این است که چنین نوساناتی می‌تواند به‌شدت به تجهیزات برقی آسیب بزند. تجهیزات صنعتی، بردهای الکترونیکی حساس، موتورهای الکتریکی، شارژرها، کامپیوترها و حتی وسایل گرمایشی و سرمایشی، همگی به جریان برق پایدار وابسته‌اند. هر افت یا افزایش ناگهانی ولتاژ می‌تواند باعث سوختن قطعات، کاهش عمر مفید دستگاه‌ها یا حتی از کار افتادن کامل آن‌ها شود. به زبان ساده‌تر، نوسان شدید برق مثل یک شوک ناگهانی به بدن است؛ اگر یک‌بار رخ دهد شاید بدن تحمل کند، اما تکرار آن در بازه‌های کوتاه، سیستم را فرسوده و از پا درمی‌آورد. به همین دلیل، این روزها بیش از هر زمان دیگری باید نسبت به کیفیت برق حساس بود و تا جای ممکن از محافظ‌ و استابلایزرها استفاده کرد. واقعیت این است که کاهش کیفیت برق فقط یک مشکل فنی نیست، بلکه زنگ خطری جدی برای آسایش روزمره و سرمایه‌ ما در قالب لوازم برقی محسوب می‌شود. اگر این روند ادامه پیدا کند، خسارات ناشی از آن نه‌تنها جیب مردم، بلکه توان اقتصادی خانواده‌ها را هم تحت فشار خواهد گذاشت. 📝 ایلیا نصری پاراگراف

  • به این می‌گویند یک تبلیغ خوب و فکرشده. 👌 پاراگراف

  • 16 июл. 2025 г.3619из bamotamem

    می‌گویند قانون تار عنکبوتی است که فقط حشره‌های ریز را می‌گیرد و جانوران بزرگ از آن عبور می‌کنند. هر کس که اندکی با فضای اداری و بروکراتیک کشور آشنا باشد می‌پذیرد که عوامل نفوذی کشورهای دیگر به‌سادگی و سرعت و احتمالاً قبل از هر کسی می‌توانند وارد لیست سفید دسترسی به اینترنت آزاد شوند. طبقاتی کردن اینترنت، قطعاً فقط کاربران عادی را هدف قرار می‌دهد و بیش از هر چیز، این پیام را به دیگران می‌دهد که تصویر شفافی از مفهوم "امنیت دیجیتال" در ذهن سیاست‌گذاران وجود ندارد. این که این قانون به ضرر کشور است واضح است. اما اینکه ضربه آگاهانه زده شده یا نه، در تاریخ گفته خواهد شد. #پست_موقت

  • پروژه‌ها کی قرار است شروع شوند؟ پاسخ به این سوال، در شرایط امروز کشور، ساده نیست. واقعیت این است که ما در وضعیتی قرار گرفته‌ایم که هر روز با تردید و نگرانی آغاز می‌شود. هنوز نمی‌دانیم آیا دوباره باید منتظر آغاز جنگی دیگر باشیم یا خیر. نمی‌دانیم وضعیت اینترنت بهبود پیدا می‌کند یا باز هم باید با اختلال‌ها و قطعی‌ها دست و پنجه نرم کنیم. مردم دل و دماغی برای جست‌وجو، مطالعه یا شروع کارهای تازه ندارند. همین بی‌انگیزگی و خستگی روحی، بزرگ‌ترین دلیل برای به تعویق افتادن شروع پروژه‌هاست. مانعی که امروز در برابر ماست، فقط چالش‌های مالی یا کاری نیست؛ این مانع، بی‌اعتمادی به آینده و سنگینی فضایی است که امید را کم‌رنگ کرده است. 📝 ایلیا نصری پاراگراف

