tgindex
کاوش‌های فلسفی

کاوش‌های فلسفی

Статистика
@Philosophical_Researchesперсидский

در این صفحه به شاخه‌های گوناگون فلسفه‌ی محض هم‌چون مابعدالطبیعه و معرفت‌شناسی؛ و انواع فلسفه‌های مضاف هم‌چون فلسفه‌ی دین و فلسفه‌ی علم خواهیم پرداخت. موضوعات فکری، فرهنگی و اجتماعی نیز مدنظر قرار دارند. کاوش‌های فلسفی با امیرعباس سولی‌خانی؛ دکترای فلسفه

Последний пост
5 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
835
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
628
20 постов
Вовлечённость
75,2%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
196
1/48двое суток
224
1/72трое суток
242

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 5 авг.152142

    🟣 معماهای فلسفی و منطقی (۵): آیا ادای شهادت ناعادلانه است؟! 🔴 «این‌که [آدمیان] برای یکدیگر شهادت راست بدهند، هم عادلانه است و هم برای امور انسانی سودمند شمرده می‌شود. لیک هرکس چنین کند، عادل نخواهد بود. چه عادل‌بودن یعنی این‌که به هیچ‌کس ستم نکنی و خود نیز مورد ستم قرار نگیری. اما هرکس شهادت بدهد، حتی اگر شهادت‌اش راست باشد، ناگزیر به‌نوعی به دیگری ستم می‌کند و خود هم مورد ستم قرار می‌گیرد؛ چون کسی که علیه او شهادت داده شده، از رهگذر همین شهادت محکوم می‌شود و مال یا جان‌اش را به سبب همین شاهد از دست می‌دهد، حال‌آنکه به او هیچ ستمی نکرده است. پس از یک‌سو شاهد به کسی که علیه‌اش شهادت می‌دهد ستم روا می‌دارد و به کسی زیان می‌رساند که به او ستمی نکرده است؛ و از سوی دیگر خود نیز از جانب همان شخص مورد ستم قرار می‌گیرد، زیرا آن شخص به‌خاطر این شهادتِ راست از وی متنفر خواهد شد» (Antiphon, 2002, pp. 185 & 187). 🔵 قطعه‌ی فوق پاره‌ای از رساله درباره‌ی حقیقت (Peri Alētheias) اثر آنتیفون است. در میان فرزانگان یونانی، سخن از دو آنتیفون به میان آمده که یکی خطیبی مبرز و سیاست‌مداری برجسته بود و دیگری سوفسطایی چیره‌دستی که به طرح معماهای پیچیده شهرت داشت. درباب اینکه آنان به‌راستی دو تن بوده‌اند یا یکی، بحث‌های زیادی درگرفته است اما قطعه‌ی فوق از هرکه باشد، نشان هوشمندی اوست. پیشتر در متناقض‌نمای دادگاه به نمونه‌ای از باریک‌بینی سوفسطاییان برخورد کردیم. در اینجا نیز آنتیفون می‌کوشد تا با مسلم انگاشتن تعریفی رایج از عدالت و با ارائه‌ی استدلالی متین، ما را درباب درستیِ اخلاقیِ شهادت‌دادن، حیران سازد و به ورطه‌ی معمایی گیج‌کننده دراندازد. حال بیایید صورت‌بندی منطقی استدلال وی را مدنظر قرار دهیم. 🟡 ۱. عدالت مستلزم آن است که نه به کسی ستم کنی و نه مورد ستم قرار گیری (تعریف). ۲. دادن شهادتِ راست نیز عادلانه و سودمند است (فرض). ۳. اگر در دادگاه به زیان کسی شهادت دهی آنگاه جان و مال وی را به خطر انداخته‌ای. ۴. اگر جان و مال کسی را به خطر بیندازی آنگاه به وی ستم کرده‌ای. ۵. پس اگر در دادگاه به زیان کسی شهادت دهی آنگاه به وی ستم کرده‌ای (از ۳ و ۴). ۶. از سوی دیگر اگر به زیان کسی شهادت دهی آنگاه وی را از خویش بیزار ساخته‌ای. ۷. اگر کسی را از خویش بیزار سازی آنگاه به خود ستم روا داشته‌ای. ۸. پس اگر به زیان کسی شهادت دهی آنگاه به خود ستم روا داشته‌ای (از ۶ و ۷). ۹. بنابراین با ادای شهادت، هم به دیگری و هم به خویشتن، ستم کرده‌ای (از ۵ و ۸). ۱۰. بدین‌ترتیب ادای شهادت، عادلانه نبوده و فرض ۲ باطل است (از ۱ و ۹). ⚪️ از شکیبایی‌تان سپاس‌گزارم 🌹 ⚫️ Antiphon. (2002). Antiphon The Sophist: The Fragments. Translation & Commentary by Gerard J.Pendrick. 🌐 t.me/Philosophical_Researches/

  • 🟢 یک تصویرسازی قرن نوزدهمی برای کتاب تاریخ مصور کاسِل که اخراج سوفسطاییان از رُم را نشان می‌دهد. 🌐 t.me/Philosophical_Researches/

