پسیخان بزرگ
Статистика💐💐کانال پسیخان💐💐 (پسیخان،گالش محله،کاسان،جیرده، ماشاتوک،نوده،تازه آباد،دافسار، راسته کنار،خشت مسجد، کسار،طرازکوه،پس ویشه،بیجارکنار،کلش طالشان،آتشگاه) مدیریت و ارسال مطالب علمی: بشیر سراجی @BashirSeraji13 برای ارسال تصاویر و تبادل @mahdi_seraji_23
- Последний пост
- 24 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 63
- 1/48двое суток
- 72
- 1/72трое суток
- 77
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
#گاز #نامجو فلکه گاز رشت و خیابان شهید نامجو یادآور بهترین و زیباترین روزهای زندگی بنده به ویژه در نوجوانی است. روز شمار آن را که مرور می کردم، فهمیدم چقدر دلتنگ رشت شده ام. شاید نخستین عبور و مرور بنده از آنجا همراه پدر و به صورت پیاده بوده باشد. پدرم میانبرهای رشت را خوب می دانست، برای رفتن به میدان فرهنگ و تامین اجتماعی و پارک قدس و خیلی از جاها از نامجو عبور میکردیم و بستنی فروشی های گاریچی و دکانی و گل فروشی های آن مسیر هرگز با همه تطورش از خاطرم نمی رود. نام گاز و نامجو و عضدی برای بنده و شاید خیلی ها در هم تنیده شده بود. نخستین باری که خودم مستقلانه وارد این خیابان شدم یادم نیست. شاید باز هم با پدرم برای تماشای بازی های استقلال شهرداری رشت بوده باشد که عمویم محمدعیسی پاره وقت آنجا کار میکرد. آنچه اطمینان دارم برمیگردد به نمونه دولتی باقرالعلوم(ع) آقاسید شریف رشت و سال اول راهنمایی، همان پایه هفتم در دوره اول دبیرستان فعلی. وقتی با دبیر ورزش خوبمان آقای نظام دودل آشنا شدم، با حمایت ایشان دل به بدنسازی و پاورلیفتینگ دادم. خلاصه حداقل سه عصر در هفته به هر طریقی بود، حتی شده فرار از دیوار مدرسه خود را به باشگاه البرز میرساندم. یادش بخیر. خاطرات زیادی دارم و ناچارا گذر میکنم. البته در همین سالها و شاید قبلش ، گاهی برای خیابان گردی و رفیق بازی و استفاده از فضاهای داخلی و بیرونی شهربازی و گاهی متاسفانه دعوا با برند پسیخان به اینجاها می آمدیم که گفتنش را زیاد خوش ندارم. تماشای تمرین و مسابقات فوتبال پگاه و داماش هم هرگز در ورزشگاه عضدی فراموشم نمی شود. چه روزهای شیرینی. حتی بازی های کامپیوتری و نرم افزارهایی که از آن خیابان خریدم را نمی توانم از یاد ببرم. چه روزهایی را در دانشکده علوم پایه گیلان برای کلاس های ریاضیدانان جوان و المپیاد ریاضی سپری کردیم. خاطرات شیرین و سختی هایش و سوتی های کلاس های آنجا نیز مفصل است که بعدها خصوصی عرض میکنم. اما درمانگاه امام سجاد(ع) رشت را کمتر مورد توجه قرار داده بودم. تا اینکه برای یکی از رشته های مهندسی دانشگاه امام حسین(ع) سپاه برگزیده شدم. از آزمایش خون تا ام آر آی کمر را آنجا انجام دادم. چقدر برخوردها خوب بود و چقدر سریع کارم راه میفتاد. چند روزی که برای فرایند پزشکی و در نهایت اخذ نتیجه می رفتم، چقدر از پیران جامعه را در آنجا می دیدم که مشخص بود شاید بیمه هم نداشته باشند. جانبازانی که شهید زنده بودند، پناهشان این درمانگاه بود. آن روزگاران گذشت و بنده سال بعد به دلایلی راه پاسداری از اسلام و انقلاب را در لباس دیگری دیدم و به مشهدالرضا(ع) رفتم. پس از ۱۵ سال که حادثه شهادت خانم نبوی نیا و سوختن آن خیمه درمانگری را در فتنه دی ماه ۱۴۰۴ شنیدم، همه زندگی ام در آن خیابان، مرور شد و خیلی افسوس خوردم. ای کاش در زمان تحصیل علاوه بر اماکن شغلی و اردو، گاهی دانش آموزان را به درمانگاه ها و بیمارستان ها هم ببریم، شاید بعدها حتی در حالت مستی و مصرف مواد هم کورسویی از خدمت آن مکان و افرادش مانع چنین فاجعه آفرینی بشود. خلاصه اینکه این بیمارستان می بایست بماند که روایت کند و دیگران را به روایت وادار کند. برای بنده آن منطقه یک خیابان عادی نیست. یک شهر است. یک شهر تاریخی با عظمت و با اصالت و دارای قدمت. دفترچه خاطرات بنده آنجاست. فکر کنیم اگر دانشکده یا ورزشگاه میسوخت چه می کردیم؟ آن محوطه را تور گردشگری کنیم و بیمارستان را ضمن احیای کاربری آن، به زیارتگاه شهدا و موزه ای درخور برای شهروندان و مسافران تبدیل کنیم. یاد باد آن روزگاران را یاد باد شادی روح همه شهدا، به ویژه شهیدان نامجو و عضدی و شهیده نبوی نیا، صلوات بفرستیم یا حق العبد الاحقر بشیر سراجی یکم مرداد ۱۴۰۵ مشهد الرضا (ع)
یک نمونه از کشتار دی ماه ۱۴۰۴ دقیق ببینید فرد شلوار آبی که چاقو داره میره نزدیک و فحش میده و... نهایتش مرگ یک انسان که میتونست با بیرحمی از خودش دفاع کنه ، اما به نامردی کشته شد جای شهید و جلاد راحت عوض میشه، چون ... بماند
#گاز #نامجو فلکه گاز رشت و خیابان شهید نامجو یادآور بهترین و زیباترین روزهای زندگی بنده به ویژه در نوجوانی است. روز شمار آن را که مرور می کردم، فهمیدم چقدر دلتنگ رشت شده ام. شاید نخستین عبور و مرور بنده از آنجا همراه پدر و به صورت پیاده بوده باشد. پدرم میانبرهای رشت را خوب می دانست، برای رفتن به میدان فرهنگ و تامین اجتماعی و پارک قدس و خیلی از جاها از نامجو عبور میکردیم و بستنی فروشی های گاریچی و دکانی و گل فروشی های آن مسیر هرگز با همه تطورش از خاطرم نمی رود. نام گاز و نامجو و عضدی برای بنده و شاید خیلی ها در هم تنیده شده بود. نخستین باری که خودم مستقلانه وارد این خیابان شدم یادم نیست. شاید باز هم با پدرم برای تماشای بازی های استقلال شهرداری رشت بوده باشد که عمویم محمدعیسی پاره وقت آنجا کار میکرد. آنچه اطمینان دارم برمیگردد به نمونه دولتی باقرالعلوم(ع) آقاسید شریف رشت و سال اول راهنمایی، همان پایه هفتم در دوره اول دبیرستان فعلی. وقتی با دبیر ورزش خوبمان آقای نظام دودل آشنا شدم، با حمایت ایشان دل به بدنسازی و پاورلیفتینگ دادم. خلاصه حداقل سه عصر در هفته به هر طریقی بود، حتی شده فرار از دیوار مدرسه خود را به باشگاه البرز میرساندم. یادش بخیر. خاطرات زیادی دارم و ناچارا گذر میکنم. البته در همین سالها و شاید قبلش ، گاهی برای خیابان گردی و رفیق بازی و استفاده از فضاهای داخلی و بیرونی شهربازی و گاهی متاسفانه دعوا با برند پسیخان به اینجاها می آمدیم که گفتنش را زیاد خوش ندارم. تماشای تمرین و مسابقات فوتبال پگاه و داماش هم هرگز در ورزشگاه عضدی فراموشم نمی شود. چه روزهای شیرینی. حتی بازی های کامپیوتری و نرم افزارهایی که از آن خیابان خریدم را نمی توانم از یاد ببرم. چه روزهایی را در دانشکده علوم پایه گیلان برای کلاس های ریاضیدانان جوان و المپیاد ریاضی سپری کردیم. خاطرات شیرین و سختی هایش و سوتی های کلاس های آنجا نیز مفصل است که بعدها خصوصی عرض میکنم. اما درمانگاه امام سجاد(ع) رشت را کمتر مورد توجه قرار داده بودم. تا اینکه برای یکی از رشته های مهندسی دانشگاه امام حسین(ع) سپاه برگزیده شدم. از آزمایش خون تا ام آر آی کمر را آنجا انجام دادم. چقدر برخوردها خوب بود و چقدر سریع کارم راه میفتاد. چند روزی که برای فرایند پزشکی و در نهایت اخذ نتیجه می رفتم، چقدر از پیران جامعه را در آنجا می دیدم که مشخص بود شاید بیمه هم نداشته باشند. جانبازانی که شهید زنده بودند، پناهشان این درمانگاه بود. آن روزگاران گذشت و بنده سال بعد به دلایلی راه پاسداری از اسلام و انقلاب را در لباس دیگری دیدم و به مشهدالرضا(ع) رفتم. پس