tgindex
پراکندگان پندار

پراکندگان پندار

Статистика
@Parakandeganependarперсидский

زبان و ادب فارسی، گوهری قیمتی است. فارغ از هر هیاهو و غوغایی دربارهٔ آن سخن خواهیم گفت با عنایت حق.

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
110
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
205
20 постов
Вовлечённость
186,4%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
35
1/48двое суток
40
1/72трое суток
43

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • در این مشهد که هم بالینِ طوس و طابران خفته است جهانِ جان و بالاتر از آن، جانِ جهان خفته است حریمِ کبریایش را چه گویم تا کنم تصویر ؟ به مدحِ او قلم از کار مانده است و بیان خفته است ز رنجِ رایگان بگذر، بِنه بر آستانش سر که در وی رازِ نامکشوفِ گنجِ شایگان خفته است حسین منزوی https://t.me/Parakandeganependar

  • ای از برِ سِدره شاهراهت وی قُبّه‌ی عرش تکیه‌گاهت چرخ ارچه رفیع، خاک پایت عقل ارچه بزرگ ، طفلِ راهت خورده است خدا ز روی تعظیم سوگند به روی همچو ماهت ایزد که رقیب جان خرد کرد نام تو ردیف نام خود کرد جمال‌الدین عبدالرّزاق، ترکیب بند، در نعت رسول اکرم (ص) ای بر سرِ سِدره گشته راهت وی مَنظرِ عرش پایگاهت ای خاکِ تو توتیا‌یِ بینش روشن به‌تو چشم آفرینش عقل ارچه خلیفه‌ای شگرف است بر لوحِ سخن تمام حرف است هم مُهر مؤیّد‌ی ندارد تا مِهر محمدی ندارد نظامی، لیلی و مجنون، در نعت رسول اکرم (ص) https://t.me/Parakandeganependar

  • عالم همه خاکِ کربلا بایدمان پیوسته به لب، خدا خدا بایدمان تا پاک شود زمین ز اَبنایِ یزید همواره حسین مقتدا بایدمان سید حسن حسینی https://t.me/Parakandeganependar

  • ساقی به یاد دار که چون جامِ می‌ دهی بَحری دهی که کوهِ غم از جا برافکند خاقانی https://t.me/Parakandeganependar

  • حمیدی شیرازی شاعری است که دوستش می دارم. یکی از شاعرانی که باعث شد در نوجوانی به ادبیات علاقه‌مند شوم. بیت اول منطومهٔ بُت شکنِ بابلش، به‌گونه‌ای مرا شیفتهٔ خود کرد و رشته‌ای بر گردنم افکند که هنوز هم بعد از گذشت سالیان و آشناییم با شاعران معاصر بسیاری، که اغلب هم سیاهی لشگر بودند و تنها صفتشان همان بسیاری، شاعر آن بیت و منظومهٔ بی بدیل، در نظرم در صدر محبوب‌ترین شاعران معاصر قرار دارد. حکایت محبوبیتش برای من بعد از سالها همان حکایت دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی است. او ترکیبی از لطافت ذوق و استحکام کلام را در شعر به مخاطب عرضه می دارد و چه از این بهتر؟ چند بیت از این منظومهٔ درخشان ادب فارسی: خَلق را خونخوارگی، اصلِ خوشی‌ست شادیِ مخلوق از مردم‌کُشی‌ست خاک را گویی به گاه بیختن اُلفتی دادند با خون ریختن دردِ مردان دردِ از نامردم است دردِ این نامردمان، دردِ دَم است بت‌شکن برخیز بام و دَر شکن بت‌شکن، بتخانه و بُتگر شکن https://t.me/Parakandeganependar

  • به جان جوشم که جویایِ تو باشم خَسی بر موجِ دریایِ تو باشم تمامِ آرزوهایِ منی، کاش یکی از آرزوهایِ تو باشم م. سرشک (محمدرضا شفیعی کدکنی) https://t.me/Parakandeganependar

  • دهم تیرماه روز بزرگداشت صائب تبریزی https://t.me/Parakandeganependar

  • وداع و وصل، جداگانه لذّتی دارد هزار بار برو، صد هزار بار بیا غالب دهلوی @shahbeit_e_hendi

  • نیست اهل بیت را رنگین‌تر از وی مصرعی گر بُود بر صدرِ نُه معصوم جای او، بِجاست با لب خشک از جهان تا رفت آن سلطان دین آب را خاک مذّلِت در دهان زین ماجراست صائب #حسین (ع) https://t.me/Parakandeganependar