  • 2 авг.221142

    🔴 گزین‌گویه (۱۷)- توماس هابز: اهمیت روش 🟣 «به گمانم، فلسفه امروز در میان آدمیان همان وضعی را دارد که گفته‌اند گندم و شراب در روزگاران کهن در جهان داشتند. از همان آغاز، تاک‌ها و خوشه‌های گندم به‌گونه‌ای پراکنده در دشت‌ها می‌روییدند، اما کسی به کِشت و پرورش آن‌ها نمی‌پرداخت. ازاین‌رو، مردم خوراک خویش را از بلوط فراهم می‌آوردند؛ و اگر کسی آن‌قدر جسور بود که میوه‌های ناشناخته و نامطمئن را بیازماید، سلامت خود را به خطر می‌انداخت. فلسفه نیز چنین است. هر انسانی فلسفه، یعنی عقل طبیعی، را با خود به این جهان می‌آورد؛ زیرا جملگی آدمیان تا اندازه‌ای توانایی استدلال‌کردن دارند و درباره‌ی برخی امور می‌توانند داوری کنند. اما هرگاه رسیدن به نتیجه مستلزم زنجیره‌ای طولانی از استدلال‌ها باشد، بیشتر مردم، از آن‌جا که از روش درست بی‌بهره‌اند، از راه منحرف می‌شوند و به خطا می‌افتند؛ درست همان‌گونه که اگر بذر نیفشانیم و گیاهی پرورش ندهیم، محصولی به بار نخواهد آمد. به‌دیگرسخن، آنان عقل خویش را پرورش نمی‌دهند و آن را به شیوه‌ای منظم به کار نمی‌گیرند.» 🟡 دوره‌ی آشنایی با توماس هابز 🌐 t.me/Philosophical_Researches/

  • 1 авг.262152

    🏛 شهر فلسفه‌ی ایران برگزار می‌کند: آشنایی با توماس هابز 🔵 جلسه‌ی اول. معرفت‌شناسی هابز: حس، خیال و عقل - تبیین مکانیکی ادراک - نام‌انگاری - روش هندسی، روش تجربی - نقد رویکرد آزمایشگاهی - علم چونان معرفت به علل - تأثیر گالیله - تثلیث زاویه و تربیع دایره. 🔴 جلسه‌ی دوم. هستی‌شناسی هابز: ماده‌باوری مکانیکی - مناقشه با دکارت؛ نزاع بر سر نفس مجرد - مناقشه با گاسندی؛ نزاع بر سر اتم‌ها - مناقشه با بویل؛ نزاع بر سر خلأ - مناقشه با اسقف برمهال؛ نزاع بر سر اختیار. 🟡 جلسه‌ی سوم. فلسفه‌ی دین هابز: وجود خداوند - وجود فرشتگان - وجود شیاطین و دیوان - منشأ روان‌شناختی دین - تفسیر کتاب مقدس - دین و خرافه - دین و دولت. 🟢 جلسه‌ی چهارم. فلسفه‌ی سیاسی هابز: بهیموت؛ حرکت از نظم به آشوب - شرح ویرانی و پریشانی - جنگ داخلی انگلستان - جمهوری کرامول - زندگی هابز چونان بستر عینی فلسفه‌ی سیاسی‌اش - لویاتان؛ حرکت از آشوب به نظم - قرارداد اجتماعی - برساختن دولت قدرقدرت. ⏰ آغاز: شنبه ۱۷ اَمرداد ۱۴۰۵ ‼ برای ثبت نام به شهر فلسفه‌ی ایران در تلگرام (09361135000) پیام دهید. 🌐 t.me/Philosophical_Researches/ 🌐 t.me/iraniancityofphilosophy

  • 28 июл.4101618

    🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 🟣 گزین‌گویه (۱۶) هیوم: خطاهای دینی 🔴 به‌طور کلی، خطاهای دینی خطرناک‌اند اما خطاهای فلسفی فقط مضحک‌اند (Hume, 2007, p.177). 🟡 دوره‌ی آشنایی با دیوید هیوم ⚫️ Hume, David. (2007). A Treatise of Human Nature. Volume 1: Texts. ⚫️ تفتیش زنی بینوا که متهم به جادوگری شده است. اثر فردیناند پیلوتی، هنرمند آلمانی سده‌ی نوزدهم. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 17 июн.6871918

    🟣 صوت سخنرانی 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 🔴 فلسفه صرفاً دانشی نظری و انتزاعی نیست، بلکه می‌تواند چونان شیوه‌ای اصیل برای زندگی در پیش گرفته شود؛ شیوه‌ای که آدمی را از ورطه‌ی روزمرگی، عادت‌زدگی، تقلیدِ کورکورانه و زندگی مکانیکی می‌رهاند و وی را به ساحتِ پرسش‌گری، ژرف‌اندیشی و خودآگاهی رهنمون می‌شود. انسانِ فلسفی، مشهورات و باورهای رایج را به چالش می‌کشد و بدون بررسی شواهد و قرائن، چیزی را نمی‌پذیرد و از درغلتیدن به وادی مغالطه محفوظ می‌ماند. زیستِ فلسفی در محدوده‌ی اندیشه، محصور نمی‌ماند و از رهگذر پرورش اخلاقی آدمی، وی را به گفتگو با دگراندیشان ترغیب کرده، از تعصب، پیش‌داوری و دنباله‌روی دور می‌سازد و با ایجاد تواضعِ علمی و سعه‌ی صدر، شخص را آماده‌ی شنیدنِ انتقادات و حک و اصلاح دیدگاه‌های خویش می‌کند. فلسفه در این معنا، توان آدمی را جهت ضبط و مهار عواطف و احساسات خویش افزایش می‌دهد و او را به سوی آرامشِ درونی، رضایتِ باطنی، رهایی از هراسِ مرگ و هماهنگیِ اندیشه با عمل، رهنمون می‌سازد. بدین‌ترتیب فیلسوفانه‌ زیستن، هنری‌ست که انسان با آموختن‌اش به آزاداندیشی، دیگرخواهی، خویشتن‌داری و در یک کلام سعادتِ حقیقی نزدیک می‌شود. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 10 июн.1 9301611