از ۱۵ سال که حادثه شهادت خانم نبوی نیا و سوختن آن خیمه درمانگری را در فتنه دی ماه ۱۴۰۴ شنیدم، همه زندگی ام در آن خیابان، مرور شد و خیلی افسوس خوردم. ای کاش در زمان تحصیل علاوه بر اماکن شغلی و اردو، گاهی دانش آموزان را به درمانگاه ها و بیمارستان ها هم ببریم، شاید بعدها حتی در حالت مستی و مصرف مواد هم کورسویی از خدمت آن مکان و افرادش مانع چنین فاجعه آفرینی بشود. خلاصه اینکه این بیمارستان می بایست بماند که روایت کند و دیگران را به روایت وادار کند. برای بنده آن منطقه یک خیابان عادی نیست. یک شهر است. یک شهر تاریخی با عظمت و با اصالت و دارای قدمت. دفترچه خاطرات بنده آنجاست. فکر کنیم اگر دانشکده یا ورزشگاه میسوخت چه می کردیم؟ آن محوطه را تور گردشگری کنیم و بیمارستان را ضمن احیای کاربری آن، به زیارتگاه شهدا و موزه ای درخور برای شهروندان و مسافران تبدیل کنیم. یاد باد آن روزگاران را یاد باد شادی روح همه شهدا، به ویژه شهیدان نامجو و عضدی و شهیده نبوی نیا، صلوات بفرستیم یا حق العبد الاحقر بشیر سراجی یکم مرداد ۱۴۰۵ مشهد الرضا (ع)
без подписи
سلام بر پسیخانی های عزیز
#افتخار به همه مخلوقات خدا، به ویژه مردم ایران افتخار میکنم برای بنده دعا کنید که انسان بمانم و انسان ساز شوم
без подписи
🔴 کسب مدال برنز آسیا توسط بوکسور گیلانی ➕«رضا (شایان) خلیلزاده» بوکسور پسیخانی عضو تیم ملی بوکس امید ایران در مسابقات آسیایی قزاقستان مدال برنز را کسب کرد. ➕خلیلزاده در مصاف با بوکسور پر قدرت کشور ازبکستان در وزن ۹۲+ کیلوگرم بعد از انجام یک بازی نفسگیر از راهیابی به فینال برترینهای سنگینوزن بوکس آسیا بازماند و صاحبمقام سوم شد. ➕بدین ترتیب تیم ملی امید بوکس ایران که برای نخستینبار در مسابقات آسیایی این رده سنی شرکت کرده بود با کسب سه مدال برنز به کار خود پایان داد. 🆔 @pasikhan
#عید #تبریک هر روز که در آن گناه نباشد، یقینا عید است و سرشار از معنویت، شادی، جشن، خوشی و حال خوب. هر روزتان عید باشد و روبه رفاه مطلوب و تعالی دنیایی و اخروی عید سعید فطر هم مبارک @bashirseraji
#نقل_و_انتقالات لیگ یک ( لیگ آزادگان ) #سعید_دلاور مدافع فصل گذشته داماش گیلان قراردادش با این باشگاه را به مدت یک فصل دیگر تمدید کرد دلاور سابقه حضور در تیم های شهرداری فومن و آستارا را در کارنامه دارد آرزوی موفقیت داریم برای سعید عزیز 💙 @sad_pasikhan
🔶 #تقویم: 🔹 دیروز 21 اسفند تولد 31 سالگی #میثم_تهیدست مدافع (پسیخانی) جنگنده و دوست داشتنی تیم های سابق سپیدرود رشت، مس کرمان، نفت مسجد سلیمان و فعلی صنعت نفت آبادان بود. [تولدت مبارک عنکبوتی 💛🕷🕸] ☆ @sad_pasikhan ☆
🟠خرید جدید مس رفسنجان در پست مدافع میانی 🔸#محمدرضا_مهدیزاده دفاع وسط ۳۰ ساله اسبق نساجی، سپاهان ، تراکتور و داماش گیلان به مس رفسنجان پیوست. آرزوی موفقیت داریم برای این بازیکن دوست داشتنی 🙏🧡 @sad_pasikhan
#میلاد_روئین در بین نامزد بهترین های لیگ برتر جوانان استان گیلان 👌🔥 @sad_pasikhan
قسمت هشتم (به وقت ورزش ) دیدار با آقای نقی کاظم زاده پیشکسوت تیم سد پسیخان (پارت ششم) @pasikhan46
قسمت هشتم (به وقت ورزش ) دیدار با آقای نقی کاظم زاده پیشکسوت تیم سد پسیخان (پارت پنجم) @pasikhan46
قسمت هشتم (به وقت ورزش ) دیدار با آقای نقی کاظم زاده پیشکسوت تیم سد پسیخان (پارت چهارم) @pasikhan46
قسمت هشتم (به وقت ورزش ) دیدار با آقای نقی کاظم زاده پیشکسوت تیم سد پسیخان (پارت سوم) @pasikhan46
قسمت هشتم (به وقت ورزش ) دیدار با آقای نقی کاظم زاده پیشکسوت تیم سد پسیخان (پارت دوم) @pasikhan46