  • طوفانِ خون، ز چشم جهان جوش می‌زند بر چرخ، نخلِ ماتمیان، دوش می‌زند یا رب شب مصیبتِ آرام‌سوز کیست امشب که برقِ آه، رَهِ هوش می‌زند؟ روشن نشد که روز سیاه عزای کیست صبحی که دم ز شامِ سیه پوش می‌زند؟ بس نوشداروی دل غمدیدگان بُود آبی که اشک بر رخ مدهوش می‌زند ساکن نمی‌شود نَفَسِ ناتوانِ من زین دشنه‌ها که بر لبِ خاموش می‌زند گویا به یاد تشنه لبِ کربلا، حسین طوفانِ شیونی ز لبم جوش می‌زند تنها نه من، که بر لب جبریل نوحه‌هاست گویا عزایِ شاهِ شهیدانِ کربلاست بند آغازین ترکیب‌بند حزین لاهیجی در رثای حضرت سیدالشهدا (ع) https://t.me/Parakandeganependar

  • از درد همیشه من دوا می‌بینم در قهر و جفا لطف و وفا می‌بینم در صَحنِ زمین به زیرِ نُه طاقِ فَلک بر هرچه نظر کنم تو را می‌بینم مولوی   https://t.me/Parakandeganependar

  • 4 июн.215121

    فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست ماییم و دست و دامنِ معصومِ مرتضیٰ سعدی

  • 2 июн.229111

    Instrumental - Gole Goldon (320).mp3

  • 26 мая298204

    مدّتی این مثنوی تأخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد

  • اندوه مَلِکی است که چون جایی قرار گرفت رضا ندهد که هیچ چیز با او قرار گیرد. تذکرةالاولیاء، عطار نیشابوری https://t.me/Parakandeganependar

  • فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین فضل حیدر، شیر یزدان، مرتضای پاکدین فضل آن کس کز پیمبر بگذری فاضل‌تر اوست فضل آن رکن مسلمانی ، امام المتّقین لا فتی الّا علی برخوان و تفسیرش بدان یا که گفت و یا که داند گفت جز روح الامین ؟ کسایی مَروَزی https://t.me/Parakandeganependar

  • تا کِی گویی که اهلِ گیتی در هَستی و نیستی لَئیمند؟ چون تو طَمع از جهان بُریدی دانی که همه جهان کریمند رودکی https://t.me/Parakandeganependar

  • تَفأل به دیوان حافظ: ساقیا برخیز و دَردِه جام را خاک بر سر کن غَمِ ایّام را ساغرِ می بر کَفم نِه تا زِ بَر بَرکِشم این دلقِ اَزرق فام را گر چه بدنامی است نزدِ عاقلان ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را باده دَردِه، چند از این بادِ غرور خاک بر سر نفسِ نافرجام را دودِ آهِ سینهِٔ نالانِ من سوخت این افسردگان خام را مَحرم رازِ دل شیدایِ خود کس نمی‌بینم ز خاص و عام را با دلارامی مرا خاطر خوش است کز دلم یک باره بُرد آرام را نَنگرد دیگر به سرو اندر چمن هر که دید آن سروِ سیم اندام را صبر کن حافظ به سختی روز و شب عاقبت روزی بیابی کام را https://t.me/Parakandeganependar

  • اولاً: أحِبُك ثانیاً: مُهما حَدثَ بَینَنا لاتَنسِ أولاً... اوّل این که: دوستت دارم دوم این که: هر آن‌چه بین ما رخ داد، اوّلی را فراموش مکن محمود درویش https://t.me/Parakandeganependar

  • پرده‌نشینِ حریم احمدِ مرسَل صدر گزینِ بساطِ ایزد دادار عرفان عِقد است و اوست واسطهٔ عِقد ایمان پرگار و اوست نقطهٔ پرگار از پی تعظیم نامِ نامی زهراست این که خمیده است پشتِ گنبد دوّار بر فلک ایزدی است نجمی روشن در چمن احمدی است، نخلی پربار بار ولایش به دوش گیر و میندیش ای شده دوشِ تو از گناه گرانبار راستی اَر بنگری جز این گهر پاک از دو جهانش غرض نبود جهاندار عصمت‌، چرخ است و اوست‌ اخترِ روشن عفّت‌، بحر است و اوست گوهرِ شهوار ملک‌الشعرای بهار ولادت حضرت زهرا (س)، روز زن و روز مادر مبارک باد. https://t.me/Parakandeganependar