    🔵 جلسه‌ی اول: زمینه و زمانه‌ی هیوم؛ تغییر پارادایمی در فلسفه‌ی جدید با دکارت و بیکن - ظهور تجربه‌گرایی - تجربه‌گرایان شرمسار (لاک و بارکلی)- ابعاد مختلف زندگی و آثار دیوید هیوم. 🔴 جلسه‌ی دوم: معرفت‌شناسی هیوم؛ منشأ و اقسام ادراکات - نفی تصورات فطری - چالش با مفهوم جوهر در نظام‌های مابعدالطبیعی کهن و نو - انکار نفس چونان یکی از مصادیق جوهر - چالش با این‌همانی شخصی. 🟡 جلسه‌ی سوم: ملاحظات علمی و اخلاقی هیوم؛ علیّت‌انکاری - مسئله‌ی استقراء و حساب احتمالات - چالش با یکنواختی طبیعت - گسستنِ باید از هست - عاطفه‌گرایی - روان‌شناسی‌گروی. 🟢 جلسه‌ی چهارم: فلسفه‌ی دین هیوم؛ نفی براهین پیشین در اثبات وجود خداوند - نفی براهین پسین - محاورات درباب دین طبیعی و نقد برهان نظم - تشکیک در اخبار معجزات - منشأ دین. تاریخ آغاز: شنبه 6 تیر 1405 برای ثبت نام به شهر فلسفه‌ی ایران در تلگرام (09361135000) پیام دهید. #هیوم؛ #امیرعباس_سولی‌خانی 🌐 www.philosophycity.ir 🌐 t.me/iraniancityofphilosophy

  • 7 июн.480162

    🔴 علاوه بر ساده‌دلی مردمان و شوق زائدالوصف ایشان به پذیرش خوارق عادات، هیوم برآن است که ما اساساً گزارش‌های قابل اعتمادی هم از رویدادهای معجزه‌آسا در دست نداریم و راویان این حوادث شگرف، غالباً از شماری اندک فراتر نمی‌روند حال‌آنکه دست‌کم برخی از این معجزات باید راویان بسیاری داشته باشند. مثلاً مطابق روایت عهد عتیق، یوشع به خورشید فرمان ایست داده و آن را از حرکت بازداشته است. امروزه به خوبی می‌دانیم که خورشید به دور زمین، حرکت نمی‌کند پس اگر یوشع به‌راستی معجزه کرده باشد، درواقع دَوَران زمین به گرد خویش را متوقف ساخته است و اگر چنین کرده باشد آنگاه جملگی باشندگان روی زمین می‌بایست به آسمان پرتاب شده باشند؛ همان‌طور که با توقف ناگهانی یک خودروی تندرو، جملگی موجودات درون‌اش به بیرون پرتاب می‌شوند (هاسپرس، ۱۳۸۷، ص ۵۰۷). لیک هیچ گزارش تاریخی معتبری از اینکه به یک‌باره تمام موجودات و اشیاء از کره‌ی زمین به فضای لایتناهی پرتاب شده باشند، در اختیار نداریم. نیز اگر محمد مصطفی، ماه را به دو نیمه کرده باشد آنگاه با توجه به طول جغرافیایی مکه و اختلاف ساعت نقاط مختلف، انتظار می‌رود که این رویداد نجومی در پهنه‌ی شاهنشاهی ساسانی و امپراتوری روم شرقی و مشخصاً در کلان‌شهرهایی چون مدائن، انطاکیه و قسطنطنیه رؤیت شده و در تواریخ منعکس شده باشد حال‌آنکه چنین به نظر نمی‌رسد. 🔵 دوباره یادآور می‌شویم که ملاحظات انتقادی هیوم معطوف بدان نیست که یوشع، خورشید را متوقف نساخته یا مصطفی، ماه را به دو نیم نکرده است. نیز معطوف بدان نیست که این امور منطقاً محال هستند بلکه او می‌گوید ما در مقام مخاطب چنین اخباری، فاقد شواهد و قرائن کافی جهت پذیرش‌شان هستیم زیرا میلیون‌ها و میلیاردها تن گواهی می‌دهند که خورشید هرگز متوقف نشده و ماه هرگز دو پاره نگشته است حال‌آنکه تنها کسانی به سود چنین حوادثی شهادت داده‌اند که خود از پیروان همان پیامبران بوده‌اند و چه‌بسا به نیت خیرخواهی و برای هدایت دیگران، زبان به دروغ یا اغراق گشوده باشند. 🟡 علاوه بر این حتی اگر بر اخبار معجزات صحه بگذاریم، با معضل تعارض و تکثر ادیان روبه‌روییم زیرا هر یک از معجزات در چارچوب نظام دینی خود معنی‌دار است. درواقع هر معجزه‌ای در خدمت استوار ساختن یک دین خاص خواهد بود (Hume, 2007, p.88)؛ چنان‌که زنده کردن مردگان در خدمت به کرسی نشاندن این مدعاست که عیسی مسیح، خدای مجسم است و دو نیم کردن ماه در خدمت اثبات آن مدعا که محمد مصطفی، پیامبر آخرالزمان است و این دو مدعا با هم جمع نمی‌شوند پس آن معجزات نیز یکدیگر را خنثی می‌سازند. 🟢 هیوم فصل درباره‌ی معجزات را با تذکری از لُرد فرانسیس بیکن ختم می‌کند که مطابق آن، بیکن ما را دعوت کرده تا به تهیه‌ی تاریخچه‌ای از زایش هیولاها و تمام حوادث تازه و شگفت‌انگیز طبیعت همت بگماریم لیک این مهم را با منتهای سخت‌گیری به انجام برسانیم و به تمام اخبار مربوط به سعد و نحس امور یا سحر طبیعی و کیمیاگری با شک و تردید بنگریم چراکه سرشار از دروغ و فسانه‌اند (ibid, pp. 93 & 94). طُرفه‌آنکه از دید هیوم: ۱. معجزات نافی قوانین طبیعت‌اند، و حتی اگر راویان‌شان راستگو هم باشند، باورپذیر نیستند. ۲. ما از راست‌گویی، امانت‌داری و بی‌طرفی راویان مطمئن نیستیم. ۳. معمولاً مردمان نافرهیخته پذیرای معجزات شده‌اند. ۴. شمار راویان فرزانه هرگز به تعدادی نمی‌رسد که اخبار وقوع معجزات را به گزارش‌های تاریخی موثق مبدل سازد. ۵. کثیری از آدمیان اشتیاق عجیبی برای پذیرش امور خارق‌العاده دارند. ۶. معجزات ادیان گوناگون یکدیگر را خنثی می‌کنند. البته نیک پیداست که مانند تمام بحث‌های فلسفی، این پایان ماجرا نیست و دیدگاه‌های هیوم، به مخالفت‌هایی دامن زده و ملاحظات انتقادی‌ای را برانگیخته که در یادداشت کنونی نمی‌گنجند و طرح و بررسی‌شان مستلزم بحثی علی‌حده بوده، مقال و مجال دیگری می‌طلبد پس شرح این هجران و این سوز جگر / این زمان بگذار تا وقت دگر! از شکیبایی‌تان سپاس‌گزارم 🌹 ⚫️ هاسپرس، جان. (۱۳۸۷). درآمدی بر تحلیل فلسفی. ترجمه‌ی موسی اکرمی. ⚫️ Hume, David. (2007). An Enquiry concerning Human Understanding. Edited with an Introduction & Notes by Peter Millican. Palmer, Michael. (2002). The Question of God: An Introduction and Sourcebook. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 7 июн.370141