  • نه آقای وزیر، اینترنت هنوز اینترنت نیست این روزها، وقتی صحبت از اینترنت در ایران می‌شود، انگار داریم از یک قصه نیمه‌تمام حرف می‌زنیم؛ قصه‌ای که کلاغ آن نه به خانه رسیده و نه نرسیده و هنوز در پیچ‌وخم گره‌هایش گیر کرده است. وزیر ارتباطات، چندی پیش با اطمینان اعلام کردند که اینترنت به روزهای خوب قبل از جنگ برگشته. اما کافی‌ست نگاهی به زندگی واقعی مردم بیندازیم تا بفهمیم این ادعا بیشتر شبیه یک آرزوی قشنگ است تا حقیقتی که بتوان لمسش کرد. حالا اگر ترافیک واتساپ را گردن مرکز ملی فضای مجازی بیندازیم، فیلترینگ را گردن کارگروه فیلترینگ، باقی مشکلات را گردن چه کسی بیندازیم؟ اینترنت یا سایه‌ای از آن؟ تصور کنید قرار است با دوستتان در آن سوی دنیا حرف بزنید، اما صفحه مدام یخ می‌زند؛ فیلترشکن‌ها کار نمی‌کنند و وسط یک کار آنلاین یا جلسه برخط، امکان قطعی شما به کرات وجود دارد. فروشگاه‌های اندرویدی و اپ استور فیلتر هستند و کدهای ورود به اپلیکیشن‌های اجتماعی هم برایتان نمی‌آید. این‌ها داستان‌های تخیلی نیستند؛ این روزها، زندگی میلیون‌ها نفر در ایران همین‌قدر شکننده شده. ترافیک اینترنت مثل رودی که خشکیده باشد، کم‌جان و بی‌رمق است. قطعی‌ها دیگر استثنا نیستند، بلکه قاعده شده‌اند. وزیر می‌گوید همه‌چیز عادی‌ست، اما عادی برای او شاید یعنی چیزی که ما دیگر به یاد نمی‌آریم: اینترنتی که کار کند، نفس بکشد و زندگی را پیش ببرد. اینترنت بالاخره دست کیست؟ دولت می‌گوید محدودیت‌ها برای امنیت است؛ برای اینکه زیرساخت‌ها از گزند حملات سایبری در امان بمانند. حرفشان را می‌فهمیم، اما این فقط یک تکه از پازل است. کنترل اینترنت در ایران مثل کلافی سردرگم است که سرنخش دست چند نفر است: مرکز ملی فضای مجازی، شورای عالی فضای مجازی، شورای امنیت ملی، کارگروه فیلترینگ، وزارت اطلاعات و…هر کدام سهمی دارند، اما هیچ‌کدام انگار مسئول کامل نیستند. این پراکندگی، مثل مه غلیظی جلوی چشم مردم را گرفته و نمی‌گذارد بفهمند مشکل از کجاست و راه‌حلش کجاست. شفافیت گم شده و این گمگشتگی، اعتماد را لگدمال کرده است. اینترنت در مراکز دیتا وجود ندارد، اختلال‌های جهانی همچنان وجود دارد و فیلترشکن‌های روشن موجب مشکلات زیادی شدند: از حملات سایبری گرفته تا فرسوده شدن گوشی مردم. حرف بزنید، ما گوشیم از همه دردناک‌تر، سکوت است. نه سکوتی که آرامش بیاورد، بلکه سکوتی که خشم می‌آفریند. رسانه‌ها سوال می‌پرسند، مردم فریاد می‌زنند، اما جواب؟ یا بیانیه‌ای یک طرفه که چیزی نمی‌گوید، یا اصلاً هیچ. دولت و وزارت ارتباطات انگار ترجیح می‌دهد مونولوگ بخواند تا اینکه گفت‌وگویی راه بیندازد. گفتگویی از مسئولین این وزارتخانه منتشر نمی‌شود؛ اگر کسی جایی چیزی منتشر می‌کند بدون ذکر اسم است و دغدغه مردم از کیفیت اینترنت گرفته تا ویدیوگیم‌ها، بی‌پاسخ است. مردم نمی‌خواهند فقط شنونده باشند؛ آن‌ها حق دارند بپرسند چرا ابزاری که مثل هوا برایشان ضروری‌ست، این‌قدر از دسترس دور شده. این بی‌جوابی، شکاف بین مردم و مسئولین را عمیق‌تر می‌کند و به کسب‌وکارهای آنلاین و اقتصاد دیجیتال ضربه می‌زند. واقعا لازم نیست این‌ها را گفت؛ حتم دارم که می‌دانند. فکرش را بکنید: کارآفرینی که مشتری خارجی‌اش را از دست می‌دهد چون نمی‌تواند یک تماس ساده بگیرد. مادری که نمی‌تواند برای بچه‌اش یک ویدئو برای سرگرمی پخش کند یا جوانی که برای دور زدن فیلترها، پولش را خرج VPN می‌کند و در نهایت بازهم نمی‌تواند پروژه‌اش را تحویل بدهد. این‌ها زندگی آدم‌هایی‌ست که هر روز با دیوار بلند محدودیت‌ها روبرو می‌شوند. اینترنت دیگر فقط برای سرگرمی نیست؛ ستون فقرات آموزش، کار و حتی بقای انسان‌ها ست. وقتی این ستون می‌لرزد، همه‌چیز می‌لرزد. راهی که باید رفت حالا وقت تغییر است، نه شعار. وزارت ارتباطات می‌تواند به جای دیوار کشیدن، پل بسازد: با نشست‌های رو در رو با رسانه‌ها، با گزارش‌هایی که چیزی را پنهان نکنند، با گوش دادن به آدم‌هایی که این روزها را زندگی می‌کنند، نه فقط تماشایش می‌کنند. کارشناسان مستقل را به میدان بیاورند، صدای کاربران را بشنوند و به جای توجیه، عمل کنند. اینترنت حق است، نه لطف؛ و مردم شایسته‌اند که این حق را بی‌منت و بی‌دردسر داشته باشند. آقای وزیر، با احترام، اینترنت هنوز آن چیزی نیست که شما می‌گویید. شاید روی کاغذ همه‌چیز درست باشد، اما در کوچه‌پس‌کوچه‌های زندگی ما، هنوز قطعی‌ها سایه انداخته‌اند. مردم این را با پوست و استخوان حس می‌کنند. بیایید به جای وعده‌های دور، قدم‌های نزدیک برداریم—تا روزی که اینترنت واقعاً اینترنت باشد، نه فقط نامی که به زور عادی جلوه‌اش می‌دهیم. 📝 آرش پارساپور پاراگراف