    🟤 احتمالاً در این نقطه‌ی بحث، مخاطب تیزهوش به هیوم خرده خواهد گرفت که خود وی منکر آن بود که بتوانیم یکنواختی طبیعت را اثبات نماییم. به بیان روشن‌تر در بحث از معضل استقراء دیدیم که به‌زعم هیوم، ما قادر به اثبات این امر نیستیم که آینده نیز مانند گذشته خواهد بود و مقولاتی چون ضرورت علّی- معلولی، یکنواختی طبیعت و تعمیم گذشته به آینده بیش از آنکه جنبه‌ی آفاقی داشته باشند و چیزی درباب واقعیت عالم بیان نمایند، حیث انفسی دارند و پرده از روان‌شناسی آدمی برمی‌دارند. در بحث معجزات نیز هیوم منکر امکان وقوع معجزات نیست بلکه می‌گوید ما دلیل معتبری برای پذیرش معجزات نداریم، در حقیقت هیوم مشغول کلنجار رفتن با اخبار وقوع معجزات است و نه خود آن‌ها. قوانین طبیعت از دید وی، حقایق منطقی تخطی‌ناپذیر نیستند که نفی‌شان به تناقض بینجامد بل تعمیم‌هایی تجربی‌اند که به کرّات و مرّات تأیید شده‌اند (Palmer, 2002, p.183). در تمام زمان‌ها و مکان‌ها، آدمیان برای خاموش کردن آتش از آب استفاده کرده‌اند و گزاره‌ی «آب، خاموش‌کننده‌ی آتش است» به میلیون‌ها و میلیاردها مشاهده متکی‌ست؛ حال اگر کسی مدعی شد که با ریختن آب، شعله‌های آتش زبانه کشیده‌اند و فروزان‌تر شده‌اند، ما موظفیم تا مدعای وی را به دیده‌ی تردید بنگریم. 🟢 به زبان فنی‌تر، هیوم در اینجا به چیزی متوسل می‌شود که کلیفورد ِ ریاضی‌دان، بعدها آن را اخلاق باور نامید: «شخص خردمند، باورهای خود را با شواهد و قرائن، متناسب می‌سازد» و شواهد نافی رویدادهای معجزه‌آسا همیشه نیرومندتر از اخبار وقوع چنان رویدادهایی‌اند. هیوم به همین مقدار بسنده نمی‌کند و در بخش دومِ فصلِ مربوط به معجزات، نکات تازه‌ای را پیش می‌کشد. وی خاطرنشان می‌سازد که در بخش اول، فرض را بر راست‌گویی راویان گذاشته بود و صرفاً بر تعارض اخبار با قوانین طبیعت تکیه داشت حال‌آنکه چنان فرضی از سر دست‌ودل‌بازی بوده است زیرا به‌زعم وی، راویان معجزات عموماً اشخاصی نافرهیخته بوده‌اند و ملت‌هایی پذیرای چنان اخباری شده‌اند که از فکر و فرهنگ بهره‌ای نداشته‌اند. هیوم از اسکندرِ آبونوتیکوسی مثال می‌زند که در قرن دوم میلادی می‌زیست و دعوی پیامبری داشت. 🟣 آورده‌اند که اسکندر، کار خویش را از شهری به نام پافلاگونیا آغازید که مردمان‌اش به سفاهت و ساده‌لوحی شُهره بودند و بدین‌ترتیب توانست جمع کثیری از مردم را بفریبد. وانگاه اخبار کرامات وی شهر به شهر چرخید و مرتباً شاخ و برگ پیدا کرد، کار اسکندر به حدی بالا گرفت و آوازه‌اش چنان در پهنه‌ی امپراتوری روم پیچید که حتی فرمان‌روای فیلسوف‌مشربی چون مارکوس اورلیوس نیز سرنوشت یکی از لشکرکشی‌های خویش را به پیش‌گویی‌های آن شیّاد سپرد! اسکندر به خوبی می‌دانست که اگر کار خود را از شهری چون آتن بیاغازذ، کامیاب نخواهد شد زیرا فرزانگان آن سامان مانع از پذیرش اباطیل وی می‌شوند (Hume, 2007, p.87). 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 7 июн.354163

    🟣 فلسفه‌ی دین (۴)- مسئله‌ی معجزات 🔴 مدتی این مثنوی تاخیر شد / مهلتی بایست تا خون شیر شد پس از غیبتی طولانی به شما دوستان گرامی درود می‌فرستم و آرزو می‌کنم که به وجود نازک‌تان گزندی نرسیده باشد🌸 ممکن است برخی گمان کنند که پرداختن به فلسفه در شرایط فعلی از سر بی‌خیالی و سبک‌سری‌ست و به کسانی تعلق دارد که بدون توجه به موضوعات ملموس و انضمامی، خود را در برج عاج محبوس ساخته و به موضوعات انتزاعی مشغول شده‌اند. از سوی دیگر بعضی برآن‌اند که از قضا روزگاران سخت، زمان‌های بهتری برای پرداختن به فلسفه است پس بیایید عجالتاً با دسته‌ی دوم همراه شویم و به موضوعی جدید بپردازیم. به‌نظر می‌رسد باور به معجزات یکی از ارکان ذهنیت دینی و مذهبی، خاصه در ادیان ابراهیمی، باشد و توجه عام و خاص را به خود معطوف دارد چنان‌که از دیرباز توجه شماری از فرزانگان و فیلسوفان در شرق و غرب عالم بدین موضوع جلب شده است لیک در میان صاحب‌نظران، نام یکی درخشش خاصی داشته است. 🔵 دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی عصر روشنگری، در کتاب مستطاب جستاری درباب فاهمه‌ی بشری به‌طور مبسوط به بحث معجزات پرداخته و فصلی مستقل را بدان اختصاص داده است. هیوم را عموماً یکی از تیزهوش‌ترین فیلسوفان دوره‌ی جدید دانسته و بزرگترینِ تجربه‌گرایان انگاشته‌اند. بی‌راه نیست که ایمانوئل کانت تصریح می‌نمود که هیوم، وی را از خواب دگماتیسم بیدار کرده است. البته تشکیکات هیوم در موضوعات مختلف، از جمله در آموزه‌های دینی و مذهبی،  سوءشهرتی برای او به ارمغان آورد که می‌توانست برای‌اش اسباب دردسر باشد اما خوشبختانه وی چندان بداقبال نبود که به سرنوشت جوردانو برونو و لوسیلیو وانینی دچار شود. 🟡 هیوم معتقد است که معجزات، ناقض قوانین طبیعت‌اند زیرا در غیر‌این‌صورت اصلاً معجزه نخواهند بود. به‌دیگرسخن، اگر رویدادی مطابق نظم مألوف طبیعت رخ دهد آنگاه فاقد خصلت معجزه‌آسا انگاشته خواهد شد. وفات آدمیان، چیز عجیبی نیست اما اینکه مردگان دوباره به زندگی بازگردند غیرمنتظره است؛ اینکه تکه‌ای سُرب بدون داشتن هیچ تکیه‌گاهی در هوا معلق بماند یا آتش، پنبه را نسوزاند یا آب، آتش را فروزان کند جملگی خلاف روندهای یکنواخت طبیعت است. پس در برابر هر رویداد معجزه‌آسا، هماره با یک یا چند قانون طبیعت مواجهیم که برهانی نیرومند علیه معجزه است (Hume, 2007, p.83). 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • یک نقاشی رنگ روغن از چهره‌ی دیوید هیوم به سال ۱۷۶۶ اثر اَلن رمزی، نقاش اسکاتلندی سده‌ی هجدهم. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 🟣 هر چه انسان‌تر می‌شویم پوستِ روح نازک‌تر می‌شود و تیغِ جهان بی‌رحم‌تر در ما فرو می‌رود. دوست‌داشتن بارانی‌ست که به نیتِ سبز شدن می‌بارد اما ریشه‌ها را به مردابِ دلتنگی پیوند می‌زند. شادی پرنده‌ای‌ست بر شانه‌ی صبح که پیش از آن‌که نامش را صدا کنیم پریده است؛ تنها سایه‌ای لرزان بر دیوارِ خاطره از او می‌ماند. اما رنج نه پرنده نیست، سنگ است سنگی که در ژرف‌ترین چاهِ ما افتاده و هر روز صدای افتادنش را دوباره می‌شنویم. فراق راهی‌ست که انتها ندارد و ما با چراغی شکسته در دست نامِ همدیگر را صدا می‌زنیم بی‌آن‌که کسی پاسخ دهد. تنهایی سهمِ شب نیست میراثِ انسان است؛ از وقتی که فهمید دل دارد و دل جایِ امنی نیست. آری رنج تا مغزِ استخوان نفوذ می‌کند و با ما هم‌سفره می‌شود هم‌خانه هم‌نفس. و شاید همین است قانونِ نانوشته‌ی بودن: هر که بیشتر حس کند بیشتر زخم می‌خورد و هر که زخم‌خورده‌تر است انسان‌تر به راه ادامه می‌دهد. ✍🏻 رامین خدام 🔴 چامه‌ی فوق، سروده‌ی استاد و دوست دانشمندم؛ جناب دکتر رامین خدام است. این شعر به زیبایی، سرشت ایجابی رنج و ماهیت سلبی خوشی را بازمی‌نمایاند؛ بصیرتی که از ارکان فلسفه‌ی شوپنهاوری است. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 3 янв.701103