  • وقتی سایه‌ی سنگین جنگ بر سر یک سرزمین می‌افتد، دیگر در دل‌ها جایی برای شادی‌های ساده و روزمره پیدا نمی‌شود. دغدغه‌ها آن‌قدر بزرگ می‌شوند که وب‌گردی‌های شبانه، خریدهای کوچک آنلاین یا حتی فکر کردن به تفریح و دلخوشی، از یادها می‌رود و اینترنت که در روزگارِ صلح، پناه و روزنه‌‌ی امیدی محسوب می‌شد، در دلِ بحران و قطعی و اختلال، خودش زخمی تازه می‌شود‌. زخمی که چرخِ زندگی هزاران کسب‌وکار کوچک و متوسط را از حرکت بازمی‌دارد. در این میان، کارفرماها هم ناچارند تصمیم‌های دشوار بگیرند. پروژه‌های سئو، مارکتینگ، گرافیک، تولید محتوا، کمپین‌های تبلیغاتی و ده‌ها برنامه دیگر، یکی پس از دیگری متوقف می‌شوند و این‌جاست که ما می‌مانیم. ما فریلنسرها؛ با تمام امید و ترس‌هایمان، رو‌به‌روی موجی از چالش‌های مالی که بی‌امان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شوند... اما روزگار سیاه همیشه ماندگار نبوده. جنگ سرانجام به پایان می‌رسد و نفسی با آرامش، آهسته و کم‌جان، به شهر و دیار بازمی‌گردد. دوباره نورِ امید از پشت پرده‌ها به خانه سرک می‌کشد. این‌جاست که باید به همه آن‌هایی که در دل این تندباد ایستادند و طاقت آوردند، درود گفت. به همه فریلنسرها، همه همکاران و دوستانِ بی‌پناهِ این روزها و شب‌های دشوار. ❤️ سختی‌ها هنوز تمام نشده، اما ما هستیم. ما راه را ادامه می‌دهیم، چون جز ساختن و ماندن، چاره‌ای نداریم. 📝 ایلیا نصری پاراگراف ❤️‍🩹