    🟣 معرفت‌شناسی (۲)- جهان مستقل از ذهن: ایده‌آلیسم تجربی؛ ادامه 🔴 پیشتر دیدیم که اسقف جورج بارکلی کوشید تا از رهگذر استخراج یکی از نتایج مهمی که بر اصل اساسی تجربه‌گرایی مترتب می‌شود و با توسل به برهانی متین و محکم، موسوم به برهان استادانه، دفتر سترگ تاریخ فلسفه را ورق بزند و بر وجود جوهر مادی به‌مثابه‌ی خرافه‌ای فلسفی، خط بطلان بکشد. جان و جوهر سخن بارکلی آن بود که قول به وجود جوهر مادی نقش مثبتی در تبیین تجربه‌ی آدمی ندارد و با تمسک به خود فاعل شناسا می‌توانیم به توضیح معرفت همت بگماریم. نیز دیدیم که او با توسل به تفکیک نفس متناهی از نفس نامتناهی توانست خود را از ورطه‌ی خطرخیز شکاکیت برهاند و آخرالامر همه چیز را غوطه‌ور در علم بیکران الهی ببیند. نیک پیداست که دغدغه‌ی مسیحی بارکلی برای پیکار با اژدهای ماده‌باوری در جهت‌گیری فکری او موثر بوده است، هرچند تمایز مقام‌های گردآوری و داوری، مانع از آن می‌شود که مخالفان بارکلی بتوانند وی را نافیلسوف جلوه دهند لیک بگذارید این‌بار از چشم‌انداز علمی به افکار بارکلی نگاهی بیندازیم. 🔵 سِر آرتور ادینگتون، اخترفیزیک‌دان معاصر انگلیسی، در آغاز کتاب مسیرهای تازه در علم چنین می‌گوید: من، به‌عنوان موجودی آگاه، با یک داستان سروکار دارم. بخش ادراک‌کننده‌ی ذهنم داستانی از جهان پیرامونم را برایم بازگو می‌کند. این داستان از اشیاء آشنا سخن می‌گوید؛ از رنگ‌ها، صداها و بوهایی که به این اشیاء تعلق دارند؛ از فضای بی‌کرانی که این اشیا در آن وجود دارند؛ و از جریانِ پیوسته و روانِ زمان که موجب تغییر است و رویدادهای [تازه] را با خود می‌آورد. این داستان هم‌چنین از زندگی‌هایی جز زندگیِ من حکایت می‌کند که هر یک سرگرم مقاصد و اهداف خویش‌اند. لیک من، در مقام یک دانشمند، بدین داستان بدگمان شده‌ام. در بسیاری از موارد روشن شده است که اشیاء چنان‌که به نظر می‌رسند، نیستند. بنابر روایتِ این داستان‌گو، اکنون در برابر من میزی محکم و مادی قرار دارد؛ اما از فیزیک آموخته‌ام که این میز اصلاً آن جوهرِ پیوسته‌ای نیست که داستان ادعا می‌کند [بلکه] مجموعه‌ای‌ست از بارهای الکتریکیِ بسیار ریز که با سرعتی باورنکردنی این‌سو و آن‌سو می‌جهند. میز من، بیش از آنکه ماده‌ای صُلب باشد، به ازدحامی از پشه‌ها شباهت دارد. از این‌رو دریافته‌ام که نباید بیش از حد به این داستان‌گویی که در ذهنم زندگی می‌کند، اعتماد کنم (Eddington, 1947, p.1). 🟤 بدین‌ترتیب ماده چونان جوهری ممتد، سخت و صُلب در گزارش ادینگتون از جهان نیز جایی ندارد و از این حیث شاهد نوعی همانندی میان سخن وی با مدعای بارکلی هستیم، هرچند ناگفته پیداست که آن دو دقیقاً یک چیز نمی‌گویند. اما به‌هرحال جای خالی جوهر مادی را باید با عنصر دیگری پُر کرد و منظومه‌ی تبیینی تازه‌ای برکشید که بر مقولات دیگری متکی باشد. بارکلی کوشید با تمسک به خداوند، مشکل را حل کند و ادینگتون از انبوه بارهای الکتریکی سخن گفت. یادداشت کنونی را با ذکر سخنی از گادفری هارولد هاردی، ریاضی‌دان بزرگ معاصر، به پایان می‌برم و داوری را به شما نازنینان می‌سپارم: صندلی ممکن است مجموعه‌ای از الکترون‌های در حال چرخش یا ایده‌ای در ذهن خداوند باشد. هر یک از این دو توضیح ممکن است از لحاظی ارزشمند باشد، ولی هیچ‌یک از آن‌ها بر آنچه عقل سلیم حکم می‌کند دقیقاً منطبق نیست (هاردی، ۱۳۸۵، ص۹۴). از توجه‌تان سپاس‌گزارم 🌹 ⚫️ هاردی، گادفری هارولد. (۱۳۸۵). دفاعیه‌ی یک ریاضی‌دان. ترجمه‌ی سیامک کاظمی. ⚫️ Eddington, Arthur. (1947). New pathways in Science. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 28 дек.2 2151417