  • 29 мар. 2025 г.46872из content_life

    طراحی کمپین نوروزی برای «آبی‌بی» ما توی تیم «زودپز» که جمع فعال کپی‌رایترها و ایده‌پردازای خلاقه، برنامۀ تمرین کپی‌رایتینگ داریم. این گزارشِ دومین تمرین ماست که با #بریف فرضی و کارفرمای انتخابی‌مون انجامش دادیم. آبی‌بی، کسب‌وکاریه که هدایای سازمانی طراحی می‌کنه. توی این تمرین، ما همراهی گرافیست و راهبر هنری رو هم داشتیم و تونستیم کمپین رو به شکل جذابتری بصری (ویژوال) هم بکنیم. چالش‌ها و آموخته‌هامون رو توی گزارش بخونید🌱 #کپی_رایتینگ #ایده_پردازی #گزارش #تمرین 🌱@Content_Life|محتوازیست✍️

  • به‌رغم تمام روزهای سخت، تمام شب‌هایی که نابود و خسته به خواب رفتیم، تمام بغض‌هایی که در تنهایی شکستیم، آرزو می‌کنم که در سال جدید، زندگی کنیم! زندگی، نه فقط زنده بودن... که هر صبح با شوق چشم بگشاییم و هر غروب، دل را به آرامش بسپاریم. امیدوارم دوباره بتوانیم از جادوی غروب‌های سرخ‌رنگ آفتاب لذت ببریم، موسیقی را نه فقط بشنویم، بلکه با آن برقصیم، سفر کنیم و در جاده‌های ایران‌زمین، رد پای رویاهایمان را دنبال کنیم. کاش خواب، سرشار آرامش باشد، نه گریز از خستگی‌ها. کاش خرید کردن، ذوق باشد، نه دغدغه. کاش کار کردن، ساختن باشد، نه فقط دویدن. و از همه مهم‌تر، عشق را زندگی کنیم! عشقِ تجربه‌های جدید. عشقِ تبسم‌‌های پنهانی. عشقِ لحظه‌هایی که دنیا برای ثانیه‌ای از حرکت می‌ایستد و ما، در دل آن لحظه، خوشبخت‌ترین آدم‌های روی زمین‌ایم. باشد که در سال جدید، روزهای خوب را از ما دریغ نکنند، همان‌هایی که مدت‌هاست ما را کفن کرده‌اند... سال نو، روشن 🌱 📝 ایلیا نصری پاراگراف🎉

  • حالا که روزهای آخر سال را سپری می‌کنیم، همه‌چیز رنگ و بوی بهار گرفته است. هوا پر از عطر تازگی است، نسیم نوازشگر پنجره‌ها را می‌لرزاند، و هر نفسی که می‌کشیم، نشانی از امید و عشق دارد. ☘️ این ریل، مروری‌ست بر آخرین روز کاری ۱۴۰۳، لحظاتی که یک سال تلاش را پشت سر گذراندیم و با اشتیاقی تازه، چشم به آینده‌ای روشن داریم. امیدواریم که سال جدید برای شما پر از شادی، موفقیت و روزهای نیک باشد. 💙 حالا که به پایان این سال پرماجرا رسیده‌ایم، وقت آن است که از صمیم قلب از همه دوستان و همکاران عزیزی که در این مسیر همراه ما بودند، قدردانی کنم. ✨️ شما که با مهر و تلاش بی‌دریغتان، عشق و امید را به تیم هدیه دادید، شما که با همدلی و انگیزه، کار کردن را لذت‌بخش و مسیر را هموارتر کردید. کار با شما نه‌تنها آسان، بلکه زیبا و الهام‌بخش است. بمانید برایمان، که با شما، سال روشن است. 🫂 📝 ایلیا نصری لینک پست #تولید_محتوا #محتوا #نویسندگی پاراگراف✨

  • جمعه به‌کام. پاراگراف 🎶