    🟣 تازه‌های فرهنگ (۸)- دین تاریخی و دین غیرتاریخی 🔴 به‌تازگی دکتر علی نیکزاد در نوشته‌ای خواندنی به بحث درباب تنوع دعاوی دینی پرداخته‌اند. لُب لُباب نوشته‌ی ایشان را می‌توان در دو مدعا خلاصه کرد که یکی توصیفی و دیگری تجویزی است. مدعای توصیفی ایشان عبارت از این است که باورهایِ کانونیِ پیروانِ ادیانِ توحیدی از یک سنخ نیستند؛ برای نمونه باور به رسالت محمد مصطفی یا رستاخیز عیسی مسیح از جنس گزاره‌های تاریخی‌اند که برای دفاع از آن‌ها باید به روش‌های پذیرفته‌شده در دانش تاریخ توسل جوییم. یک مورخ مبرز می‌کوشد تا جملگی روایات رنگارنگِ مربوط به وقوع یک رویداد را گرد آورد و با بررسی آن‌ها درباب کم‌وکیف آن واقعه به داوری بنشیند. البته امروزه از تاریخ‌نویسان انتظار می‌رود که از سایر دانش‌ها نیز به سود فعالیت خویش بهره برند، فی‌المثل کاوش‌های باستان‌شناختی می‌توانند با عرضه‌ی شواهد مادی به بازسازی رویدادهای تاریخی مدد برسانند. بهره‌گیری مورخ از سایر علوم تنها محدود به باستان‌شناسی نیست بلکه گاهی فعالیت یک اخترشناس نیز می‌تواند به کار مورخ بیاید. مشهور است که نبرد میان شاهنشاهی ماد و دولت لودیه در ۲۸ ماه مه سال ۵۸۵ ق.م در اثر وقوع یک خورشیدگرفتگی و وحشت طرفین از آن رویداد نجومی متوقف شد. پیداست مورخ کارآزموده باید علاوه بر مطالعه‌ی گزارش‌های برجای مانده از نبرد، با یاری جستن از یک اخترشناس به این پرسش بپردازد که آیا اساساً در چنان روزی امکان خورشیدگرفتگی وجود داشته است یا خیر؟ 🔵 بااین‌همه حاصل پژوهش تاریخی همواره دستخوش اما و اگر بوده، راه چون و چرا مقابل آن گشوده است خصوصاً در شرایطی که از آن رویداد تاریخی، شواهد مادی چندانی برجای نمانده باشد. از سوی دیگر گزاره‌هایی چون «خدا وجود دارد» یا «مرگ، پایان‌بخش هستی آدمی نیست» به شیوه‌های متعددی قابل دفاع هستند و در توجیه‌شان می‌توان به انواع شواهد عقلی و تجربی متوسل شد. اگر قدیس آنسلم با برهانی پیشین، وجود خداوند را مدلل می‌ساخت؛ قدیس آکویینی رویکردی پسینی به همان موضوع اتخاذ کرده بود اما اثبات این امر که عیسی مسیح، در روز سوم از میان مردگان برخاسته بسی دشوارتر است. 🟡 سلسله‌مراتب معرفت‌شناختیِ باورهای دینی، از سوی سایر اندیشمندان نیز پذیرفته شده است. برای نمونه، دکتر قدرت‌الله قربانی با ابداع مفهوم «عقلانیت تشکیکی باورهای دینی» همین مقصود را دنبال کرده است؛ قربانی در تشریح مدعای خود چنین می‌گوید: با بررسی سنت‌های الهیاتی اسلامی و مسیحی، چنین به‌نظر می‌رسد که برخی باورها، مانند یکتاپرستی یا ایمان به خدای یگانه و نیز باور به آخرت، می‌توانند باورهای بنیادین تلقی شوند. باورهایی هم‌چون صفات الهی، فاعلیت الهی، ویژگی‌ها و خصائص پیامبر، خصوصیات عیسی مسیح، آموزه‌های تثلیث و تجسّد، و آموزه‌ی فِدا در سنت مسیحی، و نیز باورهایی مانند قدیم یا حادث بودن قرآن، وحدت یا تمایز ذات و صفات الهی، و ویژگی‌های خلیفه و امام در سنت اسلامی، را می‌توان باورهای میانی به شمار آورد. افزون بر این، باورهایی وجود دارند که به قداست اشخاص، زمان‌ها، موقعیت‌ها، مکان‌ها، رویدادها و اشیاء مربوط می‌شوند و می‌توان آن‌ها را باورهای حاشیه‌ای در هر دو سنت اسلامی و مسیحی دانست (Qorbani, 2023, p.17). 🟤 اما نیکزاد به این تفاوت ماهوی باورها بسنده نمی‌کند و گام تجویزی مهمی نیز برمی‌دارد؛ او خاطرنشان می‌سازد که اگر قضایای فلسفی با قضایای تاریخی هم‌مرتبه نیستند پس حساسیت مومنانه را نیز نباید به یک اندازه برانگیزند. ملاحظه‌ی نیکزاد صورتی متعارف از اخلاق باور است که میزان تعهد ما به یک اعتقاد را با شواهد و قرائنی که می‌توان به سود آن، فراهم آورد، متناسب می‌داند. بدین‌ترتیب مطابق تجویز نیکزاد، تقیّد و حساسیت مومنان نسبت به باورهایی که سرشت تاریخی دارند باید کمتر از باوری چون وجود خداوند باشد که هرچند مناقشه‌پذیر است اما در مجموع قابل دفاع‌تر است. به‌نظر می‌رسد پذیرش پیشنهاد نیکزاد و کاستن از حساسیت نسبت به باورهای میانی و حاشیه‌ای مسیر گفتگو با کسی که قربانی، وی را «دیگریِ دینی» می‌نامد، هموارتر می‌سازد: براین اساس، ما بایستی در ذهن خود بپذیریم که دیگریِ دینی‌ای وجود دارد که نه تنها مثل ما نیست بلکه طور دیگری است، و حتی ممکن است در جهت مخالف ما بیندیشد. ضمن اینکه، به رسمیت شناختن دیگری موجب اعطای حقوق بسیاری به او، از جمله حقوق انسانی، اخلاقی، دینی و نظایر آن می‌شود. به رسمیت شناختن دیگری، هم‌چنین، موجب اجتناب از خودمطلق‌انگاری است. خودمطلق‌انگاری موجب ندیدن دیگری و نشناختن حدود خودی است (قربانی، ۱۳۹۹، ص ۳۴۹). 🟢 طبیعی‌ست مخالفان رویکرد فوق نیز به نقش تعیین‌کننده و هویت‌بخش باورهایی چون رسالت محمد مصطفی یا رستاخیز عیسی مسیح در سنت دینی خویش پای بفشارند لذا داوری در این زمینه را به شما نازنینان می‌سپارم. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 🟣 یلدا نیز مانند چهارشنبه‌سوری و نوروز از جشن‌های مهم ایرانی است. شادروان استاد هاشم رضی درباب یلدا در کتاب مستطاب گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان چنین آورده است: 🔴 شب یلدا، و روز دِیگان پیوند استواری با خورشید دارد، با مهر که از این روز بر تاریکی چیره می‌شود و رو به افزایش می‌رود. این روز خورشید است، روز مهر است و نزد ایرانیان، به ویژه مهرآیین‌ها بسی گرامی بود و بزرگترین جشن، یعنی جشن تولد مهر یا خورشید به شمار می‌رفت که آغاز سال محسوب می‌شد. خورشید، مهر یا میترا، مسیح و نجات‌بخش جهان از تسلط اهریمن و نکبت و ادبار وی بود. هنگامی که آیینِ مهر از ایران در جهان منتشر شد، در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی، به همین جهت روز بیست‌ویکم دسامبر را که برابر با اول دی‌ماه بود، هنگامی که آیین مهر همگانی شده بود، به‌عنوان روز تولد مهر یا میترای شکست‌ناپذیر جشن می‌گرفتند. اما در سده‌ی چهارم میلادی بر اثر اشتباهی که در کبیسه روی داد، تولد مهرِ نجات‌بخش، یا مسیحای منجی- در بیست‌وپنجم دسامبر واقع شد و از آن پس تثبیت شد. تا آن زمان تولد عیسای مسیح در ششم ژانویه جشن گرفته می‌شد. اما دین اغلب رومیان و اغلب کشورهای متمدن اروپا، آیین مهر و میترا بود. اما هنگامی که کم‌کم مسیحیت در روم با فشار و ارعاب جا باز کرد، متولیان کلیسا چون نتوانستند با برانداختن جشن تولد میترا در بیست‌وپنجم دسامبر غلبه کنند، همان روز را زایش عیسای مسیح اعلام کردند که تا این زمان باقی مانده. یلدا یک واژه‌ی سُریانی است به معنی تولد. رومی‌ها خود واژه‌ی ناتالیس را به معنی تولد داشتند. مسیحیانِ سُریانی واژه‌ی یلدا را با خود به ایران آوردند و از آن زمان تاکنون در ایران ماندگار شده است (رضی، ۱۳۸۲، صص ۵۵۵ و ۵۵۶). 🟡 این شبِ فرخنده بر همه‌ی شما خجسته باد 🍉 ⚫️ رضی، هاشم. (۱۳۸۲). گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان. 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • نگفتمت که به یغما رَوَد دلت، سعدی / چو دل به عشق دهی دلبران یغما را؟ / هنوز با همه دردم امیدِ درمان است / که آخری بُوَد آخر، شبانِ یلدا را 🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 10 дек.6561513

    🌐 t.me/Philosophical_Researches

  • 🔴 نشست «زیست فلسفی» که با حضور جمعی از دانشجویان گرامی و اساتید ارجمند به همت انجمن فلسفه‌ی دانشگاه علامه طباطبایی به تاریخ ۱۸ آذر ۱۴۰۴ در دانشکده‌ی ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی برگزار شد. بنده نیز، که توفیق شرکت در این نشست را داشته‌ام، صوت عرایض خویش را ارسال می‌دارم. 🌐 t.me/Philosophical_Researches